فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۴۱ تا ۶٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
میرزاده عشقی و رمانتیسم انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سید محمدرضا میرزاده عشقی از شاعران عصر مشروطیت در ایران و از پیش گامان تجدد ادبی محسوب می شود. مفهوم تجدد ادبی ارتباطی دقیق و تنگاتنگ با رمانتیسم و گسترش آن در ادبیات مشروطه به بعد دارد و عشقی برجسته ترین نماینده شعر رمانتیک عصر خود است. رمانتیسم وی ضمن این که خالی از عناصر تغزلی نیست، بیش تر رنگ و بوی اجتماعی و انقلابی دارد. این مقاله ضمن اشاره به زندگی پرفراز و نشیب او با تاکید بر جنبه های رمانتیک آثار شاعر، به تحلیل و بررسی بخشی از آن، به ویژه «سه تابلو مریم» پرداخته است و ویژگی های رمانتیک آثار او را از لحاظ صورت و محتوا نشان داده است.
بررسی سرعتِ روایت در حکایت های گلستان سعدی بر اساس نظریّه ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت های گلستان سعدی، از جمله موفّق ترین حکایات ادبیّات کهن فارسی هستند. در این پژوهش که با هدف نمایاندن یکی از ارزش های گلستان سعدی صورت پذیرفته، مسئله «سرعتِ روایت» به عنوان عاملی مؤثّر در شهرت و ماندگاری حکایت های این اثر مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی سرعت روایت برای آن است که نشان داده شود در یک اثر ادبی، کنش ها و رویدادها در طول چه مدّتی از زمان رخ داده و در سنجشِ هر یک از برهه های زمانی چه حجمی از کتاب به آنها اختصاص یافته است؛ لذا، بدین منظور حکایت های گلستان بر اساس نظریّه روایت شناسی «ژرار ژنت»، به شیوة توصیفی تحلیلی، بررسی گردید و به عوامل افزاینده وکاهش دهندة سرعت روایی در مباحثی نظیر گزینش و حذف، زمان پریشی، بسامد، توصیف، گفت وگو، افزودن اپیزود، نظریّه پردازی نویسنده، بیان عمل ذهنی، نمایاندن زمان خیالی و زمان روانی عاطفی، حدیث نفس و نقل قول پرداخته شد. نتیجه این بررسی نشان از آن دارد که سرعتِ روایت در حکایت های گلستان سعدی «کُند» است. با توجّه به حجم این حکایت ها، استفادة حداکثری از عوامل کاهندة سرعت در آنها به عنوان یک حُسن به شمار می آید و باعث شهرت و ماندگاری بیش از پیش این اثر ادبی شده است.
عرفان پست مدرن و عرفان اسلامی؛ تفاوتها و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر مروری اجمالی بر مبنای فکری، جهت گیریهای بنیادین و وجوه اختلاف عرفان (بر مبنای شریعت) اسلامی و عرفان (سکولار) پست مدرن دارد. عرفان در اصطلاح اسلامی آن، ظرفیت و نیروی شناخت درونی و قلبی است که به موجب آن انسان عارف به افقهای برتری از کمال در ارتباط خود با خداوند دست می یابد. رسیدن به آن ظرفیت و دست یابی به این کمال، در گرو گذشتن از علایق دنیوی و خود نفسانی است. با طی چنین مسیری، انسان عارف خویشتن حقیقی و الهی خود را در پیوند با حقیقت مطلق هستی می یابد. اما عرفان در اصطلاح مکاتب باطن گرای نوین و معنویتهای جدید در جوامع پیشرفته، بویژه از دیدگاه مکتب پست مدرن، صرفا فرآیندی ذهنی و خیالی است. در این گونه از نگرش عرفانی، دیگر دل آدمی به عنوان گرانیگاه معرفت تلقی نمی شود و در تعالیم آن تصفیه باطن از تعلقات و طی مراتب کمال معنوی جایگاهی ندارد، بلکه این فرآیند راهکاری است برای جلوگیری از به تحلیل رفتن قوای فکری، روحی و جسمی آدمی در مسیر شتابزده ای که امروزه در حرکت به سوی قله های پیشرفت مادی دارد. انسان متمدن با استفاده از ابزار عرفان در صدد تغییر موقت ذائقه زندگی است تا در بهره مندیهای مادی دچار یکنواختی نشود و بیشترین بهره مندی و لذت را از زندگی طبیعی ببرد. بنابراین، عرفان پست مدرن به عنوان شیوه ای معنوی در خدمت اهداف مادی قرار می گیرد.
