ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۱۴۱ تا ۲۷٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۷۱۴۵.

معرفی تذکره ی معدن الجواهر از محمّد مهدی واصف مدراسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۹ تعداد دانلود : ۶۴۴
یکی از تذکره های گمنامی که در شبه قاره در سال 1260ه . به رشته تحریر درآمد،معدن الجواهراثر محمّد مهدی واصف مدراسی است.این تذکره از پنج جهت حائز اهمّیّت است.یکی این که این کتاب در حکم مجموعه ای از فنون ادبی مانندعروض و قافیه و صنایع ادبی است.دوم از جهت شاعران هم عصر نویسنده که در کمتر تذکره ای می توان شرح حال آنها را یافت و همچنین تاثیری که بر دیگر تذکره های بعد از خود گذاشته است.سوم از جهت نقد ادبی و اطّلاعات سبک شناسانه و اعتراضاتی که بر دیگر شاعران نموده است.چهارم تألیف تذکره «گلزاراعظم» و رساله ذوالفقار علی» که در جواب اعتراضات معدن الجواهر نوشته شده است.وپنجم تالیف رساله«حسن خطاب و ردّ جواب» توسط واصف در ردّ اعتراضات رساله ذوالفقار علی وتألیف تذکره حدیقة المرام به زبان عربی در جواب تذکره گلزار اعظم. هدف نویسندگان برخی از تذکره ها در واقع رقابت و جواب گویی در مقابل دیگر تذکره هاست؛ مانند تذکره مردم دیده در جواب مجمع النفایس و یا صبح وطن در جواب گلدسته کرناتک.تذکره گلزاراعظم نیز برای جواب گویی به معدن الجواهر نوشته شده است.اهمیت تحقیق حاضر در اینست که نشان می دهد در سال هایی(نیمه دوم قرن سیزدهم) که زبان فارسی در هند در حال انحطاط بود در کرناتک(هند جنوبی) هنوز مجالس مشاعره و حتی بازار نقد شعر برپا بوده است.
۲۷۱۴۹.

بازنمون فراروایت نجات بخشی عرفان اسلامی در گفتمان و روایت تذکر ه الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۹ تعداد دانلود : ۶۷۹
متون عرفانی یکی از شاخه های پربار ادبیات فارسی است. این متون به دلیل ارتباط شفافی که با تجربه و تخیل عرفانی و بشری دارد، منشأ زایش های هنری و تجربه های زبانی بیان ناپذیری است. یکی از ویژگی های ساختاری ای که همه متون عرفانی ادبیات فارسی را به هم متصل می کند، ارتباط گفتمانی است. اگرچه اصلی ترین هنر عطار نیشابوری، شاعر و اندیشمند پایان قرن ششم هجری، شعر است امّا او با تألیف تذکر ه الاولیا سعی کرده تا همان گفتمانی را که در منطق الطیر به کار گرفته است، به شکل دیگری در نثر هم دنبال کند. اگرچه عطار بسیاری از اجزای تذکر ه الاولیا را از متون پیشین عرفانی، همچون رساله قشیریه، کشف المحجوب و طبقات صوفیه گرفته است امّا رفتار زیبایی شناختی و زبان شناختی او برای خلق جهان متن، دیگرگونه است. چنانکه تمام بخش هایی که به تذکر ه الاولیا و یادکردِ عرفا اختصاص یافته، دارای ساختار گفتمانی واحد است. اگرچه سایه کم رنگ این الگوی ساختاری را می توان در کتاب های کشف المحجوب، طبقات صوفیه و رساله قشیریه یافت اما عطار این الگو را عمق و جهت داده و به سبک ویژه ای دست یافته است. این مقاله در جستجوی پاسخ به دو مسئله پژوهشی است که به طور مستقیم با ساختارِ تذکر ه الاولیا ارتباط دارد:1- فراروایت نجات بخشی عرفان اسلامی چگونه در گفتمان عرفانی بازنمایی می شود؟2- عطار چگونه فراروایت نجات بخشی را با گفتمان همراه می کند و ساختار روایت تذکر ه الاولیا را می سازد؟ فراروایتی که تذکر ه الاولیا را پیش می برد، «اسطوره نجات بخشی» است؛ این اسطوره، گفتمان «سفرِ انسان در دنیا» را می آفریند. عطار با استعاره «سفر» به اسطوره گناه و توبه می رسد؛ بنابراین ابتدای روایت هایش با توبه آغاز می شود و انتهایش به مرگ می انجامد. در تذکر ه الاولیا انسان های برگزیده با شناسایی خود و توبه کردن از گناه آغاز می کنند؛ آنگاه به فاعل شناسا تبدیل می شوند و سپس کردار و گفتارشان بر دیگران مؤثر واقع می شود و سرانجام سفرشان به مرگ منتهی می گردد.
۲۷۱۵۶.

الأسلوبیة فی مدیحة آیة الله الغروی الإصبهانی للإمام الرضا (ع) من دیوانه العربی ""الأنوار القدسیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی مدیحه
تعداد بازدید : ۱۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰۲
آیة الله محمد حسین الغروی الإصبهانی علم من أعلام العلم والعرفان فی عصرنا الراهن وهو صاحب الدیوان العربی المسمّى ب ""الأنوار القدسیة"" ومتخلص ب ""المفتقر"". قام شاعرنا بإنشاد أشعار کثیرة ومدائح سنیة باللغتین العربیة والفارسیة تذکرنا بمناقب آل بیت النبیّ (ع) ومنها مدیحة طویلة باللغة العربیة أنشدها فی مدح الإمام الرضا (ع). یسعی هذا البحث إلى دراسة مدیحته الأدبیة والعرفانیة بمنهج بنیوی، محاولاً التدقیق فی میزاتها الأسلوبیة خلال ثلاث مستویات: المستوى الصوتی، والمستوى الدلالی، والمستوى الترکیبی. فبعد تبیین الأسلوبیة وأصولها وأنواعها یرکّز على تحلیل مدیحة الغروی بناء علی أسس الأسلوبیة. ومن أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هوأن الأسلوبیة بوصفها منهجاً من المناهج النقدیة تمکّننا من أن نتعرّف على مقوّمات مدیحة الغروی وجمالیاتها الأدبیة والفنیة، ومما توصل البحث إلیه هو: التلائم بین الوزن والمعنى فی المدیحة، وبراعة الشاعر فی اختیار تراکیب متناسبة مع المعانی والأهداف، وتأثّر الشاعر بنزعاته الفلسفیة فی مدحیته، وقدرة هذا العلامة فی إثارة المتلقین باختیار المفاهیم المتعمقة فی أجمل التشابیه البلیغة. ومما حثنا على معالجة هذا الموضوع هو إثبات براعة الغروی الإصبهانی – وهو من الشعراء المعاصرین فی الأدبین الفارسی والعربی- فی إنشاد کثیر من القصائد العربیة والفارسیة، وإظهار معرفته على أسالیب البیان، والتعریف بمیزات شعر عالم فیلسوف فی عصرنا الراهن.
۲۷۱۵۸.

«بدل بلاغی» محملی برای ایهام سازی حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت بدیع
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه حافظ پژوهی
تعداد بازدید : ۱۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۸۹
یکی از مشخصه های اصلی سبک حافظ، چند معنایی بودن کلام اوست. او به روش های مختلف کوشیده است به این مهم دست یابد. یکی از راه هایی که حافظ برای خلق ایهام در پیش گرفته است و تا حال در کتب، شروح و مقالاتی که دربارة حافظ و ایهام نوشته شده، نامی از آن آورده نشده، ایهام سازی از رهگذر بدل بلاغی است. ظاهراً یکی از کارکردهای بدل، پرهیز از تکرار واژگان است که روزگاری از عیوب فصاحت محسوب می شد، اما حافظ در اکثر موارد به این اکتفا نکرده است. وی با دانش زبانی و بلاغی خود، کلماتی را جانشین یکدیگر می کند که علاوه بر وظیفة جانشینی، متضمن هنرهای بلاغی نیز هستند. یکی از مهم ترین کارکردهای بدل بلاغی در غزلیات حافظ، ایهام سازی است. حافظ با انتخاب دقیق بدل، علاوه بر مصون ماندن از بلیة تکرار، در بسیاری از موارد، به هنر زیبای ایهام نیز دست یافته است. در این مقاله، ابتدا به نقد تعاریف بلاغیون دربارة ایهام پرداخته شده، سپس «بدل بلاغی» مختصراً معرفی شده است. در ادامه، ابیاتی از حافظ که بدل بلاغی در آن ها موجب ایهام کلام گشته، تحلیل شده است و در پایان، بدل های بلاغی بیست غزل حافظ که تصادفی انتخاب گردیده، استخراج، و نسبت ایهام هایی که از رهگذر بدل بلاغی حاصل شده، با سایر ایهام ها سنجیده شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان