فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پارچه بافی دوره ی ایلخانی
حوزههای تخصصی:
صنعت - هنر پارچه بافی در ایران از هزاره های قبل از میلاد با بافت حصیر آغاز و در طول تاریخ با روندی تکاملی تا پایان دوره صفویه ادامه یافت ، که دوره ی سوم شکوفایی فرهنگ پس از اسلام ، دوران ایلخانی بود که هنر پارچه بافی نیز در کنار سایر هنرها روند رو به رشد خود را آغاز کرد . در این دوره کارگاه های معتبری در شهرهایی چون تبریز ، کاشان ، یزد ، کرمان و خراسان دایر شدند ؛ ابریشم بافی ، حریر بافی ، تولید پارچه های زربفت و کمخا از جمله هنرهای رایج در حوزه ی پارچه بافی در عصر ایلخانی میباشند ...
زیبایی شناسی نقوش سفال نیشابور
منبع:
هنرنامه ۱۳۸۰ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی در بخشهای مختلف دارای ویژگیها و زیبایی خاصی است که سفالگری و طراحی نقوش آن در بخش سفال نیشابور از نمونه های بارز آن است . هنر سفالگری نیشابور ، علاوه بر تنوع در تکنیک های ساخت ، دارای تنوعهای بدیع طراحی نقوش و خوشنویسی روی آن نیز هست که بیانگر قدرت و تسلط هنرمند در این هنر است . شکل لعاب دهی ، کتیبه های زیبای ظروف به خط کوفی ، تزئینات نقوش گیاهی ، حیوانات و انسان و نیز توانایی در ترکیب بندی تصویری هر یک از این عناصر در ظروف . این بخش از هنر اسلامی را دارای برتری کرده است ...
شهرسازی نوین راهی به سوی ایجاد محلات پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
شهرها و واحدهای خردتر آن چون محلات، همچون ارگانیسمی زنده و پویا هستند که در بستر تغییر و تحولات بسیاری قرار می گیرند، لذا نظریات و راه کارهای متفاوتی برای هدایت این تغییرات پیش بینی می شود تا شهر و زندگی انسان ها در زمان حال و آینده با مشکل مواجه نشود. در دهه های اخیر رشد فزاینده برنامه های توسعه، منجر به هشدارهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شد؛ لذا در پاسخ به بحران های ایجاد شده، رویکردها و مفاهیم جدیدی در حوزه های مختلف شهری مطرح می شود. امروزه توسعه پایدار به عنوان یکی از این رویکردها در تمامی ابعاد اجتماع مد نظر است. برای حرکت در این مسیر و نیل به اهداف آن، می بایست راه کارهایی اتخاذ شود. با توجه به اینکه در دهه های اخیر تأکید بر محلات و اجتماعات محله ای و شروع برنامه ریزی از این سطح، در شهرها مطرح است (رویکرد پایین به بالا)، به نظر می رسد که توجه به معیارهای پایداری در محلات و برنامه ریزی به منظور توسعه در سطح محله، راه کاری مناسب برای ارتقای کیفیت آنهاست. در ضمن به نظر می رسد که به دلیل برخورد با محیط کوچک تری از اجتماع، پیاده سازی این اصول به مراتب عینی تر و ملموس تر باشد.
در این میان شهرسازی نوین به عنوان رویکردی جدید در شهرسازی، طیفی کامل از برنامه ریزی و طراحی شهری تا معماری را در نظر می گیرد که در پاسخ به محلات ناپایدار به وجود آمده، شکل گرفت. اهمیت بررسی و تحلیل این الگو، به دلیل تأثیر گذاری آن بر برنامه ریزی در تمامی سطوح، و در نظر گرفتن مسایل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است. ضمن آنکه اصول ارایه شدة این نظریه، در توسعه شهری، توسعه های جدید، توسعه های درون زای بافت و به خصوص در برنامه ریزی محلات شهری، اهمیت قابل توجهی دارد. به نظر می رسد که اصول مطرح شده در این رویکرد، رابطه تنگاتنگی با معیارهای پایداری داشته باشد.
