ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۷۹۸۱.

چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۴۵
با افزایش روند شهری شدن در جهان، میزان مصرف در حال افزایش است. یک پیامد اجتناب ناپذیر مصرف بیشتر، افزایش سریع مقدار زباله جامد تولیدی است. امروزه شرایط مدیریت پسماند در کشورهای درحال توسعه نامناسب است. طی دو دهه اخیر، علیرغم فعالیت های سازمان مدیریت پسماند و سازمان فرهنگی شهرداری مشهد برای ترویج تفکیک زباله و مدیریت صحیح پسماند، نرخ تفکیک زباله از مبدأ در شهر مشهد در حد قابل قبول نیست و نیاز است به بررسی چالش های مدیریت پسماند است تا مشکلات و دلایل مدیریت نامناسب پسماند در شهر مشهد شناسایی شود. هدف اصلی تحقیق شناسایی چالش های مدیریت پسماند و دلایل آن در شهر مشهد است. داده های این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 25 نفر از مصاحبه شوندگان مصاحبه انجام شد و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب دو مضمون فراگیر و هشت مضمون سازمان دهنده، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج تحقیق درباره مشکلات مدیریت پسماند در مشهد نشان می دهد که چهار مضمون سازمان دهنده رفتارهای ناپایدار زیست محیطی شهروندان، نارسایی قانونی-ساختاری، ناکارآمدی اجرایی و مشکلات مرتبط با زائران در ایام پیک مهم ترین چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد هستند. همچنین چهار مضمون سازمان دهنده خلأهای فرهنگی و اجتماعی، نگاه کالایی و درآمدی به پسماند، بازدارندگی پایین قوانین و ضعف سازمانی مهم ترین دلایل چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد است.
۷۹۸۲.

تحلیل مورفولوژی کالبدی بازار در بستر درون مایه های معماری ایرانی: مرور نظام مند و ترسیم شبکه مفهومی با نرم افزار VOSviewer(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۵
بیان مسئله: بازارهای سنتی ایران به عنوان فضاهایی باارزش های فرهنگی و معماری بومی، نقش مهمی در شکل دهی به منظر کالبدی شهرهای تاریخی ایفا می کنند. بااین حال، در مطالعات معماری و ارتقای کیفیت منظر شهری، به ظرفیت های کالبدی و درون مایه های معماری ایرانی در بازارها کمتر توجه شده است.این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختار فضایی و عناصر معماری بازارهای سنتی بازتاب دهنده مفاهیم فرهنگی و هویتی معماری ایرانی هستند و چه نقشی در حفظ و ارتقای کیفیت منظر شهری ایفا می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه بخشی از نتایج مطالعات در زمینه شناخت مورفولوژی کالبدی بازارها با تأکید بر درون مایه های معماری ایرانی است. روش پژوهش: در این راستا، با استفاده از چک لیست ۲۷ گزینه ای پریزما، داده ها از پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی (WoS، مگیران و گنج) جمع آوری و غربالگری شدند تا مستندات مرتبط با مورفولوژی کالبدی بازارها شناسایی شوند. پس از حذف منابع نامرتبط و محدودسازی موضوعی، 170 منبع خارجی محدود به دوره زمانی2010 تا 2025 و 488 منبع داخلی مربوط به سال های 1390 تا 1404 برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. سپس داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل موضوعی شدند تا شبکه های علمی و عبارات کلیدی حوزه پژوهش به تصویر کشیده شود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد در پانزده سال گذشته، انتشار پژوهش ها در حوزه مورفولوژی کالبدی بازارها روندی افزایشی داشته است و کشور ایران بیشترین سهم را در مستندات خارجی دارد، درحالی که در منابع داخلی، شهر تهران پیشتاز است. همچنین، سه مفهوم اصلی «فرم بازار»، «مورفولوژی معماری» و «طراحی شهری» در این حوزه شناسایی و کلیدواژه های مرتبط با هرکدام تحلیل شدند. درنهایت، بر ارتقای کیفیت فضایی بازارها از منظر معماری و طراحی شهری به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت منظر شهری و حفظ هویت فرهنگی تأکید شد.
۷۹۸۳.

حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربه حسی در چیدمان «نفس» شیرازه هوشیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۹
بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی «چیدمان» به عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربه بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوه تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است. هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام شده است و چیدمان «نَفَس»اثر شیرازه هوشیاری به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه گیری: چیدمان «نفس» با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی تر سوق می دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و «استقلال اثر» در برابر «تجربه شخصی» مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان «نفس» از یک سو مفهوم «تئاتری بودن» را به عنوان مؤلفه ای محوری در هنر معاصر تأیید می کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطه میان هنر، فضا و بدن به وجود می آورد. این اثر نمونه ای از تجربه ای (غوطه ورکننده و تحول آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می کند.
۷۹۸۴.

