ما، خام و یاوه می اندیشیم اگر بر آن سر باشیم که اسطوره ها در همان روزگار کهن و اسطوره ای، به زیر خاک فرورفته اند؛ و در سایه های دامن گسترِ تاریخ و گردهای گیتی نورد هزاره ها گم آمده اند؛ چرا که امروزه، آفرینش هر اثر هنری، بر بنیاد اسطوره ها، لیک به فرماندهی کهن نمونه ها، ناخواسته، به سامان می رسد؛ و آسمان خراش میلاد، یکی از آنهاست.این جستار، آسمان خراش میلاد را بهانه و بستری قرار داده است تا به بحث های اسطوره شناختی بپردازد؛ و دو نماد کوه ـ غار و دایره را در فرهنگ نازش خیز ایرانی و نامه ورجاوند شاهنامه بکاود و بررسد؛ و در اثنای این کار، روش نقد اسطوره شناختی را، در کردار، بیاموزد. همچنین، این جستار، از نمای بیرونی آسمان خراش میلاد، نقدی اسطوره شناسانه را بر آن پی می ریزد و بدنه اصلی ستونی (= عمودی)، و ساختمان گوی وار فرازین آسمان خراش، و گَردان بودن خوان سرای (= رستوران) آن را بر بنیاد کهن نمونه های کوه ـ غار و دایره رمزگشایی می کند.
امیرخسرو دهلوی، طوطی زبان آورِ هند، از شاعران بنام پارسی گوی (651 هند- 725دهلی) است، شکی نیست که بزرگ ترین شاعر شبه قارة هند امیرخسرو است که برخی وی را سعدی هندوستان نامیده اند. او در نظم و نثر پارسی توانایی کامل داشت و از استادان این فن به شمار می رود. دیوان غزلیات امیرخسرو بارها در شبه قاره و ایران به چاپ رسیده است. چاپ های تهران م. درویش و سعید نفیسی مورد عنایتِ اقبال صلاح الدین در تصحیح بعدی از دیوان غزلیات امیرخسرو در لاهور قرار گرفت که به سبب نایافت بودن آن در ایران، محمد روشن همان کارِ اقبال صلاح الدین را با ویراست جزئی به چاپ رسانید. این تصحیح که امروزه به عنوان منبع پژوهش پژوهشگران مورد استفاده است، خطاهایی درکتابت و اشکالات اساسی کوچک و بزرگی دارد که پس از بررسی ژرف در دیوان و تطبیق با نسخه های بسیار معتبر، بازنگری و تصحیح دوبارة آن ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش نمونه هایی از این گونه اشکالات همراه با ابیات و اشعار نویافته نمایانده شده است.
قرن یازدهم هجری دوران افول اسطوره های ایرانی است. اگرچه در عصر صفوی پرچم وحدت ملی ـ که قرن ها بر زمین افتاده بود ـ برافراشته می شود، ولی از «اسطوره های ملی» به عنوان مرکز ثقل این اتحاد، اثری در میان نیست. دو شاخة ایرانی و هندیِ شعر عصر صفوی به مسأله اسطوره نگاهی مشابه دارند، با این تفاوت که در شاخة ایرانی، شاعران با میراث ادبی، فرهنگی و تاریخی ایران هم از طریق متون و هم از طریق روایات شفاهی آشنایی کامل دارند، ولی در شاخة هندی، این میراث از طریق متون فارسی و با واسطه، به ذهن شاعران آن دیار راه یافته است.
بیدل دهلوی به عنوان نماینده تمام عیار شاخة هندی شعر قرن یازدهم و دوازدهم هجری در سلب ماهیت ملی از اسطوره های ایرانی، در سایة یک جبر فلسفی ـ تاریخی، بسیار جدی عمل کرده است. در این تحقیق به چگونگی این دگرگونی توجه شده و در پایان این نتیجه به دست آمده است که آشنایی بیدل با اساطیر ایرانی از راه مطالعه در آثار ادیبان و عارفان فارسی زبان بوده است.
در این پژوهش سعی شده است تا اهمیت مدح و رثای ائمه اطهار (علیهم السلام) به خصوص امام حسین (علیه السلام) در شعر فارسی، مورد بررسی قرار گیرد. به همین منظور، شاعران عاشورایی سرا را به سه دسته تقسیم نموده ایم: دسته اول، شاعران متقدم هستند که از قرن 4 ه.ق، یعنی از زمان «کسایی مروزی»، به مداحی اهل بیت پرداخته اند. دسته دوم، شاعران متاخر و بیشتر مربوط به قرن های 10 تا 12 هستند. دسته سوم، شاعران معاصر هستند که ارادت خود را به آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت ابراز داشته اند. بر این اساس در می یابیم که در همه ادوار تاریخی، شاعران فارسی زبان به ادبیات ولایی توجه داشته اند؛ به گونه ای که ایران را می توانیم کانون مکتب شعر ولایی بدانیم
هویت/ Identit، چیستى هر چیزى است، اما در مورد آدمی «هویت»، مجموعه ای از خصوصیت های پایداری است که به اعتبار آن یک فرد انسانی از دیگران متمایز می شود. افراد انسانی وقتی در یک میدان تعامل گروهی/قومی قرار می گیرند هویت تازه ای به نام «ما» کسب می کنند. هویت جمعی با دیالکتیک میان فرد و اجتماع شکل می گیرد؛ طوری که احساس امنیت به فرد انسانی می دهد. هویت های فردی و اجتماعی در جامعة جهانی شده، چندان کارآمد نیستند؛ لذا آدمی در جهان امروز نیازمند هویتی فراتر از هویت فردی و قبیله ای/قومی/زبانی است تا به دستاویز آن بتواند در جامعه ای به گسترة جهان، احساس امنیت کند. در جهان امروز این هویت گسترده را -که می توان «هویت انسانی» نامید- بیش از دنیای گذشته نیاز داریم. یکی از راه های وصول به «هویت انسانی» که به استعانت از آن می توان امنیتی جهانی را توقع داشت «عرفان» و آموزه های جهان شمول آن است. اگر میدان عواطف، احساسات و خواسته های بشری را در نگرشی عرفانی تعریف کنیم، به اجتماع انسانی مطلوب تری می رسیم. اجتماعی که با آموزه هایی چون؛ عدم آزمندی، وحدت گرایی، رواداری و صلح اندیشی در صدد رفع تمایزات و تاکید بر اخوتی فراتر از قومیت و ملیّت دارد.
