فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
نوسازی شهری در هر یک از بافت های مشکل دار اعم از فرسوده، تاریخی، حاشیه نشینی و غیررسمی مسئله ای چند بعدی و پیچیده است که انتظار راه حل خطی و ساده برای آن نمی توان داشت. علی رغم عزم سیاسی دولت های مختلف در حل مشکل بافت های مسئله دار، موفقیت کمی در این زمینه حاصل شده است. در سه دهة اخیر، سرعت رشد بافت های مشکل دار شهری در کشور بیشتر از نوسازی آنها بوده است. در نتیجه بحران ناشی از شکاف میان بافت های مسئله دار و متعارف شهری روز به روز دامنه دارتر می شود.
در سال های پس از جنگ و شروع فعالیت های بازسازی، فضای توجه به نوسازی و بازسازی شهری در ایران توسعه یافت. وقوع زلزله های پی در پی در نقاط مختلف کشور، ضرورت نوسازی بافت های فرسوده را بیش از پیش عیان ساخت. در این راستا شرکت عمران و بهسازی در وزارت مسکن و نوسازی شهری در بسیاری از شهرداری های کشور تشکیل شد. ضرورت نوسازی فوری با تعیین مهلت های غیرممکن در برنامه های توسعه کشور مورد تأیید قرار گرفت.
در یک دهة گذشته، نوسازی شهری در کانون توجهات فعالیت های عمران شهری بوده است. کتاب های زیادی درباره شیوه نوسازی و مداخله در بافت های فرسوده منتشر شده و امروزه ایران با اخذ رویکردهای چندجانبه در زمره کشورهایی قرار می گیرد که ادبیات نوسازی را به نحو نسبتاً فنی می شناسد. با این همه نتایج روند نوسازی مقبول نیست. چرا؟ این پرسش با متخصصان در میان گذارده شد.
معرفی اثر-شهر و مدرنیته
نویافته های سردر مسجد جامع ارگ بم پس از زلزله سال 1382(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجدجامع ارگ بم از زمان پی نهادن تا امروز، روندی طولانی از دگرگونی، مرمت ، بازسازی و نوسازی را از سر گذرانده که بسیاری از این تغییرات تا پیش از زلزله 1382، در کالبد بنا پنهان بود. آشکار شدن ساختار اصلی سردر قدیمی مسجد و منارهای قدیمی متصل به سردر از جمله نویافته های پس از این زلزله است. این نویافته ها دوره بندی های قبلی پیشنهادشده برای مسجد را دچار تردید ساخته و پرسش ها و ابعاد پژوهشی تازه ای را مطرح ساخته است که پیش از این در نظر نبود. این پژوهش در پی آن است که ضمن معرفی شکل اولیه و دگرگونی های سردر، جایگاه زمانی آن را در دوره بندی کلی تحولات مسجدجامع ارگ بم از طریق بررسی اسناد و مدارک مکتوب و برداشت های دقیق میدانی و همچنین گمانه و پی گردی های باستان شناسی و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی مشخص کند. نتایج مطالعه و بررسی ها نشان می دهد که به رغم اینکه پژوهشگران سردر را منسوب به قرون اولیه اسلامی می دانند، این پژوهش بنا بر شواهد موجود اعم از مانده های معماری موجود، ابعاد خشت ها، ارتفاع پاکار نعل درگاه، پهنای جرز های طرفین ورودی، تنه تنومند و اندازه مغزه میانی منار، بر این باور است که سردر منسوب به قرن هشتم هجری است و همانند سایر سردرهای مظفری تیموری ارتفاعی بلند و تناسباتی کشیده دارد.
معیارهای مرکزیت جهت تحلیل چیدمان عملکردی فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
159 - 173
حوزههای تخصصی:
با پیدایش نظریه نحوفضا در معماری، امکان تبدیل پلانهای معماری به گراف به وجود آمد و به دنبال آن تئوری گراف به عنوان یکی از اصلی ترین روش ها جهت تحلیل چیدمان فضائی مطرح شد. از ویژگی های مطرح در تئوری گراف که می تواند جهت تحلیل کمی چیدمان فضایی به کار گرفته شود، معیارهای مرکزیت است. تحلیل چیدمان فضائی می تواند کارایی یک پلان را بالا برده و باعث ایجاد ارتباطات فضائی کاراتر گردد. انجام این تحلیل قبل از ساخت امکان ارزیابی طرح را فراهم می نماید. اهمیت این موضوع در پلان های عملکردی بیشتر است. در این راستا این پژوهش به دنبال استفاده از مفاهیم موجود در معیارهای مرکزیت جهت تحلیل روابط فضایی به خصوص در پلان های عملکردی می باشد. برای این منظور یکی از عملکردی ترین کاربری ها یعنی اورژانس بیمارستان ها انتخاب گردیده است. در تحلیل پلان اورژانس باید توجه کرد که نحوه ارتباط و چیدمان حوزه ها و فضاها نقش مهمی را در عملکرد اورژانس بازی می کنند. بنابراین در این پژوهش پلان یک اورژانس که دو حوزه درمانی تحت نظر و فوریت را دارا است جهت تحلیل عملکرد این حوزه ها و فضاهای مرتبط با آنها آورده شده است. در نتیجه ابتدا فضاها و حوزه های موجود در پلان کدگذاری شده و سپس با به کارگیری نظریه نحوفضا پلان به گراف تبدیل شده است. در این راستا برای محاسبه معیارهای مرکزیت از نرم افزار سایتواسکیپ استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل نشان می دهد که به کمک برخی از معیارهای مرکزیت به خصوص معیارهای مرکزیت بینیت و نزدیکی می توان به تحلیل چیدمان حوزه ها و فضاهای مرتبط با آنها در پلان ها پرداخت.
تعیین حریم و ضوابط حفاظتی آثار تاریخی
حوزههای تخصصی:
معرفی اثر-دانشنامه معماری قرن بیستم
حوزههای تخصصی:
ارگ بم پس از زمین لرزه
حوزههای تخصصی:
معرفی اثر-معماری معابد مایا
حوزههای تخصصی:
معناشناختی رودخانه در مرکز پادشاهی ایران باستان
حوزههای تخصصی:
سخن سردبیر: زیبایی شناسی برج
حوزههای تخصصی:
چگونگی حضور نور طبیعی در معماری سنتی ایران، نمونه موردی خانه عامری ها کاشان
حوزههای تخصصی:
در معماری سنتی ایران، نور طبیعی که به عنوان تنها منبع روشنایی روز بوده، به تأمین روشنایی محدود نشده و از نظری کیفیت بصری و زیبایی فضا نیز مورد توجه معماران بوده است. یکی از نمونه های خوب بازی نورپردازی طبیعی در معماری ایرانی را می توان در خانه های سنتی با فضاهای متفاوت آن یافت. وجود بازشوهای متنوع دیواری و سقفی در این نوع معماری شاهد این ادعاست. در این مقاله با اندازه گیری میدانی و شبیه سازی کامپیوتری، تلاش می کند تا با نحوه توزیع نور و میزان آن از طریق نورگیرهای قدیمی، در فضاهای مختلف خانه آشنا شده و ویژگی نورپردازی تعدادی از فضاهای منتخب این خانه که از نظر شکل هندسی فضا، وضعیت و موقعیت نورگیر، محل قرارگیری در مجموعه و کاربری فضا متفاوت هستند، بررسی شده و رابطه بین تصمیمات طراحانه معمار و کیفیت نورپردازی فضا معرفی می گردد. نتایج حاصله حاکی از آن است که در معماری مسکونی خانه های سنتی ایران، نور روز در کلیه تصمیمات طراحی اعم از انتخاب فضاهای پر و خالی، تناسبات و ابعاد حیاط ها و اتاق ها، جهت گیری هر فضا نسبت به خورشید، میزان دید هر فضا به حیاط و آسمان، عمق هر فضا و شکل و موقعیت نورگیر آن، اهمیت هر فضا از نظر دسترسی و کاربری و غیره نقش تعیین کننده ای داشته و یکی از مهم ترین ارکان طراحی محسوب می شده است راهکارهای طراحانه به کار رفته در این شیوه از معماری، امروز هم می تواند راهگشا و الهام بخش معماران معاصر باشد و امکان بهره مندی هر چه بیشتر از نعمات نورپردازی طبیعی درخانه و کاشانه مردم را فراهم کند.
طراحی معیارها و شاخص های اندازه گیری ارزش گذاری خدمات فرهنگی اکوسیستم براساس مختصات بومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
305-312
حوزههای تخصصی:
ﻣﻨﺎﺑﻊ زیﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ در ﺟﻬﺎن ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎیﻪﻫﺎی ارزﺷﻤﻨﺪی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ارزش واﻗﻌﯽ آن ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ ارزشﮔﺬار ی اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و زیﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ را ﺑﺮای ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ویﮋهای ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻫﺎی ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮر و ﻫﻤﯿﻦﻃﻮر ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﮐﺘﺸﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮان و ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻣﺮﺗﺒﻂ در ایﺮان و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش دﻟﻔﯽ، ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ، زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ و ﺷﺎﺧﺺﻫﺎیﯽ ﺑﺮای ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ایﺮان ﺗﺪویﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭘﺲ از ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺟﻮد و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎ، ۵ ﻣﻌﯿﺎر، ۱۷ زیﺮﻣﻌﯿﺎر و ۵۶ ﺷﺎﺧﺺ ﺑﺮای ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺘﺨﺮاج و ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ۵ ﻣﻌﯿﺎر اﺻﻠﯽ ﺷﺎﻣﻞ زیﺒﺎیﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، ﺗﻔﺮج و ﺑﻮمﮔﺮدی، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﺎیﺖﻫﺎ و ﭘﺪیﺪهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ارزش ﻣﻌﻨﻮی و ﻣﻌﯿﺎر یﺎدﮔﯿﺮی و آﻣﻮزش ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻌﯿﺎر زیﺒﺎیﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺗﻨﻮع ﭼﺸﻢاﻧﺪازﻫﺎ، ﺣﯿﺎت ﻃﺒﯿﻌﯽ، ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻌﯿﻦ و اﻫﻤﯿﺖ ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ را ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﻌﯿﺎر ﺗﻔﺮج و ﺑﻮمﮔﺮدی زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﭘﺎرکﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ و اﻣﮑﺎﻧﺎت ﻃﺒﯿﻌﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﯿﺎر ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺳﺎیﺖﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻣﻨﺒﻊ اﻟﻬﺎم ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻫﻨﺮی، ﻣﮑﺎنﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ و رویﺪادﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﻌﺮیﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﯿﺎر ﺳﺎیﺖﻫﺎ و ﭘﺪیﺪهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ارزش ﻣﻌﻨﻮی ﺑﺎ زیﺮﻣﻌﯿﺎر ﺑﺎورﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ و در ﻧﻬﺎیﺖ یﺎدﮔﯿﺮی و آﻣﻮزش ﺑﺎ ۵ زیﺮﻣﻌﯿﺎر ﺷﺎﻣﻞ داﻧﺶ زیﺴﺖﺑﻮم، داﻧﺶ ﺳﻨﺘﯽ، ﻣﺪیﺮیﺖ داﻧﺶ، آﮔﺎﻫﯽ و داﻧﺶ ذیﻧﻔﻌﺎن و ﺗﺠﺮﺑﻪﮔﺮ ی در ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮای ﻫﺮ یﮏ از ایﻦ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻧﺠﺎمﺷﺪه ﺷﺎﺧﺺﻫﺎیﯽ اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه اﺳﺖ.
تحلیل آثار معماری معاصر با رویکرد نقد اسطوره ای؛ انطباق طرح معماری پایانه بندری «یوکوهاما» با کهن الگوی باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم مرداد ۱۳۹۹ شماره ۸۶
17 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طراحی و روش های آن همواره یکی از دغدغه های مهم افرادی بوده است که در عرصه های آکادمیک و حرفه ای در قلمروهای مختلف آن فعالیت می کنند. معماری به عنوان یکی از رشته های مرکزی این حوزه فعالیت است که چگونگی پیدایی آثار آن در دوران مختلف، دیدگاه اندیشمندان و صاحب نظران را از زاویه های متفاوت به چالش کشیده و نتایج مطالعات گویای نظرات ضد و نقیض در حوزه روش شناسی طراحی است. در این میان برخی پژوهشگران روان شناسی و انسان شناسی معتقد به تأثیر برخی عوامل غیر مستقیم در پیدایش آثار هنری هستند که باعث ایجاد منظرهای تازه در تحلیل آثار هنری و ارجاع آن به برخی عوامل ناخودآگاه شده است. هدف تحقیق: هدف از تحقیق حاضر بررسی برخی عوامل و ابعاد پنهان در شکل گیری یک اثر معماری است که طراح مستقیماً در آن دخالت نداشته و به صورت ناخودآگاه روش طراحی او را تحت تأثیر قرار می دهد. روش تحقیق: در این پژوهش با بهره گیری از ساختار روش «نقد اسطوره ای» و با رویکردی تحلیلی- تطبیقی و روش استقرایی، به بررسی عناصر و مفاهیمی که به صورت ناخودآگاه در آفرینش اثر نقش داشته و به بن مایه های اساطیری آن تأویل می نماید، پرداخته شده است. بدین منظور، نخست نحوه ظهور کهن الگوها در معماری تشریح می شوند. سپس یک نمونه کهن الگوی معماری انتخاب و با روش مورد پژوهی، اثر یک طراح معاصر با کهن الگوی انتخابی تطبیق داده می شود. نتیجه گیری: با استفاده از ساختار روش نقد اسطوره ای معلوم گردید نظام فضایی پایانه بندری یوکوهاما، که یک معمار ایرانی تبار در طراحی آن نقش اساسی داشته است، با نظام فضایی کهن الگوی باغ ایرانی در انطباق است.
انتقال معنای اثر نقاشی در معماری بازگویی معنای اثر نقاشی مادام دوسون ویل و مجموعه استودیو در معماری خانه دیوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری می تواند جدا از وجهه کارکردی خود واجد معنا بوده و معنای آن را به روشنی بیان کند . معماری و سایرهنرها همچون نقاشی می توانند واسطه و رسانه هایی برای عرضه معنا باشند، معنا می تواند بین عرصه ها و رسانه های مختلف مشترک باشد . بسیاری از معماران معاصر پیوسته در تلاش برای انتقال معنای متداعی از یک اثر هنری به رسانه معماری بوده و در این راستا به بازگویی ایده ها و مفاهیم در محیط های نمادین می پردازند . بدون تردید ، معنای اثر هنری می تواند با اجزا یا نمادهای بیانی دیگر وارد روابط استعاری شده، به این ترتیب معانی متداعی از یک اثر هنری به سایر آثار هنری انتقال یابد. در این راستا از جمله مسایلی که جای آن در حوزه معماری خالی است، بحث انتقال معنا از سایر رسانه های هنری به رسانه معماری است . این مقاله با طرح فرضیه های زیر تلاش می کند چگونگی انتقال معنا از رسانه نقاشی به رسانة معماری را تبیین کند : الف . انتقال معنااز سایر رسانه های هنری به رسانة معماری، می تواند معماران را درراستای خلق معنا یاری رساند. ب . بهره گیری از راهبردهایی مانند استعاره ، نقش اساسی در انتقال معنا از سایر رسانه های هنری همچون نقاشی به معماری دارد . جهت تبیین فرضیه ها در این مقاله نحوه بازگویی جان هیداک از نقاشی مادام دو سون ویل اثر جان اگوست دومینیک اینگرس و مجموعه استودیو اثرژرژبراک در معماری خانه دیوار2 بررسی می شود . روش تحقیق این مقاله براساس روش توصیفی _ تحلیلی و استدلال منطقی پایه ریزی شده و مبتنی بر بررسی و تحلیل اطلاعات کتابخانه ای است . در نهایت این پژوهش نشان می دهد انتقال معنا از یک واسطه هنری به واسطه دیگر می تواند موجب توسعة ایده ها از سایر هنرها همچون نقاشی به معماری و بالعکس شده و در ارتقاء هر دو رسانه هنری تاثیر گذار باشد .
گونه شناسی فرمی سابات در اقلیم گرم و خشک ایران
حوزههای تخصصی:
ساباط ها(سابات) از ویژگی های معماری زیست بوم های گرمسیر و کویری هستند که در استان هایی مانند یزد، کرمان، اصفهان و خوزستان، خراسان جنوبی و.... یافت می شوند و بخشی از معماری سنتی کمتر شناخته شده ایرانی هستند که نیاز به مطالعه آن ها، جهت آشکار شدن قسمتی از دانش معماری فراموش شده ایرانی، می توانند موثر باشند. همچنین یکی از کارکردهای سابات پدید آوردن سایه و جایگاهی خنک برای رهگذران است. این سازه به دلیل نیمه پوشیده بودن در تابستان به پدید آمدن کوران هوا می انجامد که هوای درون سابات را از بیرون آن خنک تر می کند. همین نیمه پوشیده بودن در زمستان به گرم تر شدن هوای درون سابات از بیرون آن می انجامد. لذا هدف از پزوهش حاضر گونه شناسی فرمی سابات ها می باشد زیرا این گونه شناسی ابزاری موثر در شناخت جامع تر این عنصر معماری ایرانی می باشد. بدین منظور در این پژوهش از روش توصیفی _ تحلیلی و به صورت نمونه ی موردی اس تفاده شده است. در این م یان تحلیل های به عمل آمده در باب گونه شناسی فرمی ساباط ها به عنوان یکی از عناصر قدیمی در معماری مناطق گرم و خشک ایران و پژوهش های انجام شده چنین می توان نتیجه گرفت که، ساختار شکلی و فرمی گوناگون سابات ها در اقلیم های مختلف، دارای تنوع متفاوتی می باشند.
شهرشناسی و برنامه ریزی برای شهر با فلسفه ژیل دلوز
حوزههای تخصصی:
فلسفه ژیل دلوز، فلسفه ای فضامند و معطوف به شیوه های چینش عناصر انسانی و غیر- انسانی در قالب اژانسمان های ناهمگن و چندگانه است. دغدغه اصلیِ این فلسفه، شدن های متعلق به جغرافیاست؛ شدن هایی که بیش از یک سرهم بندی(اسمبلج) ساده هستند و از توان به هستی درآوردنِ فعال عاملیت خاص خودشان برخوردارند که بدان «اژانسمان» گفته می شود. آنچه یک اسمبلج را به یک اژانسمان تبدیل می کند، روابطی است که میان عناصر وجود دارد. از این رو، آنچه در این فلسفه اهمیت دارد روابط میان عناصر و نه سرشت خودِ عناصر است. این مقاله، تلاش می کند توضیح دهد چگونه چنین فلسفه ای می تواند به عنوان چارچوبی تحلیلی و انتقادی به ما در درک شیوه هایی که واقعیت های موجود در شهریت و برنامه ریزی شهری به هستی درآمده و در طی زمان دچار تحول می شوند کمک کند. در این میان، توجه شهرشناسان روی شدن های برساختی و فرایندهایی که از طریق آنها واقعیت های شهری به هستی درمی آیند، و دغدغه برنامه ریزان شهری برای کمک به تولید فضاهای چندگانه، توانمندساز، باز، خلاق، دموکراتیک و فراگیرنده، مهم ترین درس هایی بوده که از فلسفه دلوز آموخته شده است.
عملکرد نمایه ای شرق شناسی در هنر معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم آذر ۱۳۹۸ شماره ۷۸
5 - 14
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: هنر دو دهه اخیر ایران تاکنون از جنبه های مختلفی نقد شده است و برخی از منتقدان گرایش های اصلی آن را بازتولید گفتمان شرق شناسی دانسته اند. در همین رابطه، مسئله پژوهش این است که چگونه می توان ویژگی های مشترکی را میان فرمول تولید این قبیل آثار هنری و عملکرد شرق شناسی یافت؟ بدین منظور از مفهوم نمایه، با استناد به مباحث نشانه شناسی و تاریخ هنر و به منظور خوانش نقادانه بازتولید گفتمان شرق شناسی، بهره گرفته شده است. هدف: هدف این پژوهش مطالعه انتقادی و تعمیق در چالش های نظری هنر معاصر ایران با تکیه بر مفهوم نمایه است. پرسش اصلی این است که چه مؤلفه هایی ویژگی نمایه ای هنر معاصر ایران را شکل می دهند و چگونه نمایه سازی در هنر معاصر ایران در تطابق با گفتمان شرق شناسی است؟ روش تحقیق: روش پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی است و داده های آن به شیوه کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نمونه ها به شکل هدفمند انتخاب شده اند. نتیجه گیری: کاربست افراطی برخی عناصر و نقش مایه های سنتی در هنر ایران دارای کارکردی نمایه ای است که ظرفیت جداسازی مکانی و موقعیت مند کردن آثار هنری را ایجاد می کند. این جداسازی مکانی و موقعیت مندکردن در تطابق با گفتمان شرق شناسی است.
Success and Failure in Metropolitan Regions Organization Comparative comparison of east pivot of metropolis Tehran and east pivot of metropolis Paris (توفیق و ناکامی در ساماندهی مناطق کلان شهری؛ مقایسه تطبیقی محور شرق کلان شهر تهران با محور شرق کلان شهر پاریس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محور شرق کلان شهر تهران از دیرباز به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب، نقش مؤثری در رشد و گسترش فضایی سکونتگاه های روستایی و شهری منطقه خود ایفا کرده است. به طوری که این توان و پتانسیل سبب شده در دوره های مختلف این محور بدون رعایت اصول و ضوابط برنامه ریزی به توسعه و گسترش سکونتگاه های روستایی و شهری بپردازند. اما این گونه بی برنامگی ها، توسعه های پراکنده و بی قواره، شرایط نامساعد و نابسامانی را از جنبه های مختلفی از قبیل اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست، جمعیتی و ... در منطقه ایجاد کرده است. به همین دلیل دولت نیز بر اساس تجارب شهرهای جدید در کشورهای مختلف و به منظور کاهش بار جمعیتی، تمرکززدایی از کلان شهر تهران و همچنین به منظور سامان دهی سکونتگاه های این محور به احداث و توسعه شهر جدید پردیس پرداخته، تا با برنامه ریزی و احداث این شهر جدید در اطراف کلان شهر تهران شرایط نابسامان منطقه، همچنین تمرکززدایی و کاهش بار جمعیتی تهران را رفع کند. اما باوجود گذشت بیش از دو دهه از احداث شهر جدید پردیس توفیق و ناکامی این سیاست هدف بررسی قرارگرفته است. بنابراین این پژوهش درصدد است به بررسی و تحلیل تطبیقی بین محور شرق کلان شهر پاریس به عنوان نمونه موفق از شهرهای جدید اروپایی با محور شرق کلان شهر تهران بپردازد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی دو نمونه موردی با استفاده از تحلیل های کارتوگرافیک فضایی و مقایسه تطبیقی داده های مربوط به ویژگی های فضایی و کالبدی پهنه های مورد مطالعه است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که برنامه ریزی، بدون در نظر گرفتن روابط فضایی بین فعالیت ها و سکونتگاه ها و دیدگاه صرفاً نقطه ای به سکونتگاه ها از جمله علل اصلی ناکامی در ساماندهی و تعادل بخشی به شرق منطقه کلان شهری تهران است. به این معنا که شهر جدید مارن-لا-وله در شرق پاریس دربردارنده کلیه سکونتگاه ها و حتی مراکز روستایی قدیمی در بستر خود در کنار ظرفیت های فضایی توسعه جدید بوده، درحالی که در برنامه ریزی آمایش شهر جدید پردیس در محور شرق کلان شهر تهران بدون ملاحظه روابط بین سکونتگاهی قدیمی مانند رودهن، بومهن، جاجرود صرفاً به تعیین محدوده قابل توسعه ساخت وسازهای جدید پرداخته و از پرداختن به روابط بین سایر سکونتگاه های موجود در این محور و انتظام فضایی آنها نسبت به هم غفلت شده است.
معرفی اثر-معماری و اندیشهی نقادانه
حوزههای تخصصی:
بررسی ساخت اسکان موقت پس از سانحه در کشور آمریکا
حوزههای تخصصی:
مردم پس از سانحه بیخانمان میشوند و نهفقط بی ساختمان، این به آن معنا است که خانوار در اثر وقوع یک سانحه هستی و اندوختهی مادی و معنوی سالیان خود را بهیکباره نابود شده میبیند. لذا جستجوی شیوههای سریع و مناسب اسکان در شرایط اضطرار و موقت به یکی از مهمترین مراحل بازسازی مبدل میگردد. هرچند اسکان موقت، دورهای کوتاه از مدتزمان بازسازی تا استقرار دائم و اسکان اضطرار دورهای بهمراتب کوتاهتر از آن را شامل میشود اما غفلت از کیفیت زندگی سانحه دیدگان در این دو مرحله میتواند عواقب نامطلوب و گاه جبرانناپذیری برآسیب دیدگان داشته باشد. مسکن موقت اجازه میدهد تا خانوادهها به بهبود زندگی خود برسند. در شرایطی که تعداد زیادی از خانهها از بین رفتهاند، بازسازی میتواند سالها طول بکشد؛ بنابراین، مسکن موقت برای بازسازی جوامع و اقتصاد بسیار مهم است. مسکن موقت مناسب باید از محیطزیست حمایت کند؛ ایمنی و امنیت شخصی، عزت، سلامت و رفاه، وظایف و مشاغل عادی خانوار را فعال نماید. از این منظر فضای سکونت اضطراری و موقت باید بهگونهای طراحی و آماده شود که ضمن حفاظت مردم از شرایط متغیر محیط طبیعی مانند گرما، سرما، باد، ریزشهای جوی و مانند آن ضامن حداقل شرایط آسایش و راحتی آنها نیز باشد. در این مقاله برخی از دستورالعملها برای طراحی مسکن موقت ارائه شده است و مسکن موقت EXO که در پی طوفان کاترینا در ایالاتمتحده آمریکا توسط مک دانیل طراحی گردیده تحلیل میگردد تا گامی در راستای ارائه طرحی برای مسکن موقت مناسب برای زلزلهزدگان در ایران فراهم گردد.