جمال طبیعت در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
مولوی و پلورالیسم دینی
شرح حال نیکیتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرح حال نیکیتین ساجدی صبا طهمورث بازیل پ. نیکیتین در اول ژانویه 1885 در شهر سوسنوویتس لهستان به دنیا آمد و در 8 ژوئن 1960 در پاریس درگذشت. (? آرین پور 1374، ص 224، پانوشت 1) وی شرح حال پر ماجرای زندگی خویش را در ایرانی که من شناخته ام (? منابع) گزارش کرده و تقریبا تمامی اطلاعات مربوط به تحصیلات، حرفه کنسولی و خاطراتش را در آن آورده است که ما قسمت هایی از آن را در اینجا نقل می کنیم. نگارش این کتاب ظاهرا در ایام تلخ اشغال پاریس به دست ارتش رایش سوم انجام گرفته است، چون با عبارت «سپتامبر 1941- پاریس» به پایان می رسد. پدر او روس و از خانواده های بزرگ سن پترزبورگ و مادرش لهستانی بود. از این رو، دوره تحصیلات اولیه اش را در ورشو می گذراند و، به لطف یک معلم فرانسوی که در کلاس درس فرانسه از شرح سفرهای خویش به مشرق زمین با جاذبه خاصی سخن می گفت، در او ذوق و شوق برای سفر به شرق پدید می آید. در طول سال های 1900 تا 1902، که پدرش در ماموریت ادسا بود، چند بار از این بندر دریای سیاه بازدید کرد و حتی به یالتا رفت ...
فرهنگ المعجم الوسیط
حوزههای تخصصی:
گذرایی در زبان فارسی بر مبنای برنامة کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مقوله نقشی گذرایی موجود بین مقوله نقشی اسناد و فعل مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش که در چارچوب برنامه کمینه گرای بوورز[1] (2002) صورت گرفته، نگاهی متفاوت به ویژگی گذرایی در زبان فارسی دارد. طبق این رویکرد، گذرایی مقوله ای جهانی است که در ساخت هایی از قبیل ساخت های متعدی معلوم، مجهول و میانه وجود دارد. اگرچه هسته این مقوله نقشی، که می تواند به صورت یک فرافکن بیشینه (گروه گذرایی) نمود یابد، قابلیت اعطای نقش تتایی[2] به جایگاه مشخصگر خود را ندارد، اما در صورت داشتن مشخصه های فی[3] توانایی اعطای حالت مفعولی به مفعول صریح را دارا خواهد بود. طبق تحلیل حاضر و با استناد به داده های زبان فارسی (همانند زبان های انگلیسی، آلمانی، ایسلندی، اسکاتلندی، روسی و اوکراینی) عملکرد فعل سبک (فعل پوسته ای) لارسن (1988) در زبان فارسی را می توان به دو گروه نقشی گذرایی و اسناد واگذار نمود
بررسی داستان کوتاه معصوم اول اثر هوشنگ گلشیری بر اساس مؤلفه های روایت شناسی ساختارگرای ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
495 - 522
حوزههای تخصصی:
بررسی داستان معصوم اول، اثر هوشنگ گلشیری با روش تحقیق ساختاری، با استفاده از آرای روایی ژنت در مؤلفه ی زمان نشان داد نقل رخدادها در متن روایی تفاوت اندکی با سطح داستانی دارد. متن جز در سه رخ داد زمان پریشی چندانی ندارد و دارای نظم تقویمی است. برد زمان پریشی به سمت گذشته ی نزدیک و در چند مورد به سمت گذشته ی دور، دامنه ی زمان پریشی مشمول بر زمان اندکی است. متن برخوردار از شتاب مثبت است. بسامدها از نوع مفرد، مکرر و بازگو است. در مولفه ی وجه، نویسنده برای استفاده از فاصله، از گفتار مستقیم، گفتار غیر مستقیم، گفتار غیر مستقیم آزاد و سخن روایت شده بهره برده است. راوی برخوردار از نقش های ارتباطی، گواهی دهنده و ایدئولوژیک می باشد. کانون های صفر، کانون درونی از انواع ثابت، متغییر و چندگانه و کانون خارجی مطابق طبقه بندی ژنت در روایت موجود است. در مؤلفه ی صدا، مؤلف، در روایت درون داستانی از نوع اول شخص، منِ ضمنی، منِ عینی و منِ قهرمان و همچنین دوم شخص و در روایت برون داستانی از دانای کل نمایشی بهره برده است
موسیقی درونی در شعر پایداری (نمونه شعر فرید «قادر طهماسبی»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله جلوه های مختلف موسیقی شعر می توان به موسیقی درونی آن اشاره کرد. موسیقی درونی حاصل هماهنگی و ترکیب کلمات و طنین خاص هر حرف در مجاورت با حروف دیگر است. بسیاری از آرایه هایی که تحت عنوان موسیقی درونی مورد بررسی قرار می گیرد، در حقیقت زیرمجموعه آرایه تکرار است؛ آرایه هایی نظیر جناس، ردالصدر علی العجز، ردالعجز علی الصدر، واج آرایی، طرد و عکس و ... همگی از نوعی تکرار حکایت می کند.
قادر طهماسبی، متخلص به فرید، از شاعران معاصر انقلاب و دفاع مقدس است. در طول سال های 1385 و 1386، سه دفتر شعر با عنوان پری ستاره ها (مجموعه غزل)، پری بهانه ها (مجموعه مثنوی) و پری شدگان (مجموعه اشعار نیمایی) از او به چاپ رسید. در این مقاله سعی شده است که اشعار فرید در این سه دفتر، از نظر موسیقی درونی مورد بررسی قرار گیرد. در آثار فرید، تکرار به عنوان رکن اساسی موسیقی درونی با جلوه های مختلف، نمود قابل توجهی دارد تا آنجا که می توان چنین نتیجه گرفت که تکرار، علاوه بر غنای موسیقی درونی اشعار او و ایجاد نوعی وحدت در محور عمودی اشعار، از جمله مشخصه های بارز سبکی اشعار فرید نیز به شمار می آید.
پی بردن به سبک شخصی شاعر و چه بسا آشکار کردن سبک دوره، از جمله ثمرات و اهدافی است که از رهگذر بررسی و تحلیل بسامد و فراوانی این شگرد هنری در شعر فرید حاصل می شود.
پژوهش در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش تاتی رایج در شمال خراسان از سلسله گویشهای ایرانی قدیم است که با گونه های دیگر خود به لحاظ ساختاری تفاوتهایی دارد. وجود واژگان مشترک با گویشهای تاتی سایر نقاط از جمله آذربایجان و قزوین بیانگر این واقعیت است که این گویش نیز همچون سایر گونه های تاتی حسب نظر محققان از گویشهای پیش از ظهور اسلام و مربوط به دوران حکومت مادها بوده است. وجود واژگان مشترک این گویش با متون کهن ادب فارسی و کاربرد معنایی هر یک از این کلمات در عرصه تصحیح و تفسیر شعر و نثر پیشینیان ضرورت توجه به گویش را توجیه می کند، بدون شک در آثار تحقیقی بسیاری از محققان و مفسران متون کهن فارسی به نکاتی بر می خوریم که درک مفهوم عبارت، بدون بهره گیری از کاربرد لغوی واژگان گویشهای مختلف زبان فارسی دشوار و بعضا غیر ممکن می شود (در متن مقاله به نمونه های پراکنده ای از لغات نادر موجود در آثار متقدمان اشاره شده است). عدم توجه به معنای گویش پاره ای از لغات، بعضی از شارحان و مصححان و محققان را به اشتباه افکنده و این اشتباه در تصحیح متون و شرح ابیات موثر اخلال ایجاد کرده است. گویش تاتی رایج در شمال خراسان از جمله گویشهایی است که لغات مشترک فراوانی از آن را می توان در متون کهن فارسی یافت و از این طریق بسیاری از دشواریهای معنایی و رسم الخطی متون گذشته را حل کرد. در این مقاله به نمونه هایی از این موارد پرداخته شده است. توجه شارحان و محققان بدین نکته رهگشاست.
مقاله به زبان فرانسه: بررسی علل قتل اینس دو کاسترو، ملکه مرده (La Reine morte L'analyse des motifs du meurtre d'Inès de Castro)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمایشنامه «ملکه مرده» در سال 1942 توسط هانری دو مونترلان به نگارش درآمد. در این نمایشنامه نویسنده از عناصر درام تاریخی لوییز ولز دو گوارا (1644-1579) با عنوان «سلطنت پس از مرگ» بهره گرفته است. با این حال، اثر مونترلان در آنچه که مربوط به جزییات شناخت روان انسانها می شود، در قیاس با نمایشنامهی گوارا از ظرافت های بیشتری برخوردار است. چارچوب این نمایشنامه بر پایه روابط سه شخصیت اصلی- فرانت پادشاه پرتغال، پرنس پدرو پسر پادشاه و همسرش اینس دوکاسترو- شکل گرفته است.
در پایان «ملکه مرده» همانند نمایشنامهی ولز دو گوارا به قتل اینس دو کاسترو می انجامد، چرا که ازدواج پدرو و اینس - زنی خارج از طبقه ی اشراف- در بی خبری مطلق پادشاه رخ داده است واین پیوند پدر را بسی ناگوار می آید. با وجود این، فرانت در گرامیداشت اینس کوتاهی نکرده و حتی به حمایت از او در مقابل درباریان می پردازد. ولی همانطور که اشاره شد در نهایت اینس به مرگ محکوم می شود درحالیکه پدرو که از نظر پدر شخصی بی کفایت، ضعیف و بی اراده محسوب می شود، بدون شک مقصر اصلی ماجراست.
مونترلان در دیگر نمایشنامه های خود نیز مانند «پسر هیچکس»، «فردا روز خواهد شد» و «ارباب سانتیاگو» روابط تنش آلود بین پدر و فرزند را مدنظر قرار می دهد. در این مقاله سعی بر آن است تا با کند و کاو اندیشه های مونترلان و نیز تحلیل روش فکری فیلسوفانی که در شکل گیری شخصیت های «ملکه مرده» موثر بوده اند، به بررسی دلایل قتل اینس دو کاسترو توسط فرانت بپردازیم.
بررسی استعاره، اسطوره و نماد در رمان «رود واره ای» ژان کریستف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بین سال های 1890 تا 1904، پس از جریان های ادبی واقع گرایی و طبیعت گرایی، نویسندگان در صدد ایجاد نوع جدیدی از رمان بودند. سرانجام رومن رولان (1944-1866)، در سال 1904، با خلق رمان ژان کریستف نوع جدیدی از رمان تحت عنوان ""رمان رودواره ای"" را وارد عرصة ادبیات فرانسه کرد. ""رمان رودواره ای "" به نوعی از رمان گفته می شود که بسیار طولانی و شامل چندین جلد باشد. رولان در نگارش این رمان بلند از حیث زیبایی شناسی بسیار متاثر از رمان بلند جنگ و صلح، شاهکار لئون تولستوی، نویسندة روس، بوده است. از طرفی انتخاب اصطلاح ""رمان رود واره ای"" از جانب رولان بدون دلیل نبوده است. او در این رمان از تصویر رودخانه بهره فراوان برده و به زیبایی از آن در چندین مفهوم استعاری استفاده کرده و کاربرد این اصطلاح را توجیه کرده است. به علاوه در آخرین صحنة رمان، در هنگام مرگ ژان کریستف، از اسطورة ""سن کریستف"" (کریستف مقدس) و کهن الگوی ""گذر از آب"" نیز بهره برده است. بنابراین به این نوع رمان نمی توان تنها از منظر نوع ادبی نگریست. مطالعه حاضر بر آن است تا ازسه دیدگاه اثر رومن رولان را بررسی نماید: ""رمان رود واره ای"" به عنوان یک نوع ادبی، تصویر رود و معنای استعاری آن و نیز نقش اسطوره و نماد در رمان ژان کریستف
تحلیلی بر بازتاب جشنها و عیدها در شعر فارسی ( تا سده هفتم )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر پایی جشنها و عیدها نشان پویایی وشادابی یک جامعه است. به گفته محققان، در ایران پیش از اسلام جشنهای فراوانی برگزار می شده است که تعداد آن را تا بیست و چهار جشن ذکر کرده اند(صفا،بی تا:120). پس از ورود اسلام به ایران نیز عیدهای اسلامی به جشنهای ایرانی افزوده شده و با آداب و شکوه خاصی بر پا می شده است. در کتابهای تاریخی اطلاعات چندانی دراین باره نیامده است و تنها در آثاری چون تاریخ بیهقی می توان مطالب سودمندی یافت، اما در شعر فارسی از این آیینها و جشنها اطلاعات نسبتاَ فراوانی می توان به دست آورد و به چگونگی بر پایی آیین جشن وسرور در دربارها و میان مردم پی برد. اگرچه بیشتر این شعرها در ستایش حکمرانان وبزرگان دربارهاست،اما از لا به لای آن می توان نکات سودمندی یافت که بررسی و تحلیل آن، ما را از چگونگی بر پایی وعوامل مؤثر در جشنها آگاه می کند و با روحیات و شادمانی و سرور مردم آشنا می سازد و رازماندگاری یا ناپایداری آن را می نمایاند. از بازتاب این جشنها و عیدها درشعر فارسی می توان با اندیشه حاکمان درباری و روحیه مردم هم عصر آن آشنا شد و به اهمیت و ارزش آنها پی برد.
روابط شاهان و پهلوانان در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختاری قهرمانان و شاهان فردوسی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردوسی نامه مجموعه ای از روایت ها و قصه های عامیانه درباره فردوسی و شاهنامه است که به همت ابوالقاسم انجوی شیرازی گردآوری شده است. این مجموعه بر اساس شخصیت ها در سه بخش طبقه بندی شده است. بخش اول درباره فردوسی است با (33) روایت، بخش دوم حاوی (205) روایت درباره قهرمانان و بخش سوم شامل (135) روایت درباره شاهان شاهنامه است. در این مقاله بخش دوم و سوم فردوسی نامه را تحلیل کرده ایم. شخصیت ها و کارکردها استخراج شده، در هر دو بخش ساختار روایت ها مجموعا از یازده شخصیت و دوازده کارکرد تشکیل شده است. ویژگی ها و بسامدهای روساخت و ژرف ساخت، همچنین ساختار روایات را بررسی کرده ایم. ساختار روایت ها بر اهمیت نقش قهرمانان در برابر شاهان تاکید می کند. بسامد کارکردها نیز از سویی ضرورت تلاش برای پیروزی را تبیین می کند و از سویی پشتوانه تلاش راویان برای نقل سینه به سینه این روایات گشته است و ارزش این روایات را در جامعه برای حفظ و تداوم شاهنامه و کارکردهای آن نشان می دهد.
بررسی اندیشة خیّام در چهارچوب چهار حقیقت شریف در بودیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس مکتب فراتاریخی می توان هر نظام اندیشه گانی را با نظامی دیگر مقایسه کرد، به شرطی که حول یک محور مشابه شکل گرفته باشند. بر همین اساس در این مقاله نشان می دهیم که با وجود تفاوتی که میان اندیشة خیّام و نظام اندیشه گانی بودیسم وجود دارد، می توان نظام اندیشه گانی خیّام را در چهارچوبِ چهار حقیقتِ شریف بودیسم تحلیل کرد. زیرا اندیشة محوری هر دو نظام فکری صیرورت یا نپایندگی است. صیرورت و نپایندگی، حقیقت شریف اوّل و حقیقت رنج است. اما این صیرورت فی الذاته نه در اندیشة بودا و نه در اندیشة خیّام بد و تناقض آفرین نیست؛ بلکه هنگامی این رنج خود را آشکار می کند که انسان به امور نپاینده و گرفتار در چرخة صیرورت دل می بنندد. این دومین حقیقت شریف است. رنج در هر دو نظام اندیشه گانی به تناقضی معطوف است میان دلبستگی و عطش به بقای در عالم و نظام نپاینده و بی ثبات عالم. اصلی ترین راه حل در هر دو نظام فکری، حضور در لحظه و زندگی در حال با آگاهی تمام عیار است، این حقیقت شریف سوم و چهارم است. گرچه حضور در لحظة بودیسم با خیّام از جهاتی مانند آگاهی و مراقبه متفاوت است.