ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۱۲۱.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۱۲۲.

راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
تحولات اخیر و سرعت ساخت وساز در شهرها و متعاقب آن نابسامانی در سیمای فضاهای شهری مبین ضعف ها و چالش هایی در سطوح مختلف است که نگاه موشکافانه تری به مسئله نمای شهری را می طلبد و کلیه ساختمان ها را در برمی گیرد ولی ساختمان های مسکونی بیشترین عناصر و تأثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران و با توجه به تجربه شکل گیری کمیته های نما در یک دهه ی اخیر، به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که کنشگران و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری نماهای ساختمانی چگونه است؟ چالش های مرتبط با نمای بناهای مسکونی و انتظارات مترتب آن چیست؟ فرایند مطلوب در خصوص ارتقاء نمای بناهای مسکونی چگونه است؟ برای پاسخگویی به پرسش های مذکور، از روش شناسی کیفی و راهبرد تحلیل محتوا از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد تأثیرگذار استفاده شده است. راهکارهای ارتقاء کیفیت نما شامل یک ساختار سلسله مراتبی و مجموعه ای از عناصر تعریف شده ضمن درک ابعاد مختلف همه مداخله کنندگان و سازمانهای ذی نفع در شهر می باشد و بر روی دیدگاه گسترده ای از معیارها تمرکز می شود. بنابر نتایج پژوهش،کنشگران مؤثر با توجه به سطح تاثیرگذاری و عملکردی در دو دسته ی مدیریت شهری(تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرایی) و ذی نفعان فراگیر(زمین، طراحی، ساخت و ساز، عمومی) دسته بندی شدند. عوامل مؤثر بر نمای ساختمانهای مسکونی به ترتیب اهمیت شامل « اسنادی»، « مدیریتی و حقوقی»، « اجتماعی»، « طراحی(طراحان) »، « فناوری »، « نظری »، « اقتصادی» و «اجرایی» می باشد و می تواند در برنامه ریزی، طراحی، مدیریت و تصمیم گیری و ارزیابی کیفیت نمای بناهای مسکونی موردتوجه قرار گیرد.
۱۲۳.

تاثیر فرم بالکن بر ارتقای کیفیت هوای داخل ساختمان های میان مرتبه در مجاورت بزرگراه های شهری (مورد مطالعه: بزرگراه شهید چمران تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
با توجه به افزایش شهرنشینی در زندگی مدرن، آلودگی هوا یکی از معضلات مهم در دهه های اخیر بوده است که در رابطه با سلامت انسان به یک چالش مهم بدل گردیده است. این موضوع با پیشرفت شهرها و کاهش کیفیت هوا روز به روز به یک تهدید جدی برای زندگی انسان ها تبدیل شده است. به همین منظور کیفیت هوای شهری مساله مهم زیست محیطی در دنیا است که باعث جلوگیری از مرگ و میر انسان ها می شود. آلودگی هوا در شهرها براثر عواملی همچون صنایع و کارخانه ها، تردد خودروها، استفاده از سوخت های فسیلی برای سرمایش و گرمایش و مواردی از این قبیل ایجاد می شود. یکی از مهم ترین عوامل تولید و انتشار آلودگی در هوا، آلاینده های ترافیکی ناشی از تردد خودروها می باشد که بر محیط داخل ساختمان تاثیر دارند. با این حال معماری ساختمان ها می تواند نقش موثری بر کمیت و کیفیت ورود این آلاینده ها به فضای درون ساختمان ها داشته باشد که از جمله آن ها می توان به انواع بازشوها و اندازه و محل آن ها، چیدمان دکوراسیون داخلی، ارتفاع ساختمان، فرم بالکن و ... اشاره نمود. بر همین اساس از میان عناصر بیان شده، در مقاله حاضر به تاثیر فرم بالکن بر کاهش آلاینده های ترافیکی و افزایش کیفیت هوای داخلی پرداخته می شود. برای این منظور 10 مدل بالکن از نظر ویژگی های هندسه، جانپناه و دیوار بال در ساختمان میان مرتبه در شهر تهران در مجاورت بزرگراه شهید چمران (به عنوان مرکز انتشار آلاینده ترافیکی) به عنوان نمونه های موردی انتخاب و میزان ورود آلاینده های ترافیکی به درون بنا با استفاده از روش دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) مورد شبیه سازی قرار گرفت. اعتبارسنجی نرم افزار در مطالعه حاضر براساس پژوهش سین و همکاران (2023) انجام گرفته است. تمام تنظیمات استفاده شده در مقاله مطابق با اعتبارسنجی می باشد؛ با این تفاوت که در این پژوهش از پارامتر غلظت آلاینده نیتروژن دی اکسید (NO₂) (منبع آلودگی) برای سنجش کیفیت هوا استفاده شده است. بر این اساس هدف اصلی در این پژوهش تعیین بهترین مدل هندسه و شکل ساختاری بالکن بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی به درون ساختمان و افزایش کیفیت هوای داخلی (IAQ) در ساختمان میان مرتبه است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بالکن با فرم مثلث بیشترین میزان غلظت و بالکن با فرم منحنی کمترین میزان غلظت ورودی آلاینده را در بخش هندسه بالکن به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان غلظت آلاینده در بالکن هایی که جانپناه نرده ایی دارند به مراتب بسیار کمتر از بالکن هایی است که دارای دیوار بال می باشند. از سویی در این پژوهش می توان چنین برداشت نمود که با افزایش محصوریت بالکن در ساختمان های میان مرتبه که در مجاورت بزرگراه های شهری قرار دارند، غلظت آلاینده های ورودی به بنا افزایش می یابد. در حالی که با کاهش محصورت در بالکن، میزان انباشت آلودگی در داخل ساختمان کاهش می یابد.
۱۲۴.

تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی (بررسی موردی: باغ کتاب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
مطالعات انسان و محیط نشان می دهد مطالعه فضای کالبدی مستلزم ملاحظه فعالیت ها در آن است. فضاهای فرهنگی به دلیل داشتن پتانسیل های مختلف که باعث بروز فعالیت های متنوعی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، به همین جهت یافتن مهمترین مولفه های تاثیرگذار در طراحی فضاهای فرهنگی یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه طراحان به دنبال آن هستند. به همین منظور در این پژوهش باغ کتاب تهران بعنوان یکی از نمونه های شاخص که دارای مولفه های فضایی مختلف است، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی روابط میان افراد در فضاهای فرهنگی در سازمان دهی فضایی آنها موثر است. خلوت یکی از رفتارهای اجتماعی است، تعیین کننده فاصله و مرز میان افراد است و فرد می تواند به کمک آن بر روابط خود با دیگران نظارت و کنترل داشته باشد. ساز و کارهای دستیابی به خلوت در محیط کالبدی به وسیله سازمان دهی مناسب محیط فراهم می شود و به طراحان کمک می کند تا بستری با فرصت های مکانی قابل گزینش را برای کاربر فراهم کند. پژوهش پیش رو ضمن شناسایی مولفه های تأثیرگذار بر خلوت در پی پاسخ به چگونگی تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی مانند باغ کتاب تهران است. این تحقیق با استفاده از روش تلفیقی (کیفی-کمّی) به دنبال یافتن آن دسته از مولفه های سازماندهی محیطی موثر بر میزان خلوت گزینی کاربران در مکان های فرهنگی است. جهت رسیدن به این هدف با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و رسیدن به اجماع نظری در مصاحبه با متخصصان حوزه معماری، مؤلفه های مؤثر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران استخراج شد که عبارتند از ارتباط و کنترل، هم پیوندی فضاها، تناسبات هندسی مسیرهای ارتباطی، خوانایی مسیرها، چشم انداز طبیعی و عمق فضا. سپس پرسشنامه ای بین کاربران تنظیم و توزیع شد و در تحلیل داده های پرسشنامه به روش همبستگی و تحلیل مسیر به تبیین مدل و استخراج سه چرخه عملکردی، کالبدی و رفتاری پرداخته شد. در مدل نهایی رابطه میان مؤلفه ها و میزان تأثیر آنها بر یکدیگر تحلیل و ارزیابی شده است. همچنین گردآوری اطلاعات بر مبنای مشاهدات میدانی با استفاده از منابع و نقشه های معتبر بوده و استخراج و تحلیل داده ها توسط نرم افزار A – Graph مدل یابی شاخه ای فضا مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل مبتنی بر یافته های پژوهش نشان می دهند، بین مولفه های اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی اختلاف معنادار وجود دارد، از دیدگاه کاربران، چیدمان و خوانایی فضا مهمترین معیار اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی می باشد و پس از آن دعوت کنندگی، فضاهای شخصی و فضاهای چند منظوره جای دارند.
۱۲۵.

واکاوی کیفیات فضای سکونت در خانه های آپارتمانی شهر بندرعباس از دیدگاه زنان خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
به طور معمول، بیشتر ساعات زندگی زنان در فضا های درون خانه سپری می شود و کیفیات فضای سکونت نقش زیادی در سلامت جسمی و روانی آنان دارند، بنابراین لازم است کیفیات فضایی مطلوب خانه های آپارتمانی از دیدگاه زنان خانوار بررسی شوند. هدف از انجام این پژوهش، فهم کیفیات فضایی مناسب برای کاربست و طراحی مسکن آینده شهر بندرعباس بود که اهداف خُرد، شناسایی کیفیات فضای سکونت در خانه های آپارتمانی و رتبه بندی کیفیات فضایی از دیدگاه زنان خانوار بود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی-کمّی انجام شده است که از هر دو روش یافته اندوزی کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، زنان خانوار ساکن در خانه های آپارتمانی در شهر بندرعباس هستند. فرآیند پژوهش شامل تدوین مبانی نظری، روش دلفی، پرسش نامه های محقق ساخت و تحلیل های آماری همچون آزمون خی دو، آزمون تی گروه های مستقل، آزمون تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی و آزمون رتبه بندی فریدمن است. کیفیات فضای سکونت از طریق یافته های مبانی نظری، دیدگاه خبرگان و مصاحبه با ساکنان شاملِ «هدایت و راهنمایی»، «گشایش فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تناسب و مقیاس فضایی»، «فضامندی»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «پویایی فضایی»، «دنجی فضا»، «هماهنگی و تعادل»، «تفکیک فضایی»، «انعطاف پذیری فضا»، «تنوع فضایی»، «تمایز فضایی»، «پیوستگی فضایی» و «خاطره انگیزی فضا» هستند. بر اساس رتبه بندی کیفیات فضایی از دیدگاه زنان خانوار، کیفیت «هماهنگی و تعادل» و پس از آن میانگین کیفیت «تناسب و مقیاس فضا» بالاترین میانگین اهمیت در بین کیفیات فضای سکونت و «تنوع فضایی» و پس از آن «پیوستگی فضایی» پایین ترین میانگین اهمیت را در از دیدگاه شرکت-کنندگان در پژوهش داشته اند.
۱۲۶.

برآورد فضایی میزان اثرگذاری عامل محیطی در پایداری انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران با استفاده از الگوریتم BCS(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۹
در برهم خوردن تعادل و پایداری انرژی حرارتی در سطوح شهری عوامل مختلفی دخیل هستند که در نتیجه ی تغییرات غیرعمدی پارامترهای آب و هوایی و بر هم خوردن تعادل انرژی در شهرها می تواند به عواقب شدید محیط زیستی منجر شوند. از سوی دیگر چالش ها و دغدغه هایی هم در مورد توسعه ی روزافزون کالبد شهرها و اثرات مخربی که بر محیط زیست مناطق شهری دارد باعث شده است موضوع اثرگذاری عوامل محیطی ناشی از توسعه ی کالبدی شهرها به یکی از اولویت های مدیریت شهری بسیاری از کلانشهرهای دنیا جهت دست یابی به توسعه پایدار محیطی تبدیل گردد. بدین ترتیب تبیین و تحلیل تعادل و پایداری انرژی گرمایی سطوح شهرها در مقیاس کلانشهری و همچنین شناسایی مهمترین تغییرات شاخص های اثرگذار مرتبط با عامل محیطی در نوع سیاستگذاری طرح ها و برنامه های عملیاتی توسعه شهری الزامی به نظر می رسد. در همین راستا جهت تحلیل برآورد فضایی میزان اثرگذاری شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطوح و سنجش میزان همبستگی فضایی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی، کلانشهر تهران در سال 1400 مورد پژوهش واقع شده است. تصویر ماهواره ی بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره ی Landsat8 به کمک نرم افزار Envi تهیه شده و از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور الگوی تغییرات فضایی میزان انرژی حرارتی سطح شهر سنجش شده است. در ادامه از طریق سنجش همبستگی فضایی با استفاده از الگوریتم (Band Collection Statistical) میزان همبستگی لایه های شاخص های عامل محیطی با لایه ی انرژی حرارتی سطح در مناطق 22گانه شهر تهران برآورد شده است. از بین همه مهمترین شاخص های عامل محیطی چهار شاخص (تعداد پارک های شهری، NDVI،NDMI و NDWI) بدلیل میزان ارتباط همبستگی بیش از 25% برگزیده شده اند. برآورد نمود فضایی شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران نشان می دهد هر چهار شاخص مذکور با بعد محیطی دارای ارتباط مستقیم بوده و از نظر ارزش قدر مطلقی آن شاخص NDWI بالاترین ضریب و شاخص تعداد پارک و فضای سبز پایین ترین را به خود اختصاص داده اند. این میزان همبستگی ها نشان از افزایش نقش فعالیت های انسانی و تاثیرات فعالیت هایشان بر شاخص های عامل محیطی می باشد. از آنجایی که شهرنشینی و شهرسازی اصلی ترین عوامل تغییر در الگوی انرژی حرارتی سطوح کلانشهر تهران می باشد، لذا اتخاذ سیاست های مختلف در این حوزه ها می تواند منجر به تغییر در میزان شاخص های عامل محیطی شده که نهایتا باعث تحت تاثیر قرار گرفتن الگو های حرکتی، فعالیتی و زیستی و در نتیجه تغییر در میزان پایداری انرژی حرارتی سطح در مناطق مختلف کلانشهر تهران خواهد شد.
۱۲۷.

بررسی و ترسیم گره با شمسه های ناهمگون با تکیه بر نظریات ریاضی تونی لی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
نقوش هندسی در هنر اسلامی و جنبه ریاضی آن یکی از موضوع های مورد علاقه پژوهشگران این حوزه بوده است. افرادی مانند تونی لی با دست نوشته های خود در سال ۱۹۶۷ گام مهمی در این مسیر برداشته و تاکنون ادامه یافته است. این مقاله با تکیه بر نظریه های ریاضی لی، به بررسی رابطه بین شمسه های ناهمگون و واگیره های متناسب می پردازد. لی با فرمولی ریاضی ارتباط بین تعداد رئوس شمسه ها (M, N) و پارامترهای تقسیم شعاع ها (p, q) را بیان می کند. این رابطه امکان ترسیم نقوش ترکیبی با شمسه های متفاوت (مانند ۸-۱۶، ۹-۱۲، یا ۱۰-۱۰) را فراهم می کند. بااین حال، پژوهش حاضر نشان می دهد که تحلیل صرفاً ریاضی برای ایجاد الگوهای جاپرکن (تکرارپذیر) کافی نیست و تطابق با گروه های تقارنی ۱۷گانه ضروری است. با استفاده از روش چندضلعی در لبه (PIC) و نرم افزار اتوکد ، نقوشی مانند گره های ترکیبی هشت-دوازده و نه-دوازده ترسیم شده و مشکلات مرتبط با تکثیر آن ها درزمینه های مختلف (مربع، مستطیل، شش ضلعی) بررسی گردید. نتایج ترسیم گره های با رابطه ریاضی مشابه نشان می دهند که هر شمسه ناهمگون به گروه تقارنی خاصی نیاز دارد و نمی توان از منطق یکسانِ تقارنیِ گره های همگون (مانند گره ده) برای تمام ترکیبات استفاده کرد. درنهایت، این پژوهش تأکید می کند که طراحی نقوش ناهمگون نه تنها به فرمول های ریاضی، بلکه به درک عمیق از تقارن، زمینه تکرارپذیر، و سازگاری هندسی شمسه ها وابسته است.
۱۲۸.

بررسی و نقد دیدگاه وحدت در کثرت در نگرش سنت گرایان به هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
بیان مسئله: جریان سنت گرایی در نقد مدرنتیه دست به تفسیرهایی در زمینه هنرهای پیش از رنسانس و هنرهای شرقی می زند. سنت گرایان در هر کدام از تمدن ها، آثار هنری را با توجه به پیش فرض ها و مفاهیم آن تمدن تفسیر می کنند و آثار هنر اسلامی را نیز دارای یک ویژگی مشترک و تجلی گاه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می دانند.  هدف پژوهش: این پژوهش درگام نخست نشان می دهد که تجلی مفهوم وحدت در کثرت در هنر اسلامی از منظر سنت گرایان چگونه است و در گام بعد بیان می کند تفسیر آثار با توجه به مفهوم وحدت در کثرت چه پیامدهایی را خواهد داشت. روش پژوهش: روش پژوهش کنونی توصیفی تحلیلی بوده و به استناد نوشته های سنت گرایان، در عناصری همچون اسلیمی، گنبد، آینه کاری و هندسه سازی برمبنای اعداد، مفهوم وحدت در کثرت را تفسیر می کند. این نوشته در گام بعد چهار پیش فرض اساسی سنت گرایان در باب هنر اسلامی استخراج کرده و پیامدهای آن بررسی و نقد می شود. نتیجه گیری: تجلی دیدگاه وحدت در کثرت در هنر اسلامی مستلزم چهار پیش فرض است که عبارتند از الف) ارتباط ذاتی بین عرفان اسلامی و هنر اسلامی ب) آشنایی هنرمندان و مخاطبان با مفاهیم عرفانی ج) فراتاریخی بودن مفاهیم د) پذیرش اصالت نیت مؤلف. هر چهار پیش فرض قابل نقد هستند و شواهد تاریخی برای آنها وجود ندارد. از جمله اینکه مفهوم وحدت درکثرت در قرون نهم به بعد به صورت رسمی در محافل مطرح می شود، پس دستکم در آثار پیش از این دوره نمود آگاهانه این مفهوم از جانب هنرمندان و مخاطبان چندان قابل اتکا نیست. مگر اینکه وحدت در کثرت را فرا تاریخی بدانیم. مدعای فراتاریخی بودن تناقضی را پیش خواهد کشید، چرا که در صورت فراتاریخی بودن یک مفهوم، تجلی آن از انحصار هنر اسلامی خارج می شود. در واقع، این مفهوم در هر فرهنگ و دوره ای نمود می یابد. درواقع ویژگی بنیادین و حس وحدت در هنر اسلامی تعارض شناختی به بار می آورد و عامل جدایی هنر اسلامی از هنر غیرأسلامی را از بین می برد.
۱۲۹.

مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟  هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند.   روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
۱۳۰.

بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با الهام از نقش مایه های منسوجات ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
بیان مساله: هویت ملی در فضای شهری از طریق نمادها و عناصر هنری بازنمایی می شود و یکی از عرصه های مهم برای تحقق این هدف، طراحی مبلمان شهری است. مبلمان شهری به عنوان یکی از عناصر ملموس و در تماس با شهروندان ظرفیت بالایی برای القای ارزش های فرهنگی و تاریخی جامعه دارد. بازنمایی شاخصه های فرهنگی و تاریخی یک جامعه در قالب فرم، رنگ، نقش مایه نه تنها به افزایش زیبایی فضاهای عمومی کمک می کند بلکه حس تعلق به تاریخ فرهنگی را در میان شهروندان تقویت می سازد. با توجه به هجوم تصاویر و نمادهای غربی بیگانه، شناخت مولفه های هویتی در جامعه امری ضروری به حساب می آید. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با ایده از نقش مایه های منسوجات ساسانی می پردازد. هدف: هدف پژوهش، شناسایی نقش مایه های منسوجات ساسانی از منظر بصری و بررسی ظرفیت آن ها برای انطباق با فرم و عملکرد در مبلمان شهری و بهره برداری از نقش مایه ها در راستای اثربخشی فرآیندهای تقویت حس تعلق فرهنگی و بازنمایی هویت ملی در فضاهای شهری است. هدف پژوهش کاربردی و تبیین ویژگی های بصری نقش مایه های منسوجات ساسانی و بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری است. روش: روش پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی توصیفی است و با رویکرد تحلیل محتوای بصری نقوش منسوجات ساسانی صورت گرفته است همچنین پژوهش از نظر هدف کاربردی است و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تصویری گرداوری شده است. یافته ها: با تحلیل محتوای بصری نقش مایه ها ظرفیت بازنمایی هویت ملی و قابلیت ترجمه به زبان طراحی معاصر در قالب فرم های ساده شده و هندسی ارائه شد. مولفه های فرم و عملکرد می توانند منجر به نشانه ای از شکل گیری هویت ملی در فضای شهری باشند و هنگامی که نقش مایه ها با الزامات عملکردی مبلمان شهری هماهنگ شوند طراحی آن ها در در دوره معاصر کارامد می شود. نتیجه گیری: استفاده آگاهانه از نقش مایه های ساسانی و ایجاد هماهنگی با فرم و عملکرد حس تعلق فرهنگی، ارتقای زیبایی محیط و بازسازی حافظه تاریخی شهروندان را موجب می شود .نقش مایه های ساسانی به دلیل ادغام زیبایی شناسی بصری، غنای معنایی، قابلیت بالایی در طراحی معاصر دارند.
۱۳۱.

بررسی پتانسیل گردشگری میراث زمین شناسی های بند پی شرقی شهرستان بابل با استفاده از مدل GAM و کوبالیکوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۳
ژئوگردشگری یکی از رشته های تخصصی اکو گردشگری است که در دهه های اخیر امری مهم جهت درآمد زایی و توسعه اقتصادی برای مناطق مختلف و کشورها تلقی می شود. در پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع گردشگری بخش بندپی شرقی شهرستان بابل (به علت برخورداری ژئومورفوسایت های فراوان و توانمندی های ژئوتوریستی)، این منطقه با استفاده از مدل گام (GAM ) او مدل کوبالیکوا مورد بررسی قرار گرفت.  جهت مطالعه و شناخت ویژگی های مناطق توریستی منطقه مورد تحقیق،  5 میراث زمین شناسی شامل (سجاد رود، شیخ موسی، آبشار کیمون، دراز کش، آبگرم ازرود) انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است که شیوه گردآوری داده ها در آن به صورت ارائه 31 پرسش نامه به کارشناسان بوده است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل GAM و آزمون های آماری از SPSS.26  استفاده است. نتایج تحقیق نشان داد که، با توجه به میانگین کلی و رتبه بندی حاصل در مدل GAM از نظر ارزش های اصلی بیشترین مقدار با کسب امتیاز ۷۹/۰ متعلق به آبگرم ازرود است و آبشار شیخ موسی نیز در جایگاه دوم قرار دارد. از لحاظ ارزش های مکمل یا مازاد نیز آبشار شیخ موسی با امتیاز ۷۷/۰ بالا ترین مقدار را دارا است و در مجموع از نظر ارزش های اصلی و همچنین ارزش های مازاد سجاد رود به ترتیب با کسب امتیاز ۲۷/۰ و ۵/۰ از کمترین مقدار برخوردار است. بر اساس مجموع امتیازات حاصل از مدل کوبالیکوا (بیانگر ارزش های کلی است)، میراث زمین شناسی شیخ موسی بیشترین امتیاز 25/12 کسب کرده و کمترین امتیاز با مقدار 75/6 متعلق به میراث زمین شناسی کیمون است. نتایج تحقیق حاضر می تواند در امر برنامه ریزی مدیریت گردشگری منطقه بند پی شرقی برای مسئولان مرتبط کمک بکند.
۱۳۲.

واکاوی اثربخشی آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمرو فضایی (مطالعه موردی: پیاده راه صف (سپه سالار) تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
بیان مسئله: انسان ها موجوداتی منزوی نیستند و همواره با محیط اطراف خود در ارتباط اند. آن ها، چه به صورت فردی و چه اجتماعی، فضایی برای خود طلب می کنند و مرزهایی تعریف می نمایند تا به حالت مطلوبی از این مفهوم دست یابند. می توان ادعا کرد که قلمرو نقش اساسی در زندگی انسان دارد و این امکان را فراهم می آورد تا انسان فضای اطراف خود را س اماندهی کرده و به آن هویت فردی یا جمعی ببخشد. تأمین ابعاد قلمرو در فضا نخسین گام در هویت بخشی به فضا و مکانمندی آن به شمار می آید. دستیابی به مطلوبیت در مفهوم ذهنی قلمرو، در گرو شفاف سازی شاخص های شکل گیری آن است که می توان برمبنای مفاهیمی از سوی نظریه پردازان، آن را تعمیم داد. فقدان آسایش حرارتی به عنوان یکی از عوامل شکل گیری قلمرو فضایی، باعث ایجاد حس ازدحام در فرد می شود. باتوجه به حداقل امکان شخصی سازی فضا توسط کاربر در فضاهای عمومی، این پژوهش فضای عمومی را به عنوان بستر مطالعه ی موردی انتخاب کرده است تا اثر بخشی آسایش حرارتی در قلمروهای فضایی آن بررسی شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، آزمون فرضیه ای است که در پی واکابی شاخص آسایش حرارتی در مطلوبیت شکل گیری قلمروفضایی، به عنوان پیش فرضی برای شکل گیری قلمرو انسانی است. همچنین، بررسی ارزش های پنهان شاخص های مؤثر در شکل گیری قلمرو در بستر مطالعه موردی، از دیگر اهداف این تحقیق به شمار می آید.روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نظر هدف دارای ماهیتی کاربردی مبتنی بر راهبردی استقرایی است و از نظر روش، رویکردی ترکیبی دارد. الگوی نظری و شاخص های شکل گیری، از طریق جمع آوری داده ها و مرور ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای استخراج شده اند. با شبیه سازی آسایش حرارتی مطالعه موردی تمرکز بر شاخص UTCI، محدوه های آسایش حرارتی در قلمروهای طراحی شده ارائه شده اند. برای پاسخ به این پرسش که آیا انسان از محدوده های فاقد آسایش حرارتی به عنوان قلمرو مطلوب استفاده می کند، از روش ردیابی مستقیم و نمونه گیری اشباع با قیاس تطبیقی استفاده شده است. نتایج نشان داد برخی از محدوده ها با توجه به عدم آسایش حرارتی، مورد استفاده کاربران قرار گرفته اند. در این مرحله از پژوهش به نتایج بسنده نکرده و در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری قلمرو به روش آزمون T تک نمونه ای و همچنین در جهت دخالت جنسیت و بررسی افتراق ایشان از روش آزمون T دو گروه مستقل استفاده شد.نتیجه گیری: برخلاف فرض پژوهش، گام های پژوهش حاکی از آن بود که قلمروهای مطلوب آزمودنی ها در بستر مطالعه موردی فاقد آسایش حرارتی است. روش آزمون T در جهت کشف اهمیت و ارزش پنهان شاخص های شکل گیری به تفاوت تمایل زنان و مردان در اهمیت شاخص های شکل گیری قلمرو فضایی مطلوب اشاره دارد. 
۱۳۳.

تبیین مدل ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
انسان همواره بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت بوده و اقدامات او به طور مستقیم بر محیط و بالعکس محیط نیز بر زندگی انسان تأثیرگذار بوده است. یکی از محیط های تأثیرگذار بر انسان ها طبیعت است. در این راستا تأثیر معماری بیوفیلیک به عنوان یک الگوی معماری معاصر طبیعت محور، بر انسان ها و رفتار عملکرد آن ها در چهارچوب حوزه دانشی روان شناسی محیطی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش ابتدا استخراج و دسته بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک بوده و در نهایت به دنبال تلفیق این دو مفهوم و تبیین مدلی برای ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک است. این پژوهش به منظور این که بتواند جامع ترین دسته بندی را از ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک ارائه بدهد، از پروتکل نگاشت سیستماتیک در جهت یافتن منابع مورد نظر خود بهره برده است و براساس تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل مقالات بدست آمده از این فرآیند به ارائه یافته ها، بحث و نتیجه گیری پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که شاخص های روان شناسی محیطی در شش مؤلفه محدوده و حریم شخصی، ادراکات محیطی، جهان فرهنگی- اجتماعی، توانمندسازی فردی، احساسات فردی و سلامت جسم و روان دسته بندی شده اند و شاخص های مختلف معماری بیوفیلیک بر این مؤلفه ها و شاخص های مرتبط آن تأثیر گذارند. طیف وسیعی از شاخص های معماری بیوفیلیک در قالب سه دسته طبیعت در فضا، آنالوگ های طبیعی و رابطه انسان با طبیعت بر شش مولفه ی روان شناسی محیطی تأثیرگذار بوده و مشخص کردن این که هر شاخص معماری بیوفیلیک چگونه می تواند به ارتقاء روان شناسی محیطی کمک کند، می تواند به طراحان در ارائه الگوهای طراحی مناسب در معماری بیوفیلیک یاری دهد.
۱۳۴.

Educational Model of Architecture Based on the Professor’s Position (Case Study: Students of Selected Universities of Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۵۲
This study aims to enhance the quality of higher education by introducing a model of a competent professor in Iran’s higher education system. Among the elements of the education system, the teacher element is the most important one, so professors and teachers are the underlying agents for the renewal of pedagogy. It is hoped that the lack of effective position of man in traditional education of architecture is removed in contemporary architecture education by investigating the human component, profound vision, and principles that architect masters acquired when they were solving the problems ruling the implementation of the building, creating a relationship between new building and teaching these principles in details and accurately to their students. To achieve this, a qualitative study employing a content analysis approach was conducted. Semi-structured interviews and participant observation were used to collect data. The main question of this study is whether students of Selected universities in Iran can identify the characteristics of a competent professor. The information indicates that the averages of the total dimensions of human existence, cognitive dimension, wisdom dimension, and skill dimension were reported as 3.605, 3.701, 4.097, and 3.017, respectively. It can be seen that the average score for the total score, as well as the average score for the cognitive dimension, was above average. The average score for the wisdom dimension was desirable and excellent, while the average score for the skill dimension was poor.
۱۳۵.

شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
بیان مسئله: تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها. اهداف: این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است. روش ها: ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد. یافته ها: پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند. نتیجه گیری: معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.  
۱۳۶.

ادراک فرا بصری: مطابقت های بین حسی در طراحی معماری با رویکرد شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۹
معماری، فراتر از ساخت وساز، فرآیندی چندوجهی است که فرم، عملکرد، و زیبایی شناسی را در هم می آمیزد و بر ادراک فضایی و تعاملات حسی انسان تأثیر می گذارد. برخلاف رویکردهای سنتی که بر حس بینایی متمرکز بودند، پژوهش های معاصر نقش حواس دیگر (شنوایی، لامسه، بویایی) را در تجربه فضایی برجسته می کنند. این تغییر پارادایم، متأثر از عصب شناسی شناختی، بر ادراک چندحسی و تعاملات بین حسی در درک محیط تأکید دارد. برای مثال، همبستگی نور محیط و آسایش حرارتی یا تأثیر آکوستیک بر ادراک ایمنی، اهمیت طراحی چندحسی را نشان می دهد. این مطالعه تأثیر هماهنگی بین حسی میان نورپردازی و آکوستیک در طراحی معماری را با رویکردی دوگانه (مرور سیستماتیک ادبیات و آزمایش تجربی) بررسی می کند. در بخش تجربی، 40 شرکت کننده در اتاقی 4×4 متری تحت دو شرایط قرار گرفتند: 1) هماهنگ (نورگرم 2700 کلوین، صدای طبیعت 50 دسی بل)؛ 2) ناهماهنگ (نور سرد 6500 کلوین، صدای ترافیک 50 دسی بل). پاسخ ها با پرسشنامه لیکرت (آسایش، ابعاد، امنیت، نور، صدا، راحتی) و ضربان قلب سنجیده شد. یافته ها نشان داد شرایط هماهنگ به طور معناداری آسایش (4.1 در مقابل 2.7)، خوشایندی نور (4.2 در مقابل 2.6)، دلپذیری صدا (4.3 در مقابل 2.5)، و راحتی (4.1 در مقابل 2.8) را بهبود بخشید، فضا را بزرگ تر نشان داد (65% در مقابل 30%)، و استرس را کاهش داد. نتایج بر لزوم بازنگری چارچوب های همگرایی حسی در طراحی چندحسی تأکید دارند و نشان می دهند توجه به ادراک چندحسی، کیفیت تجربه فضایی و رشد شناختی، عاطفی، و اجتماعی کاربران را ارتقا می دهد و به خلق فضاهایی برای بهبود کیفیت زندگی منجر می شود
۱۳۷.

تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه از دیدگاه جلال آل احمد، نمونه موردی: خانه های دوره پهلوی شهر ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
معماری مسکونی دوره پهلوی در ایران تحت تأثیر سیاست های مدرنیزاسیون و نفوذ فرهنگ غرب دچار تغییرات اساسی شد. بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های این دوره، به ویژه در شهر ارومیه، می تواند به درک بهتر پیامدهای این تغییرات کمک کند. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های دوره پهلوی در ارومیه، بر اساس دیدگاه های جلال آل احمد انجام شده است. تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، بررسی مستندات تاریخی و مصاحبه با ساکنان و کارشناسان جمع آوری شده است. نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و ۲۴ خانه متعلق به دوره پهلوی که تغییرات معماری ناشی از فرهنگ غرب در آن ها مشهود است، بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این دوره، حذف عناصر اجتماعی مانند حیاط، استفاده از مصالح غیربومی و تقلید از فرم های وارداتی، موجب تغییرات اساسی در ساختار معماری شده است. این تغییرات علاوه بر تضعیف هویت معماری ایرانی، باعث یکسان سازی طراحی ها و کاهش خلاقیت در ساخت بناها شدند. همچنین، ناسازگاری برخی ساختمان ها با اقلیم منطقه و تمرکز بیش ازحد بر ظاهر بناها، نشان دهنده گسترش معماری مصرف گرا و کمرنگ شدن توجه به اصول سنتی و بومی است. در مجموع، این تحولات منجر به کاهش پیوند میان معماری و فرهنگ بومی ایران شده است.
۱۳۸.

ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی، پژوهش موردی: محله سورو در شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی با تکیه بر جذب و ماندگاری مخاطبان در نوار ساحلی محله سورو در غرب شهر بندرعباس است. روش پژوهش براساس ماهیت داده ها کیفی- کمی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد. از تکنیک های کیفی صداپرسه و پرسشنامه و تکنیک کمی نقشه صوتی، برای ارزیابی و تحلیل کیفیت منظر صوتی محدوده مورد نظر استفاده شده است. در تکنیک صداپرسه، منابع صوتی بیوفونی، آنتروفونی و ژئوفونی شناسایی گردید؛ برای گردآوری داده های پرسشنامه، از 50 نفر از شهروندان و گردشگران نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 964/0 تأیید شد، سپس داده های حاصل در نرم افزار Spss تحلیل گردید. ارزیابی کمی محدوده نیز با استفاده از دستگاه Meter db در 30 نقطه مشخص شده صورت پذیرفت که نقاط مورد نظر به Arc Gis منتقل شد و نقشه صوتی تولید گردید. نوآوری پژوهش، ارزیابی منظر صوتی کرانه های ساحلی به منظور جذب و ماندگاری مخاطبان در این ناحیه است. نتایج حاصل از پژوهش، گویای کیفیت نامطلوب منظر صوتی در گستره مورد نظر است. اما توجه به قابلیت های بالقوه کرانه و مدیریت مناسب آن می تواند، با ایجاد فضای شنیداری طبیعی و بومی، محیطی سرزنده و پویا برای جذب و ماندگاری مخاطبان پدید آورد.
۱۳۹.

تبیین گونه گونی ارتباط خانه و گذر در بافت تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۱
ورودی نقطه اتصال بیرون و درون خانه است. می توان از طریق بررسی ورودی و ارتباط آنها با گذر به عوامل سازنده اتصال درون و بیرون ابنیه یک دوره اشاره نمود. در پژوهش حاضر به بررسی تناسب ورودی و گذر در بیست خانه تاریخی قاجاری محلات شاه رکن الدین، قلعه و لوریان دزفول پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای میدانی از محله های یادشده است. هدف از این پژوهش یافتن عوامل سازنده کالبد ورودی در خانه های تاریخی دزفول است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ سه گونه تعامل ورودی و گذر در بافت تاریخی دزفول شامل؛ فضاهای شکل یافته ورودی گذر اصلی؛ ورودی در گذر کم عرض؛ ورودی در بن بست وجود دارد. آنچه باعث تفاوت در عمق ورودی در این نمونه ها شده؛ اثر همزمان دو عامل کنترل اقلیمی (تهویه و سایه اندازی) و محرمیت بوده است که می تواند پیشنهاداتی در طرح ورودی خانه معاصر به دست دهد.
۱۴۰.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان