فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۲۰۱ تا ۲۷٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
«چشم زخم» در جامعه امروز
چند مفهوم روان شناختی در اندیشه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بین سخنوران و اندیشمندان بزرگ ایران زمین کمتر کسی را میتوان یافت که همانند مولانا جلال الدین محمد بلخی به جنبه های روان شناختی رفتار انسان توجه کرده باشد؛ تا آنجا که در جایجایِ آثار منثور و منظوم او ـ به ویژه در مثنوی معنوی ـ تحلیل های عمیق روان شناسی و حتی برخی از مسائل و مفاهیم نوین این دانش نظیر «فرافکنی»، «توجیه» (دلیل تراشی)، «خودفریبی»، «ضمیر ناخودآگاه»، «تقابل بخش های مختلف شخصیت»، «والایش» (تصعید) و امثال آن... به کرات مشاهده میشود. در این میان، آنچه به خصوص معرفِ نبوغ استثنایی و شایانِ تحسینِ این متفکرِ سُتُرگ است، ژرف نگری و نازکاندیشی او در بررسی و تحلیل پیچیدگیها و تضادهای روح آدمی و سختکوشی وی برای راهیابی به خفایا و تاریکخانه های شخصیت انسان است. از این رو، مبالغه نیست که مولانا را یکی از پیشگامان «روانکاوی» ـ به مفهوم عام کلمه ـ تلقی کنیم.در این مقاله، انعکاس چندین مفهوم جدید روان شناختی در آثار مولانا ـ به ویژه در تمثیل های نمادین او در مثنوی ـ ردیابی و بررسی شده است؛ به این ترتیب که نخست با مراجعه به متون نوین روان شناسی تعریف یا توضیحی اجمالی از هر یک از مفاهیم مورد بررسی ارائه گردیده و سپس به استنادِ شواهدِ مستخرج از آثار مولانا، از طریق تطبیق و مقایسه، به بررسیِ وجوهِ تشابه (و یا احیاناً وجوه افتراق) آنها پرداخته شده است.
شعر سیاسی و انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
شطح عارف و گستاخی دیوانه در مثنوی های عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان اهل طریقت، تعابیر و اصطلاحات بسیاری وجود دارد که بزرگان این طایفه نسبت به آن رویکرد یکسان و مشترکی ندارند. از آن جمله است شطح که در میان عرفا بر سر آن اختلاف است. برای واژه شطح، که جمع آن شطحیات است، معانی متعددی ذکر کرده اند، از آن جمله: «شطح فی السیر او فی القول: در رفتن یا سخن گفتن دو رفت و آن را به درازا کشانید.» (فرهنگ لاروس، ذیل شطح) همچنین آمده است: «کلمه شطح به وزن و معنای سطح است و در اصل کلمه سریانی است و معنای آن بسط و انبساط است» (زریاب خوبی، ص 102). شطحیات، در اصطلاح بیان لفظی، وضعیتی است که از دیدگاه وجود شناختی به متشابهات حاصل از به هم بودن وجود و عدم (یا بود و نبود) بر می گردد (شایگان، ص 37).
لغات الشرقیه (چند نسخه به زبان های فارسی و ترکی محفوظ در کتابخانه دانشگاه الازهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه الازهر مصر دیر زمانی است که تصاویر بخشی از دست نبشته های عربی کتابخانه خود را برای استفاده همگان به رایگان در پایگاه اینترنتی خود قرار داده و به تازگی بخشی دیگر از جمله چند نسخه فارسی و ترکی نیز زیر عنوان لغات الشرقیه بر آن افزوده است. در میان دست نبشته های فارسی، به ظاهر مجموعه ای حاوی چند رساله موجود بوده اما از برگ اول تا 31 آن نسخه در بخش فارسی- ترکی پایگاه قرار داده نشده یا هنوز تصویر آن فراهم نشده و یا آنکه متن به زبان عربی بوده است. از برگ 32 رساله ای آغاز می شود به نام معرفت الشریعه در اصول و فروع به مذهب حنفیان، نوشته ابورشید عبدالرشید بن یوسف، که متاسفانه در منابع اندکی که در دسترس دارم نشانی از او نیافتیم.
فاصله گذاری در خط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، که مرجع قانونی و ذی صلاح در مسایل و مشکلات زبانی شمرده می شود، نخستین چاپ دستور خط فارسی را در خرداد 1381 منتشر ساخت و، با انتشار آن، معیاری ملی در شیوه نگارش خط فارسی ارایه داد. بحث مربوط به فاصله گذاری در دستور خط فارسی (ص 10) تحت عنوان «فاصله گذاری و مرزبندی کلمات برای حفظ استقلال کلمه و درست خوانی» مطرح شده است. در این بررسی، از اصطلاح «فاصله» برای فاصله «برون کلمه» یعنی فاصله بین کلمه ها استفاده شده و اصطلاح «نیم فاصله» برای فاصله «درون کلمه»، که «معمولا میان اجزای ترکیب می گذارند»، به کار رفته است. اصطلاح نیم فاصله و پیدایش آن: «نیم فاصله» درعمل همان فاصله ای است که ماشین تحریر یا رایانه به صورت خودکار بین حروف منفصل قرار می دهد (تعبیر «بی فاصله» یا «بدون فاصله» نیز به همین نوع فاصله اشاره دارد.) مثلا، در اصطلاح «درون کلمه»، چهار نیم فاصله (د – ر – و – ن - کلمه) وجود دارد؛ اما، در ترکیب «درون کلمه»، سه نیم فاصله و یک فاصله کامل (د – ر – و – ن - کلمه) دیده می شود. مفهوم «نیم فاصله» به صورتی که در دستور خط فارسی آورده شده، در گذشته مورد توجه بوده و به صورت های گوناگون مطرح شده است: در کتاب درآمدی بر چگونگی شیوه خط فارسی از مفهوم «نیم فاصله» با تعبیر «جداولی بدون فاصله» یاد و شرح مفصلی با ذکر مثال های متعدد درباره آن داده شده است. (? ادیب سلطانی، ص68، 82)
کامنسکی ایران شناس و زبان و فرهنگ پامیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجلس پنجمین دوره بزرگداشت چهره های ماندگار میزبان دانشمند ایران شناس، ایوان میخائیلویچ استبلین کامنسکی بود. وی حایز اطلاعات با ارزشی درباره زبان های ایرانی از جمله زبان فارسی و دارای توانایی نگارش به زبان فارسی است. او، در دیداری که در تاریخ 25/8/84 با آقای دکتر حبیبی، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، داشت از کتابخانه فرهنگستان نیز بازدید و سه کتاب به این کتابخانه هدیه کرد.
مضمون، مایه غالب، و نماد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف مفهوم مضمون دچار مشکلاتی است نه تنها ناشی از خلط مضمون و اسطوره، که رفته رفته در کار رفع شدن است، بلکه همچنین ناشی از تداخل واژگان نقد ادبی و نقد هنری به ویژه نقد موسیقی. می توان پنداشت که کاربرد مفهوم لایت موتیف (مایه مکرر) - اصطلاح موسیقایی - در نقد ادبی کار را به چنین مقاربه ها و خطاها کشانیده و مرزهای مضمون و مایه غالب را بر هم زده است. شاید بهتر آن باشد که استفاده از مفهوم leitmotiv را به اپرانامه ها محدود سازیم - که البته از آثار ادبی اند اما نوع خاصی از این آثارند - و در پی آن نباشیم که leitmotiv (مایه مکرر) و motif (مایه غالب) را معادل بشماریم. همچنین پیشنهاد من این است که مفهوم مضمون را ابتدا با رجوع به ریشه آن تعریف کنیم. مفهوم مایه غالب در رابطه با مضمون به دست می آید، همچنان که معنای نماد در نسبت آن با مضمون و مایه غالب بهتر فهم می شود.
آواز نی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیزارم از آن گوش که آواز نی اشنود و آگاه نشد از خرد و دانش نایی معنی ندهد وصلت این حرف بدان حرف تا تو ننهی در کلمه فایده زایی (کلیات شمس، غزل 2628) نای وجود مولانا جلال الدین محمد که شکایت و حکایتی پرشور و ماندگار از جدایی ها سر داده است از کدام نیستان برآورده است؟ در کجایی بودن مولانا در این هشتصدمین سال ولادت او چندان گفت و گو شده است که وظیفه اصلی ما را در فهمیدن و فهمانیدن و شناختن و شناسانیدن بیشتر و بهتر میراث فخیم این شخصیت یگانه حوزه تمدنی زبان پارسی و عالم اسلام تحت الشعاع قرار داده است- شخصیتی که مثنوی معنوی او، به قول شفیعی کدکنی (¬ زمانی، ج 1، ص 17)، «بزرگ ترین حماسه روحانی بشریت است که خداوند، برای جاودانه کردن فرهنگ ایرانی، آن را به زبان پارسی هدیه کرده است و هنوز بشریت در نخستین پله های شناخت این اثر ژرف و بی همتاست». و خود مولانا آن را چنین توصیف کرده است: هذا کتاب المثنوی، و هو اصول اصول اصول الدین فی کشف اسرار الوصول و الیقین و هو فقه اله الاکبر ... و انه شفاه الصدور و جلاء الاحزان و کشاف القرآن و سعه الارزاق و تطییب الاخلاق، بایدی سفره کرام برره یمنعون بان لایمشه الا المطهرون. (مقدمه مثنوی) این کتاب اصول اصول اصول دین در گشودن رازهای وصول به حق و یقین و فقه اکبر خداوند است ... شفای سینه ها و زداینده اندوه ها و گشاینده رازهای قرآنی و فراخی بخش روزی معنوی و پک کننده اخلاق است که به دست فرشتگان کرام نوشته شده و هم آنان جز پاکان را به حقایق آن راه نمی دهند. دیوان غزلیات او- غزلیات شمس تبریزی- نیز بیان تغزلی همان معارف است که چون باران سیراب کننده ای از آسمان شوریدگی های عارفانه این «فلک پیمای چست چست خیز» باریدن گرفته است. موضوع این مقاله ابتدا بحثی در این باب است و سپس تذکاری است بر بعضی جوانب مسوولیت ما ایرانیان در معرفی مولانا و دیگر مفاخر تمدن ایرانی.
جایگاه هسته در کلمات مرکب غیر فعلی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه هسته در کلمات مرکب غیر فعلی مورد توجه اکثر زبان شناسانی واقع شده است که کلمات مرکب را مورد مطالعه قرار داده اند. مثلا ویلیامز (WilliAMS 1981) جایگاه هسته را اصل قلمداد می کند و معتقد است که هسته کلمه مرکب همیشه عنصر سمت راست آن است. مطالعات دیگر زبان شناسان (مثلا سلکرک (SElkiRK 1982) لیبر (LiEbER 1983) فاب (FAAb 1988) و تن هکن (TENHACKEN 1999) نشان داد که زبان هایی هم وجود دارد که هسته کلمه مرکب آنها در سمت چپ واقع شده است (مثل ویتنامی و فرانسوی). از این رو، آنها جهت هسته را پارامتر در نظر گرفته اند که باید برای هر زبانی تثبیت شود. اما لیبر (LiEbER 1992) بر این باور است که جهت هسته نمی تواند اصل یا پارامتر قلمداد شود؛ زیرا زبان هایی هم یافت می شوند که هم کلمات مرکب راست هسته دارند و هم کلمات مرکب چپ هسته. وی معتقد است که جهت هسته در صرف (یعنی هسته کلمات مرکب) تابع جهت هسته در نحو (یعنی هسته گروه های نحوی) است. مقاله حاضر بر آن است که نشان دهد حوزه صرف از حوزه نحو متاثر است و مدعی است که عدم یک دستی در کلمات مرکب غیر فعلی دارای هسته (یعنی وجود کلمات مرکب غیر فعلی درون مرکز هسته آغازین و هسته پایانی در کنار هم در زبان فارسی) به علت عدم یک دستی در حوزه نحو، در ارتباط با گروه های نحوی است؛ به این معنی که برخی از گروه های نحوی در زبان فارسی، هسته آغازین، و بعضی هسته پایانی هستند. به عبارت دیگر، یافته های این مقاله تاییدی است بر نظریه تعامل حوزه های زبانی، به ویژه تعامل بین صرف و نحو.
بررسی نقش کاربردی عبارات آیات تورات و انجیل در آثار لف نیکلایویچ تالستوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی آثار لف تالستوی بررسی اخلاق مردی و اجتماعی شخصیت ها از بعد روان شناختی است. نویسنده بر اساس اعتقادات مذهبی از سخنان آغازین (اپیگراف) که اغلب برگرفته از آیات کتب مقدس است، در آثار خود برای انتقال محتوا و مفاهیم درونی اثر بهره می جوید. نگارنده در مقاله به تنش آیات تورات و انجیل در درک و فهم آثار تالستوی و علت انتخاب آن ها به عنوان سخنان آغازین در ابتدای هر اثر می پردازد. این آیات دربرگیرنده مسایل مورد علاقه نویسنده، یعنی عشق، ازدواج، خانواده، محبت، اخلاق و همچنین مسایل سیاسی و اجتماعی جامعه می باشند که نویسنده در آثار بعد از تحول درونی، با نگاه عمیق مذهبی نسبت به آثار قبل از تحول درونی به آن ها می پردازد. بعد از تحول درونی نظریات قاطع نویسنده در مورد مذهب و اخلاق بر روش زندگی وی نیز اثر گذاشت، وی از زندگی اشرافی دست کشید و به زندگی ساده و بی آلایش روی آورد.
حاکمیت و رهبری در شعر و اندیشه بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دگرگونی در نگرش روشنفکران، نسبت به منشا، ماهیت و کارکرد حاکمیت، از نیمه دوم قرن سیزده باعث شد قشر روشنفکر، در مورد حاکمیت مطلوب و تغییر اصلاح حاکیت موجود اظهار نظر کند.محمدتقی بهار در آغاز جوانی با گرایش به اندیشه های نو، حاکمیت مشروطه را به عنوان حاکمیت مطلوب برگزید. او با جانبداری انتقاد آمیز، دیدگاه خود را در مورد این شیوه حاکمیت در اشعار زیادی مطرح کرده است. با ناکامی مشروطه به اقتدارگرایی در رفتار و اندیشه سیاسی گرایش پیدا کرد. نتیجه چنین اندیشه ای اتخاذ موضع جانبدارانه در مقابل برخی جنبش های ایالتی - ملی و جانبداری مقطعی از کودتای 1299 ش و جمهوری رضاخان بود که بعد از مدتی از هر دو ناامید شد. او با انتقادهای تند و تحلیل ماهیت چنین حرکت هایی، به مخالفان رضا شاه و سید ضیا پیوست. او حتی بعد از تثبیت حکومت رضا شاه، امیدوار بود مردی مقتدر اما دموکرات منش جامعه ایران را بسامان کند.
دیدار با مقام معظم رهبری یک انقلاب فرهنگی است
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۶شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
از کهن بوم و بر تا امت واحده
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۶شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
یاد: ای دریغا آن که رفت... (سوگ سرودهایی برای قیصر امین پور)
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۶ شماره ۵۴
حوزههای تخصصی:
نقد: باران غیبی کلمات
حوزههای تخصصی:
سحر، یا معجزه؟
حوزههای تخصصی: