با حمله مغول به ایران شهرهای ماوراءالنهر، خوارزم، خراسان، الموت و بغداد که از مراکز مهم آموزش و پرورش و دارای کتابخانه، رصدخانه، دانشگاه و استادان علم و ادب بسیار بودند و مراکز دانش در ایران به شمار میآمدند، مورد حمله و هجوم مغولان قرار گرفتند و تنها نواحی کوچکی در جنوب ایران (کرمان و فارس) و ناحیه سند (هندوستان) و سرزمین روم (آسیای صغیر) و مصر و شام بود که باقیماندگان شعرا و دانشوران بدانجا پناه بردند. به سبب هوشیاری اتابک ابوبکر بن سعد زنگی و برکناری شیراز از تاخت و تاز مغولان ، شیراز کانون فرهنگ و هنر و عرفان کشور ایران شد. در همین دوره سعدی و شاعران و اندیشمندانی مهم در شیراز و سایر شهرهای ایران پا به عرصه وجود گذاشتند. در این مقاله نویسنده با بررسی این عوامل دانش و دانشوری روزگار سعدی را بررسی نموده است.
هر سخن گفتنی به شرط حضور سه عامل اصلیِ متکلم، مخاطب، پیام ایجاد می شود و ادامه پیدا می کند. در گذشته ارتباط متکلم و مخاطب به سبب محدودیت باسوادان و عدم امکان تکثیر متن، شنیداری بود. در دوران معاصر به سبب افزونی باسوادان و امکان تکثیر اثر، این ارتباط نوشتاری شده است. نویسنده، متن را در غیاب خوانندگانی که از اطلاعات و احوال آنان آگاهی ندارد، تولید می کند و خواننده در غیاب نویسنده و غالباً بدون اطلاعات از دانش و احوال او اثر را مطالعه می کند. اگر هر ارتباطی را نوعی از گفتگو تلقی کنیم، گفتگوی نویسنده با خواننده هنگام تولید متن در غیاب خواننده، و گفتگوی خواننده با متن در غیاب نویسنده صورت می گیرد. با توجه به چهار عامل مؤثر در ایجادِ بافت موقعیتِ تولید متن و مطالعه متن، و تغییر عمیق نگاه انسان به جهان، و تبدیل ارتباط شنیداری به نوشتاری در حوزه ادبیات که امکان تأملِ خواننده را برای درک متن فراهم می آورد، ضوابط و شگردهای زیبایی شناختیِ پذیرفته در ادبیات نیز دگرگونی عمیق می پذیرد و از جمله بلاغت که صفت متکلم و کلام محسوب می شد، صفت مخاطب و تأویلِ مخاطب از اثر می شود؛ زیرا در چنین وضعیتی، متن از اختیار نویسنده خارج می شود و در اختیار خواننده قرار می گیرد. این مقاله با توجه به انواع شعر در دوران کلاسیک، تأثیر نوع مخاطبان بر کلام و متکلم، رابطه صورت و معنا در انواع شعر کلاسیک، و نیز تأثیر ارتباط نوشتاری و تولید اثر در غیاب خواننده، و تغییر بافتِ موقعیت در نتیجه تغییرِ وضعِ عواملِ مؤثر در تشکیل بافت، به پیش می رود و آن گاه با تفسیر و تأویل شعری از نیما به عنوان شاهدی بر مدعا، چگونگی انتقال بلاغت از متکلم - نویسنده به مخاطب- خواننده در نتیجه استقرارِ وضعِ جدیدِ ارتباطی، میان نویسنده و خواننده به اثبات می رسد.
"در مقاله حاضر تحقیقات نظام شناسی از جنبه های گوناگون و در حوزه های مختلف نقد و بررسی شده است. در یک نگاه، رویکرد تحقیقات نظامی شناسی، از تدوین شرح احوال و عقاید و کلی گویی با رویکرد سنتی، به دو حوزه نقد و تحلیل آثار نظامی به سبک نوین، و بازنویسی منظومه های پنج گنج تغییر یافته است.
در حوزه نقد و تحلیل، منظومه خسرو و شیرین به علت بهره مندی فراوان از هنرهای بیانی و بلاغی، کاربرد عناصر داستانی به سبک نوین، انعکاس فرهنگ عامه و وجود تمثیل ها و ضرب المثل های دلنشین، دارای ظرفیت بیشتر نقد و تحلیل بوده و دیوان نظامی نیز به سبب در دسترس نبودن نسخه تصحیح شده قابل اعتماد، کمترین پژوهش ها را به خود اختصاص داده است.
در حوزه بازنویسی، منظومه لیلی و مجنون، به سبب طرح ساده داستان، دربر داشتن موضوع عشق آسمانی و شهرت بیشتر این داستان در میان عوام، بیش از سایر منظومه ها، مورد توجه اقتباس کنندگان آثار نظامی بوده است و به مخزن الاسرار، به علت زبان پیچیده، مضامین عرفانی و وجود حکایت های متعدد، کوتاه و مجزا، اقبال نشده است.
"
این نوشته مبحث مجاز را از دیدگاه بلاغیون و معنی شناسان بررسی می کند و سپس ضمن توضیح نظریه شعری یاکوبسن و تعریف او از قطب مجازی زبان، می کوشد تا چگونگی سازوکار این پدیده را در اشعار شاعران مدیحه پرداز توضیح دهد. به این منظور شعر منوچهری را به عنوان بهترین نماینده سبک نیمه اول قرن پنجم از نظر تصاویر شعری، مورد دقت نظر قرار می دهد؛ عملکرد دو محور ترکیب و انتخاب را در ابیاتی از شعر او بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه کارکرد این دو محور بر قطب مجازی زبان، مدلول را از نظام زبان به مصداق موجود در جهان خارج از زبان نزدیکتر می کند. تمامی این فرآیندها شعری را پدیده می آورد که به رغم بهره گیری از آرایه ها و زیباییهای هنری از لحاظ زبانی هر چه بیشتر به زبان ارجاعی نزدیک و همواره معنی اندیش است.
سنایی، پدرِ ادبیات عرفانی فارسی است که برای نخستین بار مضامین عرفانی را با فرهنگ عامیانه و حکایتِ تمثیلی درآمیخته و منظومه های تعلیمی خَلق کرده و راهی نو گشوده است. او مبتکر شعرهای قلندری و عاشقانه و خراباتی بوده و اکثر آموزه های صوفیانه را با بیانی زیبا و آموزنده ارائه نموده است. در این مقاله مکتب عرفانی سنایی، طریقت عشق و جمال، معرفی می گردد و دلایل آن نیز آورده می شود. مطالعه ای درباره دین و مذهب سنایی و اندیشه های او در اخلاق اجتماعی و نوآوری در ادبیات زهد و تاثیر او در شاعران و عارفانِ پس از خود به ویژه عطار و مولوی بررسی شده و مثنوی معنوی را فرزند حدیقه الحقیقه و بلکه شرحی بر آن نشان داده است.
بخش قابل توجهی از ادبیات کلاسیک فارسی به آثار تعلیمی اختصاص دارد. تعلیم عرفانی در ادبیات فارسی نمود بارزی دارد و نقل و روایت انواع داستانها و تمثیلات، سهم مهمی در تبیین مفاهیم متعالی و آموزه های دینی، اخلاقی و عرفانی داشته است. حکایتهای مربوط به مشایخ صوفیه و شرح احوال و گفتار آنان نیز در حُکم ابزاری در جهت تعلیم است. عطار نیشابوری در آثار منظوم و منثور خود، اهتمام ویژه ای به آنها داشته و به فراوانی از آنها سود جسته است. آگاهی از کم و کیف نقل و روایت این حکایات در آثار عطار، علاوه بر اینکه جهان بینیِ یک عارفِ معتقد به مبانیِ نظری و عملیِ سلوک عرفانِ عاشقانه را نشان می دهد می تواند شیوه های به کار رفته از سوی این شاعر برجسته عرفانِ تعلیمی را در روایتگری و نقاط قوت و ضعفِ کار او را آشکار کند. در این مقاله برخی از برجسته ترین ویژگیهای ساختاری و رواییِ داستانهای مشایخ در منظومه های عطار بیان گردیده است؛ و بویژه به شیوه های دخالت شاعر در جریان داستان و نتیجه گیری از آن اشاره شده است.
سرمایه اجتماعی، مجموعه ای دستگاهمند از پیوندهای ساخت یافته میان کنشگران یک گروه یا جامعه است که مبتنی بر هنجارها و قاعده های خاص است و سبب دست یابی به هدفهای فردی و گروهی می شود. مقوله سرمایه اجتماعی با مفهوم رایج سر مایه در جامعه شناسی، حقوق و اقتصاد متفاوت است؛ بهره گیری از آن حالت استعاری دارد واز عینیت کمتری برخوردار است. ویژگیهایی چون همکاری، اعتماد، آگاهی، نگرانی درباره دیگران، مشارکت در مسائل عمومی، انسجام، تحمل دیگری و همبستگی گروهی، نوعی سرمایه گذاری غیر عمدی است که مالک فردی ندارد، از پیشینیان به ارث می رسد، ریشه های آن در گذشته پنهان است، با مراقبت و نه مهندسی پرورش می یابد و استحصال آن نه تنها موجب کاهش نمی شود بلکه حتی افزایش نیز می یابد. بیهقی در گزارش تاریخ نگرانه خود از رخدادهای روزگار مدعی شده است که: «بنایی بزرگ افراشته چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی بماند»؛ بر این نمط قلم زده است تا ذکری از تلخکامی و دردمندی تاریخ در سراشیب زوال قرار گرفته ایران را روایت کند. در این زمینه که آیا شکلهای خوب یا بد سرمایه اجتماعی وجود دارد یا نه می توان پاسخها و باورهای گوناگون ارائه نمود و حتی سخن از نهادینه سازی بی اعتمادی، بی همکاری، بی آگاهی، بی نگرانی و بی انسجامی به میان آورد. کوشش نگارنده آن است که از متن گزارش تاریخی «فرزانه بیهق»، آنچه را که سبب و نشانه زوال است، بازسازی؛ و دلیل و نشانه دوران صعود وظهور را باز فهمی کند.
معیار فصاحت نزد بیشتر زبان شناسان و علمای بلاغت در زبان عربی مبتنی بر دو عنصر زبان و مکان بوده و به معیارهای درونی واژه ها، نظم درونی، نوع حروف، هم نشینی، همگنی، تنافر و قدرت تاثیر آن توجه نداشته اند. البته علمای بلاغت با زبان شناسان در کارکرد واژه با هم اختلاف داشتند؛ یعنی زبان شناسان به سلامت و زیبایی واژه توجه داشتند، ولی علمای بلاغت به ترکیبها و روانی واژه ها و سازگاری حروف و کلمات با هم عنایت داشته اند.
بحران هویت یکی از ابعاد تجربه شعری ادونیس است. نشانه های این بحران از همان سن هیجده سالگی زندگی این شاعر، که به جای "علی احمد سعید" لقب "ادونیس" را برای خود برگزید، تا نشان دهد که به سنت و فرهنگ عربی - اسلامی پایبند نیست نمود پیدا کرد و با تاثیرپذیری هر چه بیشتر او از فرهنگ مدرنیته، حوزه وسیعی را در ابعاد حیات فکری و ادبی او به خود اختصاص داد. پی آمدهای چنین تغییر و تحولی در اشکال گوناگون پریشانی، شک و تردید، آشفتگی و سرگشتگی، ادعای قدرت مطلق، یاس و ناامیدی و پذیرش انگ بی آبرویی در اشعار وی به خوبی نمایان است. در این مقاله، ضمن تعریف هویت و مسایل آن، بروز حالات و شاخصهای فوق - که حاصل نوعی آشفتگی روانی و عاطفی است - در اشعار این شاعر از زاویه نقد روان شناختی بررسی شده است.
«موضوع» یکی از واژگانی است که همراه با برخی از اصطلاحات ادبی در حوزه «معنا» ی آثار ادبی به کار می رود. تعریف موضوع در منابع مختلف یکسان نیست، بلکه در مواردی متناقض است و معمولا مترادف با اصطلاحاتی به کار می رود که اغلب آن ها تعریف و کاربرد ویژه خود را دارند. درونمایه، مضمون، محتوا و بن مایه از آن جمله اند. موضوع در علوم مختلف به معانی مختلف به کار رفته است. معنایی که در این نوشته مورد نظر است، همان چیزی است که درباره آن بحث و گفتگو می شود و در آثار ادبی قلمرو خلاقیتهای ادبی است. اصولا نفس «موضوع» مقوله ای ادبی نیست و آثار ادبی منحصر به موضوعات خاص نیستند. عدم تاثیر موضوع بر کهنه بودن یا تازه بودن اثر یا ارزش ادبی آن و دستاویز بودن آن برای آفرینش آثار ادبی حاکی از آن است که نفس «موضوع» در آثار ادبی موضوعیت ندارد و اعتبار و ارزش ادبی این آثار به مقوله هایی چون زبان، بیان، درونمایه و... بستگی دارد. بنابراین طرح آن در کنار دیگر «اصطلاحات ادبی» موجب اشتباه است.