فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۰۱ تا ۳٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه با پیشرفت تکنولوژی، امکان به روزرسانی اجزای ساختمان جهت افزایش سطح تعامل انسان و تکنولوژی، تأمین آسایش بیشتر، دست یابی به ایمنی، امنیت، راحتی و کنترل بهتر فضای فراهم شده است. همچنین بحران کمبود انرژی در سراسر جهان به یکی از جدی ترین مشکلات بشر تبدیل شده و معماری هوشمند می تواند با کاهش مصرف سوخت های فسیلی، موجب کاهش مصرف برق و گاز، کاهش تولید گازهای گل خانه ای و کاهش اثرات مخرب زیست محیطی شود، به همین دلیل ضروری است که از هوشمندسازی در معماری داخلی بهره برده شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات استفاده از تکنولوژی در ساختمان و واکاوی تأثیر عناصر هوشمندسازی در بهینه سازی مصرف انرژی است. روش پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. در گام نخست با مرور مبانی نظری و پیشینه تحقیق در حوزه هوشمندسازی و بهینه سازی انرژی، اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی جمع آوری و عناصر هوشمندسازی در قالب مدل مفهومی استخراج شد. در گام بعدی از طریق تحلیل محتوا به بررسی نحوه عملکرد مقوله ها و زیرمقوله های هوشمندسازی بر کاهش مصرف انرژی پرداخته شد. یافته ها نشان داد، هوشمندسازی یکی از تأثیرات مثبت تکنولوژی در فرایند ساختمان سازی است که از طریق «مواد و مصالح هوشمند»، «حسگرها»، «سامانه کنترل ایمنی، امنیت و نظارت» و «تجهیزات خدماتی» می تواند منجر به بهبود مؤلفه های اقتصادی، روانی، کالبدی و زیست محیطی زندگی ساکنین شود و از دو روش باسیم و بی سیم قابل اجرا است. یکی از مهمترین اثرات هوشمندسازی کاهش مصرف انرژی از مؤلفه زیست محیطی است که نحوه عملکرد مقوله ها و زیرمقوله های آن در قالب نموداری ارائه شده است.
برنامه ریزی مدیریت توسعه شهری با استفاده از رویکرد پویایی سیستم؛ بررسی موردی: منطقه 18 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر، سیستمی پویا و مرکب از زیرسیستم های بی شماری بود ه که تعاملات و ارتباطات بین آن ها بر توسعه شهر مؤثر است. رفتار کلی و تأثیرات زیرسیستم ها بر یکد یگر در طی زمان باعث توسعه یا عدم توسعه شهر می شوند. برنامه ریزی کاربری زمین، بنا به د لایلی چون عدم شناخت صحیح و عمیق از عوامل مؤثر بر توسعه زمین، تعامل و تقابل آنها با یکد یگر و نیز ناآگاهی از نتایج سیاست های اتخاذی در درازمدت موفق نبود ه است. رویکرد پویایی سیستم ، فرصتی را برای بررسی اثرات متقابل زیرسیستم های شهری بر روی یکد یگر در طول زمان، جهت اتخاذ سیاست های مناسب برای توسعه شهری به وجود می آورد. در مقاله حاضر، رویکرد پویایی سیستم برای طراحی مد ل توسعه منطقه 18 تهران به کار گرفته شد ه است. بد ین منظور، پس از انجام فرایند طراحی و توسعه مد ل با استفاد ه از نرم افزار Vensim، مد ل طراحی شد ه برای شبیه سازی گزینه های محتمل آتی در منطقه 18 به کار گرفته شد ه است. نتایج به دست آمد ه از شبیه سازی ها نشان می د هد که تغییرات جمعیت اثر مستقیمی بر میزان استفاد ه از زمین د ارد. از سوی د یگر تغییرات بنگاه های اقتصاد ی منطقه با تأثیر بر میزان اشتغال، در افزایش یا کاهش جمعیت منطقه مؤثر است، لذا به کارگیری سیاست هایی که بتواند علاوه بر ساماند هی فضای کالبد ی منطقه و تأمین نیازهای مسکونی و خدماتی ساکنان، فرصت های شغلی را افزایش د هد، در توسعه این منطقه مؤثر خواهد بود.
تحلیل هویتی معماری معاصر ژاپن
منبع:
شهرسازی ایران دوره سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴
83-100
حوزههای تخصصی:
امروزه شاکله شهر معاصر بسیاری از کشورها به سمت شهر جهانی و مدرن سوق پیدا کرده است. یکی از مهم ترین عناصر سازنده شهر تک بناها هستند که با درکنار هم قرار گرفتن آنها تصویر شهر تشکیل می شود. در این میان کشورهای کهن مانند ژاپن که سابقه معماری طولانی دارند، اگر از گذشته ی معماری خود جدا بمانند و به سمت جهانی شدن پیش بروند، هویت منطقه، سنت های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و هنری جامعه شان به فراموشی سپرده می شود. در ژاپن اصول آیین های مذهبی با زندگی مردم آمیخته است و معماری هویتمند آن نیز بر پایه ی همین اصول می باشد. در پژوهش حاضر سعی بر آن است که با بررسی فاکتورهای هویت ساز در بناهای معاصر به معرفی معماری هویتی ژاپن پرداخته شود تا هویت شهر از منظر معماری مورد بررسی قرار گیرد. با این هدف، تحقیق حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، قیاسی وکتابخانه ای شکل گرفته است. برای بررسی هویتی معماری ژاپن،ابتدا فاکتورهای هویتی تحلیل شد و از میان آنها 8 فاکتور که با مفاهیم هویتی ژاپن مرتبط بود انتخاب شد، سپس 22 بنا از بین بناهای با شهرت جهانی که دارای فاکتورهای هویتی بودند، انتخاب شد و با تحلیل فاکتورهای هویتی روی بناهای انتخاب شده، نوع فاکتور هویتی برای هر بنا تعیین گردید. نتیجه اینکه به طور کلی در تمامی بناهای انتخاب شده فاکتور هویت معنایی و حداقل یک فاکتور هویت ساز دیگر منطقه صدق می کند، که تاثیر بسزایی در حفظ هویت و اصالت منطقه در بناها و بالعکس داشته است که می تواند الگویی برای معماران در کشورهای کهن و بااصالت باشد.
تاثیر تکنولوژی بر تغییرات گنبدها و انعکاس آن بر مفاهیم گنبد
حوزههای تخصصی:
ضرورت ساخت مسجد به عنوان محوری ترین، کانونی ترین و ارزنده ترین عنصر کالبدی متبلور کننده جامعه اسلامی چه در گذشته، حال و آینده کاملا آشکار می باشد. طی تلاش های اخیر صورت گرفته در ساخت مساجدی با همان مفاهیم ارزشمند گذشته، گنبد به عنوان یکی از اصلی ترین نماد های بصری و معنایی به شکل های مختلف مورد بحث و توجه قرار گرفته است. استفاده از فرم گنبد در سبک سازی سقف تاثیر بسزایی داشته است، که عنصری پایدار و در برابر زلزله مقاوم است. با ورود تکنولوژی جدید به کشوری همچون ایران که دارای هویتی بالا بوده و از تاریخی غنی برخوردار می باشد، ممکن است در تقابل قرار گیرد که با تامین زیر ساخت های مورد نیاز و با استفاده از تکنولوژی جدید، نوعی تداوم زمانی را بوجود آورد و در راستای کاربرد تکنولوژی جدید برای افزایش کیفیت گنبد، با حفظ مبانی هویتی معماری ایرانی-اسلامی به شناسایی شاخص هایی نیاز می باشد. پژوهش حاضر با هدف تاثیر تکنولوژی و استفاده از روش های ساخت گنبد و همچنین تاثیرات مصالح نوین و صنعتی و تاثیر فناوری نوین بر معانی و مفاهیم گنبد مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش ماهیتی توصیفی- تحلیلی و مقایسه ی تطبیقی بوده که با روش کتابخانه ای و بررسی چند نمونه از گنبدهای نوین انجام شده است و نتایج بدست آمده نشان داده است که تکنولوژی نوین در ساخت گنبد و با بهره گیری از عناصر و فرم های بومی در راستای حفظ معانی و مفهوم آن، گنبدهایی صنعتی را جایگزین گنبدهای سنتی نمود.
طراحی مبتنی بر روایت به عنوان روشی تاریخی (نمونه موردی: مسجد جامع فهرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
93 - 110
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : اگرچه از عمر طراحی پژوهی زمان زیادی نمی گذرد، اما تداوم خلق اثر معماری در طول تاریخ، گواه بر وجود روش های طراحی، با وجود نبود خودآگاهی درباره آن هاست. برخی روش شناسان، روش هایی را شناسایی کرده اند که ویژگی آن ها بی زمانی است. اهمیت این روش ها در آن است که به شکلی پیوسته در تاریخ طراحی حضور داشته اند. در این پژوهش، تلاش شده تا با نگاهی تحلیلی به مسجد جامع فهرج، به نقش و تأثیر روش روایتی در طراحی این مسجد با استفاده از روش تحلیل بینامتنیت پرداخته شود. مسئله پژوهش تلاش برای فهم تأثیر روش روایتی در فرایند خلق مسجد جامع فهرج به عنوان مسئله بنیادین است و به تأثیر روایت طراح از مسجدالنبی به عنوان منبع قیاس در طراحی آن خواهد پرداخت. هدف پژوهش : هدف پژوهش بررسی ریشه های روش روایتی در خلق اثر و فرایند شکل گیری مسجد جامع فهرج است. روش پژوهش : پژوهش پیش رو پژوهشی کیفی بوده و در گردآوری داده های آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است. پس از مرور منابع مکتوب، بر مبنای نظریه بینامتنیت دست به تحلیل اثر به مثابه متن زده و تلاش شده است روش طراحی معماری مورد تحلیل قرار گیرد. نتیجه گیری : به نظر می رسد طراحی مسجد جامع فهرج با به کارگیری روش طراحی روایتی و مبتنی بر روایتی از مسجدالنبی طراحی شده و به دست طراح رسیده است و در واقع مسجدالنبی منبع قیاس در طراحی مسجد جامع فهرج بوده است.
بررسی عوامل موثر در رشد افقی کلان شهرها با تأکید بر پروژه های آماده سازی مطالعه موردی کلان شهر تبریز
منبع:
شهرسازی ایران دوره سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴
131-139
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات اساسی که توسعه پایدار شهری به ویژه در کلان شهرها را تحدید می کند، توسعه فیزیکی و خزش شهری یا همان توسعه حاشییه علیه متن می باشد. خزش شهری در کشورهای غربی تحت عنوان اسپرال گراوث شناخته می شود که همان توسعه بی رویه و نامنظم شهرها در طول دوره مدرنیسم است. رشد سریع و بی رویه شهرها در قبل از انقلاب اسلامی در قالب طرحهای جامع شهری و بعد از آن در قالب طرحهای آماده سازی، توسعه و چنگ اندازی شهرها بر روی اراضی اطراف و حومه ها را موجب گشته است. بررسی میزان نقش پروژه-های آماده سازی اجرا شده در توسعه ی فیزیكی شهر تبریز هدف اصلی تحقیق می باشد. داده های مورد نیاز از سازمان وشهرسازی استان آذربایجان شرقی گرفته شده است. مقاله ی حاضر از نظر هدف پژوهش، جزو تحقیقات کاربردی- عملی محسوب می شود و از نظر ماهیت و روش تحقیق جزو تحقیقات توصیفی می باشد. از نتایج اصلی تحقیق می توان به توسعه ناموزون شهر تبریز به ویژه بر روی گسل فعال شمال تبریز که از شهرک مرزداران و باغ میشه رد می شود اشاره کرد همچنین تأثیر مستقیم پروژه های آماده سازی در توسعه ی فیزیكی تبریز، نقش عوامل ارگانی در قالب طرحهای جامع و آماده سازی شهری، از دیگر پارامترهای موثر در خزش شهر تبریز می باشد. یكی از عمده ترین سیاست های تأثیر گذار در رشد شتابان شهر تبریز، طرحهای آماده سازی می باشند كه اكثراً در محور شرقی شهرطراحی و اجرا شده اند.
ارزیابی نحوه تاثیر مولفه های کالبدی بر ارتقاء خلاقیت کودکان درفضاهای بازی پارک های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرها و افزایش بی رویه وسایل نقلیه موجب شده که کودکان امکان استفاده ی بسیاری از فضاها و زمین های مناسب بازی را نداشته باشند؛ در حالی که فضاهای شهری به ویژه پارک های شهری می توانند بیشترین تاثیر را در پرورش خلاقیت کودکان داشته باشند. هدف از تحقیق حاضر، دست یابی به مولفه های کالبدی تاثیرگذار بر خلاقیت کودکان 6 تا 12 ساله ایرانی در فضاهای بازی واقع در پارک های شهری و تبیین با اهمیت ترین شاخص هریک از مولفه ها و رابطه ی میان آن ها می باشد. در این تحقیق، بر پایه تلفیق نظریات مرتبط با موضوع، از روش تحقیق پیمایشی (زمینه یابی) استفاده شد و با توزیع پرسشنامه ی محقق ساخته هدفمند به تمام جامعه آماری شامل 154 نفر متخصصین موجود در حوزه های شهرسازی، معماری، روانشناسی و علوم تربیتی در ایران و دریافت 94 پاسخ قابل بررسی از نمونه ی آماری، نگرش متخصصین نسبت به عوامل تاثیرگذار کالبدی جمع آوری و سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای spss22 و آزمون های آماری، تجزیه و تحلیل و رتبه بندی شد؛ سپس با روش تحلیل مسیر و به کمک نرم افزار Smart PLS مدل پژوهش بر اساس روابط میان متغیرها تدوین گردید. نتایج تحقیق مطابق با نگرش متخصصین، نشان دهنده ی آن است که مهمترین مولفه های تاثیرگذار بر افزایش خلاقیت کودکان، تنوع، سرزندگی و انعطاف پذیری کالبدی در فضاهای بازی پارک های شهری می باشد و در این میان شاخص تنوع مصالح و فضاهای نشستن به صورت مستقیم و غیر مستقیم بیشترین تاثیر را بر خلاقیت کودکان می گذارد.
