دراین مقاله بعد از ترجمه اى تفسیرگونه به نثر و نظم از نگارنده، سابقه و سیر آیهء کریمه بسم الله الرحمن الرحیم در نزول آمده و اشاراتى دهگانه به عقائد محدثان و مفسران رفته است. سپس شرح و تفسیر با. و إسم و الله و معانی آنهادرکتابها و تفاسیر ادبى وکلامى شیعى و سنى، چون جامع البیان طبرى و التبیان شیخ طوسى، و مجمع البیان طبرسى والکشاف زمخشرى، والجامع لاحکام القرآن قرطبى و انوارالتنزیل قاضى بیضاوى و الکتاب سیبو یه و حاثیهء شیخ زاده بر انوار التنزیل و روح المعانى آلوسى آمده و ضمن جرح و تعدیل با هم مقایسه شده است. والله الموفق والمعین و علیه التکلان
قدامه بن جعفر‘ ناقدی است که تحول عظیمی در نقد ادبی عرب بوجود آورد‘ می توان گفت که نقد عربی قبل از قدامة بن جعفر ‘ مبتنی بر ذوق و سلیقه بود‘ از روی ذوق شعر می گفتند و از روی ذوق نیز شعر را نقد می کردند‘ زیرا زندگی آنان مبتنی بر ذوق و سلیقه بود‘ بنابراین طبیعی است که نقد آنان نیز هیچگونه معیار ومقیاسی در بر نداشته باشد‘ اما قدامه روشی را برگزید که می توان گفت از ارسطو تقلید نموده بهمین دلیل استبداد فلسفه ومنطق در عقل وی آشکار و گویا می باشد و بنظر می رسد که این روش اولین کوشش علمی برای تطبیقی اصول منطق وعلم بر شعر و ادب عربی باشد‘ زیرا قدامه از روشی بهره جسته که جز بوسیله تقسیم بندیهای علمی و بررسیهای فلسفی امکان پذیر نمی باشد. برهمین اساس در تمامی فصول و مباحث کتاب «نقد الشعر» خود‘ به اندیشه علمی پایبند مانده و سعی نموده که با پیمودن راهی درست و شیوه ای سالم اثری علمی و اصیل بوجود بیاورد.
محمّد حسین عقیلی علوی خراسانی یکی از بزرگترین پزشکان ایران در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری قمری است و صاحب کتاب بسیار مهم در ادویه و مصطلحات پزشکی موسوم به مخزن الادویه. در این مقاله، ابتدا مقدمه ای دربارة خاندان عقیلی علوی نوشته شده است. در این خاندان در طول تاریخ، اطبّا و عالمان نامداری ظهور کرده اند؛ به ویژه میر محمّد هادی علوی متخلّص به "شرر" شیرازی و معتمدالملوک میرزا هاشم علوی شیرازی معروف به حکیم علوی خان که مشهورترین طبیب این خاندان بوده است. سپس، به احوال محمّد حسین عقیلی علوی خراسانی شیرازی پرداخته شده و به سبب مدارک اندک دربارة او، مطالب متعدّدی از لابه لای کتاب بزرگش در سبب تألیف کتاب، منابع و مآخذ او در تدوین و تصنیف آن کتاب فراهم آمده است. و بالاخره، کتاب مخزن الادویه، فصول و بخش ها ، شیوة تألیف و نگارش و چاپ های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
ایرانیان باستان و سپس اشکانیان و ساسانیان، به تصنیف و نگهداری افسانه هایی پرداختند که در زبان عربی سابقه نداشت و اعراب پس از ترجمه این آثار به زبان خود، داستانهای دیگری نیز به همان گونه ساختند. این مقاله، در دو بخش به شرح چند افسانه، که در دوره های نخستین، از فارسی به عربی رفته است می پردازد: بخش اول، افسانه های عمومی که مسائل عام مردمی را، اعم از آیین و تمدن مطرح می کنند و تاریخ مشخصی ندارند؛ مانند «هزار افسان»، «کلیله و دمنه»، «مزدک نامه» و «بلوهر و بوذاسف» و بخش دوم، افسانه های تاریخی که موضوع آنها سرگذشت یکی از بزرگان تاریخ و یا ذکر وقایع تاریخی به صورت داستان است؛ مانند «بهرام چوبین»، «شهربراز و پرویز»، «رستم و اسفندیار»، «انوشیروان»، «بهرام و نرسی» و «دارا و بت زرین». این افسانه ها، یکی از عناصر موثر در بلوغ تمدن مشترک پارسیان و اعراب بوده اند.