فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
معرفی اثر-ریشهها و گرایشهای نظری معماری
حوزههای تخصصی:
رهیافتی حاصل از شناخت شهر سنتی به منظور ارائه الگوی مداخله در بافت (مطالعه موردی: اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف دستیابی به الگویی مناسب جهت مداخله در بافت های تاریخی، به مطالعه موردی در زمینه شهر اردبیل پرداخته است. تحقیق حاضر بدلیل تأثیر شناخت تاریخی و کالبدی شهر در ارائه طرح، در بخش های آغازین به بررسی حوادث تاریخی، رشد، گسترش و تحولات شهر در دوران های گوناگون میپردازد. سپس برای معرفی عناصر تأثیرگذار در طراحی بافت کهن به تحلیل ساختار کهن محلات و شناسایی نقاط مهم بافت با توجه به تعاملات اجتماعی ـ فرهنگی مردم پرداخته و در ادامه معرفی طرح، در قالب پیشینه، اهداف، فرایند برنامه ریزی و طراحی انجام گرفته است. دستاوردهای این پروژه، شامل دستیابی به فضایی در خور تعاملات بشری امروز با حفظ استخوانبندی ارزشمند بافت و خلق فضاهای شهری با توجه به بروز جلوه هایی از آداب و سنن اصیل مردم در آنها و ارائه الگوها و ضوابط مشخص طراحی در بافت کهن میباشد. در این پژوهش علاوه بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی سفرنامه ها و نقشه ها، برداشت های میدانی نیز انجام گرفته است که در مقاله ارائه می گردد. مقاله پیش روی درصدد ارائه نمونه ای برای طراحی و مدیریت در بافت های کهن مشابه میباشد.
ادراک نمادین در معماری کاخ عالیقاپو
حوزههای تخصصی:
پزشکی در منظر سازی نوین
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۳ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
باغهای شفابخش، از جمله مباحث جدیدی هستند که عمر آنها به بیشتر از 20 سال نمی رسد و در واقعی پلی هستند بین طراحی منظر نوین و علوم پزشکی. باغهای شفا بخش باغهایی هستند که فقط کارکرد زیبایی شناختی ندارند بلکه به خاطر ارتباطی که با کاربر برقرار می کنند باعث شفای بیماریهای جسمی و خصوصا روحی و روانی او شده و در مرتبه عالی تر از ایجاد بیماری در او جلوگیری می کنند. این باغها ابتدا برای مراکز درمانی و بیمارستانها تعریف شدند، اما دامنه آنها به اماکن عمومی و باغهای شخصی نیز کشیده شد. راز موفقیت باغهای شفابخش در کشش ذاتی انشان به سوی طبیعت است و مهمترین چیزی که این نوع باغ به یک شخص می بخشد، احساس حیات و آرامش است. برای اینکه باغی شفابخش نامیده شود یک سری مولفه هایی باید در طراحی آن در تظر گرفته شود که در این مقاله به آن ها پرداخته شده است.
سفال، کاشی، سرامیک
حوزههای تخصصی:
نقدی بر دیدگاههای مورخان هنر و معماری اسلامی
منبع:
گلستان هنر ۱۳۸۶ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
تحلیل روند بازسازی آبادان و خرمشهر از دیدگاه های نظری
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۳ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
جنگ تحمیلی با فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز گردید و بازسازی ویرانی های آن که در نظر بود همزمان با ادامه جنگ صورت گیرد، متاثر از جو انقلابی و ایده آل های تحقق جامعه اسلامی و انقلابی بود. در این رابطه هدف بازسازی نفی گذشته متبلور در رژیم گذشته با محوریت تفکرات تجدد خواهانه بوده است. این نقطه مشترک با تفکرات مدرنیستی، که در دهه 1960 و 1970 رواج داشته است، در ایران نیز توسط تحصیل کردگان دهه های های 1960 و 1970 کشورهای غربی وارد شده بود و تا پیش از پیروزی انقلاب در طرح های معماری و شهرسازی گوناگونی مجال بروز در فضاهای محدودی پیدا کرده بود. اما این فرصت بازسازی پس از جنگ بود که فرصت بیشتر و فضای گسترده تری را پیش روی آنان گذاشته است تا تفکرات مدرنیستی خود را به محک تجربه بگذارند.در این مقاله سعی خواهد شد جوانب مختلف روند بیست ساله بازسازی منطقه را بر اساس پایه های علمی و نظریات رایج بازسازی مورد ارزیابی قرار داد.دست یابی به شناخت مبتنی بر پایه های علمی و متکی بر نظریه های معتبر جهانی می تواند راهبر تصمیم گیران و برنامه ریزان در رابطه با بازسازی و توسعه این منطقه، به سوی برنامه های کارآمد باشد. این مقاله سعی دارد به چنین شناختی دست یافته، راه کارهای کارآمد بازسازی را پیش روی تصمیم گیران قرار دهد.
چیدمان فرش: بررسی روش طراحی و مطالعه ویژگی های طراحی قالی جواد رستم شیرازی
حوزههای تخصصی:
معماری بی زمان، وحدت جوهره عقلی و گوناگونی پوینده صورت ها در ادوار به هم پیوسته تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گوناگون شدن پدیداری جوهره واحد عقلی و یا علمی در آثار (یا صورت های کالبدمند آن جوهره عقلی) در هر یک از ادوار به هم پیوسته تاریخ، موضوع کُلّی این مقاله است. در این نوشتار برآنیم تا از منظر تفکّر توحیدی اسلام و در بستری نزدیک به گویش فلسفی آن بگوییم که هر موجود شاخصی و از جمله هر اثر شاخص و منحصربه فرد از مجموعه آثار زیبا و پسندیده معماری تنها و تنها در دوره زمانی مشخص و مخصوص به خود از طول تاریخ، اثری بایسته و شایسته است، و کاری است کاملاً به جا، به موقع و قانون مدار؛ بنابراین نیک و پسندیده که با هندسه ای مشخص و متعیّن به حدود کمّی و کیفی خاص که در موقعیت زمانی و مکانی منحصربه فرد و لذا تکرار ناشدنی در صفحه آیینه وار جهان گذران (و لحظه به لحظه نو شونده) ظاهر و پدیدار می گردد. پس باید حواسمان کاملاً جمع باشد که هرگز نباید همان کار (به تمامی و یا حتّی بخشی از بخش های آن) در ادوار و زمان های بعدی تاریخ (آن هم به ناشایسته ترین صورت ممکن و ناشیانه ترین و غیرحقیقی ترین نوع از تقلید ظاهری صرف) عیناً تکرار و یا کپی سازی شود؛ به عبارت روشن تر، می خواهیم این فکر اصیل و بلکه اصل خلاف ناپذیر اسلام توحیدمحور را در گوش برخی خفتگان و غفلت زدگان بخوانیم و یادآوری کنیم که هستی (با همه اجزای به ظاهر متعدّد و متکثّر و مستقل از یکدیگرِ آن، که بعضاً در ادوار گوناگون تاریخ زمین در گستره ای از ازل تا ابد، پدیدار و ناپدید شده اند) حقیقتی است واحد، کتاب مانند و متّحدالاجزا، برقرار و باقی و در عین حال پوینده ای کمال محور، به گونه ای که نه هرگز موجودی (به حقیقت) از مجموعه موجودات به هم وابسته و درهم تنیده آن معدوم می شود (و یا به عبارتی، به تمامی به عدم مطلق می رود)، و نه معدومی (یا چیزی که موجود نیست، و به عبارتی، عدمی مُطلق است) در مجموعه هستی موجود می گردد (اگرچه به حسب ظاهر از میان رفته و جایش را به موجود و یا پدیده ای دیگر داده باشد)؛ بنابراین (مانند وظیفه ای که در قبال حفاظت از کلّیّات و جزئیّات یک کتاب واحد، با شخصیت منحصربه فرد، با هویّت و البتّه نظام مند داریم) هرگز نمی توان و نباید بخشی از آن را جابه جا و یا تکرار، و به عبارتی، کُپی سازی کرد؛ به عبارت روشن تر، موجودیّت یافتن (یا همان پدیدارشدن صورت کالبدمند) یک اثر هنری و یا معماری (با تمام ویژگی های کیفی و کمّی اش) در مرحله ای خاص از مراحل زمان، ترکیبی اتّحادی و جدایی ناپذیر با آن مرحله دارند، به گونه ای که هرگونه تصوّر جدایی میان مجموعه هستی و آن اثر و مرحله ویژه زمانی اش مُساوی با عدم (یا همان "" نبودن "" ) آن شیء در آن زمان (و بنابراین، ناقص دیدن هستی) است. در واقع امر، این حقیقت عقلانی و عین ثابت هر شیء است که به سبب اصل زندگی، پویندگی و صیرورت کمال محور مجموعه مُتّحدالاجزای آفرینش، در طول بستر زمان حرکت می کند، و از نظر پدیداری و آشکاری صوری بر پرده عالم امکان و یا صفحه وجود تحوّل و دگرگونی می پذیرد. لذا حقیقت عقلانی یک شیء در زمان خود و نسبت به زمان های قبل و بعد از زمان خود، همواره موجود و بلکه موجودی ثابت بوده، و توسط معمار مسلمان نیز باید ثابت دانسته و دیده شود.
محوطه تاریخی تپه میل مطالعه، طرح حفاظت، مرمت و احیا (خلاصه پایان نامه)
حوزههای تخصصی:
چیدمان فرش: پژوهشی بر قالی های دستباف قدیم یزد
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تحقیقی است، در زمینه بررسی و مطالعه متنوع ترین قالی های قدیمی به جا مانده در یزد، که از دوران قاجار در یزد بافته شده اند. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و با تکیه بر مصاحبه های میدانی و مشاهده قالی های باقیمانده، به بررسی و معرفی مهم ترین و پررونق ترین قالی ها با طرح های واگیره ای در این دوران، می پردازد. لذا با دسته بندی اطلاعات جمع آوری شده، به تحلیل طرح ها و ارتباط آن ها با نامشان و همچنین به مطالعه تطبیقی نقوش اصلی این قالی ها، با دیگر هنرهای موجود در یزد (به ویژه نقوش موجود در تزئینات معماری و پارچه های دستباف)، از منظر همنشینی طرح و نقش در کنار یکدیگر، پرداخته و در نهایت، به جمع بندی، مطالب تهیه شده می پردازد.
در طول دوران های متوالی بافت قالی با طرح های متنوع در یزد رواج داشته است، نظیر طرح های لچک و ترنج، تصویری، حیوان دار، درختی، هندسی و... که در این میان از دوران قاجار، طرح هایی با نقشه واگیره ای؛ مانند «گل و ماهی(هراتی)»، «سردارجنگی»، «امیرجنگی»، «احمد محمدآبادی»، «تال و خونچه» و بعضاً «شرق لندن» از رواج و محبوبیت بیشتری در بین بافندگان و خریداران یزدی (در مقایسه با طرح های غیر واگیره ای) برخوردار شدند.
بررسی ها بر روی طرح و نقش قالی های واگیره ای مذکور نشان می دهد که ضمن تأیید بومی بودن نام طرح و نوع نقوش و همنشینی آن ها، هنرمندان یزدی در ارائه طرح، نقش و رنگ قالی های دستباف خود، از همه هنرهای سنتی و بومی یزد بهره برده اند و به طورکلی ساختار هر کدام از قالی ها به گونه ای با نمادهای هنری، تاریخی، فرهنگی و اعتقادات مذهبی مردمان این خطه کویری، ارتباطی مستقیم دارد. اگرچه ممکن است ایده اصلی طرح قالی های بافته شده در این استان، از هنرمندان یزدی نباشد؛ اما انتخاب، رواج و محبوبیت یافتن آن در دوره ای خاص و از همه مهم تر، واگیره ای بودن طرح ها که شباهت آن را به نحوه بافت پارچه ها (با در نظرگرفتن این موضوع که بیشتر بافندگان قالی همان پارچه بافان دستی بودند) بیشتر می کند؛ می تواند ریشه در ضمیر و اعتقادات آن ها داشته باشد.
چهارباغ یا چارباغ؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۴ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
«چهارباغ» صحیح است یا «چارباغ»؟ این سؤال اصلی نوشتار پیش روست. هرگاه برای فهم عمیق تر این پدیده به متون تاریخی، کتاب ها، سفرنامه ها، زندگینامه ها و حتی کتیبه ها سر می زنیم مشاهده می کنیم که واژه «باغ» به عرصه ای دلپذیر، پر از گل، گیاه، درخت و آب جاری، اما منظم و برپایه هندسه ای مشهود، اطلاق شده است. در این میان«چهارباغ» یا شاید «چارباغ» اشاره ای به الگوواره نظم دهنده به آب ، گیاه و بنا در عرصه ای به نام «باغ» است.
اما سؤال اصلی اینجاست که چرا گاهی در متون علمی و ادبی حرف «ه» از واژه «چار» حذف شده است. آیا دلیل ویژه ای برای این امر وجود دارد یا صرفاً به مرور زمان و در افواه عمومی این حرف حذف شده است. البته بعید است فرض دوم صحیح باشد زیرا در متون ادبی که معمولاً نویسنده آن بر نگارش صحیح واژه اصرار داشته است نیز واژه «چارباغ» به چشم می خورد. از این رو این نوشتار براساس بررسی تطبیقی اسناد در دسترس - اما محدود- دودمان شناسی واژه و تطبیق آن با شکل شناسی، به کنکاش این موضوع می پردازد.
اکولوژی، منظر و طراحی اکولوژیک منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
یک نگاه محدود و غیرزمینه گرا، که از دریافت میراث منظرین غنی خاورمیانه ناتوان است، ظرفیت های منظر را به عنوان یک چارچوب مطالعاتی میان رشته ایِ تضعیف کرده و حیطه حرفه معماری منظر را به زیباسازی سطحی و ظاهری محدود می سازد. این مقاله رویکرد کل نگر و پویای طراحی اکولوژیک منظر را مطرح می کند، با این استدلال که اکولوژی می تواند الف) معنای منظر را، فراتر از اینجا و اکنون، زمینه گرا کند، پاسخگوی اکولوژی منطقه باشد و میراث تاریخی و بومی منظر را ادغام کند؛ و ب) مباحث معماری منظر را گسترش دهد تا نه تنها سیما و نمود ظاهری را در بر گیرد، بلکه شامل ابعاد محیطی، اکولوژیک، اجتماعی- اقتصادی و سیاسی نیز باشد. برای نشان دادن پیچیدگی و انطباق پذیری یک چارچوب منظرین کل نگر، و قابلیت های آن در پیشبرد پژوهش ها و فعالیت های حرفه ای معماری منظر، گستره ای از کاربردهای آن ذکر شده است.