جوزف کمبل تحت ﺗﺄثیر آرای یونگ، الگوی «سفر قهرمان» را در نقد ادبی مطرح ساخت. او معتقد است که اسطوره ها و قصه های کهن دارای ساختاری واحد هستند که این ساختار، کم و بیش در داستان ها قابل سنجش است. او، در این ساختار سه مرحله جدایی، تشرف و بازگشت را برای سفر نمادین قهرمان قایل گشته است که آن را می توان، در منظومه فرامرزنامه مورد بررسی قرار داد. جستار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نقد ادبی ضمن تحلیل ﻣﺴﺄله سفر قهرمان، به بررسی و تبیین نمادهای اسطوره یی و روان شناسی اجزای سازنده منظومه فرامرزنامه پرداخته است. این پژوهش، به لحاظ پرداخت به ضمیر انسان های دوران باستان و با بهره گیری کامل از نمادها، نمونه یی از الگوی سفر قهرمان کمبل را، با اندک تفاوتی در ساختار مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق بیان گر آن است که فرامرز، کهن الگوی قهرمان است و با شنیدن ندای دعوت، داوطلبانه عازم هندوستان شد تا به خویشتن که غایت نهایی سلوک است، دست یابد. او در بخش عزیمت با نمایندگان نمادین یاریگری چون؛ رستم و بیژن مواجه گشت. سپس فرامرز در مرحله تشرف با غلبه بر دو شیر، دو مار اژدهاسان و دیو دو سر به عنوان نگهبانان آستانه و دیدار با خدابانوان، گام در جاده آزمون-ها گذاشت. سپس، فرامرز با عبور از مناسک گذار و رهایی از سلطه مادر به خدایگانی دست یافت، و درنهایت توانست، برکت نهایی را برای مردم جادوستان به ارمغان آورد.
شعر یکی از جایگاه های بارزی است که ادیب و شاعر در آن احساسات و دردهای ملّت خویش را بیان می کند. شاعران در دوره های مختلف تاریخ بشر، دردها و سختی های ملت خویش را بر دوش حمل نموده و در پی ترسیم چهره ی واقعی استعمارگران و مستبدان بوده اند. ظلم و ستم حاکمان و نیز تجاوز حکومت های خارجی و نیز بیگانگان به کشور ایران زمینه ساز شکل گیری ادبیات پایداری در آن گشت. در دوران مشروطه شاهد حضور بیگانگان و در رأس آنها روسیه و انگلیس در ایران هستیم که شاعران توانمندی مانند فرخی یزدی و نسیم شمال اعتراض خویش را به این امر بیان کرده اند. در زمان حکومت ستمشاهی پهلوی و نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز عراق به ایران، شاعرانی مانند سپیده کاشانی و طاهره صفارزاده دوشادوش ملّت به مبارزه با آنها پرداخته اند. مقاله حاضر کوشیده است با بررسی اشعار این شاعران میزان علاقه آنها به وطن و نیز لوازمی که برای دفاع از آن را به کار برده اند را تبیین و تحلیل کند.
نگارنده را در این گفتار کوتاه ‘ سعی برآن است تا به معرفی ((خلیل مطران بک)) شاعر و نویسنده نامدار و معاصر لبنانی (1949-1872) بپردازد و به شکلی مختصر و مفید ‘ خوانندگان محترم را با زندگی ‘ آثار و افکار و سبک او در شعر و نثر آشنا سازد . در این میان‘ وجود دو قصیده ارزشمند و با صلابت و شکوه او ‘ به نامهای ((مقتل بزرجمهر )) و((ابنه بزرجمهر)) پیرامون دو شخصیت مهم و تاریخی ایران باستان ‘ مهمترین انگیره و بهانه در این اقدام بوده اند.
منطق مکالمه محصول اندیشه میخاییل باختین، نظریه پرداز حوزه علوم انسانی در قرن بیستم است. این دیدگاه بر برقراری تعامل دائمی میان نظرگاه های متن، مؤلّف و مخاطب تأکید می کند و این که شناخت واقعی تنها از لابه لای شراکت ها، تفاوت ها و نقیضه های معانی این سه عنصر حاصل می شود. از نظر او، سخن سرشت مکالمه ای دارد و این مکالمه گرایی نیز به شکل تام در گونه ادبی رمان بازتاب مییابد؛ زیرا رمان، عرصه بازتاب زبان ها، صداها و سبک های گوناگون است. بنابر این رمان ماهیتاً چندمفهومی است. از این رو زمینه اصلی مطالعات باختین است. در این جستار تلاش شده که تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی، بنا بر سرشت رمان گونه آن در گستره منطق مکالمه مورد پژوهش قرارگیرد. روش پرداختن به این پژوهش، اثباتی-تحلیلی است و به مؤلّفه های شاخص مکالمه ای همچون دوصدایگی، دگرمفهومی، کرونوتوپ و ذکر مصادیق آن؛ ازجمله پوشیده گویی، محاکات و دیالکتیک پرداخته می شود.