سجع به عنوان یک آرایه بدیعی مبتنی بر آرایش لفظی و ظاهری، در اکثر آثار بلاغی عربی و فارسی مطرح شده است. هدف این مقاله این است که با نگاهی انتقادی و تطبیقی، تطور و تحول این صنعت را از دوران نخستین بلاغت نویسی تا روزگار معاصر نشان دهد. بدین منظور، سیر تاریخی این صنعت بر اساس زمان و زبان تألیف آثار بلاغی و بدیعی مطالعه شد. برای درک بهتر و سهولت کار، انواع و اقسام سجع و آرایه های متشکل از آن نظیر ترصیع، موازنه و تسمیط و تجزیه به صورت متفاوتی طبقه بندی و نقد و بررسی شدند. با تطبیق دیدگاه های عربی و فارسی در دوره های مختلف این نتیجه حاصل شد که در مورد اصول و روش های سجع پردازی در این دو زبان، اختلاف های اندکی وجود دارد. بلاغت نویسان فارسی در کلیّت صنایع بررسی شده، از علمای بلاغی عرب متأثر گشته اند، اما گاهی نوآوری هایی جزئی در روش و قواعد صنایع ایجاد کرده اند که تکمیل کننده دیدگاه های عرب زبانان بوده است. با وجود این، نارسایی هایی در تعریف صنعت سجع و اصول و قواعد آن وجود دارد که منجر به انحرافات و خطاهایی در تعریف انواع آن در سطح کلام و در شعر شده است.
ایزدان گیاهی و اساطیر مربوط به آن ها بخشی از اساطیر ملت های یونان، مصر، بین النهرین، هند و ایران را تشکیل می دهند. دُموزی/تموز، آتیس، آدونیس، دیونیزوس، اوزیریس، بَعَل، پرسفون و بالدر، معروف ترین ایزدان گیاهی در اساطیر ملل هستند. در اساطیر ایرانی نیز سیاوش ایزدی گیاهی به شمار می رود که ماجراهای مربوط به او بخشی از شاهنامه بزرگ فردوسی را به خود اختصاص داده است. نگارنده در بررسی های میدانی خود به روایتی عامیانه برخورده است که خمیرمایه اصلی آن، داستان ایزدی گیاهی است که در قالب پسر پادشاه نمود می یابد. هر چند نامی از او به میان نمی آید. این روایت عامیانه که از سوی «علی حسین عالی نژاد» یکی از کهن سال ترین راویان منطقه کوه مره سرخی فارس روایت می شود، پیش از این در هیچ منبع مکتوبی نیامده است. بررسی های نگارنده نشان می دهد این روایت، آمیزه ای از روایت های دینی، حماسی و اسطوره ای است؛ بخش هایی از این روایت، به ویژه آغاز داستان، تکرار روایت حماسی سیاوش و سودابه در شاهنامه فردوسی است. محورهایی از داستان نیز یادآور داستان یوسف پیامبر و زلیخا است. برخی از خطوط داستان هم زندگی دیگر ایزدان گیاهی در اساطیر جهان را به ذهن متبادر می کند. به نظر می رسد این روایت از دیرباز در میان مردم این منطقه رواج داشته و به مرور زمان و با تغییر و دگرگونی در ادیان و باورهای مردم منطقه، دست خوش تغییر و دگرگونی شده است؛ هم چنین بررسی تطبیقی این روایت با دیگر روایت های ایزدان گیاهی نشان می دهد که این روایت دست کم 14 وجه اشتراک با دیگر داستان های مربوط به ایزدان گیاهی دارد. بررسی آیین سوگ واری ایزد گیاهی در این منطقه نشان می دهد که مراسم بزرگ داشت این ایزد هرساله و با قربانی کردن پیش از کشت برنج انجام می شده است.
«شعر اعتراض» به عنوان یک نوع ادبی می کوشد تا نقطه های تاریک زندگی جامعه را به قصد اصلاح مطرح کند و به این منظور به بسیاری از سستی ها، بی عدالتی ها، نابسامانی ها، بی توجهی ها و.. می تازد. این مقاله سعی دارد مضامین اشعار اعتراض دوره معاصر تاریخ ایران که شامل عصر مشروطه، عصر پهلوی و دوره انقلاب اسلامی می شود، مورد بررسی قرار دهد. به طور کلی مضامین این اشعار را می توان به دو بخش مضامین مشترک و اختصاصی تقسیم نمود. مضامین مشترک، مسائلی است که در هر سه دوره یادشده، وجود دارند، مثل: اعتراض به تضاد طبقاتی، فقر، ریاکاری افراد خائن، دخالت بیگانگان و سرزنش خود و... بر اساس موقعیت سیاسی و اجتماعی هر دوره، برخی اعتراض ها به طور اختصاصی در یک دوره بیشتر مورد توجه بوده اند. از جمله اعتراض به نادانی مردم، اعتراض به خفقان و عدم آزادی اعتراض به فراموشی یاد و خاطره شهدا و.. . در همه این مضامین، شاعران با زبانی آمیخته به طنز سعی می کنند کسانی را که از راه راست منحرف شده اند، به راه صلاح بیاورند. این مقاله به صورت مطالعه موردی و کتابخانه ای انجام شده و مضامین اشعار اعتراض دوره معاصر تاریخ ایران که شامل عصر مشروطه، عصر پهلوی و دوره انقلاب اسلامی می شود، جمع آوری گردیده و به صورت توصیفی، تحلیل و بیان شده اند. در نهایت با بررسی این مضامین به این نتیجه می رسیم که هدف شعر اعتراض، حفظ ارزش ها، اصلاح نمودن جامعه و مبارزه با انواع مختلف بی عدالتی است و به نوعی امر به معروف و نهی از منکر می باشد.
مکاتب ادبی و روش ها، اهداف، و ویژگی های آن رهاورد مغرب زمین است. با وجود این، باید به بررسی مکاتب غربی همت گماشت. در این راستا مؤلف شرقی، که برای نگارش مکاتب ادبی تلاش می کند، نباید ویژگی های بومی و محلی را در اثر خود فراموش کند. یوسف عید در کتاب المدارس الادبیة و مذاهبها، که در دو جلد نوشته شده است، انواع مکاتب ادبی غرب را بررسی کرده و تلاش نموده است ویژگی های ادبی مکاتب مغرب زمین را در مراحل ادبی عربی اجرا نماید. او جلد اول کتابش را به بررسی تئوریک و نظری مکاتب اختصاص داده است؛ جلد دوم نیز ظاهراً به بررسی و تطبیق اشعار و متون با تئوری ها و آرایی است که در جلد اول مطرح نموده است. این اثر اشکالاتی دارد که از مهم ترین آن ها می توان به این موارد اشاره کرد: عدم تناسب حجم و محتوای کتاب برای یک درس دوواحدی، عدم ظهور و بروز شخصیت علمی نویسنده در کتاب، عدم تناسب محتوای کتاب با توانایی های فراگیران به سبب وجود اصطلاحات مبهم و سخت و نبود تعریفی برای آن، یک دست نبودن بررسی مکاتب ادبی در هر دو جلد کتاب، و عدم جامعیت متن مذکور. در این پژوهش، به شیوة توصیفی تحلیلی به نقد و تحلیل کتاب این نویسندة گران قدر پرداخته شده است.