ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۳۸۱.

توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD)؛ رویکردی نوین در بهبود عملکردهای شهری، بررسی موردی: پایانه مسافربری بندر شهید حقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
رویکرد توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD) به عنوان چارچوبی برای تقویت پیوند میان شهر و بندر، امکان استفاده از قابلیت های بنادر در توسعه شهری را فراهم می کند. پایانه شهید حقانی به عنوان بزرگ ترین بندر کشور، با مشکلاتی چون جدایی فیزیکی و عملکردی از بافت شهری روبه رو بوده که دسترسی به حمل ونقل عمومی و کاربری های ضروری، تعامل اجتماعی میان شهروندان، مسافران و بندر و درنهایت فرصت های شغلی را محدود است. این مسئله باعث عدم بهره برداری کامل از قابلیت های نهفته بنادر و شهرهای ساحلی در ارتباط با یکدیگر شده است. هدف این پژوهش، شناسایی قابلیت ها و ظرفیت های بنادر و ارائه راهکارهایی برای بهبود عملکرد شهر و بندر با استفاده از رویکرد MTOD بوده، به گونه ای که این بندر به عنوان نمونه ای عملی برای تدوین سیاست ها و چارچوب های توسعه شهربندرها در کشور قابل استفاده باشد. این پژوهش کاربردی بوده و با رویکرد ترکیبی (توصیفی - تحلیلی) انجام شده است. برای وزن دهی شاخص ها روش آنتروپی شانون به کار رفته و نتایج تجزیه وتحلیل داده ها در مدل تاپسیس فازی اعمال شده اند. نتایج نشان داد که رویکرد MTOD با تأکید بر پیوند میان شهر و بندر، فرصت های تعامل و رشد متقابل شهر و بندر را افزایش می دهد. پیشنهادات شامل توسعه مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری، ساماندهی حمل ونقل عمومی، ایجاد کاربری های چندمنظوره در ساحل و بندر، تدوین ضوابط پهنه بندی زمین و کدهای شهرسازی ترکیبی بین شهر و بندر است.
۳۸۲.

ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
۳۸۳.

آسیب پذیری محوطه تخت جمشید در برابر تغییر آب وهوایی و نقش مشارکت محلی در کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
محوطه میراث جهانی تخت جمشید با تهدیدات فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است که ضرورت تدوین راهبردهای سازگاری مؤثر را برجسته می سازد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر محوطه تخت جمشید و بررسی نقش مشارکت جامعه محلی در تدوین و اجرای راهبردهای سازگاری انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، افزایش آسیب پذیری این محوطه در برابر مخاطراتی چون خشکسالی و بارندگی های شدید و هم زمان، تأثیر این مخاطرات بر معیشت و زیست جوامع محلی پیرامون، به ویژه کشاورزان دشت مرودشت، و شکل گیری چالش های مدیریتی میان متولیان محوطه و ساکنان منطقه است. در این پژوهش، تمرکز روش شناسی بر شناسایی پیوندهای علّی میان تغییرات اقلیمی، افت منابع آب زیرزمینی، تداوم شیوه های سنتی کشاورزی و بروز مخاطراتی همچون فرونشست زمین قرار دارد. بدین منظور، از رویکردی کیفی مشارکتی بهره گرفته شده و بازیِ بینش به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های اجتماعی، ادراکی و تجربی به کار رفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های مشارکت جامعه محور، جامعه شناسی محیطی و مدیریت ریسک تغییرات اقلیمی استوار است که جوامع محلی را کنشگران فعال در تولید دانش و تصمیم گیری می داند. یافته ها نشان می دهد که مخاطرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی های طولانی مدت و بارندگی های شدید، علاوه بر تهدید مستقیم پایداری سازه های باستانی تخت جمشید، با تشدید فشار بر منابع آب و معیشت محلی، زمینه ساز تعارضات مدیریتی و کاهش کارآمدی اقدامات حفاظتی می شود. نتایج همچنین بر ماهیت درهم تنیده و متقابل آسیب پذیری محوطه و جوامع محلی تأکید دارد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تدوین راهبردهای سازگاری پایدار بدون ارزیابی جامع آسیب پذیری و مشارکت فعال جوامع محلی امکان پذیر نیست. بر این اساس، بهبود زیرساخت های منطقه ای، ارتقای شیوه های کشاورزی پایدار، استقرار نظام های پایش مستمر و توانمندسازی جامعه محلی به عنوان راهکارهای کلیدی پیشنهاد می شود و همکاری هماهنگ میان جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی شرطی اساسی برای حفاظت هم زمان از میراث فرهنگی، محیط زیست و معیشت در برابر پیامدهای فزاینده تغییرات اقلیمی قلمداد می شود.
۳۸۴.

شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز؛ تجربه ای از بازتولید معماری ایرانی (از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۹
دانشگاه جندی شاپور اهواز، همسو با سیاست های ملی گرایی حکومت پهلوی، میراث دار جندی شاپور ساسانی معرفی شد. توسعه این دانشگاه از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۴ تا آغاز دهه ۱۳۵۰ چندان مطلوب نبود. بااین حال در کمتر از یک دهه منتهی به انقلاب اسلامی، این دانشگاه به سرعت توسعه یافت و شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز پدید آمد. در شکل گیری این شهر دانشگاهی پیش شرط معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» مطرح شد و محمدرضا مقتدر، کامران دیبا و موژان خادم برای طراحی ساختمان های آن فرا خوانده شدند. درنتیجه، این شهر دانشگاهی به نمونه ای کم نظیر و ارزشمند در معماری معاصر ایران بدل شد که بستر فعالیت هم زمان تعدادی از مجرب ترین معماران ایرانی در تجربه بازتولید و معاصرسازی معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تفسیری و با تکیه بر اسناد نویافته، نقش هریک از معماران در طراحی ساختمان های این شهر دانشگاهی را تدقیق می کند و با به کارگیری «دستگاه واکاوی فرم» مشتمل بر شاخص های «ارتباط با بناهای مجاور»، «هم نشینی فضاها»، «هندسه»، «ساختار فرم» و «آرایه و نماد» آثار آنان را تشریح می نماید. رویکردهای معمارانه به کارگرفته شده در دسته های «کالبدی» به معنای به کارگیری ارجاعات مستقیم فرمی به معماری تاریخی، «کالبدی مفهومی» به معنای بازتعریف مفاهیم معماری تاریخی همراه با اشارات قابل خوانشی از تعهد به آن، و «مفهومی» به معنای تولید کالبدی جدید، صرفاً با بهره گیری از مفاهیم معماری تاریخی قابل مشاهده است که می توان به ترتیب مقتدر، دیبا و خادم را شاخص ترین چهره هر دسته نامید.
۳۸۵.

تحلیلی بر احیای قنات های تهران: خوانشی انتقادی از منظر بوم شناسی سیاسی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۳
احیای قنات های تهران در بستر بحران آب، پدیده ای چندبعدی است که از عرصه ای صرفاً فنی به صحنه ای پیچیده از تعاملات قدرت تبدیل شده است. همچنین، درک ناکافی از ابعاد اجتماعی شهری فرایند احیا، منجر به ناکامی طرح های احیا و تعمیق بی اعتمادی ذی نفعان شده است. این پژوهش کیفی با هدف واکاوی و تحلیل عمیق ادراکات و تجربیات ذی نفعان کلیدی از فرایند احیای قنات های منتخب تهران و با اتکا به چارچوب نظری «بوم شناسی سیاسی شهری» انجام شد. رویکرد بوم شناسی سیاسی شهری، امکان بررسی تقاطع سیاست، اقتصاد و محیط زیست را در شکل گیری فضای شهری فراهم می آورد. داده ها از تحلیل محتوای 15منبع معتبر (سخنرانی ها، مقالات، اسناد) متخصصان حوزه قنات، شهرسازی، اساتید دانشگاه، و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و براساس روش نظام مند اشتراوس و کوربین انجام پذیرفت. یافته های پژوهش منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد: 1. شکاف حکمرانی، که حاکی از گسست بین راهبردهای نهادها با دانش محلی، نیازهای جامعه و عدم مشارکت واقعی در اجرای پروژه هاست؛ 2. مقاومت مورفولوژیک، که به واکنش غیرفعال و ساختاری بافت کالبدی و اجتماعی شهر در برابر احیای نمادین قنات ها، ازطریق مکانیسم هایی مانند تخریب حریم فیزیکی، تغییر کاربری های زمین اشاره دارد؛ 3. کالاشدگی قنات، که اشاره به تغییر کاربری به کارکردی عمدتاً گردشگری و نمادین دارد. درک این سه مضمون نشان می دهد که فرایند احیای قنات های تهران، نه صرفاً یک موضوع فنی یا کالبدی است، بلکه معیاری برای بازنمایی تقابل های فضایی و پهنه ای برای بروز تنش در جغرافیای قدرت، سیاست های شهری و مناسبات اجتماعی است. بنابراین، دستیابی به نتیجه پایدار و مؤثر در این پروژه ها نیازمند عبور از رویکردهای محدود به مرمت های کالبدی، و حرکت به سمت رویکردی همه جانبه، مشارکتی، و حساس به نابرابری های قدرت است؛ رویکردی که بازتولید روابط زنده و دوسویه میان اکولوژی، اجتماع و شهر را مرکزی قرار دهد و بر همکاری همه ذی نفعان تأکید کند.
۳۸۶.

محراب های گچی قاجاری منطقه کاشان (1194 1276ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۲
گرچه کاشان در سده های میانی از مراکز برجسته تولید محراب های سفالین به شمار می رفت، هم زمان نمونه هایی از محراب های گچی نیز در این شهر ساخته می شد که معدود نمونه هایی از دوران سلجوقی و ایلخانی در این منطقه برجای مانده اند. پس از یک وقفه طولانی، با محراب های گچی متعددی از دوره قاجار در این شهر مواجهیم که هم از جهت فراوانی و هم از جهت تزیینات و کتیبه ها حائز اهمیت اند. در این میان، سیزده محراب تاریخ دار قابل شناسایی است که در خلال سال های ۱۱۹۴ تا ۱۲۶۷ق ساخته شده اند. ده نمونه در شهر کاشان هستند و سه نمونه در مناطق اطراف؛ اما نکته مهم این است که تمام مساجد بررسی شده در کاشان زاویه قبله مایل دارند. این مقاله با مطالعه میدانی، به مسائلی چون تحلیل محتوای کتیبه ها و ساختار شکلی محراب ها می پردازد. محتوای کتیبه ها شامل اسماءالحسنی، آیات قرآنی، احادیث، شعر، صلوات کبیره و شهادت ثالثه است. از ویژگی های شکلی آن ها می توان به کاربرد مقرنس شیرازی، گچ بری لایه ای ساده (فقط در چهار نمونه)، ازاره های کاشی هفت رنگ و نقاشی روی بستر گچی با رنگ های معدنی اشاره کرد. معماران کاشان برای حل مشکل زاویه قبله، دیواره های محراب را به صورت پنج وجهی طراحی کردند و بر دیواره دوم از سمت راست یا چپ، عبارت شهادت ثالثه نوشته می شد که نشانگر جهت قبله بود.
۳۸۷.

ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری (نمونه موردی: محلات مقصودیه و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
سبک زندگی ایرانی-اسلامی به عنوان سبک زندگی مورد تأکید کنونی در کشور ایران، در کنار برآورده سازی نیازهای مادی و معنوی شهروندان، می تواند در تمام بخش های زندگی افراد همانند محلات مسکونی متجلی شود. اما به خاطر ورود اندیشه های ناشناخته در قالب مدرنیسم، محلات با نوعی بحران هویتی و عدم تعلق مکانی روبه رو شده اند. محلات قدیمی دچار پژمردگی و فرسودگی شده اند و محلات جدید نیز به سمت سبک های غربی گرایش یافته اند. ازهمین رو، این پژوهش به ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری با مطالعه موردی محله مقصودیه (از بافت تاریخی) و محله یاغچیان (از بافت نوبنیاد) در کلان شهر تبریز می پردازد. این تحقیق به روش تحقیق کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان 386 نفر از شهروندان دو محله مورد مطالعه گردآوری شده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب شده بودند. در این راستا، جهت ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری مورد مطالعه، از آزمون T تک نمونه ای و جهت مقایسه دو محله مذکور از آزمون T مستقل در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. در همین خصوص، نتایج تحقیق نشان داده است که شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری در وضعیت متوسط روبه خوب قرار دارند و اینکه وضعیت شاخص ها در محله مقصودیه نسبت به محله یاغچیان، بهتر است. در واقع، سبک زندگی در محلات تاریخی (خاصّه محله مقصودیه)، ایرانی- اسلامی تر از محلات نوبنیاد (خاصّه محله یاغچیان) است. محلات تاریخی نسبت به محلات نوبنیاد که عموماً با اصول شهرسازی غربی ساخته شده اند، به خاطر قدمت، هویت و استفاده از معیارهای شهرسازی ایرانی-اسلامی، به سبک زندگی ایرانی-اسلامی نزدیک تر هستند.
۳۸۸.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور روز در فضاهای آموزشی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
نور روز، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت فضاهای آموزشی، تأثیرات گسترده ای بر ابعاد ادراکی و درمانی کاربران دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی، مدل سازی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور طبیعی در فضاهای آموزشی مدارس است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا شاخص ها و زیرشاخص های مرتبط با نور روز از طریق مرور ادبیات نظری و مطالعات میدانی گردآوری شد. سپس، به منظور تحلیل ساختاری، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SmartPLS و AMOS استفاده گردید. شاخص های برازش نظیر GOF=0.92، CFI=0.958، RMSEA=0.060 ، نشان دهنده برازش قوی مدل مفهومی در هر دو بعد ادراکی و درمانی بودند. تمام بارهای عاملی نیز معنادار و بالاتر از 0.7 گزارش شد که بیانگر روایی همگرا و پایایی بالای سازه ها است. در مرحله بعد، به منظور تعیین اولویت و وزن دهی مؤلفه ها، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که در بعد ادراکی، مؤلفه ی مود یا حس و حال (با وزن 0.17) بیشترین اهمیت را دارد و پس از آن تمرکز و خلاقیت و تأثیر بر فعالیت های روزمره قرار می گیرند. در بعد درمانی نیز، مؤلفه ی تولید سروتونین (با وزن 0.14) در جایگاه نخست قرار گرفت و مؤلفه های تنظیم چرخه خواب و درمان افسردگی در رتبه های بعدی قرار دارند. تحلیل حساسیت برای مؤلفه های کلیدی نشان داد که اولویت بندی به ویژه در بعد درمانی از پایداری نسبتاً مناسبی برخوردار است. این پژوهش همچنین بر تأثیرات ترکیبی نور روز در ابعاد شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی دانش آموزان تأکید دارد. علاوه بر بهبود ادراک فضایی، تعاملات اجتماعی و خلق وخو، نور طبیعی با تنظیم ریتم های بیولوژیک بدن، نقش مؤثری در کاهش استرس، بهبود خواب و افزایش بهره وری ذهنی ایفا می کند. چنین رویکردی به طراحی فضاهای آموزشی کمک می کند تا علاوه بر تأمین نیازهای عملکردی، به نیازهای روانی و سلامت کاربران نیز پاسخ دهند.
۳۸۹.

تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
راسل در باب ذهن و بدن ابتدا اذعان به وجود عالم بودِ فرانمود می کند و فارغ از داده های حسی و ظاهری که از اشیاء بر ذهن نمودار است، عینیت مستقل ذات اشیاء را می پذیرد. اما در ادامه، این عینیت را اعتباری دانسته و آن را به آنچه داده حواس و تجربه مستقیم نفس است، تقلیل می دهد. وی، تفسیری متفاوت از اعیان می نماید و درصدد تقارب عین و ذهن برمی آید. سرانجام، وی، امور ذهنی را به امور فیزیکی تحویل می نماید و این همانی ذهن و مغز را می پذیرد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی محسوب می-شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را نیز کلیه دانشجویان پسر دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال تحصیلی 1402 -1401تشکیل دادند. ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 40 نفر از افرادی که واجد شرایط شرکت در آزمایش بودند، انتخاب شدند. سپس یک کلیپ ویدیوئی یکسان در دو مرحله ارائه شد (در مرحله اول در ارائه کلیپ، اصول طراحی مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی رعایت شده بود و درمرحله دوم، همان کلیپ، بدون رعایت این اصول طراحی ارائه شد) و پس از هر بار نمایش، آزمودنی ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده های استخراج شده با روش تحلیل واریانس چندمتغیره، تجزیه و تحلیل شدند و کلیه محاسبات توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو مرحله ارائه کلیپ، تفاوت معناداری در ادراکات ذهنی وجود داشت (P<0/01). براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طراحی داخلی مبتنی بر الگوی اسلامی-ایرانی منجر به توجه و رضایت مندی بیشتر کاربران می شود.
۳۹۰.

ارزیابی و اولویت بندی مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب با تکیه بر آراء متخصصان در محله دروی حاشیه شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
افزایش سریع شهرنشینی، هجوم مهاجران و تازه واردان به نقاط شهری، شهرها را با مشکلات و معضلات متعددی مواجه کرده است. یکی از این معضلات ظهور محلات حاشیه نشین در اطراف شهرهای بزرگ می باشد. از مهمترین مشکلات این محلات مساله مسکن است که نابسامانی های فراوان در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی در حاشیه شهرها، باعث کاهش کیفیت آن شده است. مساکن حاشیه شهر نمودی از فقدان معیارهای مسکن مطلوب می باشد و شناسایی و تقویت برخی از این معیارها به افزایش کیفیت و مطلوبیت مسکن کمک خواهد کرد. محله دروی مشهد، یکی از محلات حاشیه در بخش شرقی مشهد می باشد که با کیفیت پایین مسکن به خصوص در بخش کالبدی روبرو است. لذا هدف از این پژوهش ارزیابی و اولویت بندی معیارها و مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه نشین محله دروی می باشد. روش انجام پژوهش توصیفی و تحلیلی در بخش مبانی نظری و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. بدین منظور در گام نخست، ابتدا شناسایی معیارها و مولفه های کالبدی مسکن مطلوب در حاشیه شهر، با استفاده از مطالعات اسنادی و آراء صاحب نظران و پژوهشگران (مبانی نظری، تجارب ایران و جهان) صورت گرفت. این معیارها در 8 گروه دسته بندی شده که شامل 34 مولفه می باشند. در گام بعدی مولفه های شناسایی شده به صورت پرسشنامه ای با طیف لیکرت در اختیار 30 نفر از کارشناسان قرار گرفت. کارشناسان از بین افرادی انتخاب شده اند که به صورت تجربی در بافت حاشیه شهر حضور داشته و آگاهی کاملی نسبت به آن دارند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، جهت رتبه بندی معیارها و مولفه ها از آزمون فریدمن، رابطه بین معیارها از آزمون همبستگی اسپیرمن و برای سنجش اعتبار و پایایی پرسشنامه و در نهایت جهت ارائه مدل ساختاری پژوهش از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری PLS استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این است معیار دوام، استحکام و مقاومت اولویت اول؛ معیار تناسبات، ابعاد و اندازه اولویت دوم؛ معیار تسهیلات بهداشتی اولویت سوم؛ معیار ایمنی و امنیت اولویت چهارم؛ معیار نمای ظاهری و سیمای بصری اولویت پنجم؛ معیار شکل، فرم و الگو اولویت ششم؛ معیار امکانات و تسهیلات رفاهی اولویت هفتم و معیار خدمات و امکانات اولویت هشتم می باشد. با برنامه ریزی در راستای ارتقاء و ساماندهی این معیارها و مولفه ها بر اساس درجه اهمیت، می توان مطلوبیت مسکن را از لحاظ کالبدی در بافت حاشیه شهر بهبود بخشید.
۳۹۱.

شناسایی و بررسی مفاهیم زیبایی شناختی فرانک سیبلی در هنر رمزنگاری شده براساس غربالگری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله: در سال های اخیر، ظهور هنر دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاک چین (کریپتوآرت) زمینه ای نوین در تولید، عرضه و اقتصاد هنر به وجود آورده است. این بستر نوظهور نه تنها ساختار مالکیت آثار هنری را دگرگون کرده، بلکه معیارهای زیبایی شناسی و درک هنری مخاطبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، تحلیل مؤلفه های زیبایی شناسی از منظر نظریه پردازانی همچون فرانک سیبلی، می تواند افق های تازه ای برای فهم این پدیده فراهم آورد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و غربال سازی برخی شاخص های زیبایی شناسی مؤثر در تحلیل آثار کریپتوآرت بر پایه دیدگاه فرانک سیبلی است تا بتوان چارچوبی نظری برای ارزیابی این گونه آثار در بستر دیجیتال فراهم آورد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل مضمون مقالات علمی و آثار کریپتوآرت منتخب، مؤلفه های زیبایی شناختی مبتنی بر نظریه فرانک سیبلی استخراج شدند. در بخش کمی، به منظور غربال سازی این مؤلفه ها، از تکنیک رونالد یاگر و نظرات ۱۸ خبره حوزه هنر دیجیتال استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که شاخص هایی نظیر ظرافت، پویایی، تجربه، ازنظر خبرگان اهمیت بالاتری در تحلیل زیبایی شناسانه آثار کریپتوآرت براساس دیدگاه فرانک سیبلی ایفا می کنند. نتایج این مطالعه می تواند در توسعه چارچوب های ارزیابی هنر دیجیتال، طراحی آموزشی در حوزه نقد هنری و تحلیل محتوای هنری در بسترهای نوین مؤثر واقع شود.
۳۹۲.

بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری دیجیتال با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
اهداف: مطالعات نشان می دهد که تا پیش از انقلاب هوش مصنوعی؛ فرآیندهای طراحی معماری همواره از نوع خطی بوده اند و در دوران های قبل به اندازه کافی پاسخگو؛ لیکن امروز نیازی جدی به بازنگری مشاهده می شود. هدف اصلی پژوهش بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری رایانشی با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی است. روش ها: از منظر روش شناختی، فرآیند طراحی معماری رایانشی، در حقیقت به معنای تجزیه کردن یک فرآیند به اجزا و الگو های گسسته و جمع بندی این الگو ها در قالب هایی است که می توانند به وسیله رایانه درک و پردازش شوند. چارچوب نظری پژوهش بر أساس نظریه معماری سرآمد، و چارچوب تحلیلی پژوهش بر أساس نگاه سیستماتیک-علمی جفری برادبنت به فرآیند طراحی معماری بازطراحی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مبتنی بر تحلیلی روش شناختی فرآیندهای متداول طراحی معماری است، ویژگی هایی که در سه دوره بررسی و تحلیل شده اند. در نهایت یافته ها بر اساس نگاه سیستماتیک-علمی برادبنت بازتنظیم و ارایه شده اند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که فرآیندهای از بالا به پایین و یکسویه، که به عنوان رویکردهای متعارفبه طراحی معماری مشهورند، پاسخگوی نیازها و بایسته های طراحی معماری رایانشی نیستند. در حالی که در سال های اخیر فرآیندهای طراحی معماری غیرخطی مورد استقبال قرار گرفته اند. از این رو پژوهش یک ساختار چندوجهی برای تلفیق فرآیندهای از پایین به بالا، با فرآیندهای از بالا به پایین طراحی کرده است؛ به گونه ای که بتوان از آن در فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده نمود.
۳۹۳.

تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بر وضعیت روان شناختی دانشجویان: یک مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
بیان مسئله: طبق گزارش های اخیر، امروزه دانشجویان به شکل بی سابقه ای دچار اختلالات روان شناختی شده اند. از دیگر سو، شواهد بیان گر اثر مثبت پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است. این مطالعه به دنبال جمع بندی مطالعات پیشین و محاسبه کمّی مقدار این اثرگذاری است.هدف پژوهش: این پژوهش با بررسی مطالعات پیشین و انجام فراتحلیل، درصدد دستیابی به میزان اثرگذاری پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است.روش پژوهش: این پژوهش با جست وجوی چهار پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس، سایکواینفو و پابمد، مطالعات انجام شده در بازه زمانی سال 2000 تا 2023 را بررسی کرد. معیارهای ورود مطالعات به این فراتحلیل شامل نگارش به زبان انگلیسی، انجام مداخلات کوتاه مدت، به کارگیری روش های تجربی و شبه تجربی، پیاده سازی معیارهای شناختی استاندارد، وجود شاخص های آماری مناسب فراتحلیل و انتشار در مجلات معتبر بود. پس از آن که کلیه پژوهشگران به صورت مستقل به غربالگری پژوهش ها پرداختند، از میان 8010 مقاله شناسایی شده، در مرحله نخست 34 مطالعه انتخاب شدند. سپس 10 مطالعه به دلیل عدم تأمین شرایط فراتحلیل، حذف شده و 24 مطالعه بررسی نهایی شدند. فرایند تهیه گزارش فراتحلیل، با رعایت دستورالعمل پریزما (PRISMA, 2020) انجام شد.نتیجه گیری: بررسی مطالعات پیشین، سبب شناسایی 18 مؤلفه روان شناختی در دانشجویان شد. تعداد 15 مؤلفه شامل اضطراب، کاهش استرس، عزت نفس، بازسازی روانی، آرامش، اثرات منفی/ مثبت بر سلامتی، سلامت روان، بازسازی روانی درک شده، بهزیستی روان شناختی، تعمق، بازسازی تمرکز ذهنی، پرانرژی بودن، آسودگی خاطر، اختلال خلقی کلی و خوش خلقی شدیداً تحت تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بودند. دو مؤلفه افسردگی و احساسات مثبت/ منفی نیز تأثیرپذیری متوسط و مؤلفه شادی تأثیرپذیری کمی از پردیس طبیعی دانشگاه داشتند. پردیس های طبیعی دانشگاه ها، درمجموع، تأثیر زیادی بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان گذاشتند (شاخص کوهن= 759/0). همچنین مطالعات بررسی شده، هیچ گونه سوگیری انتشاری را نشان ندادند.
۳۹۴.

میزان بهینگی الگوهای گره چینی به کار رفته در ارسی های بناهای سنتی شهر اصفهان از بعد آسایش بصری و آسایش حرارتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
امروزه مصرف بهینه ی انرژی در سراسر دنیا در تمامی عرصه ها از جمله معماری اهمیت خاصی پیدا کرده-است. پوسته بنا به عنوان حد واسط داخل و خارج بر زیبایی بصری، آسایش حرارتی و میزان مصرف انرژی و نورگیری ساختمان ها تاثیرگذار است. معماری سنتی هر منطقه، همواره پاسخ های طراحانه ی مناسبی برای مواجهه با محدودیت های اقلیمی در بنا داشته است. یکی از راهکارهایی که سال های متمادی توانسته نیازهای عملکردی و اقلیمی در ساختمان های سنتی را به خوبی تامین کند، گره چینی موجود در بازشوهای سنتی بوده است. این تحقیق که به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و به لحاظ نوع داده، کمی است، در صدد است تا با بررسی و مقایسه ی الگو های مختلف گره چینی های به کار رفته در ارسی ها ی بناهای سنتی شهر اصفهان و نحوه ی قرار گیری این الگوها در کنار هم، با در نظر گیری نسبت تراکم چوب به شیشه در بازشوهای سنتی این شهر به الگوی بهینه گره چینی سنتی موجود دست یابد. این بهینه یابی با در نظر گرفتن نور مفید روز، آسایش بصری و آسایش حرارتی، که متغیرهای وابسته ی این پژوهش هستند، انجام شد. این تحقیق از نوع نیمه تجربی با راهبرد کمی و مبتنی بر شبیه سازی نرم افزاری می باشد. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای با بررسی تصاویر الگوهای مختلف هندسی گره چینی در ابنیه سنتی شهر اصفهان موجود در کتب مختلف انجام شد و سپس با روش آنالیز ریخت شناسی و شبیه سازی این گره چینی ها، با استفاده از نرم افزار Rhino7 و پلاگین های Honeybee و Ladybug موجود در Grasshopper و تحلیل نتایج شبیه سازی با نرم افزار های MATLAB و SPSS، الگو ی بهینه به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد که با وجود مناسب بودن تمام الگو های گره چینی الگوی شماره 6، الگوی بهینه با توجه به اهداف پژوهش می باشد؛ به علاوه می توان از برخی از این الگو ها با درصد آسایش بصری بالای 97 جهت تعدیل خیرگی در جبهه های غربی و شرقی بنا ها و همچنین می توان از الگو ها-یی که بیشتر از 20 درصد نور روز آن ها، نور با لوکس بالای 3000 است در کاربری هایی که دقت کار در آنها بالا تر است استفاده نمود.
۳۹۵.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۳۹۶.

