فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۱۸۱ تا ۵۲٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی سیر تطّور اصطلاح میخانه ای به نماد در غزل عرفانی (با تکیه بر غزلیات سنایی، عطار، مولوی، عراقی و حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح صوفیانه یکی از مهم ترین عنصرهای زبان عرفانی و عرفان یکی از پیچیده ترین موضوع ها در دانش بشری است. این دشواری از آنجا ناشی می شود که هم زبان صوفی با زبان اهل علم فرق دارد و هم او اصطلاح را به قصد روشن کردن دریافته های اشراقی اش به کار نمی برد. در این مقاله رابطه اصطلاح و استعاره و نماد، در قلمرو ادبیات میخانه ای و تکیه بر دو واژه خرابات و میخانه، بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اصطلاح عرفانی، به دلیل ابهام ذاتی اش، همیشه آبستن استعاره و نماد و به همین دلیل محتاج تفسیر و تاویل است. تأویلی که در آن ذوق از عقل پیشی می گیرد. اطلاعات مربوط به موضوع این مقاله از طریق مطالعات کتابخانه ای فراهم آمده و پس از مقوله بندی به یاری روش کیفی توصیف شده است.
جریان های صوفیانه در فارس پیش از ظهور ابن خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱ (پیاپی ۹۶)
235 - 266
حوزههای تخصصی:
محققان کمتر به جست وجو درباب چگونگی پیدایش و تکوین جریان های عرفان و تصوف در نقاط گوناگون ایران توجه کرده اند. با تقسیم جریان تصوف به دو مکتب عراق و خراسان و تمرکز محققان بر صوفیان و دیدگاه های صوفیانه این مناطق، دیگر نگرش های صوفیانه در اقصی نقاط ایران در سایه قرار گرفتند. یکی از مناطقی که کمتر بررسی شده، خطه ی فارس است. به نظر می رسد حضور بیش از هشتاد شیخ از مشایخ تصوف در فارس پیش از ظهور ابن خفیف و گسترش تصوف در این منطقه، ضرورت بررسی و جست وجو درباب آغاز و تکوین جریان عرفان و تصوف در این خطه را آشکار می کند. در پژوهش حاضر، نام و نشان چهل وسه تن از مشایخ فارس و شیراز استخراج شده است که پیش از ابن خفیف زیسته اند یا هم عصر او محسوب می شوند که در پژوهش حاضر جهان بینی عرفانی این مشایخ تا حد امکان برمبنای اطلاعات اندک باقی مانده تحلیل شده است. از تحلیل و تبیین نگرش عرفانی ایشان مشخص شد که در این دوره چهار جریان اصلی اعلام حضور کرده اند: نخست، جریان زهدورزی و گوشه نشینی (نمودی از شکل اولیه ی تصوف)؛ دوم، جریان صوفیان متمایل به مکتب عرفان عراق؛ سوم، جریان صوفیان متمایل به مکتب عرفان خراسان؛ و چهارم، جریان پیش آهنگان مکتب عرفان فارس. تحلیل ارقام به دست آمده نشان می دهد در فارس غلبه فکری عرفانی با مشایخ پیش آهنگ مکتب فارس بوده و دیگر جریان ها نقشی کم رنگ تر ایفا کرده اند.
تحلیل ساختاری منظومه بلوچی هانی و شی مرید بر اساس الگوی کنش گر گرماس
حوزههای تخصصی:
دانش روایت شناسی از مباحث جدید در حوزه ادبیّات است. می توان روایت را مجموعه ای از حوادث و رخدادها قلمداد کرد که زندگی انسان را تشکیل می دهد. از این نظرگاه، هر داستان را چه منظوم؛ چه منثور می توان به مثابه روایتی دانست. از نظریّه پردازان مطرح در این زمینه آلژیرداس ژولین گرماس است که الگوی کنشی، زنجیره های روایی و مربع معناشناسی حاصل مطالعات وی در زمینه ساختارگرایی و مطالعات ادبی است. در این پژوهش ابتدا به بررسی پیرنگ منظومه بلوچی هانی و شی مرید و در ادامه به تحلیل داستان بر اساس الگوی کنشگرگرماس پرداخته شده است. هدف از انجام این پژوهش مطابقت این اثر غنایی با الگوی ارائه شده گرماس است. حاصل این پژوهش که بر مبنای توصیف و تحلیل و به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است، نشان می دهد، داستان غنایی «هانی و شیمرید» از الگوی ساختاری و روایی قابل توجّه برخوردار است و در قالب نظریّه گرماس قابل بررسی و تحلیل است.
نشانه های شناخت راوی ناموثق و بررسی آن در داستان «جایی دیگر» گلی ترقی
حوزههای تخصصی:
اقتدار راوی که در حوزه تأثیر بلاغی قدرت روایت قرار دارد، باعث می شود ارزیابی او را تحت تأثیر برداشت ها و انتظارات سنتی ذهن مان بدون تفکر بپذیریم اما شناخت نشانه های تزلزل این اقتدار، به ناموثق بودن راوی منجر می شود. مقاله حاضر با شناسایی ابزارهای بلاغی «فاصله»، «صدا» و «کانونمندسازی» میزان اطمینان راوی را در داستانی کوتاه از گلی ترقی با عنوان «جایی دیگر» بررسی کرده است همچنین نشانه های زبانی شامل وجهیت منفی(کاربرد وجوه شناختی، ادراکی و کلمات بیگانگی؛ مانند انگار، شاید، به نظر می رسد و...) نیز که بیانگر تردید است بررسی شده است. داستان کوتاه «جایی دیگر» به دلیل ادعای راوی مبنی بر روایت رخدادها بر پایه مستندات، شواهد و بر مبنای یادآوری خاطرات گذشته راوی انتخاب شده تا موثق بودن یا ناموثق بودن آن مورد ارزیابی قرار گیرد. این داستان با روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است که با فاصله گرفتن راوی از رخدادها و شخصیت ها، تردید راوی را آشکار می کند.
سبک شناسی سوره فرقان
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۷
140 - 166
حوزههای تخصصی:
سبکشناسی متون، از جمله روشهایی است که ما را به معنا و مفهومسازیهای متکلم و جنبههای زیبایی متون راهنمایی میکند. امروزه سبکشناسی به عنوان یکی از علومی که با دانش زبانشناسی و بلاغت ارتباط تنگاتنگی دارد، جایگاه ویژهای را در میان پژوهشهای ادبی به خود اختصاص داده است. از جمله اثری که از لحاظ سبکشناسی قابل تأمل است، قرآن کریم میباشد. روشن است برای درک قرآن کریم و فهم بیشتر آن باید با ویژگیهای مختلف آن از جمله اسلوبهای ادبی و زبانی کاربردیاش آشنا شد و قطعاً دانش سبکشناسی برای رسیدن به این مقصود میتواند نقش چشمگیری داشته باشد. در این جستار با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی سورة فرقان در سطوح واژگانی، بلاغی و نحوی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد: در سطح زبانی سورة فرقان، به نکات صرفی و نحوی توجه شده است. در سطح ادبی، استفاده از عناصر بلاغی چون استعاره، تشبیه، تکرار، التفات، استفهام و غیره، در زمینة موسیقایی و زیباییشناختی تأثیرگذار بوده است و همه این موارد بر وجوه اعجاز بیانی سورة فرقان افزوده است. همچنین وجود بعضی از صناعات ادبی علاوه بر اینکه موجب شیوایی و تأثیرگذاری سوره شدهاند، همگی در راستای هدف آیات است.
فرهنگ شیرخانی یا زبدة الفوائد معرفی، بررسی و نقد اصول فرهنگ نویسی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
زبده الفوائد معروف به فرهنگ شیرخانی کتابی در لغت فارسی است که شیرخان برمزید سور آن را در اواسط قرن دهم هجری و در شبه قاره هند تألیف کرده است. این فرهنگ لغت برای فهم زبان شعر و دشواری های اشعار شاعران تدوین شده است و گاه مستند به شواهد شعری و توضیحاتی پیرامون اشعار شاعران است. تدوین کتاب به صورتِ تقسیم آن به باب و فصل است؛ یعنی حرف اول کلمات باب و حرف آخر آن فصل قرار داده شده است. زبده الفوائد بیست و هشت باب دارد. ترتیب الفبایی در حروف میانیِ واژه مدخل رعایت نشده است و همین امر از سهولت استفاده از آن کاسته است. مدخل های کتاب مشتمل بر سرمدخل (لغات، اعلام، انواع ترکیب، مصراع، بیت)، تلفظ، تعریف و شاهد شعری است. فرهنگ شیرخانی گذشته از فوائد زبانی به دلیلِ اطلاعات ادبی مندرج در آن درباره شروح متون ادبی و فرهنگ های لغت رایج در عصر خود اهمیت ویژه ای دارد. این فرهنگ لغت تاکنون منتشر نشده، اما چند نسخه خطی از آن شناخته شده است.
ارزیابی مجموعه آموزشی «آموزش کاربردی واژه» بر مبنای شاخص های کانینگزورث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزش زبان فارسی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
119 - 158
حوزههای تخصصی:
انتخاب منبعی مناسب براساس نیازها و معیارهای دوره آموزشی که بتواند نیاز زبان آموز، مدرس و تدوین برنامه درسی را به خوبی برآورده سازد، با وجود منابع متعدد آموزشی در حوزه زبانِ فارسی، به یکی از تصمیم های مهم تبدیل شده است؛ از این رو ارزیابی و نقد منابعِ آموزشی در کنار سایر فعالیت های حوزه آموزش، امری ضروری است. انتخاب یک منبعِ مناسب آموزشی مستلزم ارزیابی نظام مندِ منابع آموزشی می باشد. هدف مقاله پیشِ رو، ارزیابی مجموعه «آموزش کاربردی واژه» نوشته رضامراد صحرایی و همکاران براساس شاخص های کانینگزورث است. مجموعه آموزش کاربردی واژه با هدف آموزش واژه ها و عبارت های پرکاربرد زبان فارسی طراحی و تدوین شده است. لیست بررسی ِکانینگزورث 45 معیار برای ارزیابی کتاب های درسی ارائه می دهد که این معیارها در هشت بخش به ترتیب هدف ها و رویکردها، طراحی و سازماندهی، محتوای زبانی، مهارت ها، موضوع، روش شناسی، کتاب معلم و ملاحظات کاربردی گنجانده شده است. با توجه به آنکه مجموعه آموزش کاربردی واژه، تک مهارتی و ویژهِ آموزش واژه است؛ مهم ترین شاخص به کار رفته، «شاخص کتاب های تخصصی ویژه یک مهارت» و «شاخص اصول و رویکردها» می باشد. نتایج بررسی مجموعه «آموزش کاربردی واژه» نشان می دهد که شاخص ها و معیارهای کانینگزورث در حد قابل قبولی رعایت شده است. ابعاد نُه گانه واژه نیشن در اصول آموزشی واژه در طراحی مجموعه دیده می شود. از میان 23 نوع فعالیتِ آموزش واژه نیشن و وب موارد زیر در کتاب رعایت شده اند: شنیدن گسترده، طبقه بندی، انتقال اطلاعات، تعامل گفتاری متمرکز بر تکلیف، مهارت های مرتبط، خواندن گسترده، حدس زدن براساس بافت، خواندن سریع، سؤالات درک واژه محور، نگاشت معنایی، خواندن فشرده.
بررسی مقوله، کارکرد و معنی حرف ربط «و» در زبان فارسی از دیدگاه فرایند کاهش نشانه ها در معنی شناسی ادراکی با تکیه بر غزلیات سعدی و حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسه «و» در نظام خط و نظام نوشتاری زبان فارسی دلالت چندگانه دارد. این نویسه در حوزه حرف ربط نماینده دو کلمه «o» و «va» است. در شاخه نحو زبان که موضوع این پژوهش است، این نویسه به عنوان یک عنصر نحوی با هر دو آوای [o] و [va] حضور دارد و تفاوت محسوسی میان مقوله دستوری، کارکرد و معنی آنها در نظام زبان فارسی وجود ندارد. مقاله حاضر ضمن اشاره به تغییرات واژگانی و مفهومی این دو کلمه از منظر درزمانی، کوشیده است تا از دیدگاه کاهش نشانه ها در معنی شناسی ادراکی به توصیف و تحلیل تک معنایی و تک مقولگیِ حرف ربط «و» در نظام زبان فارسی در محدوده پژوهشی غزلیات سعدی و حافظ بپردازد. بررسی این حرف از منظر معنی شناسی ادراکی نشان داد که انواع معانی منتسب به «و»، در سنت مطالعات زبان و ادب فارسی، یا مربوط به واحدهای همنشین است و یا با کاهش واحدهای همنشین از بافت درون زبانی مرتبط است. با چنین رویکردی، حرف ربط «و» جز مقوله دستوری و معنیِ مقوله ای ربط و کارکرد همپایگی، مقوله، معنی و کارکرد دیگری در زبان فارسی ندارد و رعایت این نکته در کاربردشناسی و منظورشناسی این حرف ربط در زبان فارسی و متون ادبی ضروری است.
مفهوم تناسخ در مثنوی های بیدل بر اساس انگاره های هستی شناختی دین هندو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲۵
98 - 75
حوزههای تخصصی:
تناسخ زیربنای اخلاقیات و آخرت شناسی دین هندو را تشکیل می دهد. بیدل دهلوی شاعر معروف فارسی زبان، بارها به مسئله تناسخ در مثنوی هایش اشاره کرده است. در این پژوهش به بررسی مفهوم تناسخ در مثنوی های بیدل می پردازیم. در دین هندو انسان بر اساس قانون کرمه (عمل و عکس العمل) دوباره متولد می شود تا به نتایج اعمال خود برسد. این توالد و تناسخ که به آن «سمساره» می گویند، پیوسته ادامه دارد تا زمانی که انسان به کشف حقیقت غایی در درون و ذات خود برسد. بر اساس اوپه نیشدها هدف از تناسخ، شناخت آتمن یا روح حقیقی است. این روح به علت آمیختن با پرده های مادی و جسمانی از حقیقت خود غافل شده. روح مادی و عنصری دچار تناسخ می شود تا زمانی که بتواند با کنار زدن پرده های مادی و جسمانی به شناخت حقیقت خود برسد و با آن یکی شود. بر این اساس بهشت و جهنم انسان در همین جهان است. بهشت برخورداری از نعمت های این جهان، و جهنم تولد مجدد و دوری انسان نسبت به آتمن یا حقیقت خود است. در مثنوی های بیدل، تناسخ هم در وجه نظری و هم در داستان های رمزی، مفهومی مستند به انگاره های هستی شناختی دین هندو است.
بن مایه های تمثیلی در نفثه المصدورزیدری نسوی(مطالعه ی موردی :شمشیر ،قلم ،گیاه ،طبیعت،نام های خاص ،ابزار جنگی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نفثه المصدور زیدری نسوی با برخورداری از ساختاری تمثیلی، بستر مناسبی را جهت کشف مبانی اجتماعی وتاریخی یک دوره فراهم می سازد .هدف پژوهش حاضر انعکاس مبانی تمثیلی جامعه ی یک دوران و شناخت ارزش های متعدد آن در افکار، اندیشه ها و فرهنگ مردم یک دوره از زبان نویسنده ی این اثر، زیدری نسوی است. ضرورت پرداختن به چنین پژوهش هایی، بهره وری از شیوه های بیانی نثر مصنوع و متکلف، به عنوان یکی از اصلی ترین مباحث انتقال ساز وکارهای مبانی تمثیلی کلام است. مساله ی اصلی پژوهش حاضر جستجوی تمهیداتی است که زیدری نسوی جهت بیان مقاصد درونی کلام خویش بر اساس دغدغه های حاکم در ذهن، از آن بهره برده است. تا کنون تحقیق مستقلی در خصوص ساختار تمثیل در این اثر صورت نگرفته است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که مضامین کتاب نفثه المصدور بر مبنای عناصر تمثیلی کلام تا چه حد قابلیت نقد و بررسی دارند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به روش کتاب خانه ای (مطالعات کتاب ها و پایان نامه ها)، به تبیین جلوه های تمثیلی این اثر پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این کتاب، با ساختار استوار خود، بر مبنای فرم و ساختاری منحصر به فرد، توانسته است روابط و مناسبات تاریخی و اجتماعی را با تکیه بر لغات واصطلاحات ویژه به زبان تمثیل بیان نماید.
نقد روش شناسی و مقایسه تطبیقی و تحلیلی شیوه های جاسوسی براساس هفت داستان مشهور ادبی و تاریخی با تأکید بر داستان «پادشاه جهود» در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
۲۰۶-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
نقد روش شناسی و تحلیل آثار ادبی از موضوعات مهم در حوزه آثار علمی و پژوهشی است که می توان به تأثیر بینامتنی متون ادبی به ویژه در ادبیات داستانی پی برد و شباهت ها و تفاوت ها و میزان تأثیرپذیری آنان از یکدیگر را نقد و بررسی کرد. در پژوهش حاضر، نگارندگان کوشیده اند با استفاده از روش تحلیل محتوا و مقایسه تطبیقی، یکی از شگردهای جاسوسی در جنگ را در هفت داستان مشهور ادبی و تاریخی «پادشاه جهود و نصرانیان» در مثنوی و حیات الحیوان دمیری، «بوم و غراب» در کلیله و دمنه، «نبرد فیروزشاه با هیطالیان» در تاریخ طبری، «شغاد و رستم» در شاهنامه فردوسی، «نبرد زبا و جزیمه» در تاریخ بلعمی، «بی بی ستی و ابومسلم» در ابومسلم نامه نقد و بررسی و تفاوت ها و شباهت های این متون را ارزیابی کنند و از طریق تحلیل محتوای داده های داستانی، پی رنگ واحد آن ها را به وضوح نشان دهند. نتایج نشان داد که شیوه جاسوسی در داستان پادشاه جهود و نصرانیان در مثنوی و حیات الحیوان از حیث ساخت و محتوا قوی تر از سایر داستان هاست، زیرا شیوه نفوذ در آن بر پایه نوعی جنگ شناختی است که بدون هیچ درگیری نظامی با هدف تسلط بر قدرت شناخت و نشانه گرفتن باورهای دینی دشمن توانسته است در بین ترسایان اختلاف ایجاد کند و آنان را نابود سازد؛ اصلی که در داستان های دیگر رعایت نشده است.
نقد و ارزیابی توصیفی تحلیلی مقالات نوشته شده درباب منظومه کوش نامه از آغاز تا سال ۱۴۰۱(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
317 - 357
حوزههای تخصصی:
منظومه های حماسی با محوریت پهلوانان و شخصیت های اسطوره ای اغلب در ادامه داستان های شاهنامه و تکمیل کننده آن هاست. یکی از مهم ترین متون پهلوانی، منظومه کوش نامه اثر ایران شان بن ابی الخیر است که در اوایل قرن ششم هجری سروده شده است. در چند دهه اخیر با رشد تصحیح متون کهن فارسی، این گونه آثار با متونی منقح و چاپ هایی ارزنده در اختیار پژوهش گران قرار گرفته است و براساس آن ها موجی از پژوهش ها و مقاله ها ایجاد شده است. این آثار تحقیقی از یک دستی ساختاری و ارزش محتوایی هم سانی برخوردار نیست. بنابراین در مقاله حاضر به معرفی و شناساندن این پژوهش ها و واکاوی و ارزیابی ساختار و محتوای هریک از این آثار پرداخته شده تا تصویری بهتر از منظومه کوش نامه و حوزه های تحقیقی آن ترسیم و وجوه کارآمد و ناکارآمد پژوهش ها شناسایی شود. مجموع این مطالعات و دسته بندی ها افزون بر این که دیدگاه منسجمی از مقالات عرصه کوش نامه به مخاطبان می دهد، دستاوردهای متعددی دربرداشته که نمایان گر برتری ها و کاستی های این پژوهش هاست. ناهم خوانی عنوان و محتوا، تحلیل های شتاب زده و گاه نامتقن، بیان مطالب تکراری، انتخاب موضوع های نامناسب ازجمله ویژگی های منفی و تنوع موضوعی مقالات، تصحیح دوباره ابیات مبهم، توجه به جغرافیای گسترده منظومه و بررسی های تطبیقی کوش نامه با شاهنامه و سایر منظومه های حماسی، از برجسته ترین ویژگی های مثبت پژوهش ها محسوب می شود.
پیوندهای طیفی سماع و وجد در ادب تعلیمی صوفیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصوف اسلامی، جریانی نظام مند است که از عناصر به هم پیوسته متعددی تشکیل می شود. عناصری که از سویی با خود و از سوی دیگر با نظام عرفانی ارتباط دارند. یکی از مؤلفه های پر اهمیت و بحث برانگیز این جریان، سماع است. سماع موسیقی تعلیمی صوفیان و ابزاری مؤثر برای تصفیه دل و دگرگونی حال و رقت قلب به شمار می آید که خود را در قالب وجد نشان می دهد. وجد زمینه ساز درک اشراقی هستی است. توجه صوفیان به سماع سبب می شود که طیفی از مفاهیم عرفانی که با احوال رقصنده و واجد از یک جنس است، در گرد آن به چرخش درآید. اصطلاحات و مفاهیمی چون تواجد، وجد، وجود، وقت، سکر، بسط، شطح و طامات و نظایر آن-ها زاده سماع اند. در این پژوهش کتابخانه ای با روش کیفی و تحلیلی به بخشی از این طیف گسترده نگریسته شده است. هدف نویسندگان بازنمود بخشی از تأثیر سماع بر نظام تصوف است. نتایج حاصل نشان می دهد که سماع به رغم مناقشات لفظی و بعضاً منازعات خشونت بار مخالفان صوفیه، در میان اهل تصوف ادامه داشته و از اسباب مهم دگرگونی سالک و آماده کردن او برای محقّق ساختن جهان بینی اشراقی بوده است.
واکاوی بن مایه های همگون ادبیات اعتراض در شعر عبدالکریم الکرمی و عارف قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۸
488 - 513
حوزههای تخصصی:
دو کشور ایران و فلسطین به دلیل برخورداری از دین مشترک، باورها و اعتقادات نزدیک به هم و تجربه های مشترک سیاسی - اجتماعی، مورد توجه شاعران و نویسندگان قرار گرفته اند، در این میان شاعران، به عنوان رهبران ادبی با تکیه بر رسالت اجتماعی خویش، نقش برجسته ای در بارور کردن روح انقلابی مردم و برچیده شدن بساط ظلم و بی عدالتی داشته اند. دو تن از چهر ه های برجسته این رسالت در این دو کشور، عبدالکریم الکرمی و عارف قزوینی هستند که با اشعار خطابی و کوبنده خود به خوبی توانستند در برابر توطئه های دشمنان بایستند و روح بیداری و تحرک و اعتراض را در مردم بدمانند. در پژوهش حاضر، با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر مکتب ادبیات تطبیقی آمریکا، به بررسی برخی عناوین مطرح در ادبیات اعتراض در اشعار دو شاعر پرداخته شده و در پایان برخی نتایج حاصل شد: وطن دوستی و اعتراض علیه توطئه های دشمنان و استعمارگران، اعتراض علیه عملکرد حاکمان نالایق، محکوم نمودن عدم اتحاد و عدم یکپارچگی مردم، اعتراض علیه مزدوران و وطن فروشان از مهمترین مضامین ادبیات اعتراض در اشعار دو شاعر هستند. هر دو شاعر با زبانی تند و انتقادی؛ گاه صریح و گاه نمادین به تقبیح کژی ها و نابسامانی های موجود در جامعه پرداخته و احیای هویت ملی را در دستور کار خود قرار داده اند. هر دو یکی از عوامل نابسامانی را بهانه های مختلف دودستگی و اختلاف دانسته که در نظرگاه عارف وجود اختلافات دینی و مذهبی یکی از ریشه های اساسی آن را تشکیل می دهد.
جامعه شناسی قدرت کیانی کیخسرو با رویکردی بر نظریه پیر بوردیو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پادشاهی کیخسرو یکی از روایات مبتنی بر قدرت است که توانمندی او را برای رسیدن به جامعه آرمانی نشان می دهد. هدف این جستار، عرضه عملکرد کیخسرو در میدان قدرت و تبیین عاملیت انواع سرمایه و عادت واره یا منش، از دیدگاه پی یر بوردیو و تشکیل جامعه به واپایش قدرت و پرهیز از ظلم ستیزی است. نوشتار حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی سعی دارد، با ارایه قدرت کیخسرو و تلفیق آن در روابط کنشگران، نشان دهد که او چگونه می تواند فرهنگ استطاعت را در اجتماع افزایش داده و به جامعه آرمانی دست یابد؟ از آنجا که همگونی خرد در اندیشه فردوسی و بوردیو برجسته است، مقابله خردمندانه با رویدادهای اجتماعی درکامیابی کیخسرو مؤثر است. قدرت تأثیرگذار منوط به فضایلی است که سبب می شود کنشگر از محور اخلاقی عدول نکند و با در دست داشتن سرمایه ها، به ویژه سرمایه اقتصادی، آن را جهت رفاه افراد جامعه استفاده نماید و کیخسرو با رهیافت اولویت بندی و بهره وری انواع سرمایه و درک درست عادت واره ها موقعیت خود را در جامعه تثبیت می کند.
شکل شناسی طنز در داستان های فریدون تنکابنی بر اساس نظریّه فوناژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
95 - 125
حوزههای تخصصی:
طنز، مهم ترین نوع ادبی است که ادیبان و پژوهشگران به آن توجّه کرده اند و امروزه به حوزه های تحقیقات زبان شناسی راه یافته و یکی از ویژگی های برجسته ادبیّات داستانی معاصر ایران شده است که نویسندگان از آن برای انتقال پیام ها و انعکاس واقعیّت های اجتماعی و فرهنگی خود استفاده کرده اند. در مورد طنز و چگونگی ایجاد آن، نظریّه های مختلفی وجود دارد. یکی از نظریّه های مهمّ معاصر درباره طنز، نظریّه ایوان فوناژی (2662-7326)، زبان شناس مجارستانی است. فوناژی در کتاب ها و مقالات خود، مفصّلاً از راه های ایجاد طنز در آثار ادبی صحبت کرده است و از آنجا که طنز را هم از زاویه زبانی و هم غیر ِزبانی بررسی کرده، نظریّه او می تواند به عنوان معیاری خوب برای شکل شناسی طنز در آثار ادبی و به ویژه در ادبیّات داستانی معاصر باشد. طنز، کارکردهای تفریحی، انتقادی و زیباسازی دارد. فریدون تنکابنی یکی از برجسته ترین طنزپردازان معاصر ایران با آثار متعددی در زمینG داستان نویسی و طنزنگاری شناخته شده است. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی شگردهای طنزنویسی در چهار مجموعه داستان به نام های اسیرخاک، یادداشت های شهر شلوغ و اندیشه ها، ستاره های شب تیره و سرزمین خوشبختی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهند که بزرگ نمایی و اغراق، پربسامدترین شگرد طنزنویسی تنکابنی است که با استفاده از آن، انتقادات اجتماعی و سیاسی خود را با زبان طنز بیان کرده و همچنین از شگردهای کوچک نمایی، بازی با شخصّیت های داستانی، طنز لغت نامه ای، طنز موقعیت و تعلیل طنز نیز برای بیان نکات ظریف ادبی خود بهره گرفته است.
تجلیات اللغه العربیه وآدابها فی شعر أمیری فیروزکوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
37 - 56
حوزههای تخصصی:
أمیری فیروز کوهی أحد أهم شعراء المعاصرین فی ایران، ولد فی فیروزکوه وعاش بین عامیْ 1909م و1984م، وتأثر بشکل کبیر بالعربیه حتی أنشد قصائدا بالعربیه وملمعات قد عالجها البحث فلأول مره سمی الشاعر ب «ذی اللسانین». یبدو کان القرآن الملهم الأول له فتأّثر به من حیث اللفظ والمعنی، کما تأّثر بالحدیث النبوی ونهج البلاغه وقصص الأنبیاء علیهم السلام. وقد ضمن شعره مفردات وتراکیب عربیه من مصطلحات وأفعال وأسماء وأمثال واستخدام الأسالیب العربیه دون الوقوع فی الخطأ وأشار إلی بعض الکّتاب والشعراء العرب وخصائص شعرهم وقارن نفسه ببعضهم، وبقراءه شعره نجد کثیراً من المضامین التی استقاها منهم ومن الثقافه العربیه عموماً. والمنهج المتبع هو المنهج الوصفی- التحلیلی. وهذا المقال مقال بدیع فی عرض نموذج جدید من تأثیر اللغه العربیه علی الأدب الفارسی وجدید فی موضوع دراسه أشعار هذا الشاعر بهدف الکشف عن تأثیر الثقافه واللغه العربیه فی التعبیر عن حیاته الشخصیه، والإجتماعیه، والسیاسیه. ولعل أهم ما توصل إلیه البحث هو أن إهتمام الشاعر بحفظ القران هو عامل أساسی فی نزعه الشاعر إلی تعلّم اللغه العربیه وإتقانها.
چگونگی قافیه در شعر نیمایی (شاعران ایران و افغانستان)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
253 - 275
حوزههای تخصصی:
قافیه از روزگاران گذشته تاکنون در شعر فارسی اهمیتی اساسی داشته است. شمس قیس رازی قافیه را یکی از ارکان اساسی شعر، حتی مهم تر از وزن می شمارد، نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی با وجود انقلابی که در فرم و صورت شعر فارسی پدید آورد، همچنان قافیه را رکنی اساسی در شعر می شمرد و معتقد بود شعر بی قافیه، خانه بی سقف و در است. قافیه علمی است که در آن موسیقی کناری شعر مورد بحث قرار می گیرد و از حروف قافیه، حرکات قافیه و عیب های قافیه بحث می شود. نخستین بار خلیل ابن احمد فراهیدی [ فراهی] (100 – 175 ق) که واضع علم عروض نیز بود، این قواعد را تدوین کرد. احمدشاملو که از سرآمدان شعر سپید است و خود شعر بی وزن و قافیه می سرود درباره قافیه می گوید: «قافیه بی اندازه زیباست، اگر تصنعی و زورکی نباشد به اتفاق مفهوم کمک شایانی می کند.» در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته درباره چگونگی کاربرد قافیه در شعر نو یا نیمایی بحث خواهد شد.
ادبیات جهان؛ از معیارهای جهانشمول تا کثرت گرایی فرهنگی (نمونه موردی: شعر نو کردی)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳
29 - 64
حوزههای تخصصی:
شعر کردی همگام با گسترش نوگرایی در سطح جهان و منطقه خاورمیانه، در رابطه ای پیچیده و چندسویه با زمینه ها و میراث ادبی و فرهنگی خود و دیگران، همچنین در پیوند با فرم ها و سبک های جدید جهانی، به سمت نوگرایی سوق یافته است. ظهور نظام جهانی و فرایندهای اقتصادی و سیاسی همبسته آن، جغرافیایی فرهنگی و نظامی از بایگانی را برای مشروعیت بخشیدن به آثار مرجع پدید آورده است. ادبیات جهان همچنانکه دربرگیرنده فرایندهای هژمونیک زبان ها و فرهنگ های اروپایی است، حاوی ضدجریان هایی است که مقیاس های اروپامحور آثار مرجع و مرجح ادبیات جهان را به چالش کشیده و با بهره گیری از تکینگی و خاص بودگی بیان و محتوای خود، به جایگاهی فراتر از سطح محلی دست یافته اند. رویکرد مرکزگرا و سلسله مراتبی که حاوی گرایش اروپامحور و معیارهای انحصارطلبانه است روند نوگرایی در ادبیات و زبان های مختلف را بر اساس مدل مرکز-پیرامونی و خطی تبیین می کند. پرسش اساسی این پژوهش این است که چه رویکردهای آلترناتیوی، فرایند های نوگرایی در شعر کردی و نسبت آن با امواج نوگرایی در جهان و منطقه را فراتر از مدل های خطی و واکنشی تبیین کرده و توجیه های نظری و روش شناختی این گونه تبیین ها در شناخت پویایی و ویژگی های تقلیل ناپذیر شعر کُردی چیست؟ این پژوهش در جریان واکاوی فرایندهای نوگرایی در شعر کُردی، به پیچیدگی ها و چندساحتی بودن این روند پرداخته و در مقابله با رویکردهای تک خطی و اروپامحورانه بر خوانش های مرکززدوده و چندجانبه نگر تأکید کرده است. این پژوهش در چهارچوب نظریه های مرتبط با جامعه شناسی ادبیات، ایده های مارشال برمن، پاسکال کازانووا، گایاتری اسپیواک، دیوید دمراش و رویکردهای مربوط به ادبیات جهان، نقدهای پسااستعماری و انتقادی به تحلیل روند تکوین نوگرایی شعر کردی پرداخته و با روشی تحلیلی-توصیفی در بررسی متون موجود، به این نتیجه رسیده است که با توجه به استقلال نسبی و تکین بودگی وضعیت ادبیات و شعر نو کردی، فرایند نوگرایی آن دارای روندی درون برون زا، چندساحتی، غیرخطی و مرکززدوده است.