ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۸۱ تا ۳٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۵۸۱.

زندگی اجتماعی مردم در مقدمه نیما بر کتاب آخرین نبرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۲۸۴
اسماعیل شاهرودی (آینده) و نصرت رحمانی دو شاعر نیمایی سرای دهه های سی تا پنجاه شمسی، به یک دلیل در تاریخ شعر معاصر فارسی یگانه هستند. این دو تنها شاعرانی اند که نیمایوشیج بر یکی از مجموعه های شعری شان مقدمه نوشته است. مقدمه نیما بر کتاب آخرین نبرد اثر اسماعیل شاهرودی و کوچ اثر نصرت رحمانی از این نظر بسیار حائز اهمیت است. مقدمه نیما بر آخرین نبرد بسیار مفصل تر از مقدمه او بر کوچ است و ازاین رو شایسته تحلیل و بررسی است. این پژوهش به تحلیل مقدمه نیما بر کتاب آخرین نبرد پرداخته است و به این سؤال پاسخ داده است که کدام ویژگی در اشعار شاهرودی در این مقدمه نویسی نیما تأثیر داشته است و وی را به این مقدمه نویسی ترغیب کرده است؟ تحلیل این مقدمه و مقایسه آن با مقدمه کتاب کوچ نشان می دهد که توجه به زندگی اجتماعی مردم و آرگو (به معنای زبان مخفی و زبان عامیانه) در اشعار شاهرودی، مورد توجه نیما در این مقدمه بوده است. از زاویه تحلیل گفتمان هم مقدمه نیما، به مثابه عملی گفتمانی در تثبیت اصطلاح آرگو در شعر معاصر است
۳۵۸۲.

تبیین مؤلفه های بلاغت ارسطویی در نامه های خانوادگی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۵۹
مولانا جلال الدّین محمّد بلخی شاعر و عارف شهیر قرن هفتم که بیشترین شهرتش به واسطه شعرسرایی عارفانه است، آثار منثوری نیز دارد که کمتر مورد توجّه پژوهشگران قرار گرفته است. از جمله آثار منثور وی «مکتوبات» است که در زمان های مختلف و با مقاصد خاصّی نگارش یافته اند. از سوی دیگر، مولانا به گواهی آثار وی -همچون مجالس سبعه- افزون بر آن که شاعری شهیر بوده، خطیبی برجسته نیز بوده است. فرضیّه جستار پیشِ رو آن است که مکتوبات مولانا که ارتباط مستقیمی با مخاطبان نامه ها دارد، متأثّر از شخصیّت مولانا به عنوان یک خطیب، نشانه هایی از عناصر بلاغت را در خود دارد. از این رو، با رویکرد نقد رتوریکی، نامه های خانوادگی مولانا -به عنوان نمونه ای از نامه های خطابه گونه وی - بر مبنای مؤلفه های بلاغت ارسطویی به روش توصیفی تحلیلی و آماری بررسی می شوند تا به این پرسش ها پاسخ داده شوند که نامه های خانوادگی مولانا بر اساس مؤلفه های بلاغت ارسطویی دارای چه ویژگی هایی هستند و بر این اساس مولانا از کدام مؤلفه ها بهره بیشتری داشته و چرا؟ دستاوردهای این پژوهش افزون بر تأیید فرضیّه و مواردی تازه درباره نحوه ارتباط گرفتن مولانا با هریک از افراد خانواده، گویای آن است که هر سه مؤلّفه نظریّه بلاغت ارسطویی در نامه های خانوادگی مولانا به کار رفته که بیشترین سهم آن با در نظر داشتن تناسب موضوع و به اقتضای کلام در راستای تأثیربخشی و اقناع مخاطب به مؤلّفه پاتوس اختصاص یافته است.
۳۵۸۳.

اسم سازی و استعاره دستوری در داستان «شلغم میوه بهشته» از علی محمّد افغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۶۱
عامه، واقعیت ذهنی را با تجربه عینی بیان می کنند و برای انتقال، از جایگزینی یک ابزار دستوری به جای یک ابزار دیگر بهره می گیرند. بسامد این جایگزینی استعاری می تواند نشانه ای سبکی باشد. این جستار توصیفی- تحلیلی، بر اساس نظریه نقش گرایی، فرایندها و استعاره های دستوری داستان «شلغم میوه بهشته» نوشته علی محمّد افغانی را، بررسی نموده است. این داستان از آثار رواییِ واقع گراست که بر محور زبان استعاری می چرخد و هر سه نوع استعاره دستوری (ا ندیشگانی، بینافردی و متنی) در آن دیده می شود. بازنمایی تجربه در گفتگوی مشارکان این داستان، بیشتر بر پایه انتقال فرایند ذهنی به مادی است؛ زیرا نویسنده می داند که با استفاده از نظام گذرایی استعاره دستوری، مفاهیم انتزاعی و ذهنی، برای مخاطب عام قابل فهم تر می شود؛ اما، انتقال و جابه جایی فرایندهای مادی به ذهنی در کمترین مقدار خود در این اثر نمود دارد و دلیل انعکاس افعال به شکل مادی، شفافیت و صریح بودن است و نویسنده نخواسته است که تجربه خود را نیازمند تأویل و تفسیر کند (جدول فراوانی ارائه شده است). افغانی با توجه به معنای ذهنی و نمود تجربه بیرونی آن، از فعلی عملگرا که بار معنایی کنش را به درستی انتقال دهد، استفاده می کند و در بازنمایی حالات حاکم بر کنشگران متأثر از گفتگوی موجود طبقه کاربران است. در این رمان، بیشتر با اسم سازی که اصلی ترین نمود استعاره گذرایی است، فرایندها (افعال)، به صورت استعاری به اسم تبدیل شده اند و نویسنده با این انتقال در نوع دستوری، باعث برجستگی پیام و سخن مشارکان شده است. در این اثر، معنای اندیشگانی هم ناظر بر تجربه های نویسنده از دنیای بیرون است.
۳۵۸۴.

ساخت مبتدایی در منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۴
یکی از مؤلفه های مهم در زبان شناسیِ نقش گرای نظام مند هلیدی، مقوله ساخت مبتدا – خبر است که به وسیله آن می توان فرایند مبتداسازی و ساخت اطلاع کهنه و نو را در هر متنی از جمله منطق الطیر مورد بررسی قرار داد. از این رو، با روش توصیفی – تحلیلی درصدد هستیم تا مسأله انواع آغازگرهای ساده و مرکب را بر طبق رویکرد مایکل هلیدی در منطق الطیر مورد بررسی قرار دهیم. هدف از تحقیق، بررسی بسامد بیشترین نوع آغازگر، قلب نحوی و تبیین اغراض کلامی پنهان در ژرف ساخت متنی منطق الطیر است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که درصد وقوع آغازگرهای مرکب، بیش از آغازگرهای ساده بوده است که این عامل، بیانگر قرابت متن با گفتار بوده و نمایان می سازد که عطار از تمامی ظرفیّت ها در جهت درک و فهم بهتر مخاطب استفاده کرده است. در آغازگرهای ساده، شاعر با استفاده از جابه جایی ارکان جمله، از ساخت مبتدایی فعل، بیش از دیگر ساخت های آغازین مفعولی، متممی، صفتی، پرسشی و قیدی استفاده کرده که سبب برجسته سازی و نشان دار شدن ساخت اطلاع بندها شده است. از میان آغازگرهای مرکب، آغازگرهای متنی، بسامد فراوانی نسبت به آغازگرهای بینافردی دارند. آغازگرهای متنی، در انسجام و پیوستگی این منظومه تأثیرگذار هستند.
۳۵۸۵.

تحلیل معنایی بندهای شرطی در داستان رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۴۷
چرایی و چگونگی حرکت زبان از سادگی به پیچیدگی از موضوعات قابل پژوهش در متون ادبی است. جمله های مرکّب وابستگی به دلیل قابلیّت گسترش با بندهای قیدی، بیش از سایر جمله ها موجبات پیچیدگی کلام و دشواری معنا را فراهم می سازند. این امر در متون ادبی به دلیل ماهیّت استعاری، افزون تر می گردد. بند شرطی از بندهای قیدی پرکاربرد و بیانگر شرط یا شروطی در بند مقدّم است که درصورت تحقق، بندِ تالی نیز محقق می شود. اهمیّت بندهای شرطی در این است که وجه گزاره را التزامی کرده، وجهیّت را پدید می آورند و لایه فکری و نگرشی گوینده را نسبت به رخدادهای احتمالی یا بالقوه در گذشته، حال و آینده بازتاب می دهند. در تحلیل بندهای شرطی هم باید به روابط بینابندی آن ها پرداخت و هم از امکان یا عدم امکان تحقق شان رمزگشایی کرد. فردوسی در شاهنامه از بندهای شرطی برای پردازش داستان بهره می برد. این مقاله بندهای شرطی را در داستان رستم و سهراب به شیوه تحلیلی-توصیفی واکاوی کرده و می کوشد تا پاسخ دهد که چه رابطه بینابندی در گزاره های شرطی برقرار است و کدام رابطه با درون مایه حماسی سازگارتر است. براساس نتایج تحقیق، شرطی پیش بین به دلیل سه ویژگی «تخیّل»، «تعلیق» و «تعقیب»، شرطی ناممکن به علّت طرح ناتوانی انسان در برابر تقدیر و شرطی کارگفتی به سبب فراهم سازی بستر گفتمان، بیشترین سازگاری را با داستان رستم و سهراب دارند.
۳۵۸۶.

تحلیل زیبایی شناسی شهر «بسیلا» مقرّ فرمانروایی طیهورشاه در کوش نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
هر سبک نوین معماری برمبنای اصول، روش ها و سنّت های سبک های پیشین استوار است و همواره، آن اثری در گذر زمان، شایستگی جاودانگی و ماندگاری دارد که از پشتوانه منطقی و مبانی نظری ریشه دارتری برخوردار باشد. بهره گیری از شکل های هندسی در معماری گذشته از اهمّیت و سابقه طولانی برخوردار است؛ به گونه ای که در ساختن اکثر معابد و مکان های مقدّس، از آن بهره می بردند. اهمیّت اعداد و اشکال در زیبایی شناسیِ اماکن تاریخی و مذهبی مشهود است. در این میان، عدد چهار و شکل مرّبع گونه بنا، به گونه ای نمادین بیشتر مورد اقبال معماران اسلامی قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، جلب توّجه معماران به مفاهیم و شیوه هایی است که در ساختن شهر بسیلا، مقرّ فرمانروایی شاه طیهور در منظومه کوش نامه به کار رفته و اصل آنها با اتّکا بر تجربیّات بشری و تسلسل هویّتی دستاوردهای انسان با نسل های پیشین و پیش دانسته های انسان بنیان نهاده شده تا بتواند پاسخگوی نیازهای فطری و زیبایی شناختی انسان امروز باشد. در پژوهش حاضر که با روش تحلیلی-تطبیقی و با شیوه استقرائی انجام گرفته، با شناسایی عناصر اصلی زیبایی شناسی معماری اسلامی در حوزه عمل و نظر مانند سیمای ظاهری، استحکام و استواری، تقارن و تعادل، به بررسی چگونگی تأثیرگذاری آنها در ساختن شهر بسیلا در منظومه کوش نامه پرداخته شده است.
۳۵۸۷.

تحلیل جامعه شناختی تن در گرشاسپ نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۶۹
جامعه شناسی بدن یکی از حوزه های نوین و مطرح جامعه شناسی است. بررسی بدنمندی در هر جامعه ای ما را به نوع نگاه و جهان بینیِ حاکم بر جوامع، نسبت به تن آدمی می رساند. در این پژوهش، بر مبنای گرشاسپ نامه اسدی طوسی موضوع بدنمندی، مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که نگاه جامعه ایرانیِ عصر اسدی به بدن چه نوع نگاهی است و هم این که این منظومه حماسی از نظر ژانر و نوع ادبی خاص، چه نگرشی به تن آدمی داشته است. در این پژوهش به موضوع هایی چون بدن دینی، بدن طبقاتی، زبان بدن و... پرداخته خواهد شد. از نظر ایدئولوژیک، بدن در گرشاسپ نامه در مقابل روح قرار گرفته و تحقیر می شود و گرچه بدن از حیث جمال شناسی و نیروی درونی ستوده شده است، اما فی ذاته، چیزی جز کالبدی که زندان روح است و اعتباری مجزا ندارد، نیست. بدن طبقاتی نیز بدن شاه، پهلوان و زنان پهلوانان را شامل می شود، اما توصیفات بدن شاه و زنان پهلوانان در جنب بدنِ پهلوان معنا یافته و بر محور او می گردد. در کل، نگاه اسدی به بدن، یک نگاه نژادی-طبقاتی است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با روش کتابخانه ای و  با تکیه بر گرشاسپ نامه و آثار مرجع ادب فارسی تدوین گردیده است.
۳۵۸۸.

کارکرد ساخت گذرایی در تحلیل تیپ شناسی شخصیت در رمان «ترلان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۸۰
زبان شناسی نقش گرا با مطالعه زبان های زنده دنیا و فراهم آوردن شیوه های جدید بررسی زبان، مؤلفه های جهان شمول گذرایی را استخراج کرد و روان شناسی تحلیلی نیز با حلاجی دقیق روان انسان، الگوهای جهان شمول روانی یا همان سنخ های روان شناختی را مطرح نمود. فراگیری مؤلفه های گذرایی در بیشتر زبان ها از یک سو و کهن الگوبودن سنخ های روان شناختی از سوی دیگر، ما را بر آن داشت تا رابطه میان تیپ های روان شناختی دو شخصیت از رمان «ترلان» نوشته فریبا وفی را با تکیه بر دو نگرش «درون گرایی» و «برون گرایی»، با میزان گذرایی دیالوگ ها و توصیفات نویسنده از آن ها بررسی و تحلیل کنیم. دو پرسش پژوهش حاضر این است که چگونه زبان در بازنمود روان شناسی شخصیت های داستانی نقش دارد و چگونه می توان از طریق ساخت گذرایی زبان داستان، تیپ روان شناختی شخصیت ها را شناسایی و تحلیل کرد. بدین منظور از دو نظریه ساخت و مؤلفه های گذرایی هاپر (Hopper) و تامسون (Thompson) و تیپ شناسی شخصیت یونگ، استفاده کرده ایم. آمارها و داده های پژوهش نشان داد که نگرش روانی غالب در شخصیت ترلان، «درون گرا» و در شخصیت رعنا «برون گرا» است. پس از آن میزان گذرایی دیالوگ ها و بندهای هر دو شخصیت را بررسی کردیم و در نهایت، به این نتیجه رسیدیم که خصلت های روان شناختی فرد نه تنها منش و رفتار و شخصیت او را می سازد، بلکه بر زبان و شیوه استفاده از آن نیز اثرگذار است؛ به طوری که گذرایی بندهای مربوط به شخصیت های برون گرا (رعنا) بالاتر و به سرنمون گذرایی نزدیک تر است و در مقابل، در بندهای مربوط به شخصیت های درون گرا (ترلان)، شاهد میزان گذرایی پایین تری در اکثر مؤلفه ها هستیم.
۳۵۸۹.

L’effet du genre poétique et narratif sur la mémorisation et le niveau de la réserve cognitive des apprenants du FLE: le cas de la compétence lexicale(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۶۶
Cet article explore l'impact du genre poétique et narratif sur la mémorisation et le niveau de la réserve cognitive des apprenants du FLE. L’objectif est de comparer la fonction de la poésie et le roman sur les capacités cognitives des apprenants pour mettre en valeur la compréhension lexicale. Dans cette optique, nous avons considéré la poésie et le roman comme un support pédagogique riche en possibilités motivationnelles, interculturelles et linguistiques. Notre étude a été menée dans le cours de la lecture des textes faciles sur deux groupes de contrôle et expérimental des étudiants en troisième semestre de licence de langue et littérature françaises à l’université Azad Islamique branche des Sciences et de la Recherche de Téhéran en Iran. Nous avons utilisé le questionnaire de l'échelle de connaissance lexicale (VKS) développé par Paribakht et Wesche (1993) pour évaluer la réserve cognitive des étudiants en ce qui concerne leurs champs lexicaux. La validité de ce questionnaire a également été confirmée par Culligan (2015). L'expérimentation menée dans cette étude est de type pré-test et post-test. Alors, nous avons examiné l'amélioration de la connaissance lexicale après l’intégration de la poésie en comparant celle du roman par l'échelle de connaissance lexicale (VKS). Les résultats indiquent clairement que le genre littéraire avait un effet positif sur le niveau de la réserve cognitive et plus précisément la poésie avait un effet plus efficace que le roman sur la mémorisation des mots et elle est plus facile à retenir en raison de son rythme et de la relation émotionnelle qu'elle établit avec les étudiants.  
۳۵۹۰.

رمان زندگینامه ای به مثابه ژانری تلفیقی با نگاهی به روایت قلندر و قلعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۵۴
رمان زندگینامه ای در جایگاه گونه ای مدرن در تاریخ پردازش های ادبی انسان، برونداد دگرگونی های اندیشگانی و تحولات اجتماعی بوده، روندی تطوری را پیموده است. پژوهش پیش رو، ضمن توجه به فرآیند گذار زندگینامه به رمان زندگینامه ای، بسترهای فکری فلسفی شکل گیری آن را تبیین می کند و در وهله بعد، برخی از ارزش های زیبایی شناختی رمان زندگینامه ای را معرفی می نماید. همچنین، پژوهش حاضر با بهره گیری از الگوی روش شناختی توصیف و تحلیلِ پیکره مورد مطالعه، نشان می دهد رمان زندگینامه ای در پرتو سرشت تلفیقی و خصلت میان رشته ای خود، گستره همکنشی های ادبیات با علم و هنر است به گونه ای که گاهی مفاهیم و نظام های فکری آن قلمروهای معرفتی، پیکره رمان را شکل می دهند و در نتیجه، مفهوم جدیدی با عنوان «ژانر تلفیقی» شکل می گیرد که همساز با جهان چندوجهی مدرن است. بر مبنای پژوهش حاضر، رمان زندگینامه ای در سطح محتوایی، ضمن چرخش از تاریخ به فرد، بر نقش انسان در ساختن تاریخ تأکید دارد و به این ترتیب، ارزش های زیبایی شناختی ویژه ای در آن رقم می خورند و با جایگزین کردن نمادپردازی به جای توصیف، امر ذهنی را به جای امر عینی می نشاند. در این سیاق، رمان قلندر و قلعه نوشته سیدیحیی یثربی به مثابه مصداقی بر رمان زندگینامه ای واکاوی شده است. در روایت موردمطالعه، ضمن کاربست رؤیاپردازی، شاعرانگی زبان که همساز با سرشت فلسفه اشراقی اند، نماد نیز در جایگاه عنصری مرکزی عمل می کند به گونه ای که تقابل نیروهای متعارض فکری در روایت به واسطه پردازش نمادها شکل می گیرد، نمادهایی که خود امتداد شبکه ای از تقابل های گفتمانی در لایه های عمیق تر روایت اند.
۳۵۹۱.

کران بندی اصطلاح روایت جمعی: مطالعه نقش عامل روایی در انگاشت های اشتراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۸۷
با وجود اقبال جهانی به شیوه روایت جمعی که پس از پدیده چرخش روایی سیری پرشتاب یافته است، این گونه روایت در ایران به لحاظ تبیین نظری چندان مورد توجه قرار نگرفته است. خصوصاً در حوزه ادبیات علی رغم تعدّد نمونه های داستانی، مطالعات منسجم در حوزه این شکل روایی انگشت شمارند. این پژوهش بر اساس روش پساسنَت گرایانه در روایت شناسی قصد دارد با رویکردی التقاطی در وهله نخست، با بهره گیری از دیدگاه فلسفه ذهن و عمل، چیستی و حدود این شیوه را بازنمایاند و پس از آن تلاش می کند ضمن نشان دادن اَشکال متفاوت این شیوه روایی، ملاک هایی برای فاصله گذاری میان گونه های روایت معرّفی کند. نتیجه حاصل شده این است که تفاوت اوّلیه شکل های روایت جمعی در گرو کانون روایتگری است؛ کانون روایتگری می تواند خط فارق انواع روایت هایی که جمعی خوانده می شوند در مقابل روایت های دارای عامل روایت جمعی (به صورت مشخّص، ما-روایت ها) باشد. در نگاهِ ثانویه، گونه هایی که این پژوهش بر آن متمرکز هستند یعنی ما-روایت ها بر اساس دیدگاه روایی از یک دیگر متمایز می شوند. دیدگاه روایی معیّن کننده حدود دسترسی/عدم دسترسی به ذهن شخصیّت ها است و در نتیجه سطح وحدت صداهای تشکیل دهنده در روایت ما را تعیین می کند. در نهایت سعی شده است با طبقه بندی پیشنهادی برای سطوح مختلف ما-روایت بر اساس میزان برجسته سازی شخصیّت های تشکیل دهنده ما-راوی، افق روشنی از بافتار روایت جمعی با عامل روایی ضمیر اوّل شخص جمع نشان داده شود.
۳۵۹۲.

تحلیل غنایی داستان سلوک بر اساس نظریه ایلین بالدشویلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۶۴
پژوهش درباره رمان و داستان غنایی به عنوان زیرمجموعه ای از ادبیات غنایی، یکی از زمینه های مطالعاتی نوین در نقد داستان محسوب می شود که تاریخچه آن به دهه های اخیر بازمی-گردد. برای نخستین بار، ایلین بالدشویلر در مقاله ای در سال 1969 از عنوان داستان غنایی برای تعدادی از داستان هایی که واجد ویژگی های غنایی بودند، استفاده کرد؛ از آن پس، پژوهشگران برجسته ای چون رالف فریمن و جاناتان کالر، افق های دید این نوع مطالعه را گسترش دادند و بر غنای آن افزودند؛ در نتیجه امروزه معیارهای دقیق تر و علمی تری برای شناسایی و تحلیل آثار داستانی غنایی وجود دارد. نظریه بالدشویلر در اصل مختص به داستان کوتاه غنایی است؛ اما اصول و مولفه هایی که او ارائه کرده است، می تواند به رمان نیز تعمیم داده شود. نظریه وی، شامل تعدادی مصادیق اصلی و بدیع است: مانند «لحن شاعرانه»، «نمادپردازی» و «منحنی عاطفی»؛ همچنین وی، برخی آراء محققان پیش از خود را نیز اخذ کرده و آن را به عنوان یکی از مولفه های نظریه خود، گسترش داده است؛ مانند نظریه «هم پیوندی عینی» که در اصل، تی اس الیوت آن را در سال 1946 برای نخستین بار مطرح کرد. مقاله پیشِ رو، به دنبال بررسی و تحلیل داستان سلوک از محمود دولت آبادی برمبنای نظریه داستان غنایی بالدشویلر است. در مطالعه حاضر، این سوال مطرح است که وجود چه عناصر و مولفه هایی در این اثر باعث شده که یک رمان ِمدرنِ غنایی محسوب شود. نتایج حاکی از آن است که می توان سلوک را یکی از بهترین نمونه های رمان غنایی محسوب کرد؛ زیرا مهمترین ویژگی های داستان غنایی که در نظریه بالدشویلر مطرح شده، مانند نماد پردازی، لحن شاعرانه، منحنی عاطفی، هم پیوندی عینی، فرجام گشوده، پیرنگ نامتعارف، روایت غیر خطی، تنهایی و بیگانگی شخصیت ها، با کیفیت و کمیّت قابل ملاحظه در این اثر به کار رفته است.واژگان کلیدی: داستان غنایی ، سلوک ،محمود دولت آبادی، آیلین بالدشویلر
۳۵۹۳.

جستاری در اشعار نازک الملائکه و عبدالوهاب البیاتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۸۹
یکی از جلوه های بارز و آشکار شعر نو در عراق معاصر پدیده ناسازگاری اجتماعی است. این پدیده در قرن بیستم و با ظهور پیشگامان عراق چون، نازک الملائکه و عبدالوهاب البیاتی به وجود آمد. تقلید از ساختار سنتی، آشنایی با مکتب رمانتیک و موقعیت های سیاسی و اجتماعی جامع ه ع راق باعث شد تا این شاعران به ناسازگاری روی بیاورند. آنها این جلوه ادبی را به سه گونه ناسازگاری ادب ی، سیاس ی و اجتماعی در شعر خود به نمایش گذاشته اند. ناسازگاری آنها در ظاهر موج ب ظه ور «ق صیده النث ر» ش د و شعر موجب بیداری و آگاهی مردم عراق و ارتقای بینش اجتم اعی طبق ات مختل ف اجتم اعی گردید. این شاعران در ایجاد نوآوری رنج های زی ادی را تحمل کرده اند، رنج هایی از قبی ل زن دان، تبعی د، آوارگ ی و غرب ت، لذا ترس، تنهایی، غم و اندوه بر بیشتر اشعار آنها سایه افکنده است. این شاعران توانسته اند مضامین و مفاهیم واقع گرایانه را در قالب ناسازگاری بی ان کنن د و در کالب د ش عر مدرن روح تازه ای بدمند. آنان به خاطر اوض اع سیاس ی ن امطلوب از اس طوره و رم ز و اس لوب تک رار در اشعار خود اس تفاده کردند و توان ستند ش عر ن و را چن ان متح ول کنند ک ه بتوان د ب ه بخ ش مهم ی از دغدغه های دنیای مدرن پاسخ بدهد.
۳۵۹۴.

دراسه الشبکه الدلالیه لکلمه "وجه" فی القرآن الکریم من منظور الدلاله المعرفیه (على ضوء النظریه السیاقیه لدى مدرسه لندن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
بررسی لایه های زبانی واژه «وجه» در قرآن با روش معناشناسی واژگانی باعث شناخت معناشناسی این واژه می گردد. این واژه در قرآن با توجه به شبکه معنایی در لایه های مختلفی مانند: خداوند، پیامبران و جانشینان کلمات در آیات قرآن کریم است. این جستار با روش تحلیلی توصیفی به واکاوی واژه «وجه» در قرآن با توجه به شبکه های معناشناختی با تکیه بر مکتب بن و نظریه بافت پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که واژه «وجه» در معانی مانند: چهره، توجه، علاقه، قبله و طریق، ذات، رضایت و ارزش های الهی، قصد، احتیاط و فریب و منزلت کاربرد دارد. همچنین این واژه و مشتقات آن از ابعاد معناشناسی به وجوه مختلف مانند وجه الهی، نبوی و انسانی (انسان والا مرتبه، بازنده و صورت ظاهری انسان) به کار رفته است. واژه «وجه» در بالاترین لایه به خود به کلمه «رب» افزوده شده است و این همنشینی نشان از این دارد که ذات الهی شناخت پذیر نیست و باید خداوند را از طریق اسماء و صفات وی شناخت.
۳۵۹۵.

