فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۲۴۱ تا ۲۴٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
یک قضیه بیش نیست
نظم اعداد در شعر خاقانی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل سبک شناسانه آثار ارزشمند ادبی، رویکردی علمی و روشمند در نقد ادبی
و نظریه ادبیات است و در شناخت و معرفی اسلوب فردی پدیدآورندگان هر اثر یا یک دوره
تاریخی از اهمیت والایی برخوردار است . در این رویکرد، شناخت عناصر سبکی که کوچ ک -
ترین جزءو عامل سازنده سبک آن نیز محسوب می شود، هم از نظر شکل و هم به لحاظ
عملکردی که در آثار ادبی برعهده دارد، در نمایاندن گوشه هایی از جهان هنرمند و نگرش وی
به جهان نقشی اساسی ایفا می کند.
هنرنمایی های خاقانی شروانی در قصایدش، از دیر باز به لحاظ صورت و محتوا مورد
توجه بسیاری از شعرا، پژوهشگران و منتقدان قرار گرفته است . این بخش از اشعار او، علاوه
بر مختصات سبک دوره، برخی مختصات سبک فردی را نیز دارد که شناخت آنها نیازمند
مطالعات دقیق سب کشناختی است. یکی از این ویژگیها و مختصات مهم زبانی، گزینش و
به کارگیری منظم ومتنوع اعداد است . این ویژگی زبانی، به دلیل بسامد بالای آن، به مرز
نوآوری رسیده است؛ چراکه وی با ایجاد تناسبات متنوع میان اعداد، اهداف هنری و بلاغی
خاصی دنبال می کند. این مقاله، جلوه های متنوع این نوآوری زبانی را به عنوان مختصه ای
فردی در سبک قصیده سرایی خاقانی، بررسی کرده است.
شیوه های کاربرد حسن تعلیل در قصاید انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسن تعلیل یکی از صناعات ادبی است که علت هر پدیده را به صورت ادبی و با زبان هنر و تصویر بیان می کند.
انوری از بزرگترین قصیده سرایان قرن ششم هجری است که به مدح و وصف شاهان و امیران معاصر خویش پرداخته است. او در این شیوه به منظور خلق مضامین و تصاویر تازه، از صنعت حسن تعلیل استفاده چشمگیری کرده است.
در این مقاله، بعد از بیان مختصری از زندگی انوری و تعریف حسن تعلیل ، شیوه های کاربردی حسن تعلیل در قصاید او بررسی شده است؛ در قصاید انوری حسن تعلیل شامل ماه و خورشید، افلاک و ستارگان، منسوبات ستارگان، آب و باد و خاک وآتش، قوانین طبیعت و قراردادهای طبیعی، سنت های ادبی و دلیل تراشیهای غریب و بعضاً غلوآمیز و مبتذل است که در باره هر یک با ذکر شواهدی چند بحث شده است
مقایسه تحلیل کنایه و آیرونی ( Irony ) در ادبیات فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنایه، یکی از ابزارهای مهم انتقال معنی و مفهوم در زبان فارسی است که در بلاغت جایگاه مهمی دارد. آیرونی نیز در زبان انگلیسی و در بلاغت غربی برای رساندن پیام از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
اگرچه در فرهنگ اصطلاحات اغلب کنایه را معادلی برای آیرونی آورده اند، اما بررسی تعاریف و شواهد نشان می دهد که آنچه را غربیان آیرونی می گویند با کنایه فارسی تفاوت های فراوان دارد؛ هرچند شباهت هایی نیز بین آنها دیده می شود. کنایه فارسی اغلب تقسیم بندی هایی مانند کنایه از صفت، کنایه از موصوف و کنایه از فعل همچنین کنایه قریب و کنایه بعید دارد یا اینکه آن را به ایماء، تلویح، رمز و تعریض تقسیم کرده اند و این تقسیم بندی اغلب در کلمات و یا ترکیبات و عبارات کوتاه است. در حالی که تقسیم بندی آیرونی بیشتر از جهت ساختار و محتواست و با کلیات ارتباط دارد، مانند: structural irony ، verbal irony، dramatic irony، Socratic irony، cosmic irony و امثال آن؛ این مقاله به اختصار به بیان شباهت ها و تفاوت های این دو مقوله می پردازد.
بررسی مفهوم عرفانی « درد » در شعر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پژوهشی است درباره مفهوم عرفانی درد و اقسام آن از دیدگاه عطار که در سرتاسر آثار منظوم وی به چشم می خورد. وی یکی از چهره های درخشان عرفان و ادب فارسی است که در این فرهنگ جایگاه بلندی را به خود اختصاص داده است. در میان عرفای بزرگ جهان اسلام، کمتر شاعری را می توان یافت که به اندازه عطار، دارای آثار متعدد و متنوع منظوم عرفانی باشد. مجموعه آثار منظوم وی در بردارنده عالی ترین معانی و مضامین عرفانی است که هر کدام به لحاظ پختگی فکر و تنوع اندیشه در کمال اهمیت است. یکی از موضوعاتی که جای برجسته ای را در قلمرو اندیشه و نظر عطار به خود اختصاص داده است، «دردمندی و احساس درد داشتن» است. آن گونه که وی شعر خود را «شعر درد» می داند. این درد فردی و جسمانی نیست بلکه عرفانی و معنوی است که انسان سطحی نگر وتنک مایه نمی تواند حقیقت آن را درک کند. البته عطار این درد را خود «نه با پای سیر بلکه با بال طیر» در عوالم معنوی و عرفانی با تمام وجود احساس کرده و حاصل و نتیجه تجربیات روحی و معنوی خود را بابیانی رسا و شیوا در اختیار مشتاقان و دردمندان راه حق قرار داده است. عطار چون خود عاشق بی قرار و مشتاق چشم انتظار وصال حق و معشوق لم یزلی است از «دردعشق » سخن می گوید، و چون متدینی بی ریاست و جوهره شریعت محمدی (ص) را از اعماق جان و دل درک کرده است: درد دین داشته و از حقیقت دین در برابر مدعیان دروغین متظاهر دفاع می کند. و چون خود را بسان قطره ای دربرابرعظمت خداوند می داند که توانایی معرفت و شناخت حق را ندارد و در برابر بیکرانگی شناخت او حیرت زده و مبهوت مانده است، از «درد بی درمان حیرت» حرف می زند.
رمان علیه رمان
بیدل شناسان
حوزههای تخصصی:
محل اقامت بیدل در دهلی
حوزههای تخصصی:
بیدل شاعر بزرگ ناشناخته
بیدل و بیدل شناسی
حوزههای تخصصی:
ویرایشی دیگر از شاهنامه
نگاهی به دیوان امیر پازواری
عشق و شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل شهریار یکی از زیباترین غزل های عاشقانه ادب فارسی است و از دلایل دلچسبی آن از سرگذراندن مرحله عاشقی از ناحیه خود شاعر است تا جایی که تاثیر این حادثه را میتوان در تمام مراحل زندگی او آشکارا مشاهده کرد. در غزلیات شهریار به وضوح حالات عاشقی از قبیل: جرقه های نخستین عشق، بحران، حیرانی، ناکامی، اضطراب و نگرانی قابل رویت است. طبیعتاً این ماجرا نکات منفی و مثبتی را در زندگی شاعر رقم زده است که در طول مقاله به استناد شعر وی مورد بررسی قرار می گیرد.
انیس المسافر
یادداشتهای کوشنامه
مولانا و حافظ؛ دو همدل یا دو همزبان؟
حوزههای تخصصی:
در این نوشته کوشیده ام پاسخی برای این سؤال پیدا کنم که: آیا در شعر حافظ هیچ نشانه ای دال بر اثرپذیری حافظ از شعر مولانا هست یا نه؟ در انجام این کار، خود را به دو دلیل ناگزیر از تفکیک حساب محتوای شعر این دو شاعر از حسابِ صورت آن یافته ام: یکی به دلیل سرشتِ تغییرگریز و ایستای معانی و مضامین در هر فرهنگ سنتی از جمله در فرهنگ ایران؛ و دیگری به دلیل ضرورت بهره گیری از دو پایگاه نظری متفاوت (یعنی نظریه بینامتنیت و نظریه استعاره و مجازِ مرسل)، به ترتیب، برای تحلیل محتوای شعر و تحلیل صورت آن. حاصل کوشش من این بوده است که، به لحاظ محتوی، تنها می توان نشان داد که میان این دو شاعر نوعی همدلیِ معطوف به هم فرهنگی وجود دارد و، به لحاظ صورت، شعرِ این دو هیچ شباهتی با یکدیگر ندارد؛ چه، اولاً شعر مولانا شعری صورت شکن است؛ حال آن که شعر حافظ شعری است سخت صورتگرا؛ ثانیاً شعر مولانا شعر سلوک در راستای محور همنشینی است؛ حال آن که شعر حافظ شعر عروج در راستای محور جانشینی است؛ و ثالثاً حافظ، به شهادت شعر او، از مولانا بیش از آن مضمون و صورت در جهت بهینه سازی وام نگرفته که از شاعران دیگر مضمون و صورت وام گرفته است.