سیمین دانشور در ادبیات داستانی ایران جایگاه ارجمندی دارد. او در آثارش به عموم گونه های ادبیات پرداخته است. چگونگی کاربست گونه ادبیات پایداری در داستان های این بانوی نویسنده و تحلیل آنها بر اساس جستارهای کهن الگویی، ظرفیت موضوعی یک پژوهش دانشگاهی را دارد؛ از طرفی تاکنون آثار داستانی دانشور، از این منظر مورد واکاوی قرار نگرفته است. با توجه به جایگاه کارل گوستاو یونگ در روانشناسی اعماق، پس از نمونه یابی ، مبانی تحلیلی تحقیق بر پایه آرای این روانشناس استوار گردید. چون موضوع پژوهش، بینا رشته ای (ادبیات و روانشناسی) است، پیش از ورود به بحث به قدر ضرور، زندگی و آثار داستانی دانشور و نظریات یونگ تبیین گردید تا به درک مفاهیم کمک کند. یافته های پژوهش، اعتنامندی نویسنده به ادبیات پایداری با زمینه های کهن الگویی و کاربست ویژه آن را در رمان سووشون آشکار می نماید و مشخص می کند که بن مایه این رمان بر پایه ادبیات پایداری است.
زبان فارسی تاجیکی از زبانﻫﺎی ایرانی غربی و همان فارسی دری است با تفاوتﻫﺎیی در واژگان، آواها و برخی ویژگیﻫﺎی صرف و نحوی با زبان فارسی، که این دو زبان را از هم متمایز می کند.
این مقاله در مورد تفاوتﻫﺎ و شباهتﻫﺎی فعل از نظر زمان (گذشته، حال و آینده) در این دو زبان است. بعد از ذکر چند نمونه تفاوت آوایی و واژگانی، زمان، شخص، شمار، اساس، فعل و صفت مفعولی معرفی ﻣیشود؛ سپس انواع فعلﻫﺎ در سه زمان و وجوه اشتراک و اختلاف آنها در زبان تاجیکی و فارسی معیار؛ همچنین فعلﻫﺎی رایج تاجیکی که در فارسی کاربردی ندارد، ارائه شده است.
در موضوع حماسه و حماسه سرایی در ایران و یادگارهای برجای مانده از آن، کارهای ارزشمندی در یک سده گذشته به چا پ رسیده است. با وجود این، درباره آثاری چون گرشاسپ نامه، فرامرزنامه، شهریارنامه، آذربرزین نامهو بهمن نامهکم تر نقدهایی بر پایه شرایط خاصّ اجتماعی و سیاسی ایرانِ نخستین سده های اسلامی نوشته شده است. در این چند اثر ارزشمند حماسی، جغرافیای رخ دادها به هندوستان مرزمند می شود و همه پهلوانان با رستم، قهرمان ملّی، درهم تنیده اند. نگارنده با پرسش بر این دو موضوع، باور دارد که مهاجرت تاریخی زرتشتیان به هند سرآغاز تغییرات معنادار در ادب فارسی و بویژه ادبِ حماسی بوده است. نگارنده، پررنگ شدن نامِ هند در این دسته از یادگارنوشته های حماسی و نیز تنیدگیِ نام پهلوانان را با رستم، با فعالیّت های زرتشتیان در نخستین سده های اسلامی در کران سیستان و نیز مهاجرت آنان به هند را هم پیوند می داند.
در اندیشه حکمای مسلمان و غیرمسلمان رابطه نزدیکی بین انسان و کائنات وجود دارد، که آن ها طبیعت را با تمام شکوه و زیبایی اش دارای روحی رمزآلود و مقدس می دانند و بین باطن طبیعت و فطرت انسان ارتباطی وجود دارد که تنها به وسیله محاسبات عددی و اشکال هندسی می توان به آن پی برد.در این پژوهش سعی شده به مفاهیم کاربردی این نمادها در معماری مقدس که نقطه ای برای اتصال روح انسان با کائنات در نظر گرفته شده است، دست یابیم و نتایج حاصل از این پژوهش که بر اساس هدف ازنوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت از نوع تحقیقات تاریخی به شمار می رود، بازگو کننده نگرشی کلی با اهدافی شاخص در کالبد بناهای مقدس در شرق می باشد. نمادهای مربع و دایره به کار رفته در معماری مقدس نشان تعامل بشر در هر مرحله از تاریخ و نقاط مشترک آن با سایر آیین ها می باشد که در این میان نمادهای مربع و دایره باز گو کننده این اشتراک هستند.
نحله های فکری گوناگون، راه های متفاوتی را برای مطالعه اساطیر پیشنهاد می کنند. یونگ از پیشگامان روان شناسی، اعماق مفاهیم ناخودآگاهی جمعی و کهن الگو ها را پیش روی می نهد. آنیما نیمه زنانه در وجود مردان و آنیموس نیمه مردانه در وجود زنان، از کهن الگو های شاخص یونگ در جست وجوی ناخودآگاه بشریت هستند که از ابعاد مثبت، منفی و مراحل انکشاف خاص خود برخوردار هستند. این نحله های فکری قسمت عمده ای از ضمیر ناخودآگاه خود را از طریق اسطوره ها جلوه گر می سازند؛ ماه به شکل نمادین و روایت های اسطوره ای آن نزد ملل مختلف، بستر مناسبی برای جست و جوی این بخش از ناخودآگاه و کهن الگو ها است. در این پژوهش، بررسی روایت ها و شناسایی روابط کهن الگویی، اشتراکات فراوان ملل را نشان می دهد و از سرشت دو گانه ماه رازگشایی می کند، همچنین اتحاد اضداد را در این اسطوره به اثبات می رساند.
تاریخ وصاف از جمله برجسته ترین آثار نثر فنی تاریخی است که نگارنده آن یعنی وصاف الحضره کوشیده است تا با زبانی شاعرانه یک کتاب تاریخی مربوط به دوره حکومت مغولان بر ایران را به متنی ارزشمند و در عین حال مشهور تاریخی- ادبی ارتقا بخشد. او در راه خلق متنی آراسته، زیبا، شاعرانه و در عین حال دقیق تاریخی، کوشیده است تا با بهره-گیری از آرایه ها و فنون ادبی به این مهم نایل آید. از جمله تصویرهای شعری که وصاف الحضره از آن بهره برده، می توان به استعاره اشاره کرد. در این مقاله که با هدف نمایاندن هرچه بیشتر زیبایی های ادبی این کتاب کمتر شناخته شده صورت پذیرفته، تلاش گردیده تا به روش توصیفی و تحلیلی و با توجه به بلاغت سنتی، به چگونگی کاربرد استعاره در آن از جهت انواع و ابهام پرداخته شود. نتیجه این پژوهش نشان از عنایت ویژه وصاف به کاربرد این صورت خیال دارد. امری که در عین نمایاندن هنر نویسندگی وی، از عوامل اصلی ابهام آفرین در این متن برشمرده می شود.