سنجش شاخص های بعد ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی بر پایه تفسیر قرارگاه های رفتاری کاربران (مورد پژوهی: مجموعه های مسکونی سازمانی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف سنجش شاخص های ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی و تحلیل قرارگاه های رفتاری کاربران در چهار شهرک مسکونی سازمانی اهواز انجام شد. روش تحقیق کیفی-کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی بود. در بخش کیفی، شاخص های اصلی از ادبیات نظری استخراج و در بخش کمی، پرسشنامه های ساختاریافته بر اساس طیف لیکرت میان کاربران و کارشناسان توزیع شد. پنج شاخص کلیدی شامل احساس امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق، خوانایی و هویتمندی فضا مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با نمونه گیری خوشه ای و روش گلوله برفی جمع آوری و با SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد شهرک گیت بوستان در امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق و هویتمندی عملکرد برتری داشت و کوی استادان در شاخص خوانایی وضعیت بهتری نشان داد. در مقابل، شهرک های نفت و نیشکر به دلیل ضعف در مرزبندی فضایی و فقدان نشانه های هویتی، مقادیر پایین تری کسب کردند. یافته ها اهمیت مرزبندی شفاف، هویت بومی را در ارتقای کیفیت قلمروهای محیطی تأیید می کند.
۷۹۸۵.

تبیین مفهوم فضاهای عمومی شهری با رویکرد فرهنگ مبنا: مرور سیستماتیک و فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش با هدف تبیین مفهوم فضاهای عمومی شهری از منظر فرهنگ مبنا انجام شده است. در این راستا، با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مرور نظام مند همراه با فراتحلیل کیفی، 1174 مقاله بین المللی در بازه زمانی 2014 تا 2024 شناسایی و پس از غربالگری براساس معیارهای علمی و در قالب چارچوب پریزما، 40 مقاله به طور نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فضای عمومی صرفاً عرصه ای کالبدی نیست، بلکه سازه ای چندبعدی با ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که هم زمان بستر تعاملات مدنی، بازنمایی ارزش های فرهنگی و عرصه سیاست گذاری شهری محسوب می شود. تحلیل محتوای مطالعات منتخب آشکار ساخت که فرهنگ در سه سطح مکمل عمل می کند: در سطح مفهومی–نظری، فرهنگ بنیان تعریف و معنا بخشی به فضای عمومی است؛ در سطح علّی–تبیینی، فرهنگ به مثابه نیروی شکل دهنده به پیامدهای اجتماعی–سیاسی و هویت جمعی تحلیل می شود؛ و در سطح کاربستی–راهبردی، فرهنگ نقشی محوری در طراحی، سیاست گذاری و ارزیابی کیفیت فضا دارد. دستاورد نظری پژوهش ارائه چارچوبی سه سطحی برای فهم نسبت فرهنگ و فضای عمومی است؛ چارچوبی که می تواند خلأ موجود در ادبیات پراکنده را پوشش دهد. این مطالعه بر لزوم توسعه شاخص های بومی، مطالعات تطبیقی و بهره گیری از فناوری های نوین در برنامه ریزی و مدیریت فضای عمومی شهری تأکید می کند.
۷۹۸۶.

تحلیل یکپارچه شاخص های نور روز در طراحی مسکن سالمندان (نمونه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
بیان مسئله: در اقلیم گرم وخشک، بهره گیری مؤثر از نور طبیعی یکی از عوامل کلیدی در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان محسوب می شود؛ زیرا نور روز علاوه بر اثرات فیزیولوژیکی و روانی، در کاهش وابستگی به نور مصنوعی نیز نقش دارد. با این حال، بسیاری از سکونتگاه های سالمندان در این اقلیم از نظر دستیابی به استانداردهای روشنایی طبیعی با چالش هایی مواجه اند. هدف پژوهش: تحلیل کمی شاخص های کلیدی نور روز شامل «درصد روزهای قابل قبول نور (DA)»، «کفایت روشنایی خودکار (sDA)»، «بهره مندی مفید از نور (UDI)» و «ضریب دید آسمان (SVF)» در نمونه هایی از مسکن سالمندان در شهر اصفهان است. برای دستیابی به این هدف، داده های میدانی با استفاده از لوکس متر در ساعات مختلف روز جمع آوری و سپس با شبیه سازی دقیق در نرم افزارهای Dialux و Ladybug اعتبارسنجی شدند. روش پژوهش: در این تحقیق، با ترکیب رویکرد میدانی (اندازه گیری نور محیط با لوکس متر در ساعات مختلف روز) و شبیه سازی های دقیق با استفاده از نرم افزارهای Dialux و Ladybug، شرایط نوری فضاهای مورد بررسی ارزیابی شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از فضاهای مورد بررسی از نظر شاخص های DA و sDA در سطح مطلوب قرار ندارند، در حالی که بخش هایی محدود توانستند نور طبیعی را دربازه مناسب UDI (100 تا 3000 لوکس) تأمین کنند. همچنین مقادیر SVF در برخی فضاها، به ویژه در بخش های شمالی یا تحت تأثیر سایه اندازی عناصر بیرونی، پایین تر از حدود استاندارد بود. جمع بندی یافته ها بیانگر آن است که طراحی فعلی سکونتگاه های سالمندان در اقلیم گرم وخشک با الزامات نوری این گروه هم خوانی کامل ندارد.
۷۹۸۷.

ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی متاثر از احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
خستگی ذهنی، یک چالش رایج در میان کارکنان فضای درمانی در طول شیفت های طولانی، ممکن است بر نحوه درک و سازگاری افراد با محیط حرارتی خود تأثیر بگذارد, همینطور کارکنان به دلیل سطوح مختلف فعالیت، الزامات تجهیزات حفاظتی و نیاز به حفظ شرایط سخت محیطی برای مراقبت از بیمار، چالش های حرارتی را تجربه می کنند.از این هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و بررسی نقش خستگی ذهنی در پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است.این تحقیق با استفاده از یک طرح آزمایشی کنترل شده در امکانات آزمایشگاهی یک کلینیک تخصصی واقع در شهر ایلام انجام شد. نمونه شامل 20 پرسنل پزشکی بود که محیط کار آنها یک آزمایشگاه زیرزمینی بود. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی به دو شرایط آزمایشی ,قرار گرفتن در معرض 1100 PPM CO2 با تهویه مکانیکی و 1800 PPM CO2 بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند. به طور همزمان، پارامترهای فیزیولوژیکی (ضربان قلب) و ارزیابی آسایش حرارتی (پرسشنامه استاندارد ASHRAE) و خستگی (پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت شد. بخش اول یافته ها از طریق برازش مدل رگرسیون لوجستیک و بخش دوم یافته ها از طریق آنالیز واریانس دوطرفه(دوفاکتوری) در نرم افزار SPSS27 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.یافته ها نشن داد, احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی حین انجام کار در سطح خطای یک درصد آزمون معنی دار است (P<0.05) و این متغیر تاثیر معنی داری بر احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارد (P<0.05). متغیرهای سطح CO2 (1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی) و عملکرد شناختی و ضربان قلب، تأثیر معنی داری بر احتمال سازگاری حرارتی نداشتند(P>0.05). بر اساس آنالیز واریانس دو طرفه, فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا تاثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارند (P<0.05). همچنین فاکتور جنسیت کارکنان و اثر متقابل سطوح فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا و جنسیت کارکنان به ترتیب با مقادیر (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) و (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی تاثیر معنی داری ندارند(P>0.05).نتایج نشان داد خستگی ذهنی بر سازگاری حرارتی کارکنان پزشکی تأثیر می گذارد، در حالی که سطوح CO2، عملکرد شناختی و ضربان قلب تأثیری ندارد. علاوه بر این، سطوح CO2 برآسایش حرارتی تأثیر می گذارد، در حالی که جنسیت و تعامل آن با سطوح CO2 تأثیری ندارد.بنابراین ضرورت در ارزیابی آسایش حرارتی و درک نقش خستگی روانی در پیش بینی سازگاری حرارتی کارکنان مراقبت های بهداشتی نهفته است.
۷۹۸۸.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۷۹۸۹.

معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۳
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
۷۹۹۰.

فهم بدن زیسته در تجربه دوچرخه سواری شهری؛ مطالعه خودمردم نگارانه در آمستردام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
حرکت در شهر فقط یک فعالیت کارکردی برای انتقال از مبدأ به مقصد براساس دیدگاه مهندسی حمل ونقل نیست؛ بلکه کنشی سیال، چندوجهی و درهم تنیده است. این کنش با ویژگی های محیطی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زمینه شهری خود و در بستر زندگی روزمره و تجربه های زیسته متحرک افراد معنا می یابد. در حوزه مطالعات شهری و طراحی شهری، پژوهش هایی که به بررسی تجربه های زیسته افراد از شهر هنگام جابه جایی می پردازند، به عنوان جریان های پژوهشی نوظهوری شناخته می شوند که در تقاطع مطالعات شهری، انسان شناسی، پدیدارشناسی، طراحی شهری و مطالعات جابه جایی قرار دارند. در همین راستا، پژوهش حاضر قصد دارد فهم نقش بدن در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری را درزمینهای مشخص و در ادامه خط مطالعات پدیدارشناسی حرکت و پدیدارشناسی بدن بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش این است که بدن چه نقشی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری در آمستردام دارد. این مطالعه با بهره گیری از روش خودمردم نگاری متحرک، نقش و جایگاه بدن را در تجربه زیسته محقق (نویسنده اول) از دوچرخه سواری در بازه های زمانی مختلف در آمستردام، به عنوان شهری دوستدار دوچرخه توصیف و تحلیل کرده است. یافته های پژوهش شامل هفت مضمون اصلی، ازجمله «سیگنال های بدنی» و «تعامل روی زین» است که هرکدام از خلال توصیفات خودمردم نگارانه، جنبه هایی از درهم تنیدگی بدن، دوچرخه و محیط شهری در تجربه زیسته را تحلیل می کنند. مضامینی که نشان می دهد بدن به عنوان واسطه امکان تجربه، نقش فعالی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری دارد و نحوه مواجهه فرد با فضا و خود و دیگران را شکل می دهد. این روابط متأثر از ویژگی های محیطی و اقلیمی، نظام برنامه ریزی حمل ونقل و شهرسازی، سویه های فرهنگی و قوانین و هنجارهای رسمی و غیررسمی و... منجر به تجارب زیسته متنوعی از این کنش در زمینه های شهری مختلف می شود. در پایان، این پژوهش پیشنهادهایی برای مطالعات آینده درزمینه طراحی شهری در ایران ارائه می دهد.
۷۹۹۱.

نقش منظره شهری در تصویرگری کتاب های کودک معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۶
از آن جا که رشد ذهنی کودک در دنیای معاصر محور تمرکز مطالعات جهانی است و رشد و باروری وی مسیر شکوفایی شخصیتی وی را طی می کند. تصویرسازی همراه با رشد روزافزون تکنولوژی و تولید خلاقانه کتاب ها توسط تصویرگران صورت می پذیرد، یکی از روش های بالندگی ذهنی برای کودک است. دستیابی به احساسی عمیق از تصویرسازی و ادراکی سامان یافته از روابط و اصول حاکم بر تصویر همچون عناصر بصری و فضاسازی و در نهایت شناختی متعادل، الفبای ورود به تصویرسازی است که با تخیل امکان پذیر است. تصاویر در کتاب های کودک جنبه آموزشی را نیز در بردارند. یکی از آن آموزش ها آشنایی کودکان با فضاسازی برای مناظر شهری است. هدف پژوهش، قابلیت عملکرد منظره شهری در تصویرسازی و ارتباط آن با ادراک و رشد ذهنی کودک با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع مکتوب است. از این رو با ذکر نمونه های تصویری از تصویرگران معروف ایرانی ویژگی مناظر شهری در کتاب کودک مورد تحلیل قرار می گیرد. اطلاعات ضروری پژوهش، به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده و به روش تحلیل محتوا در جهت تبیین نقش مناظر شهری در رشد ذهنی کودک پژوهش پیش می رود. پژوهش در پی پاسخگویی به پرسش های مطرح شده ذیل است: تصویرسازی با ترسیم منظره شهری بر رشد ذهنی کودک چه تاثیری دارد؟ تخیل پردازی در تصویرسازی مناظر شهری چگونه نمود یافته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که مناظر شهری در کتاب های کودک ایرانی با هماهنگی بین متن و تصویر ترسیم شده اند و دارای ابعاد و قابلیت هایی هستند که اگر با تخیل و آشنایی با فرهنگ محیطی همراه باشد در جهت آموزش و رشد ذهنی کودک کاربرد دارند.
۷۹۹۲.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۷۹۹۳.

رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
۷۹۹۴.

تحلیل نقش طراحی فضاهای آموزشی در تقویت مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان پسرانه مقطع ابتدایی (مورد پژوهی: مدارس منتخب در کلان شهر کرمانشاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
طراحی فضاهای آموزشی، فراتر از یک پوسته فیزیکی، به عنوان «معلم سوم» نقشی کلیدی و تعیین کننده در شکل دهی به مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ایفا می کند. این فضاها بستری پویا هستند که تأثیر مستقیم و انکارناپذیری بر کیفیت فرآیند آموزش، انگیزه یادگیری و غنای تعاملات اجتماعی دارند. پژوهش حاضر با درک این اهمیت، به بررسی تطبیقی چهار مدرسه ابتدایی پسرانه در شهر کرمانشاه (شریفی، غدیر، خوارزمی و دانا) پرداخته است. این مؤلفه ها شامل برنامه ریزی و سازمان دهی، فضا و جهت (توانایی جهتیابی و درک نقشه ذهنی)، مفاهیم زمان (درک توالی و مدت زمان)، حافظه (تقویت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت)، مهارت های پایه خواندن، نوشتن و حساب، درک بدن خود (هوش جنبشی-حسی)، درک اشکال بصری (هوش تصویری)، درک زبان گفتاری، زبان رسا (مهارت بیان شفاهی) و ارتباط کلامی بودند که به عنوان معیارهای اصلی سنجش تأثیر محیط فیزیکی انتخاب شدند. تحلیل آماری داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، روابط کمّی قابل تأملی را بین کیفیت طراحی محیط و سطح این مهارت ها آشکار ساخت. مؤلفه "فضا و جهت" با ضریب همبستگی 560/0 و "مفاهیم زمان" با ضریب 594/0، ارتباطی قوی و مثبت با طراحی محیط آموزشی نشان دادند. این نتایج حکایت از آن دارد که فضاهای آموزشی خوانا، منظم، غنی از نشانه های بصری و دارای نورپردازی و رنگ آمیزی مناسب، به درک بهتر مفاهیم انتزاعی مانند فضا و زمان کمک شایانی می کنند. در مقابل، مهارت های زبانی پیشرفته تر مانند "درک زبان گفتاری" با ضریب 100/0 و "زبان رسا" با ضریب 093/0، کمترین میزان همبستگی را با ویژگی های فیزیکی محیط نشان دادند. یافته های این پژوهش به وضوح حاکی از تفاوت معنادار عملکرد دانش آموزان در مدارسی با طراحی متفاوت است و اثبات می کند که معماری و طراحی آگاهانه فضاهای آموزشی نه تنها یک امر لوکس، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر در فرآیند یادگیری است.
۷۹۹۵.

سنجش اثر جهت و زاویه بام شیب دار بر مصرف انرژی ساختمان های معاصر در اقلیم گرم و خشک (مطالعه موردی: شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
در اقلیم گرم و خشک، شدت تابش و نوسانات دمایی باعث می شود جهت و شیب بام تأثیر چشمگیری بر مصرف انرژی ساختمان داشته باشد. با توجه به اینکه در پروژه های ساختمانی، این موضوع کمتر بررسی شده، هدف این پژوهش تحلیل انرژی محور این موضوع می باشد. برای شناسایی ترکیب بهینه جهت و شیب بام، نمونه ساختمانی بر اساس مدل 900 اشری انتخاب شد. سپس با ترکیب هشت جهت جغرافیایی و پنج زاویه شیب، 40 سناریو طراحی و در نرم افزار دیزاین بیلدر با استفاده از داده های اقلیمی شهر قم شبیه سازی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بهینه ترین سناریو، جهت جنوب شرقی با زاویه ۳۰ درجه بود که مصرف انرژی سالانه را به ۱۳۸۲۰ کیلووات ساعت رساند. این مقدار نسبت به نامطلوب ترین حالت، حدود %29/5 کاهش نشان داد. نتایج بیان می کند که انتخاب صحیح جهت و زاویه بام می تواند به طور قابل ملاحظه ای در کاهش بارهای سرمایشی و گرمایشی ساختمان مؤثر باشد.
۷۹۹۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.
۷۹۹۷.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۷۹۹۸.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۷۹۹۹.

سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائه خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیت های عینی در ارائه خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. داده های عینی از داده های مکانی سازمان های خدمات رسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. داده های ذهنی نیز از طریق پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقه شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۴۰۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل های فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافته ها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکز پیرامون تبعیت می کند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایین ترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخص های «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حمل ونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالش های بنیادین روبه روست. عدالت نه تنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمره سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان داده های عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه می دهد. دسته بندی چهارگانه مناطق می تواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامه ریزی شهری باشد.
۸۰۰۰.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۲
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان