رساله قشیریه یکی از منابع مهم تصوف اسلامی است که به وسیله ابوالقاسم قشیری، از علما و محدثان بزرگ سده پنجم هجری به زبان عربی نوشته شده است. از این کتاب ترجمه ای در دست است که ظاهرا توسط یکی از شاگردان قشیری به نام ابوعلی عثمانی صورت گرفته و با تصحیح و استدراکات استاد بدیع الزمان فروزانفر به چاپ رسیده است. با وجود آنکه در قدیم بیشتر ترجمه ها به صورت آزاد صورت می گرفته- مانند مصباح الهدایه که ترجمه ای آزاد از عوارف المعارف است - و مترجمان کمتر به ترجمه تحت الفظی نظر داشته اند، به نظر می رسد مترجم رساله قشیریه توجهش بیشتر به ترجمه لفظ به لفظ بوده است. مقابله دقیق این ترجمه با متن عربی و تامل در متن مصحح نشان می دهد که در ترجمه فارسی کاستیهایی وجود دارد که در برخی قسمتها سبب اختلال در بیان موضوع و انتقال مفهوم اصلی رساله قشیریه شده است. مصحح کتاب به برخی از این کاستیها اشاره کرده و بخش دیگری از آنها مغفول مانده است. همچنین در تصحیح متن، به سبب موضوع اشکالاتی راه پیدا کرده و موجب شده است که در پاره ای از عبارتهای کتاب ابهام به وجود آید. در این مقاله چهار باب توبه، ورع، زهد و خلوت از این منظر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و کاستیهای ترجمه و تصحیح در این چهار باب تبیین شده است.
"این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که پیامبر اکرم (ص) با وجود «ما خطب به» بودن قرآن مجید و با وصف «ما ینطق عن الهوی» و «انک لعلی خلق عظیم» آیا سخنان لطیفه آمیز می گفتند؟ اگر این گونه است، لطیفه های آن حضرت شامل چه نوع لطیفه هایی است؟ بیشتر کدام عناصر را به کار برده اند؟ آیا برای لطیفه محدودیت هایی هم قایل بوده اند؟ این پژوهش نشان می دهد پیامبر اکرم (ص) گهگاه مزاح می کردند و لطیفه می گفتند. اما هرگز از محدوده اخلاق خارج نمی شدند. سخنان لطیفه آمیز آن حضرت دو دسته اند: دسته اول لطیفه های حکیمانه است؛ دسته دوم لطیفه های عام که پیچیدگی کمتری دارد. لطیفه های عام، به دو نوع موقعیتی و عبارتی تقسیم می شوند. لطیفه های عبارتی شامل بلاغت های زبانی مانند ایهام، ایجاز، ایجاد شگفتی زبانی و رفتاری، تضاد و تناقض (در مفهوم صنعت ادبی) است. همچنین بخشی از لطیفه ها، لطیفه های تعلیمی است. لطیفه های نبوی بیشتر از نوع زبانی و عبارتی است و نشانه ها و نمادهای طنز که در آنها تحقیر و توهین به دیگران باشد، در آنها دیده نمی شود. اما از آنجا که اصطلاح طنز گاهی در حوزه های تحقیر و توهین افراد یا مسایل اجتماعی جولان می دهد و ساحت حضرت ختمی مرتبت از آن مبراست؛ از سوی دیگر، تاکنون کسی در نام گذاری اینگونه سخنان آن بزرگوار اقدام نکرده است. نگارنده برای حفظ ادب شرعی همه انواع ملاحت های زبانی و لطایف نبوی را با اصطلاح «لطیفه» نام گذاری کرده است.
"
"واژه «رمان خانوادگی» به بازسازی داستان زندگی یک فرد از طریق رویاپردازی اشاره دارد که در آن شخص سیر تحولات داستان را بر اساس دلخواه خود نه بر اساس واقعیت به پیش می برد. لیکن مقوله رمان خانوادگی صرفا در قالب تخیل و رویاپردازی خلاصه نمی شود و در آن ارتباط تخیل با داستان زندگی فرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در مقاله حاضر که به مطالعه تخیل بر اساس الگوی رمان خانوادگی در داستانهای خود زندگینامه ای خانم انی ارنو می پردازد سعی شده است رویاهای دوران کودکی و نوجوانی نویسنده مورد بررسی قرار گیرد. در مرحله بعدی نشان خواهیم داد چگونه تغییر طبقه اجتماعی نزد ارنو منجر به ایجاد کشمکش های روانی شده است که با ظهور تخیلاتی بر مبنای الگوی رمان خانوادگی در دوران کودکی و نوجوانی نویسنده مشخص می شوند. این تخیلات یک مکانیسم تدافعی در مواجهه با فرودستی اجتماعی و بهترین وسیله برای بازسازی هویت نویسنده است.
این مقاله پژوهشی درباره «نوستالژی (غم غربت) در شعر معاصر فارسی» است. این موضوع به عنوان یکی از رفتارهای ناخودآگاه فرد، در شعر «فریدون مشیری» بررسی شده است. پس از ریشه شناسی و تعریف این واژه، با توجه به فرهنگ ها و بهره گیری از نظرات روان شناسان، به عوامل ایجاد غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژی و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطره فردی به نوستالژی دوری از وطن به عنوان غم غربت و در بخش نوستالژی اجتماعی تحت عنوان شاعران و خاطره جمعی به دلتنگی شاعران برای اسطوره های ایران، با ذکر شواهد شعری پرداخته شده است.
انسجام ساختاری در شعر عامل مهم و تاثیرگذاری است که لذت هنری به خواننده می بخشد. نشانه و عطف چون مفصلی در اندام متن، کلمات و جملات را به هم پیوند می دهد و علاوه بر کارکردهای دستوری بر معانی و تاویل های متن می افزاید. شاعران بزرگی چون سعدی با پیش گرفتن شیوه ی سهل و ممتنع، ضمن پرهیز از ترکیب ها و صنایع پیچیده و سنگین، به همه توانایی زبان در سطوح مختلف متوجه می شوند و آن توانایی ها را در سمت و سویی که خود اراده دارند، به کار می گیرند.از گذشته دور علمای علم بلاغت به مبحث فصل و وصل، اهمیت بسیار داده اند و امروزه نیز نشانه شناسان، شکل گرایان و ساختار گرایان به بحث درباره انسجام متن می پردازند. نقش واژگان دستوری چون و در ساختار متون ادبی غیر قابل انکار است.
"زبان ادبی، یکی از گونه های زبانی است که از ساحت تجربی و معنایی ویژه ای سخن می گوید؛ زیرا تنها در قلمرو متون معنایی و روابط کنایی و نمادینی زبان می توان ادبی اشیا را کشف کرد. آنچه حلاوت کلام ادیبانه به شمار می آید از همین لایه های زیرین و ژرف معنایی و احساسی ناشی می شود که در زبان بازتاب یافته است. یکی از دست مایه ها و ابزار کارآمد کلام ادیبانه که ظرفیتی گسترده در بیان نمادین تصاویر و مفاهیم دارد، «تمثیل» است که با بسامدی در خور توجه در مثنوی مولوی نمود یافته است. البته ساختار قصه های مثنوی به روشنی معلوم می دارد گوینده مفهوم نهفته و درونی آنها را مد نظر دارد؛ ترتیب عناصر و توالی حوادث و عبارات در حکایات تمثیلی مثنوی به گونه ای است که در اکثر موارد به دلیل هم سویی میان هنرمند و هنرپذیر، مخاطب را به مفاهیم نهفته در بطن حکایات راه می نماید. این جستار در پی پاسخ گفتن به دو سوال بنیادین است:
1. مفهوم دقیق تمثیل و ادبیات تمثیلی و حوزه های کاربردی این شگرد ادبی چیست؟
2. نحوه بهره گیری مولانا از ظرفیت های تمثیلی حکایات مربوط به پیامبر اکرم (ص) به چه صورتی بوده است؟
ملاک انتخاب حکایات نیز، برجستگی تمثیل در این گونه حکایات بوده است.
"
در مجموعه ادب فارسی به ویژه متون عرفانی کمتر متنی یافت می شود که از تقریر احوال پیامبران و قصص آنان بی بهره باشد. یکی از این متون که هم در رو ساخت و هم در ژرف ساخت از این موضوع متاثر است؛ مقالات شمس است در این اثر به مناسبت ذهن تاویل گرای مولف حوادث مندرج در تاریخ زندگی پیامبران تاویل و گفتارهای ایشان بنا بر باور مولف تفسیر شده است. تقریر در این مقالات یا بر سبیل استدلال و برهان محکم و برای تفهیم دیدگاه مولف و یا از باب تبرک و بر سبیل توارد ذهنی و یا به قصد معرفی انسان کامل در تمام ابعاد است که در این میان حضرت محمد (ص) را نمونه متعالی چنین انسانی معرفی می کند. در این مقاله مولف با این نگاه به اوصاف حضرت محمد (ص) در مقالات شمس پرداخته و خلاف آمد عادت های شمس را در این زمینه نشان داده است. نکته قابل تامل اینکه شمس در این اثر، از عمومی ترین مباحث در حوزه نبوت تا پرسش از برخی تابوها را مطمح نظر داشته که در برخی از موارد بدیع و هنری است. مفاهیمی چون مقایسه خود مولف با پیامبران و بعضا مخالفت با آنها، شبهه در برخی از احادیث، مقایسه ضمنی مولانا با پیامبر اسلام و... از این قبیل است. عمده ترین اوصاف حضرت محمد (ص) در مقالات شمس؛ همه علوم معلوم محمد (ص)، ارزش قرآن صامت به قرآن ناطق، تعظیم قرآن نه به خاطر خداوند که به خاطر محمد (ص)، میهمان خاص خداوند، محمد (ص) معشوق در لباس عاشق، نور محمدیه، پیامبر باز سپید سلطان ازل و مردمان دیگر مرغان سرگردان، استغراق تام، عدم استغنای حق از محمد (ص)، علم لدنی و... هستند که تحلیل و تفسیر آنها در اصل مقاله آمده است