مطالعه تطبیقی رهیافت های فرمی- فضایی معماری و نقاشی در مرور آثار مهرداد ایروانیان و علیرضا تغابنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۱۰۶
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : ارتباط میان معماری و نقاشی یکی از حوزه های مورد مطالعه در نظریه هنر و معماری است. هر چند معماری ترکیبی از معانی کاربردی است، ولی می تواند در ارتباط با نقاشی، از بابت فرم و فضا مطالعه شود. در این میان، در خلق اثر هنری، اگر «هنرمند» متغیر ثابت فرض شود، این سؤال مطرح است که ساختار فکری او در خلق فرم و فضا در دو رسانه، چه تأثیری بریکدیگر دارند و در نهایت منجر به چه نوع ارتباطی بین دو نظام هنری می شود؟هدف پژوهش : هدف این پژوهش به طور اخص مطالعه آثار معمارانی است که در هر دو حیطه فعالیت دارند. فرض بر آن است که مهارت معمار از فاصله تصور تا تصویرکردن طرح واره های ذهنی به عنوان نقاشی، منجر به نشر اندیشه او می شود و این فرایند در نحوه آفرینش اثر معماری و تفکر فضایی او مؤثر است.روش پژوهش : پژوهش با رویکرد کیفی و روش تطبیقی بین رشته ای، منطبق با دیدگاه کری واک انجام شده و مدل پژوهش ترکیبی از گرایش های فضایی و رهیافت های معنایی فرم و فضا است. در بخش اول آثار نقاشی مهرداد ایروانیان و علیرضا تغابنی، به عنوان نمونه، با روش شکل گرایی ولفلین تحلیل می شوند. در گام بعد مفاهیم فرمی-فضایی معماری آنان بررسی شده است. دستاوردهای این تحلیل برآمده از مطالعات نظری و داده های تجربی هستند که از طریق روش توصیفی نتیجه گیری می شوند. در نهایت جهت تبیین رابطه، مقایسه تطبیقی تحلیل ها در دو رسانه صورت می گیرد.نتیجه گیری : به نظر می رسد برخورد هنرمند در راستای معانی مصادیق عینی (ابژکتیو) اثر، در سطح «ابتدایی» و «کارکردی» در دو حیطه کاملاً مستقل صورت گرفته و به معانی ذهنی (سابژکتیو) در سطح «ارزشی» پرداخته شده است که قابلیت تطبیق بر ساختار فکری هنرمند را دارد. در سطح «نمادین» با انتقال برخی رهیافت های فرمی از نقاشی به معماری، اثر معماری بیشتر به بعد هنری خود نزدیک شده و جنبه زیبایی شناسی یافته است.
نقش محدوده های شهری در کنترل و هدایت توسعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱۳
151 - 173
حوزههای تخصصی:
گسترش سریع شهرها باعث بروز معضلاتی چون رشد ابعاد کالبدی شهرها، پدیدار شدن اشکال متنوعی از سکونتگاه های بزرگ حاصل از پراکنده رویی شهری و تداوم ساخت و ساز در زمین های آسیب پذیر یا مستعد توسعه پیرامون شهرها شده است. به همین دلیل تعیین محدوده های شهری به عنوان یکی از سیاست های مهار شهری، معمولاً بخشی از راهبردهای برنامه ریزی کاربری زمین و منطقه بندی در مدیریت رشد را تشکیل می دهد که به منظور جلوگیری از گسترش ناخواسته و نابه هنجار شهری، توسعه آینده شهر را درون یک خط یا پهنه در نظر می گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل نقش محدوده های شهری در کنترل و هدایت توسعه شهری در تهران است. روش بررسی، مطالعات اسنادی، تحلیل های محتوایی و سایر روش های مقدور جمع آوری و تحلیل اطلاعات است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نظام مدیریت توسعه شهری تهران از نقش ممانعت از توسعه با تعیین کمربند سبز و همچنین نقش کنترل و هدایت توسعه با تعیین محدوده و حریم شهر به صورت همزمان در محدوده های شهری بهره جسته است، ولی با تداوم چالش های یاد شده، نتوانسته نقش خود را در جهت دستیابی به توسعه موزون به خوبی ایفا کند. در عین حال، این محدوده ها هرچند با ضعف ها و نارسایی هایی در اجرا و تحقق اهداف خود روبه رو بوده اند، اما در جهت کنترل و هدایت توسعه شهری نسبتاً مؤثر بوده اند.
معناشناسی در آثار معماری از منظر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
259-266
حوزههای تخصصی:
تحلیل معماری میراث صنعتی با استفاده از روش ترکیبی گونه شناسی و دستورزبان شکل تحلیلی (نمونه موردی کارخانه های نساجی اصفهان و یزد در دوره پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
1-12
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل مفهومی انرژی کارایی در حوزه ی شهرسازی مبتنی بر تجارب موفق جهانی
حوزههای تخصصی:
رشد روز افزون جمعیت شهری، پیشرفت تکنولوژی و گسترش وابستگی به اتومبیل معضلات زیست محیطی فراوانی را به همراه داشته است. به طوری که بخش اعظمی از انرژی جهانی در شهرها به مصرف می رسد و شهرها مسئول تولید 80 درصد از انتشار گازهای گلخانه ای جهانی می باشند. در ارتباط با کاهش مصرف انرژی، در زمینه برنامه ریزی حمل ونقل و همچنین امور ساختمان و معماری، مطالعات و پژوهش هایی صورت گرفته و راهکارهای متعددی ارائه شده است اما در زمینه شهرسازی و انرژی مصرفی و راهکارهای برخورد با آن مطالعات چشم گیری صورت نگرفته و جای خالی این گونه مطالعات احساس می شود. چه بسا استفاده از اهداف و اصول تجارب اجرایی دیگر نقاط جهان، بتواند راه را برای پژوهش های کارامد در کشور، هموار کند. بنابراین در پژوهش پیش رو تلاش بر آن بوده تا با استفاده از تحلیل داده های ثانویه و اسناد، به درک درستی از یک مدل مفهومی با استفاده از پروژه های مهم اجرایی جهان در زمینه ی کارایی انرژی، برسد و خلأ موجود در زمینه مطالعه پیش از اجرا و بهره گیری از تجربه و امکان مقایسه ادبیات مطالعات انجام شده در حوزه گسترده مربوط به تجارب جهانی و سنجش رابطه انرژی و پایداری برطرف گردد. با توجه به ماهیت کاربردی این تحقیق، روش مورداستفاده در آن به صورت توصیفی-تحلیلی است و برای داده پردازی و تجزیه وتحلیل داده ها به ترتیب از شیوه های اسنادی و تحلیل محتوا بهره جسته است. نتایج پژوهش حاکی از آنست که همکاری و مشارکت میان بخش دولتی و خصوصی در زمینه های مختلف نظیر برنامه ریزی، طراحی، سرمایه گذاری، مدیریت و غیره مشهود است. مشارکت ساکنین، آموزش، ارائه ی راهکارهایی برای کاهش تقاضای انرژی، حفاظت از منابع و استفاده از منابع انرژی تجدیدناپذیر، کاهش پسماند، اختلاط کاربری و حمل ونقل عمومی از جمله اقدامات موثر در رسیدن به اهداف در این پروژه بوده است.
فضاهای زیرزمینی در معماری بومی اقلیم گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
35 - 44
حوزههای تخصصی:
فضاهای زیرزمینی قدیمیترین نوع سرپناه بشر محسوب می گردند که دارای پیشینه ای فراتر از اولین بناهای معمول ساخته شده بر زمین می باشند. استفاده نوین از این روش، به دنبال بحران انرژی در دنیا مطرح گردید و هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد. با وجود پیشرفت کند سامانه های زیرزمینی، نامتعارف بودن آن در نظر عمومی و ناآگاهی بسیاری از جوامع نسبت به اجرا و فواید این نوع از ساختمان سازی، معماری بومی ایران دارای شواهد متنوعی از آن است. در پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی فضاهای زیرزمینی در معماری بومی اقلیم گرم و خشک ایران پرداخته که هر یک با ویژگی های فنی و اجرایی خود به صورت عنصر اقلیمی در کنار سایر فضاها به کار گرفته شده است. شاخص های این فضاها در تطابق با اصول معماری ایرانی است و از آنجا که قابل انطباق با اصول معماری سبز می باشد، می تواند معماری سبز ایرانی نامیده شود.
The study of Cypress appearance in the Persian art and architecture in the light of Gestalt theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The impetus behind this s tudy is to discover the aes thetic and semantic patterns of the cypress tree and show how this element has been employed by Iranian artis ts. The ques tion of this research is how a cons tant element (the cypress tree) has been transfigured in different Iranian arts. Four categories of miniature, carpet, textile and architecture decoration. The present research is qualitative in nature and is descriptive-analytic and mainly uses the available published data. Data were analyzed inductively and interpreted in the light of Ges talt theory. Exploratory results reveal that the cypress as a cons tant element in Iranian art has been transfigured differently in different arts. With the aid of Ges talt laws, the visual appearance of the cypress tree was analyzed in the different samples a few of them are presented in the s tudy. It was found that dis tinguishing the cypress element has been made: by highlighting the role of the cypress and reducing the visual significance of the field while increasing the visual emphasis of the cypress. Application of different ges talt laws such as proximity, figure, and ground, similarity, continuity in Persian carpet mos tly makes the cypress at the center of attention and reduces the visual importance of the other elements. In some of the other Persian carpet designs, this element has semantic and extraterres trial concepts and sits is in the center (eg. Mehrabi carpets. In the miniature and fabric textiles, cypress tree has not received the urgent priority and often been on the margins of the image.
Integrating Civil Defense Emergency Management of Cities (Case Study: District 10 of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Earthquake has always endangered cities. This article mainly focuses on the question “whether seismic damages could be diminished through the presentation a preventive operational pattern dealing with physical and nonphysical features of civil defense”. Tehran, the most populous metropolis among Iranian cities is to the south of Alborz mountain range, located on potentially dangerous fault- lines. By Civil Defense Emergency Management (CDEM) preventive guidelines in a part of district 10 of Tehran, within the Ray fault’s danger zone, it is recommended that the earthquake vulnerability zoning plot of the area be compiled and accordingly, operational solutions encompassing organizing open spaces, redistributing and re-allocating land uses, enhancing relocating disaster management centers to more commanding locations are offered to be implemented within the physical structure of the area. The IHWP method and the Raster Calculator tool in GIS have been used for compiling the zoning of earthquake vulnerability.
Analysis of the Liquid Architecture Ideology Based on Marcos Novak’s Theories(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Marcos Novak mainly considers a type of architecture cuts loose from the expectations of logic, perspective, and laws of gravity, and has invented a set of conceptual tools for thinking about and constructing territories in cyberspace. Novak introduces the concept of "liquid architecture”, a fluid, imaginary landscape that exists only in the Digital domain. He views trans-architecture as an expression of the "fourth dimension”, which incorporates the time alongside space among its primary elements. Novak's liquid architecture bends, rotates, and mutates in interaction with the person who inhabits it. In liquid architecture, "science and art, the worldly and the spiritual, the contingent and the permanent," converge in a poetics of space made possible by emerging, virtual reality technologies. Novak describes his work as a process of metamorphosis, a “symphony of space”, in which 3D constructions have the properties of Music, an experience he has since referred to as “Navigable Music”. In this paper what considered are those phenomenological and post structural approaches and states that they also have become outdated. New senses have been attained through the crossbreeding between the reality of the individual and the virtuality of the structure. A strong concept of space, then comes forward, where the manifestation of mind in the realm of the body calls for what is to be perceived as real. The architecture is now characterized by the fusion of information, art, and technology; the purpose of this research, to question how those realities are constructed and how they take the individual into account.
تبیین خردگرایی «ابن سینا» در روند ابداع نقوش هندسی تزیینات وابسته به معماری (مورد مطالعاتی: پنج آرامگاه سلجوقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم آذر ۱۴۰۰ شماره ۱۰۲
53 - 68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نقوش سنتی عنصر جدایی ناپذیر معماری سنتی ایرانی_ اسلامی، معناگرا، نمادپردازانه و بهره مند از اصول هندسه و ریاضیات است. اوج شکوفایی این تزیینات در ایران مقارن با سلجوقیان و حاصل توجه روزافزون به علم، فلسفه و هنر بوده است. بی تردید گفتمان علمی و فلسفی متداول در هر دوره تاریخی بر سایر عرصه های اجتماع، از جمله فرهنگ و هنر تأثیرگذار است؛ فلسفه خردگرای اسلامی که با اندیشه های ابن سینا اوج گرفته از این دست است. وی معتقد است «ابداع» به کمک «حواس باطنی» یا «قوای نفس»، به ویژه قوه عقل، صورت می گیرد. لذا در روند خلق نقوش سنتی وجه پنهان خردگرایی می تواند مورد مداقه قرار گیرد.هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال تحلیل و تبیین وجوه پنهان خردگرایی در روند خلق نقوش هندسی در تزیینات وابسته به معماری دوره سلجوقی است؛ تا در نهایت به تبیین نظریه ای در باب ابداع خردگرایانه نقوش هندسی بر پایه نظریات ابن سینا منجر شود. لذا پژوهش با طرح این پرسش که در فرآیند خلق نقوش هندسی در تزیینات وابسته به معماری آرامگاهی دورهسلجوقی، مؤلفه های خردگرایی ابن سینا چگونه قابل تبیین است، آغاز شده است.روش پژوهش: این پژوهش از نوع بنیادی بوده و گردآورى داده ها به روش کتابخانه اى_اسنادى و مشاهده ای و ارائه یافته ها به طریق توصیفى_تحلیلى صورت گرفته، بدین منظور نقوش و گره های هندسی به کار رفته در تزیینات پنج بنای آرامگاهی دوره سلجوقی به صورت هدفمند انتخاب شده است.نتیجه گیری: طراحی و کاربرد نقوش در تزیینات معماری آرامگاهی دوره سلجوقی، برمبناى نظریات ابن سینا روندی از جنس«ابداع» و «خردگرایانه» است. به عبارتی تعامل قوای نفس با یکدیگر، راهبر طراحی و ایجاد نقوش هندسی از مرحله مشاهده اشیا و اجرام در طبیعت، تجزیه و ترکیب آنها در قوه خیال و سازماندهی و ایجاد طرح و نقش در قوه عقل بوده و چون صور از جنس عقل است، موجب معرفت انسانی و درک متقابل مخاطب می شود. همچنین وحدت و انسجام اجزای تشکیل دهنده بنا، با نقوش و آرایه ها حفظ شده، و با تدبیری عقلانی، هماهنگی و سازماندهی لازم جهت رسیدن به کمال مطلوب انجام پذیرفته است.
The Spatial Discourses in Naghsh-e-Jahan Square in Isfahan; A Foucauldian View(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۳, Issue ۱ - Serial Number ۴۷, Winter ۲۰۲۳
51 - 62
حوزههای تخصصی:
Understanding how discourse is spatialized needs a conceptual ground for the discussion, and this study believes that the Foucauldian view is the right one. With a non-cartesian attitude, Michel Foucault considered the body as space and used archaeological and genealogical analysis to study its productive conditions. In his archaeological study, Foucault sought to analyze changes in knowledge or discourse through historical periods. In the genealogical one, he revealed discourse emergence conditions via mechanisms of power. Taking Foucault's epistemic framework, power and knowledge have a mutual relationship, and spaces represent power/knowledge. This paper explores spatial discourses in Naghsh-e-Jahan Square of Isfahan (1591-1941 A.D.) as the last public-government square from the Safavid era. Ultimately, the spatial discourses of the Naghsh-e-Jahan square can be traced by techniques of domination in different periods of history; the discourse of Islamization through sovereign power in the Safavid era, the discourse of modernization through disciplinary power in the Ghajar era, and the modernization, civilization, and nationalism through disciplinary power and biopower in the late Ghajar era and during the first Pahlavi era.
شناسایی مراکز شهری با استفاده از فعالیت ها و عملکردهای شهری (نمونه پژوهشی مراکز شهری کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم فروردین ۱۳۹۸ شماره ۷۰
17 - 30
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:رشد سریع جمعیت، افزایش جمعیت شهرنشین و نیروهای محرکه، منجر به تحول شهری سریعی شده اند که به صورت فرآیندی مداوم، شکل و ساخت شهرها را دگرگون می کنند. توسعه و تحول سریع شهری همیشه مشکلاتی را به دنبال خود دارد، به ویژه زمانی که این امر بدون برنامه اتفاق افتاده باشد و ساخت شهری کلان شهرها را از حالت تعادل خارج نماید. یکی از تحولات بزرگی که در ساخت شهری کلان شهر تبریز به وقوع پیوسته است، افزایش مراکز شهری جدید با نقش های عملکردی جدید و افزایش تراکم در قسمت های خاصی از این کلان شهر است که نتیجه این اقدامات، تحولات فضایی نامتعادل در ساخت شهری است. این مقاله به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که توزیع فضایی مراکز شهری در کلان شهر تبریز چه تأثیری در تعادل یا عدم تعادل فضایی ساخت شهری این کلان شهر دارد؟ قبل از پرداختن به سؤال قبل، این سؤال مطرح می شود که مراکز شهری چگونه شناسایی می شوند؟ هدف:بررسی میزان تأثیرپذیری تحولات فضایی ساخت شهری کلان شهر تبریز از مراکز شهری به وجودآمده طی دهه های اخیر هدف اصلی این مقاله است و هدف دیگر، ارائه روشی علمی برای شناسایی مراکز شهری. روش تحقیق: این پژوهش از نظر هدف پژوهش جزو پژوهش های کاربردی و از نظر روش جمع آوری اطلاعات جزء روش های کتابخانه ای و میدانی بوده که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است و از سیستم اطلاعات جغرافیایی برای توصیف و تحلیل داده ها و نقشه ها بهره گرفته است. نتیجه گیری:نتایج تحقیق نشان می دهد که ساخت شهری کلان شهر تبریز طی دهه های گذشته تحولات فراوان کالبدی را به خود دیده است. دگرگونی در ساخت آن اغلب در قسمت های شرقی و شمال شرقی به وقوع پیوسته است که از آن جمله می توان به شکل گیری سه مرکز شهری جدید (آبرسان، ولیعصر، باغمیشه-شهیدفهمیده) اشاره کرد. توزیع جغرافیایی مراکز شهری، ساخت شهری کلان شهر تبریز را از حالت تعادل خارج کرده است که در طرح های توسعه آتی، بایستی این مهم مدنظر قرار گیرد.
توسعه درونزای شهری و باز زنده سازی هویت شهری معماری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
1-12
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت شهرهای بزرگ در کشور های در حال توسعه، دستگاه های مسئول در بخش تامین مسکن را بر آن داشته تا به دنبال راه حل های مطلوب در زمینه تامین مسکن شهری باشند. تجربیات کشورهایی مانند امریکا بعد از جنگ جهانی دوم از جمله اولین تجربیات از این دست هستند.در ایران طرح شهرک اکباتان و طرح مسکن مهر، هر یک در دوران خود در حومه شهرها جانمایی شده اند. مسئله اصلی پژوهش پیش رو بررسی پیامدهای نامناسب اجتماعی،فرهنگی و شهری ناشی از این حاشیه گستری شهری است. هدف اصلی این مقاله بررسی پتانسیل های موجود در بافت های فرسوده و حائز اهمیت کالبدی در قلب شکل گیری شهر ها به منظور تامین مسکن و ایجاد سرزندگی فضایی در قالب شریان زندگی اجتماعی ودر مقایسه با مناطق حومه شهری است پژوهش با تکیه بر روش استدلالی و توصیفی به مقایسه منطقی عوامل مورد نظر پژوهش با طرح های توسعه مسکن مبتنی بر باز آفرینی بافت های فرسوده و حائز اهمیت درون شهری پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد عوامل نامناسب توسعه مسکن حاشیه شهری عبارتند از:1-عدم مشارکت جمعی ساکنان2-تقابل فرهنگی خانوارها3-مشکلات دسترسی به شهرهای مبدا 4-هزینه بالای تامین زیرساخت ها 5-صعوبت مدیریت کلان6-تقابل الگوهای زندگی7-تاثیرات زیست محیطی نا مناسب 8-نا امنی اجتماعی. همچنین عوامل مناسب انتخاب بافت فرسوده و حائز اهمیت درون شهری به منظور تامین مسکن ارزان قیمت عبارتند از:1- احیای بافت های مولد هسته اولیه شهری2- ایجاد تنوع فعالیت ها در مراکز تک فعالیتی3-بالا بردن سطح امنیت4-تقلیل هزینه طرح و امکان ایجاد طرح مکمل موازی5- سهولت مدیریت کلان6-امکان توسعه طرح 7-رشد ارزش اقتصادی بافت فرسوده8- کنترل رشد نامناسب شهر. نتایج پژوهش نشان میدهد که توسعه درونزای شهری در مقابل روش های متداول توسعه شهری در شهر های تاریخی مناسب تر است.