نگاهی بر شاخص های پایداری اجتماعی-فرهنگی مدارس تاریخی شهر اصفهان (موردپژوهی: مدرسه امامیه و چهارباغ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
مدارس تاریخی اصفهان که از مهم ترین عناصر شکل دهنده هویت شهری هستند، نقش بسزایی در پایداری فرهنگی و اجتماعی مکان های شهری ایفا کرده اند. این مدارس صرفاً مکان هایی برای آموزش نبودند، بلکه به عنوان مراکز تجمع، تبادل دانش و پرورش نخبگان، در شکل گیری بافت شهری و هویت فرهنگی‑اجتماعی آن نقش محوری ایفا می کردند. مفهوم پایداری فرهنگی‑اجتماعی که بر تعاملات اجتماعی، عدالت، امنیت روانی، ارتباط با محیط، اقتصاد و تناسبات تأکید دارد، از جمله معیارهای مهم در ارزیابی معماری این مدارس به شمار می رود. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی شاخص های پایداری اجتماعی‑فرهنگی در دو مدرسه تاریخی اصفهان، یعنی مدرسه امامیه و مدرسه چهارباغ، به تحلیل ویژگی های معماری و تأثیر آن ها بر پایداری فرهنگی پرداخته است. روش پژوهش، کاربردی و از نوع توصیفی‑تحلیلی است. داده ها مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بازدید میدانی و ابزار پرسش نامه است. تحلیل داده ها بر اساس شاخص هایی، نظیر عدالت اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات هندسی و ارتباط با طبیعت، با استفاده نرم افزار اکسل صورت پذیرفته است. نتایج نشان می دهد که مدرسه امامیه به عنوان یکی از قدیمی ترین نمونه های مدارس چهارایوانی، مفاهیم پایه ای معماری اسلامی دارد، اما تکامل نیافته است؛ بنابراین مدرسه چهارباغ در شاخص هایی، همچون عدالت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات فضایی و ارتباط با طبیعت نسبت به مدرسه امامیه عملکرد مطلوب تری دارد. به ویژه، توجه به طراحی ورودی ها، فضاهای چهارگوشه قابل استفاده، باغچه ها، رعایت سلسله مراتب و ارتباط بصری با محیط بیرونی در مدرسه چهارباغ حس تعلق و تعاملات اجتماعی را تقویت کرده است. این پژوهش، بر اهمیت بازخوانی اصول معماری مدارس تاریخی برای طراحی فضاهای آموزشی معاصر تأکید دارد. یافته ها نشان می دهند که توجه به شاخص های پایداری فرهنگی‑اجتماعی به خلق محیط هایی منجر می شود که علاوه بر تسهیل آموزش، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی کمک می کنند.  
۳۹۷.

شناسایی ادراکات محیط زندگی در کار از خانه؛ مطالعه موردی: اهواز در شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: ادراکات ذهنی افراد از محیط زندگی تأثیر مستقیمی بر استراتژی ها و نحوه مداخله آن ها در محیط دارد. این ادراکات بسته به شرایط و عوامل مختلف، دستخوش تغییر شده و استراتژی های متنوعی برای سازگاری ایجاد می کنند. دوران کار از خانه در جریان همه گیری کووید-19، چالشی نوین در تعامل با محیط زندگی ایجاد کرد که نیازمند راهکارهای گوناگون بود. در این میان، شهر اهواز با توجه به چالش های اقلیمی نظیر ریزگردها، امواج گرمایی، و سیلاب ها، به محیطی خاص برای بررسی این تعاملات بدل شده است. با توجه به احتمال تداوم کار از خانه به عنوان راهکاری برای مدیریت بحران ها، پژوهش های مرتبط تاکنون کمتر به نقش ادراکات ساکنان در مناسب سازی محیط زندگی پرداخته اند. روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش Q و تکنیک دلفی، به بررسی ادراکات ذهنی ساکنان اهواز و استراتژی های آن ها در مواجهه با محیط زندگی در شرایط کار از خانه می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی ساکنان و ارائه راهکارهایی متناسب با این الگوها است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، آمیخته است. جامعه آماری شامل ساکنان اهواز است که در دوران قرنطینه ناشی از کووید-19 به کار از خانه مشغول بودند. داده ها در بخش کیفی با تحلیل مصاحبه های باز از 14 نفر و مرور ادبیات گردآوری و بر اساس آن جداول Q تهیه و توسط 51 نفر تکمیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 10 دسته الگوی ذهنی شامل رفتارگرا، امکان گرا، فردگرا، نیازگرا، مداخله گرا، کیفیت گرا، انسان گرا، توسعه گرا، تجربه گرا و مطلوب گرا انجامید. اعتبار داخلی از طریق نظر متخصصان و اعتبار خارجی با آلفای کرونباخ (865/0) تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که محیط زندگی در اهواز فاقد قابلیت های کافی برای حمایت از کار از خانه مؤثر است. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می دهد که طراحی و بهبود محیط ساخته شده باید با توجه به ادراکات و نیازهای گروه های مختلف ذهنی انجام شود. ازجمله پیشنهادها می توان به طراحی فضاهای انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های دیجیتال، توسعه فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی ایمن، و برگزاری رویدادهای اجتماعی محله ای اشاره کرد. این اقدامات می توانند کیفیت زندگی را در شرایط کار از خانه ارتقا داده و سازگاری شهر را افزایش دهند.
۳۹۸.

نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار با تأکید بر متاورس و مدل سازی معادلات ساختاری؛ نمونه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
رشد پرشتاب فناوری های نوین و ظهور متاورس به عنوان بستری نو برای تعاملات انسانی، افق های تازه ای در عرصه طراحی و برنامه ریزی شهری گشوده است. این محیط های مجازی تعاملی می توانند ضمن گسترش فضاهای اجتماعی دیجیتال، در ارتقای ابعاد اجتماعی پایداری شهری نیز مؤثر واقع شوند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار کلان شهر تبریز با تأکید بر شهر متاورس انجام گرفته است. از منظر هدف، پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، کمی و پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه و از میان جامعه ای متشکل از خبرگان حوزه شهرسازی و فناوری جمع آوری شد و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعامل متاورسی تأثیری مثبت و معنادار بر ابعاد مختلف پایداری اجتماعی دارد و بیشترین نقش آن در تقویت احساس امنیت ادراک شده و اعتمادنهادی مشاهده شد. همچنین ابعاد مشارکت شهروندی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و تعلق مکانی به عنوان مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی شناسایی شدند که در چهارچوب طراحی شهری مبتنی بر متاورس، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های متاورس می تواند رویکردی نو در جهت تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش عدالت فضایی و ارتقای پایداری اجتماعی در کلان شهرهای آینده، به ویژه تبریز فراهم آورد.
۳۹۹.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۴۰۰.

بررسی محرک های توسعه بازآفرینی در بافت های فرسوده منطقه 4 شهر تبریز بر مبنای مدل سازی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
بیان مسئله: بافت قدیمی و تاریخی شهرها به مثابه قلب تپنده شهرها محسوب می شوند. این مناطق علی رغم خصوصیات ماندگارشان، به دلیل فرسودگی بافت از کیفیت زندگی پایینی برخوردار هستند. یکی از راهکارها برای ارتقا کیفیت زندگی در این مناطق، بازآفرینی شهری است. بازآفرینی شهری سعی در ارتقا کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری دارد. هدف: هدف از این پژوهش اولویت بندی محلات مختلف منطقه 4 شهر تبریز برای اجرای پروژه های بازآفرینی بر اساس معیارهای تأثیرگذار در این زمینه است. روش: بدین منظور از معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اقتصادی استفاده شد که هر یک دارای زیرمعیارهای مختلفی بوده و در مجموع شامل 18 زیرمعیار بودند. برای وزن دهی به معیارها و زیرمعیارها از دو روش FAHP و FBWM استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی به ترتیب از بیشترین اهمیت در بازآفرینی شهری برخوردار هستند. وزن این معیارها بر اساس روش FAHP به ترتیب برابر با 375/0، 315/0، 183/0 و 127/0 و بر اساس روش FBWM برابر با 352/0، 328/0، 172/0 و 148/0 بود. همچنین زیرمعیارهای قدمت ابنیه، کیفیت ابنیه و اسکلت ابنیه بر اساس روش FAHP و زیرمعیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه و قیمت مسکن بر اساس روش FBWM مهم ترین زیرمعیارها در بازآفرینی شهری هستند. مقایسه نتایج نشان داد روش FBWM با سطح زیر منحنی 874/0 عملکرد بهتری را نسبت به روش FAHP با سطح زیر منحنی 845/0 ارائه داده است. بر اساس تحلیل نقشه های به دست آمده، محلات قره آغاج، قونقا و گجیل از بیشترین اولویت و محلات میدان جهاد، وزیر آباد و کوی فیروز از کمترین اولویت برای بازآفرینی شهری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد برای اجرای موفق پروژه های بازآفرینی شهری، ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی باید به صورت یکپارچه در نظر گرفته شوند و بازآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی در نظر گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان