نوشتار حاضر به بررسی ساخت داستان عامیانة حسین کرد شبستری باتوجه به عناصر داستانی آن، می پردازد. این داستان دربارة اعمال پهلوانی و عیّاریِ قهرمانی به همین نام در دورة صفویه است. در این پژوهش ابتدا عوامل داستانی، درون مایه، پیرنگ، شخصیت، حادثه، توصیف، گفت وگو، زاویة دید و سبک داستان، بررسی و سپس در نتیجه گیری، چگونگی شکل گیری داستان با توجه به این عوامل، توصیف شده است. به نظر می رسد که «تکرار»، عنصرِ بنیادی داستان و تمامی عوامل آن باشد.
قرن هفتم، یکی از مهمترین دوره های تصوف در ایران است،زیرا در این دوران است که عرفای بزرگی چون مولانا جلال الدین محمد بلخی ظهور کردند. بزرگترین حادثة ایران، پس از حملة اعراب هجوم مغول است، که بر اثر آن سرزمین ایران ویران گشت و هزاران انسان کشته شدند. به همین دلیل، تصوف به عنوان تکیه گاهی معنوی برای مردم خسته و درمانده از این نابسامانی درآمد و به همة وجوه و شئون اجتماعی راه یافت.در این دوره، علاقه و هجوم مردم عادی به خانقاه ها نیز بیش از دوره های پیشین به چشم می خورد.در میان دولتمردان مغول هم کسانی بودند که به تصوف گرویدند؛ از آن جمله معین الدین پروانه ، یکی از وزرای مغول و یکی از نامدارترین مریدان مولانا را می توان نام برد. او تحت تأثیر تعالیم مولانا چنان دگرگون شد که نسبت به مغولان مبارزة سیاسی اش را به طور نهانی در پیش گرفت و در نتیجه سبب شکست آنان در جنگ «روم» شد.