روش پژوهش در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات، بر پایه مطالعات کتابخانه ای است و به تفسیر معیارهای پایداری در محلات، و اصول نوشهرسازی و نهایتاً مقایسه تطبیقی آنها با یکدیگر می پردازد. نتیجه آنکه بکارگیری اصول شهرسازی نوین در محلات، راهکاری به سوی پایداری آنهاست.
بررسی کاسه ها و پیاله های فلزی هخامنشی از نظر شکل، جایگاه، تزئینات و حوزه پراکنش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر هخامنشی، هنری ترکیبی است که در نهایت ظرافت و زیبایی جلوه گری می کند. یکی از ظریف ترین مصنوعات هنرمندان قلمرو هخامنشی، ظروف فلزی به ویژه کاسه ها هستند. کاسه های هخامنشی یکی از مدارک مهمی است که از مناطق مختلف شاهنشاهی به دست آمده است. برخی از این کاسه ها دارای کتیبه سلطنتی می باشند که حاکی از اهمیّت این گونه از ظروفدر دربار هخامنشی است. این کاسه ها اطلاعات ارزشمندی در زمینه فلزکاری، شیوه تزئینات، تکنیک ساخت، ارتباطات تجاری، اجتماعی، اقتصادی و هنری در اختیار افراد صاحب فن قرار می دهد. پژوهش پیش رو سعی بر آن دارد با نگاهی توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل نقوش، تزئینات و شکل کاسه ها، اهمیّت و جایگاه کاسه های فلزی را در جامعه هخامنشی مورد مطالعه قرار دهد؛ همچنین تلاش می شود بر اساس مطالعات تطبیقی میان کاسه ها و پیاله ها و بررسی حوزه پراکندگی آنها، منشأ اقتباس شکلی و تزئینی در ساخت کاسه های فلزی هخامنشی مشخص و تحلیل گردد. نتایج حاصل از این بررسی حاکی از گستردگی کاسه ها و پیاله های فلزی هخامنشی به ویژه نوع زورقی آن، در سرتاسر شاهنشاهی است. وجود آرایه های گیاهی هم چون گل نیلوفر، روزت و تزئینات بادامی شکلی که در سایر هنرهای هخامنشی مانند نقوش برجسته مشاهده می شود، بر کاسه ها نیز شناسایی شد. به علاوه تا مدت ها پس از سقوط هخامنشیان، سنت ساخت کاسه ها و پیاله های فلزی به سبک آن ها در مناطق مختلف رواج داشت.
نقش انرژی های نو در معماری ساختمان های سبز با رویکرد کاهش مصرف انرژی
حوزههای تخصصی:
انرژی های نو یا انرژی های پاک؛ دستاورد دانش نوین بشر، برای فردا است ولی ریشه های آنرا می توان در ساختار تمدن های کهن، از جمله در ایران یافت که با قدرت علمی و ژرف اندیشی خود، راه را برای آیندگان هموار نمودند. درحال حاضر معماری سبز نزدیک ترین تداخل حوزه عملکردی را با اصول مربوط به پایداری، درحوزه زیست محیطی و معماری را به خود اختصاص داده است. امروزه استفاده از عناصر مولد انرژی مانند توربین های باد و پانل های خورشیدی نه تنها به عنوان نیاز در صرفه جویی انرژی های فسیلی، بلکه به عنوان عناصر زیبایی شناختی در فرم بیرونی معماری نیز به کار گرفته می شود. یک ساختمان سبز، علاوه بر بهره وری انرژی به چگونگی شکل گیری فرم و فضای معماری با عناصر مولد انرژی نیز توجه دارد.در این مقاله نقش انرژیهای نودرساختمان های سبز با تأکید برکاهش مصرف انرژی درانرژی خورشیدی وکاربردهای آن در تولید صورت های دیگر انرژی از جمله انرژی الکتریکی فتوولتائیک، هوا گرم کن خورشیدی و هوا سرد کن خورشیدی، دیوار ترومب و بام سبز و .... پرداخته شده است و در ادامه به استفاده از انرژی باد در تولید برق پرداخته ایم روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی، مروری و داده ها و اطلاعات پژوهش و تحلیل اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. بر اساس نتایج به دست آمد ، تلاش در جهت ترویج بکارگیری این سیستم ها به ویژه در توزیع برق، ضمن کاهش مشکلات ناشی از توسعة شبکه و سوخت رسانی در این مناطق می تواند راهکاری برای کاهش مصرف سوخت های فسیلی بوده و تاثیر به سزایی در تقلیل انتشار گازهای گلخانه ای داشته باشد و در آینده با افزایش تولید این سیستم ها و کاهش هزینه های ساخت، استفاده بهتر از آنها امکان پذیر گردد.
سیری در مبانی بازسازی و مرمت سنتی نقاشی های دیواری در ایران با نگاهی به چند نمونه آثار شاخص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش از سال های دهه 40 شمسی، فعالیت های انجام شده در حوزه حفاظت از نقاشی های دیواری در ایران، با مبانی نوین مرمت مطرح شده توسط هیئت متخصصان ایتالیایی (ایزمئو)1 در سال های پس از این دهه، منطبق نبوده است. ""اگر چه ریختن و یا تیشه ای کردن نقاشی های دیواری آسیب دیده و کشیدن گچ روی آنها توسط نقاشان، که در دوره های مختلف و با هدف بازسازی نقاشی انجام شده، نوعی رویکرد حفاظتی محسوب می شود، اما شیوه ای است که از طریق بازسازی و نوسازی نقاشی ها، بدون حفظ اصالت اثر و متمایز با نوع عملکرد در سال های آغاز مرمت علمی و نوین صورت پذیرفته است. نمونه های بسیاری از نقاشی های دیواری به ویژه در آثار شاخص (اصفهان، شیراز و ...) مشاهده می شوند که به صورت چند لایه روی هم اجرا شده اند. آثاری که توسط استادان مطرح همچون «مصوّرالملکی»، «جواد رستم شیرازی» و ... در آن دوران بازسازی شده اند.""2
اهداف این پژوهش، پس از بررسی پیشینة تحقیقات در این حوزه و آگاهی از عدم وجود مستندات و پژوهش های منسجم مربوط به این روند در سال های قبل از دهه 40 ش. و نیز با نگاه به ضرورت شناخت این مستندات به منظور پیشبرد اهداف حوزه مرمت و پاسخگویی به پرسش ها و ابهامات موجود در این زمینه تعریف شده است. موضوعاتی که نگارنده را بر آن داشت تا در این مجال، با نگاهی کوتاه به شناخت روش ها و دلایل کاربرد آنها، نوع دیدگاه و روند مرمت سنتی قبل از این دهه را مورد کاوش قرار دهد.
با عنایت به موارد اشاره شده و نیز معنای واژگان حفاظت و مرمت در سال های پس از دهه 40 ش. تا کنون، مهم ترین پرسش این است که، آیا می توان نحوه عملکرد در خصوص نگهداری نقاشی های دیواری تا قبل از دهه مذکور را حفاظت و مرمت دانست؟
اطلاعاتی راجع به گنبد نظام الملک در مسجد جامع اصفهان
حوزههای تخصصی:
خلاقیت های طراحی اقلیمی متناسب با جریان باد در بافت قدیم بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلسله مراتب طراحی اقلیمی در یک منطقه نقش زیادی در شرایط آسایش محیطی دارد. این موضوع در مناطقی با اقلیم خاص از اهمیت بیشتری برخوردار است. در میان عوامل اقلیمی، جریان باد نقش بسیار مهمی در شکل دهی به فرم شهر دارد. جهت گیری خیابان، ارتفاع و تراکم ساختمان ها، پراکنش ساختمان های مرتفع و... از جمله عناصر طرح شهری است که بر الگوی جریان باد در فضاهای شهری اثر می گذارند.اگرچه موضوع تاثیر متقابل طراحی شهری و جریان باد شهری از دهه 50 قرن بیستم مورد توجه ویژه متخصصین قرار گرفته، در ایران با وجود تجربه های غنی در شهرهای تاریخی، این موضوع به خوبی مورد کاوش قرار نگرفته است.شهر بوشهر در کرانه شمالی خلیج فارس یکی از شهرهای اقلیم گرم و مرطوب است که کلیت بافت و فضاهای شهری آن متناسب با شرایط اقلیمی شکل گرفته است به گونه ای که خلاقیت های منحصر به فردی در طراحی اقلیمی، از بافت تا بنای معماری را می توان در آن مشاهده کرد که سیمای شهری متمایز و هویت بخش بوشهر قدیم را ایجاد کرده است.این مقاله با روش تحقیق توصیفی - تحلیلی، مبتنی بر اصول موضوعه طراحی اقلیمی و با تکیه بر گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی به دنبال آشکار کردن خلاقیت های طراحی اقلیمی متناسب با جریان باد در بافت قدیم بوشهر است.مجموع تحلیل ها و بررسی ها حکایت از آن دارد که فضاهای شهری بوشهر در سلسله مراتبی از طراحی اقلیمی متناسب با جریان بادهای محلی شکل گرفته است. طراحی اقلیمی متناسب با جریان باد در بافت قدیم بوشهر، در ویژگی هایی همچون مکان یابی و تنظیم طبقات ارتفاعی بافت، شکل میادین و معابر شهری، جهت گیری معابر و مقطع عرضی معابر در جهت کوران بیشتر، شکل فضای معماری و جزئیاتی همچون شناشیر، طارمه، بون و ... تبلور پیدا می کند.
مسجد چهار ایوانی
منبع:
هنرهای زیبا ۱۳۷۸ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
در ایران قبل از عهد سلجوقیان مساجد مختلفی ساخته می شوند که اغلب به تقلید از مساجد عباسی بصورت شبستانی می باشند. ولی از قرن پنجم هجری و در قلب کویر مرکزی ایران نقشه ای بوجود می آید که ریشه در معماری قبل از اسلام ایران دارد. از این زمان به بعد گونه عام چهارایوانی به عنوان نمادی از فضای ایرانی، الگو نقشه مساجد این خطه می گردد. چرا و چگونه چنین الگوئی طرح مساجد عباسی را متحول می سازد؟ در این مقاله ضمن مطرح کردن دیدگاه های مختلف و ارائه نظریه ، به پاسخگوئی به این سئوال خواهیم پرداخت. کلیدواژگان: معماری ایران، اسلامی، مسجد چهار طاقی، چهار طاقی،گنبد خانه، عهد سلجوقی، تداوم معماری ایرانی
بررسی ابعاد کیفیت محیط بافت فرسوده محله مفت آباد منطقه 13 تهران
حوزههای تخصصی:
بدون شک محیط به عنوان ظرف انسان یکی از بخشها و یا به واقع یکی از ارکان بروز و ظهور حس بهزیستی در شهروندان است. ضعف دسترسی، ناپایداری و چهره نازیبای بناها، کمبود استانداردها و سرانه کاربری ها و ... بخشی از مشخصات بافت های فرسوده در شهرهای کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته است که امروزه به عنوان یک موضوع حاد مورد توجه اندیشمندان مطالعات شهری است. در این راستا چرخه پیوسته و سیستمی مشکلات شهر حکایت از آن دارد که عقیم ماندن مسائل خود زایای مشکلات و مسائل متعدد بعدی است. با توجه به ضرورت و اهمیت بررسی کیفیت محیطی در بافت های فرسوده این مقاله به بررسی کیفیت محیط در چارچوب شش شاخص دسترسی، منظر، کیفیت ابنیه، امنیت، تراکم و امکانات و تسهیلات شهری در بافت فرسوده محله مفت آباد واقع در منطقه 13 در دو قالب عینی و ذهنی، پرداخته است. و در این راستا به دنبال پاسخ به این سؤال است که مهم ترین عوامل در کیفیت محیط محله مفت آباد چیست؟ و مهم ترین مسائل و اولویت های ساکنین محله مذکور شامل چه مواردی است؟ از آنجایی که هدف این مقاله به واقع بررسی کیفیت محیط در بافت فرسوده محله مفت آباد بر مبنای شاخص های عینی و ذهنی است لذا روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی-تحلیلی و مقاله از نوع اکتشافی می باشد. در این بین از تکنیک های آماری چون تحلیل عاملی در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز نیز از دو روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی استفاده شده است. در روش کتابخانه ای گزیده ای از منابع معتبر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و در مطالعات میدانی نیز به دو صورت پرسشنامه ای و روش مشاهده داده های مورد نیاز گردآوری شده است. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان دهنده این است که کیفیت عینی و ذهنی محیط در بافت فرسوده محله مفت آباد در حد نازلی قرار دارد. در عین حال مکانیزم های شکل دهنده کیفیت پایین محیط در بافت مورد مطالعه دو عامل درونی و بیرونی است. عامل درونی در شکل گیری کیفیت پایین محیط عامل فقر اقتصادی ساکنین است و عامل بیرونی ضعف مدیریت شهری است.
مطالعه نمادشناسانه و تطبیقی عناصر نقوش منسوجات ساسانی و صفوی
حوزههای تخصصی:
هنر دوران ساسانی به عنوان چکیده ای از هنر تمامی اعصار ایران به شمار می رود. بیشترین مشخصه هنر ساسانی، نقوش تزئینی آن است و یکی از تجلیات این نقوش در منسوجات ساسانی است که تأثیر عمیقی بر هنر ادوار و ملل مختلف تاریخ گذاشت. در دوره صفویه نیز به علت حمایت حاکمان وقت، صنعت نساجی به ویژه قالی بافی از پیشرفت چشمگیری برخوردار بوده است. قالی های سده دهم هجری در زمره باشکوه ترین نمونه های باقیمانده آن دوره است. بیشتر شهرهای صفوی پیشرفت قابل توجهی در پارچه بافی داشته اند. شماری از مستشرقان، بهترین منسوجات را متعلق به کاشان دانسته اند. در تحقیق حاضر، به رمز و ماهیت نمادشناسانه نقوش پرداخته شد. رمز یا نماد، بیانی ادراکی و مشهود است که باید جایگزین چیزی مخفی و مکتوم شود و این ماهیت در نقوش هر دو دوره کاملاً قابل مشاهده است. در این مقاله، با استفاده از روش های تاریخی، توصیفی و تطبیقی، عناصر نقوش منسوجات ساسانی با توجه به کیفیات فرمی و محتوایی آنها، در منسوجات دوره صفوی به عنوان دوران درخشان فرهنگ و هنر ایران و دوره اوج درخشش هنر پارچه بافی ، ردیابی شده است.
در انتها این پژوهش به بررسی علمی و نمادشناسانه و تطبیقی نقوش منسوجات در دوره پرداخته و با ذکر مقایسه عناصر با یکدیگر، به تاثیر پذیری عصر صفوی از این نقوش اشاره کرده است. نتیجه ای که در این نوشته حاصل شده آن است که بیشتر نقوشی که به عنوان نقوش تزیینی در پارچه های صفوی مورداستفاده قرار گرفته اند همان اشکال ساسانی اند که با کیفیت فرمی و محتوایی متفاوتی به کار رفته اند.
بررسی تطبیقی منسوجات ایران ساسانی و روم شرقی ( بیزانس )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منسوجات بافته شده در دوران ساسانیان (225-630م.)-که آخرین مرحله هنر کهن شرقی است- به لحاظ زیبایی بصری، نقوش نمادین و تزیینی، کاربرد رنگ و فن بافت، از شاخصه های هنر ایران زمین به شمار می روند. آوازه این منسوجات در جهان کهن، بسیاری از تمدن ها از جمله تمدن های مجاور مانند بیزانس را به سمت وام گرفتن از نقوش این پارچه ها سوق داده بود. در این مقاله سعی شده تا پس از ترسیم پیش زمینه های تاریخی، سیاسی و هنری و ارتباط امپراتوری ساسانی و روم شرقی با روش تاریخی، تحلیلی و مقایسه ای، به بررسی چگونگی تأثیر بافته های ساسانی بر منسوجات بیزانس پرداخته شود. تمرکز بررسی حاضر بر نقش مایه ها، مضامین به کار رفته در طراحی بافته ها و ترکیب بندی منسوجات ایران ساسانی و امپراتوری بیزانس بوده، ضمن این که توجه به تقابل نقش و معنا نیز از نظر دور نمانده است. با وجود قلت نمونه های باقی مانده از منسوجات ادوار مورد بررسی- به ویژه دوره ساسانی- مقایسه آنها، نشان از تأثیر ژرف نقوش نمادین و تزیینی منسوجات ایران ساسانی بر منسوجات روم شرقی دارد. این که با وجود اقتدار آیین مسیحیت به عنوان دین رسمی این امپراتوری، مفاهیم نمادین و نقوش مذهبی ایران باستان همچنان جلوه بخش هنر ایشان است، خود نکته ای در خور تأمل است.
بازآفرینی فرهنگ مدار در بافت تاریخی شهر قزوین با تأکید بر گردشگری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تلاش شده است تا با بهره گیری از اصول گردشگری شهری، راهکارهایی برای بازآفرینی بافت های تاریخی کشور که به عنوان سرمایه های ارزشمند امروزه در مرکز توجه نهادهای شهری واقع شده اند، ارائه گردد. در این باره، از بازآفرینی فرهنگی به عنوان رویکردی اساسی تحقیق استفاده شده است. در این رویکرد، فرهنگ به عنوان یکی از سرمایه های اصلی شهر شناخته می شود. شهر تاریخی قزوین با برخورداری از بافتی تاریخی و واجد ارزش مرمت، حفاظت و نگهداری و با دارا بودن پتانسیل های بسیار مناسب تاریخی و جاذبه های گردشگری، امکانات توسعه فراوانی دارد؛ با این حال، در اثر برخی سهل انگاری ها و اقدامات بی ملاحظه و نیز عدم توجه به روند فرسودگی، علی رغم وجود طرح های متعدد، مشکلات بافت در سال های اخیر افزایش یافته است و نیاز به احیای فعالانه بافت را ضروری نشان می دهد. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است و با اتکا به مرور پیشینه تحقیق از سویی، بررسی اسناد مربوط به بافت تاریخی قزوین و مطالعات میدانی از سوی دیگر، به تحلیل مسئله می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهکار برون رفت از مشکلات و احیای بافت های تاریخی ارزشمند در گرو اجرای برنامه هایی است که بر راهبردها و سیاست های تعاملی بین بازآفرینی فرهنگی و گردشگری فرهنگی شهری استوار است. رویکرد گردشگری فرهنگی نیز مانند بازآفرینی به نوبه خود از ابزار مؤثر در احیای بافت های تاریخی محسوب می شود. بالفعل سازی پتانسیل های بالقوه گردشگری و هویت تاریخی در رابطه ای مستقیم با یکدیگر، حیات واقعی و مدنی شهری را تضمین می کند. جهت تدقیق موضوع، کاربست راهبردهای پیشنهادی در طراحی بافت تاریخی قزوین مورد بررسی قرار گرفته است تا زمینه تحول و معاصرسازی یکی از بافت های ارزشمند میراث فرهنگی کشور فراهم گردد.
رودهای تهران؛ توان روددره ها در توسعه شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
در ساختار شهر تهران در طول تاریخ، بدون شک روددره های هفتگانه شهر مهم ترین مؤلفه طبیعی به شمار می روند؛ مؤلفه هایی که امروز دیگر نقشی در معادلات شهری تهران بر عهده ندارند. با وجود اینکه رود دره ها به عنوان یکی از عناصر مهم ساختار اکولوژیکی شهرها نقش بسزایی در ایجاد رابطه متعادل بین فضای شهر با طبیعت ایفا می کنند، در طرح های جامع شهر تهران به عنوان جزیی مهم از ساختار شهر تهران دیده نشده اند. همچنین علی رغم اینکه در آخرین طرح جامع، تا حد زیادی به ظرفیت روددره ها اشاره شده اما در برنامه ساماندهی مربوط به آنها چگونگی انجام کار به درستی مشخص نشده است. مقاله حاضر با بررسی جایگاه روددره های تهران در اسناد شهری و اقدامات صورت گرفته در رابطه با نمونه موردی روددره فرحزاد به امکانات، فرصت ها، محدودیت ها، تهدیدات و راهبردهایی به عنوان پیشنهادهای اولیه برای برنامه ریزی و احیای محیط طبیعی رود دره ها با هدف ارتقای کیفیت زندگی می پردازد. این نوشتار بر توجه به این دو نکته اساسی تأکید می کند : 1) ظرفیت طبیعی روددره ها شامل فضاهای سبز و جریان آب و 2) ابعاد انسانی و ایجاد محور پیاده متصل به شهر در روددره ها. با توجه همزمان به این دو نکته و ترکیب ظرفیت طبیعی روددره ها با نیازهای انسانی می توان انتظار داشت که ساماندهی روددره ها به نتایج مطلوبی ختم شود.
نقدی بر فرضیه الگوی چهارباغ در شکل گیری باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی با تاریخ درخشان خود به عنوان یکی از بهترین الگوهای منظرسازی، محصول تعامل سازنده انسان ایرانی در مواجهه با طبیعت است. چرایی و چگونگی شکل این پدیده، محمل نظرات گوناگونی بوده است. از بین عوامل مختلف شکل گیری باغ ایرانی و هندسه خاص آن، فرضیه الگوی چهارباغ به عنوان یکی از مشهورترین فرضیه ها شناخته شده است. اغلب نقل قول ها حاکی از این تعریف است که چهارباغ به باغی گفته می شود که به وسیله دو محور عمود بر هم به چهار قسمت با استناد به تعابیر و تفاسیر متعدد از عدد چهار - تقسیم می شود؛ محورها در وسط شامل کانال های آب بوده و در محل تقاطع محورها، حوض یا کوشکی تعبیه شده است. این تعریف به عنوان ریشه هندسی باغ ایرانی شناخته شده و دارای بیشترین طرفدار در بین اندیشمندان باغ ایرانی است. الگوی چهارباغ در باغ ایرانی چنان مشهور شده است که بسیاری از نویسندگان و محققان فعلی بدون ریشه یابی واژه و بررسی تاریخی، آن را بدون هیچ تردیدی به عنوان یک اصل پذیرفته و به کهن الگو بیان می کنند. به جرات می توان گفت اغلب نوشته های موجود درباره باغ ایرانی که منبع مطالعات دانشجویان و پژوهشگران است موید نظریه چهارباغ اند؛ به گونه ای که فکر درباره باغ ایرانی بدون فرم چهارباغ معنایی ندارد. مقاله درصدد است با بررسی و نقد آرای مختلف در این باب، این الگو را در باغ ایرانی به چالش کشیده و به دنبال معنای واژه چهارباغ و یافتن پاسخ این پرسش باشد که آیا چهارباغ را می توان به عنوان الگوی هندسی باغ ایرانی شناخت؟فرضیه مقاله این است که واژه چهارباغ، نه دلالت بر چهاربخشی بودن باغ ایرانی دارد و نه می تواند توجیه کننده شکل و هندسه غالب بر باغ های ایرانی باشد. لذا در ابتدا به تعاریف موجود در مورد چهارباغ و ریشه ای شکل گیری این مفهوم پرداخته و در بخش بعد به بررسی تاریخی و تحلیل الگوی هارباغ به نقد نظریات موجود و بهره گیری از روایات و اسناد متضاد به اثبات فرضیه تحقیق می پردازیم.