دوره ساسانی از درخشان ترین دوره های ایران باستان است که هر چند پیوستگی آن با دوره اسلامی، راههایی را برای بازشناسی بهتر آن پیش روی ما می گشاید ولی از بین رفتن اغلب کتابها و نوشته های مربوط به آن دوره و نیز پراکندگی بازمانده های آنها در متون عربی نخستین سده های اسلامی، شناخت دقیق و موشکافانه آن روزگار را دشوار ساخته است. این دشواری در بازیابی تشکیلات اداری ـ سیاسی ـ اجتماعی دوره ساسانی نمود بیشتری یافته، زیرا قسمت عمده منابعی که می توانست غبار ناشناختگی آن را بزداید از میان رفته اند و ما تنها می توانیم به طور غیرمستقیم و با بهره گیری از کتابهایی که احتمالاً بی واسطه، آگاهیهای خود را از متون پهلوی آن روزگار به دست آورده اند، آگاهی خود را در این باره گسترش دهیم.
در این مقاله ابتدا با بهره گیری از کتابهای تاریخی سده های آغازین هجری ـ که اغلب به قلم ایرانیان فرهیخته نوشته شده است ـ و نیز برخی از پژوهشهای معاصران، آرایش سپاه و فنون رزمی به کار گرفته شده در دوره ساسانی را باز کاویده و سپس در مقایسه با شیوه های جنگی به کار رفته در داستانهای شاهنامه، همانندیهای آنها را نشان داده و به این نتیجه دست یافته ایم که شیوه های جنگ و رزم در شاهنامه مانند بسیاری موارد دیگر، برگرفته از فرهنگ دوره ساسانی و سنتهای رایج آن روزگار بوده است.
گزارش و شرح ابیات و عبارات متون ادبی که امروزه اغلب از آن با عنوان «تعلیقات» یاد می شود، عمر دراز و قدمتی بیش از پانصد سال دارد. در دوره معاصر نیز پژوهشگران و محققان با نوشتن شرح و تعلیقات بر آثار کهن زبان فارسی به صورت کتاب یا مقاله، گزارشهای گوناگونی از آن متون به دست داده اند. توضیح این مطلب لازم است که کالبد و روساخت متون مهم ادبی، مقدمه و وسیله نخستین و بنیادین رسیدن به درونمایه و ژرف ساخت آن متون است. به همین خاطر، این جنبه از پژوهش ها؛ یعنی گزارش درست و دقیق ابیات و عبارات متون ادبی نباید مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد. اهمیت و سودمندی چنین گزارش هایی زمانی آشکارتر و مشخص تر می گردد که با افسوس و اندوه بسیار بدانیم هنوز شماری از دانشجویان دوره های کارشناسی ارشد و دکترای زبان و ادبیات فارسی از خواندن و گزارش درست بعضی از لغات و ابیات و عبارات متون کهن ادبی ناتوانند.
آنچه در این جستار بدان می پردازیم، یکی از یادداشت های پراکنده ای است که نگارنده سالهای متمادی، در حاشیه شرح مثنوی دکتر جعفر شهیدی نوشته است و در واقع، حاشیه ای است بر حاشیه ایشان در شرح این بیت از دفتر ششم مثنوی که نکاتی را در ضرورت توجه به شرح و گزارش آثار ادبی و دقت در آن خواستار است.
باید گفت بی شک، مثنوی معنوی نیز از جمله کتابهایی است که دریایی بیکران از فرهنگ عامه و نکات ازنده ادبی را داراست. این اثر سترگ دارای شاخصه های فرهنگی و ادبی خاصی است که گاه برای خواننده امروزی قابل دریافت نیست.
ترکیب «سرِ سفره» یکی از ترکیبات نادر و دیریابی است که مولانا در مصرع «چون سر سفره رخ او توی توی...» دفتر ششم آن را آورده است که معنای آن ترکیب برای نویسنده این جستار دغدغه ایجاد کرده است و از سوی دیگر، بسیاری از شارحان در معنی آن حدس هایی زده اند. این نکته نیز درخور توجه است که آنچه در معنی این ترکیب بدان دست یافته ایم، از تمامی فرهنگ لغت های زبان فارسی فوت شده و بدان توجهی نشده است.
نویسنده با تبیین معانی گونه گون این ترکیب در میان کتب ادبی، به کاربرد آن در دیگر متون ادبی اشاره می کند و معنی این ترکیب را در مصراع مورد بحث با توجه به شواهد یافته شده در مصراع مورد بحث گزارش می کند. امید است که خوانندگان، نکته انگشت نهاده و یاد کرده ما را حمل بر بی احترامی به ساحت آن گزارشگر بزرگ (دکتر شهیدی) ندانند و نپندارند که آنچه در این مقاله آمده، از سر هوی و هوس «خالِف تعرَف» است. نامه دکتر شهیدی نیز در پاسخ به این معنی نویافته ضمیمه مقاله است.
از میان زنان شاعر پارسی گوی تنها تعداد محدودی از آنان علاوه بر داشتن جوهره و توانایی شعری از خط فکری معینی پیروی می کنند. از این روست که این افراد، نامی درخور و سزاوار در تاریخ ادبیات زنان ایران به دست آورده اند. یکی از برجسته ترین این بانوان، بزرگ بانوی شعر و ادب و عرفان، ماه شرف خانم، معروف به مستوره کردستانی است. شاعری دارای فضل و کمال و خط و ربط و شعر و انشا.
در مدت نزدیک به 90 سال که از درگذشت این بانوی فاضله می گذرد همه آثار وی جز دیوانِ شعر دو هزار بیتی او و تاریخ کردستان، که در شرح حالات و حکمرانی وُلات اردلان از آغاز تاسیس این سلسله تا زمان مؤلف است، از بین رفته است.
مستوره، شاعری شیعی و دوستدار اهل بیت، علیهم السلام، بود که برخی اشعارش در ستایش امیرمؤمنان علی، علیه السلام، است. وی شاعری پیرو سبک عراقی است و همچون برخی شاعران دوره قاجار، خطی خوش و زیبا دارد؛ چنان که در زمره خطاطان بنام زمانه خویش جای می گیرد. وی با برخی از سخنوران برجسته زمانه اش چون یغمای جندقی و ملا خضر نالی، شاعر دردآشنا نیز مراوداتی داشته است. مستوره سخنوری خوش ذوق، فهیم و مستغرق عوالم عرفانی بود؛ اما نه بدان معنا که شعرش خالی از مضامین اجتماعی و درگیری های عصر و زمانه اش باشد. بیان مفاهیم عالی انسانی و مضامین دینی در اشعار او موج می زند؛ به ویژه جلوه های عزاداری سرور شهیدان حسین بن علی، علیه السلام، و مدح پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلم، و ائمه اطهار، علیهم السلام، بخصوص امیرالمؤمنین علی، علیه السلام.
از دیگر ویژگی های شعر مستوره کردستانی رویکرد او به عرفان و مضامین عرفانی است که صبغه خاصی به شعر او داده است.
با آن که در زمینه حافظ شناسی، تحقیقات ارزنده بسیار به عمل آمده؛ ولی هنوز هم در بعضی از مسائل، اندیشه و قصد غائی این «سر حلقه رندان جهان» همچنان در پرده ای از ابهام مانده است. از این قبیل موارد بیتی است که خواجه شیراز مضمون آن را با «آیینه اسکندر» پرداخته است. از آنجا که آن بیت، ساخت و بیانی مبهم دارد و حافظ پژوهان در معنی آن اختلاف کرده اند؛ نگارنده در این مقال بر آن شد که ضمن اشاره ای نقد آمیز بر نظر شارحان اشعار حافظ در این مورد، تا آنجا که بتواند پرده ابهام از جمال معنی آن به یکسو زند.
با اینکه تقریباً همه صاحب نظران معتقدند که در زبان فارسی افعال مرکب نسبت به افعال ساده از تعداد و زایایی بسیار بیشتری برخوردارند، ولی در این میان، به آن دسته از افعال که با همکردهای مرکبی مانند قراردادن، قرارگرفتن، واردکردن، به عمل آوردن و مواردی از این دست می آیند، توجه چندانی نشده است؛ بر همین اساس در این نوشته به توصیف و بررسی ترکیباتی پرداخته شده است که با همکردهای مرکب قراردادن و قرارگرفتن در فارسی امروز به کار می روند. برای این منظور پس از بیان مقدمه ای کوتاه، برخی نظرات مرتبط با موضوع افعال مرکب معرفی و نقد گردیده است؛ در ادامه پس از درنظرگرفتن افعال قراردادن و قرارگرفتن به عنوان همکرد مرکب، طبقه بندی چندگانه ای براساس صورت، معنا و کاربرد ترکیبات معرفی شده و درباره ویژگی های هر گروه توضیحاتی ارائه می گردد. در پایان نیز با جمع بندی ویژگی دسته های چندگانه و ارائه چند فرض به عنوان دلایل استفاده از ترکیبات مورد بحث، پیشنهادهایی برای بررسی های بیشتر مطرح می شود.
در این مقاله حضور برخی از مهم ترین مؤلفه های پسامدرنیستی، چون محتوای وجودشناسانه، عدم انسجام، آمیختن انواع ادبی (ژانرها)، اتصال کوتاه، عدم قطعیت، ابهام، آشفتگی زمان و مکان، بینامتنیت، شیفته گونگی شخصیت، تغییرات راوی و زاویه دید و... در یک رمان از دکتر سیروس شمیسا، با نام «تاریخ سری بهادران فرس قدیم» با ذکر مستنداتی از متن، اثبات شده است و با توجه به عنصر غالب پسامدرنیسم در این متن، یعنی برجسته شدن محتوای وجودشناسانه با استفاده از مباحث عرفانی به شکلی تازه و کارکردی(functional) ، می توان گفت این داستان به شیوه ای نو و بومی شده و غیرتقلیدی وارد حیطه پسامدرنیسم شده است، در عین حال که عناصری از مدرنیسم را نیز در خود دارد؛ از جمله آن چنان که لازمه عرفان است، مباحث معرفت شناسانه نیز به نحوی تنگاتنگ و غیر قابل تفکیک از مباحث وجودشناسانه در این متن مورد توجه قرار گرفته اند.
مقوله فعل مرکب از جالب ترین، ظریف ترین و در عین حال پیچیده ترین بخش های پژوهش های نحوی است که توجه بسیاری از زبان شناسان و مدرسان آموزش زبان دوم /خارجی را به خود معطوف کرده است. این پژوهش سعی دارد با استفاده ازتحلیل ساختار فعل مرکب فارسی گفتاری معیار در چارچوب نظریه حاکمیت و مرجع گزینی و نیز با استفاده از شیوه های نوین و علمی آموزش زبان و واژه، راهکار علمی و کارآمدی جهت آموزش فعل مرکب فارسی به غیرفارسی زبانان به دست دهد. بر طبق این پژوهش، فعل های مرکب فارسی گفتاری معیار را می توان به لحاظ تعداد موضوع های آن به دو دسته یک موضوعی و چند موضوعی تقسیم کرد. برای آموزش فعل مرکب به غیر فارسی زبانان، بهتر است در سطح مبتدی از فعل های مرکب یک موضوعی و در سطوح بالاتر از فعل های مرکب با موضوع های بیشتر استفاده کرد. بعلاوه استفاده از متن های گفتاری که به صورت طبیعی و به منظور ایجاد ارتباط تهیه شده اند مناسب تر به نظرمی رسد.
درمیان داستان های کوتاه صادق هدایت سه قطره خون ( از مجموعه ای به همین عنوان ) یکی از پیچیده ترین و همگون ترین نوشته های وی از حیث قالب ومحتوا در مقایسه با بوف کور است ؛ به گونه ای که آن یک را می توان « طرح اولیه » ی این یک به حساب آورد. من راوی ِ سه قطره خون، همچون من راوی ِ بوف کور ، هیچ سنخیتی میان خود وآدم ها و محیط اطرافش نمی بیند ؛ از این رو نیازی شدید به تک گویی درونی از طریق نگارش در خود احساس می کند. از میان تمام خطوط ِ در هم و بر هم روی کاغذ تنها چیزی که می توان خواند این است :« سه قطره خون». تمام داستان و تمام شخصیت ها حول همین محور شکل گرفته اند و شبکه ای از ارتباطات و دگرگونی ها را پدید آورده اند. سه قطره خون اثری است بغایت نمادین و دشوارفهم . از این رو ما در این مقاله- که عنوان سه قطره خون یا سه گانه ی یک درد را برای آن برگزیده ایم – می کوشیم تا با تحلیل نماد های داستان، آنچه زندگی روانی و اجتماعی من راوی را تحمل ناپذیر و او را « دیوانه » کرده است بررسی کنیم.
پیش از نگارش درتنگ در سال ۱۹۰۹، آندره ژید اقبال چندانی نزد خواننگان فرانسه زبان نداشت. در میان آثاری که به هزینه شخصی به چاپ رساند و تنها در حلقه محدود دوستانش خوانده شد، می توان به دفترها و اشعار آندره والتر اشاره کرد. ژید، در این دو اثر، با تکیه برفلسفه شوپنهاور که میل و اشتیاق به زندگی را نوعی نفرین تلقی می کند، از دغدغه های فلسفی و اخلاقی، از بی میلی و دلسردی خویش سخن می گوید تا نشان دهد که اثر هنری، به عنوان برترین محل تجلی آمال یک انسان، می تواند مکان گفتگوی نویسنده با خود و رویارویی اش با خویشتن خویش باشد.
در ادبیات مربوط به خود- زندگی نامه نویسی ، بازگشت به گذشته به شدت با دلتنگی و نگاه حسرت بار نویسندگان به گذشته، به این لحظات شادی، همراه است. لحظاتی که با گذشت انکار ناپذیر زمان ناپدید شده اند. با این حال ، گلی ترقی ، یکی از معدود چهره های حال حاضر ادبیات معاصر ایران که به نگارش زندگی نامه خود پرداخته ، توانسته با ورود به دنیای گذشته وبر قراری ارتباط میان گذشته و حال ، احساسات و عواطف دوران کودکی و نوجوانی خود را دوباره تجربه کند.
هدف از این مقاله بررسی چارچوب زمانی و پدیده های سبک شناسی در خود- زندگی نامه این نویسنده ، تجزیه و تحلیل لحظاتی که حال و آینده در هم میامیزند و این « من » که همراهی خواننده را طلب میکند، می باشد. فرایندی که به نویسنده اجازه می دهد که میان لحظات مختلف حرکت کند، احساسات خود را بیان کند و این احساسات را نزد خواننده ایجاد نماید.