توجه به تفاوت مقایسه میان مکتوبات پیشین فارسی با فارسی معیار و فارسی معیار با گفتار محاوره ای امروز، سوال برانگیز و محل مناقشه است. آنچه در این قیاس بیش از هر چیز رخ می نماید، پدیده نسبتا ناشناخته و غیر قابل کنترل تحریکات و تحولات زبان فارسی است. امروزه شکاف بین گونه معیار و گونه محاوره فارسی چنان عمیق شده است که ترمیم آن، اگر ضروری فرض شود، غیر محتمل به نظر می رسد. درک دقیقتر و بهتر زبان محاوره و جایگاه آن در بستر فرایندهای کم کوشانه زبانی و همچنین شناخت محرکهایی که صورت و معنی زبان را در نشیب این دگرگونیها به حرکت وا می دارد، بی تردید در برنامه ریزیهای زبانی از بروز پاره ای خطاها خواهد کاست. در این مقاله اهتمام نویسنده مصروف بیان و طبقه بندی دقیق امیال عامه گویشوران فارسی به کوتاه گرایی و ساده سازی اجزای زبان شده است که از آن تحت عنوان فرایندهای کم کوشانه زبانی یاد می شود و عامل اصلی پیدایش گونه فارسی محاوره به شمار می آید.
نحوه نگرش صاحبان فکر و اندیشه به شخصیتهاى تاریخى، به نوعى نشان دهنده چارچوب تفکر و دستگاه فکرى و در واقع بیانگر جنهان بینى و هستى شناسى آنان است. در این مقاله نویسنده، به مقایسه "دیدگاه مو لوى درباره معاویه " با معارف قرآنى و روائى ثبت شده در منابع معتبر و نقد دیدگاه شاعر منظومه بزرگ تصوف در این زمینه مى پردازد. البته تفصیل این بحث همراه با مباحث تاریخى بسیار در طرح پژوهشى نگارنده ذیل عنوان "سیماى خلافت اموى در مثنوى " به رشته تحریرکشیده شده و آنچه در این وجیزه امکان عرضه داشته در آن پژوهش مجال ارائه یافته است.
یکی از روش های مدرن نقد ادبی هرمنوتیک یا علم تفسیر و تأویل متن است . این روش دارای دو دوره کاملأ مجزا از هم است: 1. هرمنوتیک سنتی که درآن از اصل قطعیت معنی سخن گفته می شود.معروفترین فرداین دسته ‘شلایر ماخر است. 2. هرمنوتیک جدیدکه معنارا همان چیزی میداند که خواننده درک می کند . از این گروه نیز گادامر و آیزر معروف هستند. هر چند می توان شعرهای حافظ را از دید مکاتب مختلف نقد ادبی مثل نقد فرمالیستی و اسطوره گرا بررسی کرد ‘ اما یکی از بهترین روشهای تحلیل شعر او هنوز هم روش هرمنوتیکی است.
سیمای تابناک مولانا و شعر عارفانه وی در هندوستان همیشه برای منتقدین ادب و اهل سلوک جاذبه خاصی داشته و دارد. در اینجا شرح های بسیاری بر مثنوی نوشته شده و به زبانهای مختلف مانند اردو، هندی، انگلیسی، و غیره ترجمه شده است. شاعران هند در مثنوی نگاری ازو بهره برده اند. اکنون نیز فضلا و دانشوران آثار گرانبهایی در باره وی می نگارند.
علامه شبلی در شعر العجم درباره احوال و آثار مولانا بحث کرده است و کتابی به نام « سوانح مولانا روم» نگاشته است. در این مقاله کوتاه نظرات شبلی در باره ویژگی های شعری مولانا بررسی شده است.
اغلب متون ادب فارسی به همت نولکشور در هند به چاپ رسیده و از این جهت حق بزرگی برگردن زبان و ادبیات فارسی دارد. چاپ کتاب و بخصوص مثنوی معنوی پیامدهای مبارکی را نیز به همراه داشته از جمله این پیامدهای خجسته مثنوی منظومی است که خود نولکشور سروده و در آن شرح مهاجرت مولوی از بلخ به روم، و چگونگی ملاقات او با عطار، آشنایی او با برهان الدین ترمذی، بر خورد او با شمس تبریزی و چگونگی سرودن مثنوی معنوی را به نظم در آورده است.
خاقانی یکی از موفق ترین شاعرانی است که به آفاق بکر و رازناک سخن پارسی گام گذارده و سرافراز از گستره ی مه آلود الفاظ و معانی عبور کرده در شمار سرآمدان زبان فارسی جای گرفته است. در این مقاله تلاش شده است هر چند گذرا شعر و ابداعات هنری خاقانی بازکاوی شود و ستــرگی خاقانی در ابعاد مختلف از قبیل: وسعت تخیل و ترکیب، نازک خیالی های بی نظیر، اندیشه های صوفیانه ، قدرت ردیف پردازی و سیطره ی خاقانی به علوم گوناگون باز نموده گردد.
تاثیر شگرف و سرنوشت ساز خاقانی بر شیوه های عمومی بیان در زبان پارسی و گویندگانی که پس از او به آرایش کاخ سخن برخاستند ، هر گونه پژوهش را در زبان و بیان و شیوه های اندیشه وری او بایستگی می بخشد.