ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۳۶۱.

بازخوانی چالش های توسعه در منظر شهری نطنز با تأکید بر عناصر سازمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۶
منظر شهری بازتابی از هویت، تاریخ، فرهنگ و ساختار فضایی هر شهر است و سازمان فضایی به عنوان بستر کالبدی این منظر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادراک فضایی و هویت شهری ایفا می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر تاریخی نطنز، به خوانش عناصر سازمان فضایی آن شامل قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک می پردازد تا تأثیر دگرگونی های ناشی از توسعه معاصر بر منظر شهری را تحلیل کند. نطنز نمونه ای از شهرهای ایرانی است که سازمان فضایی آن در پیوند با بستر طبیعی، سلسله مراتب عملکردی و نظام معیشتی-اجتماعی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تفسیری، برپایه مطالعات کتابخانه ای، متون تاریخی، مشاهده میدانی و تحلیل نقشه ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که عناصر سنتی سازمان فضایی نطنز از جمله باغات پیرامونی به عنوان مرزهای طبیعی قلمرو، مراکز مذهبی و اجتماعی در قلب ساختار فضایی، شبکه ارگانیک مسیرها و پیوندهای عملکردی، در حفظ انسجام فضایی و معنا بخشی به منظر شهر نقشی کلیدی داشته اند. با این حال، توسعه های چند دهه اخیر از جمله ساخت وسازهای جدید، خیابان کشی ها و گسترش نامتوازن شهر، موجب گسست در سازمان فضایی، تضعیف مرکز تاریخی، از بین رفتن پیوستگی عملکردی و کاهش خوانایی منظر شهری شده اند. نتیجه این دگرگونی ها، تضعیف هویت تاریخی شهر و کاهش تعلق خاطر شهروندان به فضاهای تاریخی بوده است. بر این اساس، بازشناسی و بازآرایی عناصر سازمان فضایی با تکیه بر بستر طبیعی و ساختار تاریخی شهر، می تواند راهبردی مؤثر برای هدایت توسعه پایدار و ارتقاء کیفیت منظر شهری نطنز و شهرهای مشابه باشد. این مطالعه تلاش دارد تا با تأکید بر جایگاه سازمان فضایی در فهم منظر شهری، زمینه ای برای سیاست گذاری های مکان محور در مدیریت توسعه شهرهای تاریخی فراهم آورد.
۳۶۲.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۹
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۳۶۳.

مطالعه تطبیقی تجارب جهانی الگوهای فضاهای نیمه باز مسکونی آپارتمانی در ارتباط با کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۸
یکی از معضلات پیش روی جوامع بشری، وجود شهرهای پرتراکم، فشرده و ساخت و ساز عمودی است. فضاهای باز و نیمه باز در این گسترش فراگیر عمودی سازی، جایگزین حیاط ها و باغ های سنتی به عنوان یک فضای خصوصی یا نیمه خصوصی مطلوب شده اند. فضای نیمه باز در کاربری های مسکونی فعلی تلفیقی از فضای بسته و باز است که نقش اساسی عملکردی همواره مورد توجه قرار گرفته است. به علاوه، تاثیرات این دست فضاها از جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کلانشهر تهران به عنوان یکی از متراکم ترین کلانشهرهای دنی ا شناخته می شود، توجه به این فضا با نگاهی تخصصی تر و در راستای بهینه سازی آن از جنبه های مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. از این رو این پژوهش تلاش دارد تا با مطالعه و مرور منابع مختلف جهانی در زمینه به بینشی جدید نسبت به این فضای کلیدی معماری دست پیدا کند. در همین راستا، با استفاده از استاندارد مطالعات مرور سیستماتیک PRISMA ، که عبارت است از دستورالعملی به منظور شفاف و علمی سازی گزارش نویسندگان مقالات مروری، سعی بر گردآوری، تحلیل و ارائه راهکارها و استانداردهایی بر اساس تجارب جهانی بپردازد. در این راستا، در ابتدا جمع آوری منابع مرتبط با موضوع مورد مطالعه با جستجو در پایگاه های گوگل اسکولار ، ساینس دایرکت ، ریسرچ گیت و آکادمیا آغاز شد. بدین منظور کلیدواژه های "Balcony" "Residential Semi-Open spaces"، ،“ Residential Semi-Closed Spaces” ، Terrace”در این منابع مورد جستجو قرار گرفتند. در ابتدا 249000 نتیجه از این طریق یافت شد که با بررسی اولیه و فیلتر ، نتایج به دست آمده بر اساس زمینه و نوع مقالات (علمی-پژوهشی)، این رقم به 325 مورد کاهش پیدا کرد. در ادامه تصمیم بر آن شد که منابع باقیمانده به منظور ارتباط با موضوع پژوهش بررسی گردند.بنابراین، به بررسی چکیده و کلیدواژه های به کار رفته در منابع باقیمانده پرداخته شد که این امر باعث شد تا 112 منبع باقی بماند. پس از بررسی 76 منبع مختلف، با استفاده از چک لیست تحلیل کیفی مطالعات، از میان تمامی نتایج حاصل از جستجو در موتور جستجوی پایگاه های مختلف داده های علمی، راهکارهای مختلف در زمینه های ویژگی های کالبدی، ابعاد زیست محیطی و تنظیم شرایط محیطی دسته بندی شده و در نهایت در بخش نتیجه گیری راهکارهای مناسب طراحی و بهسازی فضاعای بالکن ارائه شده است.
۳۶۴.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۳۶۵.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۳۶۶.

تبیین عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم شهری؛ مطالعه موردی تفرجگاه عینالی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
مکان های سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعه ی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. داده ها با پرسشنامه ای محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده به صورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیت ها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافته ها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفه ها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیت ها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری می شود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکان های سوم تأکید دارد.
۳۶۷.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۳۶۸.

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی شناسی بصری تا هویت فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
نقاشی در معماری معاصر صرفاً به عنوان عنصری تزئینی به کار نمی رود، بلکه در بسیاری از نمونه ها به بخشی از منطق شکل گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن ها عناصر نقاشانه به صورت آگاهانه در سازمان دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به کار گرفته شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم های نقاشانه می تواند به ایجاد لایه های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل گیری ارتباط حسی عمیق تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به عنوان عنصری الحاقی، بلکه به مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
۳۶۹.

Recognizing the Components of Contemporary Housing and its Impact on the Cultural and Social Identity of the Metropolis of Ahvaz Using the Shannon Entropy Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
In the metropolis of Ahvaz, contemporary housing plays a significant role in shaping and enhancing its residents' cultural and social identity. This research employed a questionnaire as the data collection tool. A total of 16 questions were designed for the identity questionnaire, centered around two main components: social and cultural. Additionally, 34 questions were provided to residents of various regions in Ahvaz, covering eight primary components: cultural, structural, functional-executive, physical-spatial, operational, experiential-aesthetic, environmental, and social-political, to distinguish between the internal and external housing components. The analysis of correlation coefficients and regression between contemporary housing variables and the urban identity of Ahvaz reveals a strong positive correlation between these two variables. This indicates that as the level of industrialization of buildings increases, urban identity indicators also rise across different areas of Ahvaz. The final weight of the housing and contemporary identity components was calculated using the Shannon entropy method. The results indicate that different components hold varying importance and influence in different domains. In cultural identity, the social system plays a more prominent role, while in social identity, religion is more significant. Regarding housing, functional and environmental aspects are more important, focusing on efficiency and sustainability in housing design. This analysis can be helpful for policymakers, designers, and planners to understand better the importance of various components in identity and housing.
۳۷۰.

ادراک منظر مبتنی بر پردازش حس شنوایی (بررسی نقش آوا در خوانش منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
انسان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار می کند که منجر به ادراک حسی می شود. توجه پژوهشگران بیشتر بر فرایند ادراک بصری منظر معطوف بوده و به مفاهیمی چون منظر صوتی و ادراک صوتی کمتر پرداخته شده است. صوت و منظر صوتی به عنوان محرکه های حسی بر رفتار افراد، انتخاب فضا و ادراک منظر تأثیر می گذارند. امروزه، افزایش تنوع منابع صوتی در شهرها که اغلب منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد می کنند، باعث ادراک شنوایی مغشوشی در افراد می شوند که این موضوع اهمیت پرداختن به منظر صوتی و نقش حس شنوایی در منظر را نشان می دهد. این پژوهش سعی در ارائه دیدگاه سازمان یافته از نقش و نتایج حس شنوایی در تعامل با عناصر منظر صوتی از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک منظر، دارد. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع کیفی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی نقش حس شنوایی در ادراک مناظر با تعامل حواس بینایی و شنوایی می پردازد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که ویژگی های صدا و حس شنوایی انسان به همراه عناصر و عوامل منظر صوتی نقش مؤثری در شکل گیری ادراک صوتی منظر دارند. در کنار این عوامل، عناصر بصری نیز در تعامل با عناصر صوتی بر ادراک منظر تأثیر گذارند و می توانند ادراک و شناخت فرد از منظر را تغییر دهند. همچنین، منابع صوتی طبیعی نقش مؤثری بر خوشایندی فضا داشته و در کنار عوامل بصری طبیعی، باعث افزایش حضور کاربر در منظر و نقش آفرینی و پویایی می شود
۳۷۱.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند. هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند. یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های  حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند. نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.
۳۷۲.

گردشگری و معنویت؛ تجلی فرهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۴
مفهوم معنویت به مثابه بخش غیرمادی و ماهیت اصلی وجود انسان تعبیر می شود. بر این اساس انسان به عنوان مخلوق آفرینش و به جهت ماهیت خداگونگی اش، بیهوده بر روی این کره خاکی قرار نگرفته و اهداف ویژه ای برایش در نظر گرفته شده است. از این رو برای تحقق اهداف آفرینش به حرکت روی آورده و از سفر به عنوان منبع و شیوه تحقق هدف تعالی بهره می جوید. سفر، مهد شکل دهی تمامی طی طریق هایی است که انسان را در مسیر کمال گرایی و خودشکوفایی و کسب تجربه قرار می دهد. لذا مضامین معنوی از رابطه انسان با خویشتن گرفته، تا تعاملات انسانی، ارتباط با محیط پیرامون و در نهایت ارتباط با خالق هستی تجلی می یابد. تمامی روابط انسانی در این کره خاکی در بستر فرهنگ رقم می خورد. ادراک انسان در ارتباط درونی خویش، از ارزش ها و باورها و جهان بینی اش شکل می گیرد و سفر این ادراک را بهبود می بخشد، چه بسا آن را تقویت نیز می کند. از سوی دیگر، در راستای میل درونی انسانی، که همان نیاز به کشف و شناخت است، که خود ماهیتی معنوی دارد، با سایر انسان ها ارتباط برقرار می کند و این ارتباط تعاملی بین فرهنگی را رقم می زند. انسان از یک جامعه با یک فرهنگ منحصربه فرد، در ارتباط با انسانی دیگر با فرهنگ دیگری قرار می گیرد که این خود زمینه ای از شناخت جدید را ایجاد می کند. در این مسیر معنویت تجلی دیگری پیدا می کند و این زمینه دیگری از ارتباط انسان با محیط پیرامون فرهنگی و طبیعی خویش است. و در نهایت، ارتباط با خالق هستی شکل می گیرد، که خود نمونه عینی از معنویت است. فضای معنویت در سفر به طور قطع متأثر از روابط است، روابطی که از درون فرد با خویشتن خویش آغاز شده و به خویشتن خویش و آفریدگارش باز می گردد. معنویت در وجود انسانی است، و چه بسا در محیط فرهنگی، در ارتباط با سایر انسان ها در سفر درک می شود. انسان برای یافتن معنی وجودی خویش، محیط و چه بسا خالق به سفر روی می آورد. البته گاه از این امر آگاه نیست، اما همیشه دلیلی برای حرکت، وی را به سوی یک مقصد واداشته است؛ چه آگاه بوده چه ناخودآگاه، وجود معنوی انسانی در طول سفر، و ارتباط با سایر افراد و محیط طبیعی و فرهنگی، به ماهیت روحانی خویش روی آورده و گویی گمشده ای را درمی یابد.معنویت همان بُعد روحانی وجود انسانی است که دلیل و انگیزه بسیاری از فعالیت های انسان را دربر می گیرد. در این میان شناختن، جستجو کردن، کشف و یافتن همان گمشده های انسانی است که سفر بستر مناسبی را برای تحقق آن فراهم کرده است. سفر در بستر فرهنگ و حرکت از یک فرهنگ به سوی فرهنگ دیگری، نمونه ای از تجلی فرهنگ و یکی از مهمترین گمشده های جامعه انسانی در راستای تحقق ماهیت معنوی جهان امروز تلقی می شود.  
۳۷۳.

آسیب شناسی اسکان اضطراری و موقت پس از سیل ۱۳۹۸ شهرستان آق قلا بر اساس ارزیابی استفاده کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
رخداد سوانح با آسیب رساندن و یا تخریب محل زندگی افراد، همچنین ایجاد ناامنی نیاز به تأمین سرپناه را تا زمان اتمام بازسازی مسکن تشدید می کند. به همین ترتیب پس از سیل ۱۳۹۸ استان گلستان در شهرستان آق قلا مردم در دو مرحله اضطراری و موقت نیازمند سرپناه بودند. گروه پژوهشگران در این مقاله قصد دارند تا انواع سرپناه ارائه شده پس از سیل مذکور را معرفی کرده و به آسیب شناسی آن ها ازنقطه نظر مردم بپردازند و در نهایت راهبردهایی در راستای کاهش این آسیب ها در تجربیات آینده ارائه دهند. بدین منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز از طریق مرور متون تخصصی، مصاحبه های روایتی و نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهند اسکان در خانه اقوام و نزدیکان، نقل مکان به خانه دوم (خارج از آق قلا)، ماندن در اسکان های تجمعی، اردوگاه های دولتی و مردمی و استفاده از بخش های تخریب نشده خانه در بازه زمانی اسکان اضطراری و بازگشت به خانه ها با فروکش کردن آب و ماندن در اردوگاه های تجمعی و سرپناه های اهدایی توسط خیرین یا مسئولان (سرپناه الگو گرفته از آلاچیق سنتی ترکمانان (اوی)) در مرحله اسکان موقت نحوه تأمین سرپناه پس از سیل ۱۳۹۸ آق قلا بوده است. هر یک از این گزینه های مطرح شده در دو مرحله تأمین سرپناه اضطراری و موقت از دید کاربران در موضوعات ایمنی و امنیت، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی، بهداشتی، روانی، اقلیمی و مکان یابی کاستی هایی داشته اند. این موضوعات با ایجاد نارضایتی در بین آن ها موجب جابه جایی و این عدم مدیریت و برنامه ریزی باعث اتلاف منابع اقتصادی و شکست برنامه تأمین سرپناه در آق قلا شده است.
۳۷۴.

مؤلفه های اثرگذار و اثرپذیر توسعه شهری و تغییرات اقلیمی، یک رابطه دو سویه در جهت انطباق پذیری با سناریوهای جهانی سیر تحول فضاهای میانی در مسکن شهر حلب از اواخر دوران عثمانی تا سال ۲۰۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
فضاهای میانی در مسکن، علاوه بر ایجاد ارتباط میان درون و بیرون، تأمین نور و تهویه طبیعی، فرصتی را ایجاد می کنند تا ساکنان با طبیعت و همسایگان خود ارتباط برقرار کنند. آن ها مرزهایی بین واحدهای مسکونی ایجاد می کنند که پیکره بندی واحدهای همسایگی و محله ها را شکل می دهد. فضاهای میانی ماهیتی مبهم دارند و نه به داخل و نه خارج به طور کامل تعلق ندارند. بنابراین، می توانند تنظیم کننده روابط بین بیرون و درون باشند. این مقاله درصدد شناسایی گونه های فضای میانی و سیر تحول آن در شهر حلب از مسکن سنتی تا آخرین توسعه رسمی مسکنِ پساجنگ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و شامل این مراحل می شود: تدوین چارچوب نظری برای تعریف و بررسی فضاهای میانی در مسکن شهر حلب؛ انتخاب نمونه هایی از واحدهای همسایگی در شهر حلب از دوره های تاریخی مختلف؛ شناسایی فضاهای میانی و تحلیل و طبقه بندی آن ها بر اساس ویژگی های کالبدی،کیفیت های محیطی و مالکیت. به این ترتیب، پنج دوره ی تاریخی بررسی شده و هشت دسته مسکن بر اساس انواع فضاهای میانی معرفی شده است. گونه های فضاهای میانی بر اساس مقایسه ویژگی های کالبدی شامل شکل، موقعیت، محصوریت و کیفیت های محیطی شامل دسترسی فیزیکی، نفوذپذیری بصری، امنیت و آسایش اقلیمی و همچنین مالکیت طبقه بندی شده اند. یافته ها حاکی از وجود دو گونه فضای میانی در نقش گذر و چهار فضای میانی در نقش اتصال است. یکی از بارزترین نتایج، تبدیل فضاهای گذر از کاملاً خصوصی به نیمه عمومی و از نیمه خصوصی به عمومی و افزایش تعداد آن ها و تبدیل فضاهای اتصال از طریق نفوذ پذیری بصری به فضاهای نیمه خصوصی و نیمه عمومی علی رغم مالکیت خصوصی آن است.
۳۷۵.

نسبت کالبد و دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
امروزه فضای جمعی که مهم ترین عرصه مشترک زندگی در محل سکونت به شمار می رود، تا حد زیادی قابلیت اجتماع پذیری خود را از دست داده است. حس دلبستگی به عنوان عامل پیوند انسان و مکان، نقش مهمی در احیای این گونه فضاها داراست و درک صحیحی از عامل کالبد به عنوان مفهومی بنیادین در تعریف این گونه فضاها، می تواند موجب تحریک حس دلبستگی گردد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت کالبد و حس دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران، یعنی گونه خطی با تراکم خرد واحد مسکونی می باشد. ابزار پژوهش حاضر شامل مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه و ثبت مشاهدات رفتاری ساکنان در فضاهای جمعی مجتمع ها می باشد. با مراجعه به متون و جمع بندی نظرات اندیشمندان حوزه، شاخص های پژوهش انتخاب و از دل آن ها، مولفه های کالبدی استخراج گردید. سپس آزمون تجربی و توزیع پرسشنامه و همزمان از طریق بازدیدهای منظم روزانه، ثبت مشاهدات رفتاری انجام گردید و در نهایت با استفاده از نرم افزارهای مربوطه، به تجزیه و تحلیل داده های کمی 256 پرسشنامه پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از نقش بسزای عوامل کالبدی بر میزان دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی می باشد و شاخص «ذهنی» نسبت به شاخص «عینی»، تاثیر بیش تری بر حس دلبستگی دارد. از میان مولفه های عینی، «شخصیت کالبدی»، «عوامل محیطی»، «قابلیت محیطی» و «تناسبات بصری» و از میان مولفه های ذهنی، «نفوذپذیری»، «خاطره جمعی»، «امنیت و آسایش» و «سرزندگی و حیاتمندی» به ترتیب اولویت، بیش ترین تاثیرگذاری را بر ارزیابی دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی دارد.
۳۷۶.

نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.
۳۷۷.

Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
۳۷۸.

تاثیرات روانی عناصر طبیعت در خانه های بومی ایران (نمونه موردی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۸
زندگی شهرنشینی، پیشرفت فناوری و نیازهای اقتصادی روزافزون، انسان را هرچه بیشتر از طبیعت دور ساخته و او را در چرخه ای ماشینی گرفتار کرده است. این در حالی است که انسان جزیی از طبیعت بوده و ارتباط نزدیک با آن شرط تداوم زندگی است. خانه ایرانی نیز بازتابی نمادین از طبیعت محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی تأثیر عناصر طبیعت بر ابعاد وجودی ساکنان خانه های سنتی یزد است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع موردی بوده و گردآوری داده ها با روش کتابخانه ای و میدانی و تحلیل پرسشنامه ها در نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آب، فضای سبز و نور نقش مهمی در ابعاد روانی ساکنان دارند. آب بیشترین تأثیر را بر بعد نفسانی و ایجاد آرامش داشته، فضای سبز بیشترین اثر را بر بعد جسمانی از طریق افزایش خنکی و رطوبت، و نور بیشترین تأثیر را بر بعد روانی و جذابیت بصری گذاشته است.
۳۷۹.

بررسی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
گردشگری شهری کم کربن به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار در ایران، با توجه به چالش های زیست محیطی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای در مقاصد شهری، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این نوع گردشگری به عنوان راهکاری نوین برای کاهش اثرات زیست محیطی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان و گردشگران معرفی می شود. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب که رویکردی کیفی برای تلفیق و تحلیل نظام مند یافته های مطالعات پیشین است، به واکاوی مفهوم گردشگری شهری کم کربن پرداخته است. به کارگیری این روش از آن رو ضروری است که دانش موجود در این زمینه تاکنون به صورت پراکنده ارائه شده و دستیابی به یک درک جامع، منسجم و قابل اتکا برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مؤثر، از اهمیت حیاتی برخوردار است. با توجه به فقدان رویکردهای جامع و سیستماتیک در مدیریت گردشگری کم کربن در مقاصد شهری، این مقاله می تواند گامی مؤثر در هموارسازی مسیر برای توسعه و اجرای گردشگری شهری کم کربن باشد. بنابراین هدف و سئوال این پژوهش، چیستی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن است تا بتوان چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و مدیریت این نوع گردشگری در مقاصد شهری ارائه داد. چارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش با بررسی 79 پژوهش در زمینه گردشگری کم کربن و مقصدهای شهری کم کربن شامل عوامل کلان (سیاست گذاری، اقتصادی، محیط زیستی، توسعه فناوری و قانونی)، عوامل خرد (شامل عرضه خدمات گردشگری کم کربن، تقاضا و مدیریت مقاصد) است. نتایج نشان می دهد که دستیابی به گردشگری کم کربن نیازمند همکاری و هماهنگی در سطوح مختلف و داشتن نگاهی سیستمی بین عوامل کلان و خرد است. این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به سیاست گذاران و مدیران شهری در طراحی و اجرای برنامه های مرتبط کمک می کند و می تواند به افزایش رضایت گردشگران، کاهش اثرات زیست محیطی و تحقق توسعه پایدار در مقاصد شهری منجر شود.
۳۸۰.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان