ترجمه فشرده تاریخ نامه چند جلدی طبری، که در متون علمی با نام تاریخ طبری به خوبی شناخته شده، کهن ترین اثر نثر تاریخی به زبان فارسی است که به دست ما رسیده است. در قرن های میانه، [ترجمه] تاریخ طبری یکی از مشهورترین تالیفات مربوط به تاریخ عمومی در سراسر خاور نزدیک و حتی در هند بود. گواه این معنی نه تنها ترجمه های مکرر این اثر به زبان های شرقی، از جمله به عربی [کذا]، ترکی عثمانی، اردو و ازبکی بلکه همچنین این واقعیت است که ده ها نسخه خطی این تالیف بسیار جالب تا روزگار ما باقی مانده است. (Storey 1935, 62-65) مشهورترین خاورشناسان روس و غیرروس- فرن (Frahn 1829, 4)، دورن (Dorn 1852)، زوتنبرگ (Chronique…1857-1874)، روزن (Po3eh 1895, 190)، بار تولد (?a?TO??? 1926, 63)، اته (Ethe 1896-1904, 355)، و بالاخره یوگنی ادوار دوویچ برتلس (?epTe??c 1948, 19)- بارها توجه دانشمندان را به ضرورت حتمی بررسی و انتشار ترجمه فارسی تاریخ طبری جلب کرده اند. از جمله در سال 1908، اته، صاحب نظر سرشناس ادبیات فارسی، به اهمیت بسیار ترجمه بلعمی در تاریخ زبان و سبک فارسی نو اشاره کرد (Ethe 1896-1904, 355). تجربه بهار، ادبیات شناس مشهور ایران، که در اثر بلعمی مطالب بسیار با ارزشی برای تحقیقات خود در تاریخ زبان فارسی یافت، درستی کامل سخنان اته را به اثبات رساند. (بهار 1321)
در دوران صفویه، به خصوص در دوره طولانی پادشاهی شاه طهماسب اول (930-984) و به دنبال تبلیغات وسیعی که در مخالفت با شعر و شاعری صورت می گرفت، ادب و شعر فارسی به کلی از رونق افتاد. تنها مرثیه سرایان از احترام کافی برخوردار بودند و در درباره شاه آمد و شد داشتند. از این رو شاعران و اندیشه مندان، که محیط فرهنگی ایران را برای نشر اندیشه ها و آثار خود مساعد نمی یافتند، به هند و عده ای از آنان به عثمانی مهاجرت کردند. با این وصف، برخی دانش ها چون تذکره نویسی رونق و اعتبار یافت و آثار ارزشمندی در این رشته پدید آمد. از جمله چند تذکره در ایران و هم هند، به تشویق پادشاهان گورکانی، تالیف شد که در زمره مهم ترین آثار از این نوع به شمار می روند. منابع این تالیفات در آنچه به شاعران پیشین مربوط می شد تذکره های کهن تر و دواوین شعرا بود؛ اما احوال شاعران معاصر و نزدیک به زمان مولفان مستند به اطلاعات تذکره نویس بود که ملاحظاتی انتقادی و ارزش سنجانه نیز گاه بر آنها افزوده می شد. مفصل ترین و سودمندترین تذکره های این عصر را شاید بتوان به سه اثر عرفات العاشقین، خلاصه الاشعار، و صحف ابراهیم - منحصر دانست. از این سه، تنها بخش کوتاهی از صحف ابراهیم به چاپ رسیده و بقیه همچنان به صورت دست نویس بر جای مانده است. اما عرفات العاشقین و خلاصه الاشعار به اندازه کافی نزد محققان ادبی و نویسندگان تاریخ ادبیات شهرت پیدا کرده و عموما از آنها استفاده کرده اند. عرفات از حیث اشتمال بر احوال کثیری از شاعران و خلاصه الاشعار به لحاظ انبوه اشعار انتخاب شده ممتازند. به ویژه تقی الدین کاشانی گاه متن کامل دواوین شاعران یا بخش عمده آنها را ذیل احوال آنان نقل کرده است.
من چه گویم یک رگم هشیار نیست وصف آن یاری که او را یار نیست هر که گلزار نهانی دیده است غارت عشقش زخود ببریده است در نظر صوفیان، شطح عبارت از کلمات و سخنانی است که در حالت سکر و بیخودی و غلبات شور و وجد و مستی و جذبه بر زبان جاری می شده است. غلبه وجد و بیخودی در صوفی به جایی می رسد که او خویشتن داری را از دست می دهد و ناگزیر به افشاری راز می شود. حاصل این افشارگری شطح است. کاوش در بسیاری از غزل های مولانا جلال الدین مولوی نشان می دهد که این اشعار محصول لحظات از خود بی خود نشان شاعر است که، در آن، ضمیر ناخودآگاه به فعالیت می افتد و بسیاری از تابوها و موانع ذهنی را در می نوردد تا بتواند آزادانه و رها و بی پروا دریافت های مکاشفه آمیز خود را بیان کند. اشعاری از این دست دارای برخی ویژگی های سوررئالیستی و قوانین و نظام خودند که بر اساس آنها می توان سخنان شطح آمیز را بازشناخت.
ترجمه نامه دومنار [?نامه فرهنگستان، شماره 32، ص 107-110] مفید بود و مخصوصا برای اسامی نسخه هایی که ذکر کرده است (برای من). تصور می کنم معجم الحکمه (رقم 9) اگر هم در نوشته و خط او چنین بوده باشد درست نیست به قرینه آنکه آن را دانشنامه معارف شرقی دانسته است. این کلمه تصحیف یا تحریف مجمل الحکمه است که ترجمه گونه ای است از مجموعه رسایل اخوان الصفا. نسخه رقم (12) که به نوایی (امیر علیشیر) منسوب داشته است شاید مراد کتاب کوچک او به نام محاکمه اللغتین باشد ورنه اگر نسخه ای از فرهنگ ترکی - فارسی تالیف او را دیده بوده است تازگی دارد.
تقسیم بندی متون ادبی به انواع گوناگون به قصد شناخت و التذاذ بهتر از این متون، صورت می گیرد. اما معیار برای تقسیم بندی متفاوت بوده است. گروهی صورت ظاهر و قالبهای شعری را مدنظر داشتند که با این معیار انواعی مثل قصیده غزل، رباعی و ... نامگذاری می شود. معیار دیگر بر اساس معنای درون متن است که با این معیار تنوع و نامهای بیشتری برای متون ادبی به وجود می آید.
در این مقاله موضوع سخن تقسیم بندی بر اساس محتواست و تاکید بر سه نوع شعر حماسی، غنایی و حکمی و تعلیمی و ارتباط آن با روان انسان و چگونگی به وجود آمدن هر کدام و نیز نقش هر کدام در ایجاد ارتباط و نقش عاطفی به عنوان نقشهای مهم زبان.
نگارنده در مقالة حاضر پس از ارائه مستندات تاریخی در خصوصِ علاقة مولوی به اشعار متنبی، با مروری بر آثار وی ـ اعم از مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه ما فیه، مجالس سبعه، و مکتوبات ـ نشان داده است که مولوی در موارد بسیاری یا عبارات متنبی را تضمین کرده، یا مضامین شعر او را در آثار خود نمایانده، و یا دست کم با او هم سخن بوده و چون او، گفته های حکمت آمیز را در آثار خود گنجانیده است.
مبحث «ولیّ» به عنوان یکی از مهمترین ارکان حوزه عرفان و تصوف، همواره مورد توجه ارباب اهل قلم عرفان بوده و در اکثریت قریب به اتفاق منابعى که درباره عرفان و تصوف به رشته تحریر درآمدهاند، بخشى به مبحث ولىّ و موضوعات و مفاهیم مربوط به آن، اختصاص یافته است. در کتاب ارزشمند فیه مافیه نیز که مجموعه تقریرات مولانا و در حکم مجموعهاى غنى از آراء و آداب عارفانه و صوفیانه است، با مبحث ولىّ به عنوان یکى از مهمترین موضوعات کتاب روبرو مىشویم. دیدگاه مولانا نسبت به اولیا در فیه مافیه را مىتوان در پنج مورد خلاصه کرد که عبارتند از:1. خداوند و اولیا,2. مصلحت وجود و حضور اولیا, 3.صفات و ویژگیهاى اولیا, 4.خلایق و اولیا, 5. مریدان و اولیا .هر چند فیه مافیه ، به سبب سبک آن یعنى »مجلسگویى»، از پیچیدگیها و ظرافتهاى شاعرانه مثنوى خالى است ول ی وجود همین سبک، سبب بیان مطالب و موضوعات آن، به زبانی سادهتر و همه فهمتر است. حضرت مولانا جلالالدین بلخی، با استناد به آیات قرآن و احادیث قدسى و نبوی، امثال سائره فارسی و عربی، تشبیهها و تمثیلها، سرگذشتنامههاى مشایخ و حکایات مربوط به اولیا و گفتههای آنان، همچنین اشعار فارسی و عربی به شرح و بیان دیدگاههای خود درباره اولیا پرداخته است. پژوهش حاضر به بررسی موارد یاد شده و موضوعات دیگر مربوط بدانها میپردازد.
تلقی دوگانه جلال الدین مولوی از شعر و ماهیت و کارکردهای آن در القا و افشای معانی و معارف، یا اخفا و پوشاندن آن ، موجب شده است که او گاه درباره شعر (و شاعران)، نقد و نظرهای تازهای ابراز کند که شناخت آن برای خوانندگان امروز شعر و اندیشهاش مغتنم و مفید باشد. در گفتار حاضر، آرا و اندیشههای مولوی درباره شعر، از لابلای آثارش کشف، و تحت چهار عنوان دستهبندی و تبیین شده است. در بخش اول، با عنوان شعر و بیخودی از دیدگاه مولانا، به نقش بیخودی و بیاختیاری در آفرینش شعر ناب و نمکین، و ویژگیهای شعر بیخودانه پرداخته شده است، در بخش دوم که به انتقادهای مولانا از شعر و شاعران اختصاص دارد، انتقادات بالقوه و بالفعل او به شعر (مثل بیگانگی و ناتوانی شعر در بیان معانی و معارف، و شکایتهایش از مضایق و لوازم شاعری) و شاعران(ظاهرگرایی شاعران) بحث میشود. بخش سوم مقاله به نقش و شرایط مخاطب در فهم و خوانش و آفرینش شعر میپردازد. آخرین بخش مقاله نیز آرای مولانا درباره شعر خود تبیین و به اجمال تحلیل میشود. نسبتها و روابط بین شعر با خون و جنون و تازگی و ماندگاری، از مباحث و مطالب این بخش است. نگارنده کوشش کرده برخی از آرا و اندیشههای مولانا درباره شعر و ویژگیهای بیان شاعرانه را با نگاه و نظریات تازه درباره شعر و کارکردهای آن، تطبیق و مقایسه کند تا شعرشناسی و نواندیشی او بیش از پیش آشکار گردد و زمینه آشنایی و استفاده بیشتر از آثارش فراهم آید.
اکنون چهار سال از مرگ پروفسور آنه ماری شیمل (1922-2003) می گذرد. بسیاری از آثار این بانوی بزرگ شرق شناس به زبان های گوناگون و از آن جمله فارسی ترجمه شده است و پیوسته بر تعداد علاقه مندان به اندیشه و شیوه ی نگرش او در غرب و شرق افزوده می شود. از این رو در مقاله ی حاضر تلاش خواهد شد تا ابتدا به سنت شرق شناسی و پیشینه ی آن در کشورهای آلمانی زبان اشاره شود و مشخص گردد بانو شیمل کدام شیوه شرق شناسی را به کار بسته است.بخش دوم سیری در آثار بانو شیمل در زمینه ی ادبیات شرق و به ویژه پژوهش های او در مورد مولانا است و به اختصار می کوشیم تا با برخی از این آثار و دیدگاه های مطرح شده در آن ها آشنا شویم.موضوع سوم و پایانی، بررسی دلایل این علاقه مندی و زمینه های این نگرش و در نهایت هدف بانو شیمل از نگارش آثاری برای معرفی ادبیات فارسی و دلایل محبوبیت این آثار است.