مفردپنداریِ جمعِ مکسّر در متون فارسی تا پایان قرن هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۱۳
معمولاً واژه های بیگانه با ورود به زبان دیگر، به تناسب نوع پذیرش زبان دوم، در معنا یا صورت، تغییر می کنند. طبعاً این قاعده کلی، درمورد کلمات عربی که به زبان فارسی وارد شده اند نیز صادق است. از جمله این واژه ها، جمع های مکسرند که در کاربرد فارسی زبانان مفرد پنداشته شده اند و با آنها همانند اسم مفرد رفتار شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که علت این مفردپنداری چیست و آیا در طول سال ها به شیوه ای یکسان بوده یا تفاوت داشته است. در این مقاله ما با بررسی متون متعدد از انواع نظم، نثر، ترجمه و تألیف، کاربرد جمع های مکسر را بررسی کرده ایم و نشان داده ایم که هرچه ورود کلمات عربی، ازطریق آموزش زبان و آشنایی با متون عربی بیشتر شده، از میزان این نوع مفردپنداری کاسته شده است و دایره این کاربردها به کلماتی منحصر شده که عامه فارسی زبانان از آن معنی جمع درنمی یافته اند.
۳۵۹۶.

ایهام تناسب بر پایه اصطلاحات تیراندازی و کمانداری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
بخشی از اصطلاحات نظامی مربوط به حوزه تیراندازی و کمانداری است. بسیاری از این اصطلاحات از فرهنگ های لغت فوت شده اند اما در رساله های مربوط به تیراندازی و کمانداری می توان اطلاعاتی درباره آنها به دست آورد. در برخی از متون فارسی این اصطلاحات (نظیرِ عقده، زنده، مرده، چلیپا، زیردست، دستکش و ...) در کنار دیگر اصطلاحاتِ شناخته شده (همچون تیر، کمان، ناوک، پیکان) به گونه ای قرار گرفته اند که ایهام تناسب تشکیل می دهند و بر غنایِ بلاغی متون می افزایند. در این مقاله کوشش شده است که تعدادی از این اصطلاحات معرفی شود و کارکرد بلاغی آنها در دیوان شاعران ادب فارسی بررسی گردد. بدین منظور ابتدا به معرفی انواع ایهام تناسب پرداخته شده و در ادامه اصطلاحات نظامی در متون فارسی در دسته های منظم تقسیم بندی شده است. در بخش اصلی مقاله نیز نمونه هایی از ایهام تناسب بر پایه اصطلاحات تیراندازی و کمانداری به دست داده شده است
۳۵۹۷.

تحلیل غیریت سازی در گفتمانِ زبان حماسی و نقش آن در هم بستگی ملّی(نمونه مورد بررسی: بانوگشسب نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۸۶
حماسه ها، با تکیه و تأکیدی که بر زبان، تاریخ، پیشینه فرهنگی و مرزهای جغرافیایی یک ملّت دارند، بیش از دیگر گونه های ادبی، با هویّت ملّی و هم بستگی و وفاق جمعی در پیوند هستند. آن چه موجب چنین هویّت سازی و وفاق هژمونیکی در حماسه ها می گردد ، کاربستِ زبان به گونه ای ویژه است؛ این بدان معناست که شاعر حماسه سرا در زبان حماسی، با تکیه بر غیریت سازی، از گفتمانی پویا بهره می برد و بدین گونه، برتری سیاسی اجتماعی مورد نظر خویش را ایجاد می کند. در پژوهش پیش روی، با روی کرد تحلیلی توصیفی به بررسی بانوگشسب نامه می پردازیم و هم زمان به ارائه نمونه هایی از منطق هم ارزی و منطق تفاوت در این اثر حماسی خواهیم پرداخت؛ مقولاتی که در نهایت، غیریت سازی را محقق می نمایند. ضمن بررسی بانوگشسب نامه با این روش به این نتیجه می رسیم که برایندِ این غیریت سازی حاکم بر گفتمان زبان حماسی، پررنگ شدن مرزهای فرهنگی و برجسته سازی هویّت ایرانی است؛ مقوله مفهومی که درک و بازشناختِ آن در دوره تقابل فرهنگی و سیاسی قدرت ها در راستای احیای هویّت ملّی و دست یابی به سعادت جمعیِ یک ملّت، ضروری است.
۳۵۹۸.

تطبیق داستان کیخسرو وسارای با محوریت مرگ بی مرگی در گذر از آب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
تعریف و مفهومی که هر انسان از پدیده ها دارد، در عین اختصاصی و فردی بودن آن، به روح مشترک جمعی وصل می شود و نشان و خاطره ای گروهی را در خود بر جای می گذارد. این روح مشترک جمعی و اندیشه های کلی را اندیشمندان و ناقدان علوم انسانی در دسته مفاهیم ضمنی قرار داده اند. مفاهیم ضمنی که از دیدگاهی همان اسطوره است. چه اسطوره داستان های به جامانده از یک قوم باشد و چه مفهوم ذهنی، که مصداق های مختلفی را در بر می گیرد، این جستار به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی تطبیقی و بیان شباهت ها و تفاوت های دو داستان کیخسرو و سارای (ترکی آذری) در ارتباط با کهن الگو و اسطوره مرگ و آب، بر اساس دیدگاه و مکتب آمریکایی می پردازد. اسطوره هر دو داستان در ارتباط با مرگ و آب است. چه مرگی که به بی مرگی و مرگ عارفانه کیخسرو تفسیر شود و چه مرگی که برای نشان دادن پاکی صورت گیرد و از قهرمان مورد نظر (سارای) جسد و کالبدی نماند. هر دو اسطوره و افسانه در گذر از آب زاینده، چنین مرگی را به قهرمانان خود هدیه می دهند.
۳۵۹۹.

تحلیل ارتباط کمال طلبی و اضطراب در آثار و اندیشه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
«کمال طلبی» به معنای تعیین استانداردها و معیارهای بسیار بالا و مطلق اندیشانه در ساحت های مختلف زندگی و فعالیت های انسانی است که برای نائل شدن به هدفی مشخص، در مسیری از پیش تعیین شده تعریف می شود. حرکت در مسیر سلوک عرفانی، مستلزم رعایت ضوابط و اصول مشخصی است تا کیفیت لازم برای رسیدن به فنا و حقیقت مطلق فراهم شود. عطار استانداردها و انتظارات بسیار بالا و دشواری برای سالک مشخص می کند و این حالت، تا ساحت زندگی فردی و اجتماعی سالک نیز گسترش می یابد. «اضطراب» و «کمال طلبی» ارتباط دوسویه و متقابل دارند و ریشه آن را می توان در اضطرابِ وجودیِ شاعر در برخورد با مسیر کیفی و انتزاعیِ سلوک دنبال کرد. «اضطراب» حاصل از هبوط، مطلق بودن ذاتی و همه جانبه خداوند، ناکامی آدمی در حفظ جایگاهش در بهشت و اضطرابِ وابستگی به پست ترین نقطه ممکن، به صورت تلاش برای جبران حدأکثری و اعاده حیثیت انسان در ساحتِ اندیشه عطار منعکس می شود. مهم ترین نتیجه «کمال طلبی» عطار، نگاه مقوله ای یا «همه یا هیچ» است که قرار گرفتن در میانه مسیر سلوک را نمی پذیرد و صرفاً رسیدن به نهایت سلوک را قبول دارد. وسواس مذهبی و تأکید بر اعمال عبادی که فراتر از احکام دینی است، از دیگر نتایج «کمال طلبی» است. عطار با روایت داستانِ «کمال طلبی» بزرگان عرفان و تصوف، دیدگاه اصلی خود را در کیفیت سلوک و چگونگی حرکت سالک، بازآفرینی می کند.
۳۶۰۰.

نقد و بررسی سا قی نامه طغرای مشهدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
ساقی نامه از گونه های ادبی است که به ویژه در عصر صفوی مورد توجه قرار گرفت و ساقی نامه هایی مفصل، اغلب به تقلید از ساقی نامه ظهوری ترشیزی، در این روزگار سروده شد. طغرای مشهدی، شاعر پرکار و توانای سده یازدهم در کنار دیوان و رسائل، ساقی نامه ای در نه هزار بیت سروده است که مفصل ترین ساقی نامه زبان فارسی به شمار می رود. با توجه به این که ساقی نامه مذکور تاکنون مورد نقد و بررسی قرار نگرفته، پژوهش حاضر کوشیده است تا با تکیه بر دو نسخه کهن از آن؛ یعنی نسخه خطی ساقی نامه به شماره 16771 کتابخانه ملی و نسخه خطی کلیات اشعار طغرای مشهدی به شماره 321 دیوان هند در لندن که تصویر آن در کتابخانه دانشکده ادبیات دکتر شریعتی دانشگاه فردوسی نگهداری می شود، به بررسی ویژگی های زبانی و محتوایی شعر وی بپردازد. نتایج نشان می دهد که طغرا در این ساقی نامه با کاربرد گسترده زبان هندی، فرهنگ عامه، و نیز اصطلاحات فنون مختلف، به ظرفیت هایی بدیع در تصویرآفرینی دست یافته، به ویژه که محمل آن طبیعت دلنشین شبه قاره و قوه خیال خود اوست. محتوای ساقی نامه طغرا بسیار متنوّع است؛ از ستایش پیامبر و ائمه تا شهرآشوب و وصف آلات و نغمات موسیقی، و نکته سنجی هایی در نقد ادبی را شامل می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان