فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله آموزش شهرسازی امروزه از اهمیت والایی در بین دست اندرکاران برخوردار است. تحولات جهانی شهرسازی در دهه های اخیر حاکی از نزدیک شدن دو گرایش آموزشی شهرسازی (برنامه ریزی و طراحی) به عنوان یک ضرورت است. اما در نظام آموزشی شهرسازی در ایران، در حال حاضر نظریاتی مطرح است که با سمت و سوی تفکیک این دو گرایش همراه می باشد لذا خلا پرداختن به موضوع «برنامه ریزی طراحی محور» با نگاهی به برنامه ریزی و طراحی شهری به صورت توامان در فرایند آموزش شهرسازی کاملا مشهود می باشد. بر این اساس هدف از نگارش این مقاله بکارگیری رویکرد برنامه ریزی طراحی محور در فرایند آموزش شهرسازی ایران در جهت ارتقا کیفیت آموزشی این رشته می باشد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی- قیاسی- توصیفی به معرفی و بیان بنیادهای نظری رویکرد برنامه ریزی طراحی محور در امر آموزش شهرسازی پرداخته و تلاش می کند با نگاهی موشکافانه، زمینه های تجلی رویکرد آموزشی برنامه ریزی طراحی محور را بررسی نماید. نتایج این پژوهش راهبردهایی در جهت تشخیص و سو گیری سامانه های آموزشی مربوطه و متخصصین در امر آموزش شهرسازی و پر نمودن فاصله میان برنامه ریزی و طراحی ارائه می دهد.
بهره گیری از مصالح بومی–سنتی به منظور بهینه سازی مصرف انرژی حرارتی ساختمان، نمونه موردی: بافت مسکونی-تاریخی بیلند گناباد
حوزههای تخصصی:
مصرف بیش از حد انرژی های فسیلی موجب گرم شدن زمین و خسارات جبران ناپذیری بر محیط زیست جهان شده است. با این فرض که معماری بومی کمترین اثر مخرب را بر اکوسیستم و محیط زیست دارد. و معماری بدون توجه به اقلیم و شرایط بومی مشکلات خاصی را برای ساکنین بناها بوجود آورده است. این پژوهش با رویکرد بهره گیری از مصالح بومی(خشت) سعی در بهینه سازی مصرف انرژی دارد و در این راستا به بررسی نمونه های یکسان(بلحاظ موقعیتی و کاربران) در محیط بومی گرم و بیابانی(گناباد) با مصالح مصرفی متفاوت پرداخته است(نمونه اول خشت، نمونه دوم آجر و نمونه سوم خشت بهینه) تا به استناد نتایج حاصله بهینه سازی انرژی با بومی سازی به وسیله نرم افزار دیزاین بیلدر اثبات شود. این پژوهش با روش ترکیبی انجام شده است و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، اسنادی به جمع آوری اطلاعات پرداخته و در پایان با بررسی نمونه ها در نرم افزار دیزاین بیلدر لایسنس 4.2.0.054 نتیجه مقایسه سه نمونه به اختصار بصورت زیر حاصل شده است:
نمونه اول و دوم: در نمونه دوم(مصالح غیربومی) (kwh) 14.5% افزایش مصرف انرژی سرمایشی و (kwh) 21.96% افزایش مصرف انرژی گرمایشی وجود دارد.
نمونه اول و سوم: اختلاف مصرف در ساختمان با خشت قدیم و خشت پیشنهادی در انرژی سرمایشی (kwh) 9.8% و گرمایشی (kwh) 17.3% می باشد.
نمونه دوم و سوم: اختلاف مصرف در ساختمان غیربومی با نمونه پیشنهادی در انرژی سرمایشی (kwh)23% و گرمایشی (kwh)35.5% می باشد. بنابر نتایج پیشنهاد می شود با کاربرد مصالح بومی ساختمان سازی آتی به بهینه سازی انرژی که هم صرفه اقتصادی دارد و هم در این بحران انرژی، کاهش مصرف سوخت فسیلی را، بیانجامد.
چیدمان کتیبه نگاری: مطالعه ی ویژگی های تاریخی، هنری و سبک شناسی کتیبه های نستعلیق سنگی سردر بناهای قزوین (دوره ی قاجار)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
بی شک، قزوین یکی از مهم ترین مراکز خوشنویسی و کتیبه نگاری ایران در دوران اسلامی است و وجود نمونه های متعدد و ممتاز از کتیبه های خوشنویسی باقی مانده (از روزگار سلجوقیان تا پایان عهد قاجار) در بناهای مختلف این شهر خود گواهی است بر این مدعا. در همین زمینه و بر اساس پژوهش های میدانی نگارنده، در زمینه تاریخچه و گونه شناسی کتیبه های نستعلیق در ایران، کتیبه های سنگی سردر بناهای شهر قزوین که در عهد قاجار تهیه و نصب شده اند، از نظر عیار خوشنویسی (ترکیب بندی حروف و کلمات)، کیفیت انتقال خط و گرته برداری، همچنین شیوه حجاری از جمله شاخص ترین نمونه های موجود ایران از دوره قاجار به شمار می آیند.
در این فرصت، با بررسی و معرفی کتیبه های نستعلیق سنگی سردر شش بنای شاخص شهر قزوین از دوره قاجار شامل: مسجد النبی (1223ه.ق)، مسجد مدرسه سردار (1231ه.ق)،آب انبار حاج کاظم(1256ه.ق)، حمام صفا(1259ه.ق) و مسجد سبز (1263ه.ق)،آب انبار خان(1285ه.ق)، ویژگی های تاریخی،هنری و محتوایی این کتیبه ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و علاوه بر شناسایی بانیان، معماران، خوشنویسان و حجاران کتیبه های قزوین، سبک کتیبه نگاری نستعلیق خوشنویس برجسته این دوران «ملک محمد قزوینی» را بر اساس نمونه های موجود بررسی خواهیم کرد.
ویژگی های منظر فرهنگی عشایر بختیاری و تأثیر آن در ساختار معماری کوچ نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم اسفند ۱۳۹۶ شماره ۵۷
63 - 74
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : منظر فرهنگی، منظر متأثر از فرهنگ و برآمده از تعامل بین انسان و طبیعت در طول زمان است. در این میان، فرهنگ نقش عامل و طبیعت نقش واسطه را بر عهده داشته و منظر فرهنگی محصول این دو است. منظر فرهنگی اقوام ایران بسیار متنوع و گوناگون است؛ به طوری که در مکان های جغرافیایی به ظاهر مشابه نیز شاهد تفاوت های عمیق و بعضاً متفاوت آنها با یکدیگر هستیم. باید اذعان داشت که عدم توجه به عناصر منظر فرهنگ ساز در دهه های اخیر سبب از بین رفتن برخی از خصوصیات بومی و تخریب منظر فرهنگی عشایر شده است. شناسایی این عوامل کمک شایانی به استمرار حیات این میراث غنی و احیای این مناظر می کند. در این پژوهش در پی یافتن این تفاوت ها و عوامل به وجودآورنده آنها در بین این اقوام و تأثیر آن بر الگوی مسکن و ساختار معماری آنها و به طور خاص، در بین عشایر بختیاری هستیم. سوالی که مطرح می شود این است که آیا گون به گون شدن فرهنگ سبب شکل گیری مناظر فرهنگی متفاوتی می شود؟ و اگر چنین است، متغیرهایی که سبب شکل گیری فرهنگ عشایر می شوند، کدامند و چگونه در معماری آنان نمود پیدا می کند؟ هدف : پژوهش حاضر با تکیه بر مطالعات میدانی، به بررسی مهم ترین ویژگی های منظر فرهنگی عشایر پرداخته و تأثیر این ویژگی ها را بر ساختار معماری آنها در قالب بحث منظر فرهنگی بررسی می کند. بنابراین هدف انجام مطالعات معماری عشایری و بررسی شناخت ویژگی های منظر فرهنگی آنان، تلاش برای شناسایی و ارایه الگوی منظر فرهنگی برآمده از زندگی عشایری است. روش تحقیق : پژوهش مبتنی بر روش کیفی و به لحاظ روش شناسی بر توصیف و تحلیل متکی است. نتیجه گیری : یافته ها مبین آن است که عامل اقلیم، مرتع، کوچ، قرارگاه های عشایری، معیشت، مصالح و تکنولوژی ساخت و منابع در دسترس، جایگاه زن، سنت و زبان، تفریح و سرگرمی، مذهب، دین و باورها، رنگ، امنیت و خویشاوندی در ایجاد الگوی منظر فرهنگی عشایر نقش به سزایی دارند. نتایج نشان می دهد که عوامل جغرافیایی و اقتصادی بر شکل گیری فرم چادر و نحوه قرارگیری آنها، استفاده از مصالح بوم آورد و ساخت بناهای مکمل اثرگذار است. عامل باور بر رنگ های مورد استفاده، استقرار مطبخ در چادر و جایگاه زنان مؤثر است. عامل مهم نیاز با تشکیل قرارگاه اجتماعی و قرارگیری چادرها به نحوی که دید هر چادر دیگری را تکمیل کند و فضاهای مرتبط با تفریح و سرگرمی مانند «کٌله» بر معماری عشایر تأثیر می گذارد.
بررسی ویژگی های قالی همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر سال مقادیر قابل توجهی فرش دست باف در مراکز قالی بافی کشور ازجمله استان همدان تولید می شود که بخشی از آن به مصرف داخلی می رسد و بقیه به کشورهای خارجی صادر می شود . تحقیقات علمی دربارة فرش دست باف در ایران محدود است. ازاین رو، پژوهش در این زمینه گام مؤثری در شناخت، حفظ و گسترش این میراث هنری خواهد بود.
این تحقیق با روش پیمایشی و با هدف شناخت فرش امروز همدان انجام شده است. نخست با بررسی اسناد و منابع موجود، پیشینة قالی بافی در استان همدان بررسی شد. در ادامه، با مراجعه به مراکز مختلف، از فرش های بافته شده و نیز قالی های نیمه بافت روی دار قالی نمونه گیری به صورت تصادفی و خوشه ای انجام شد. نتایج پژوهش در قالب جدول های آماری و منحنی ارائه شده است.
بر اساس نتایج پژوهش، در استان همدان دو روش اصلی بافت قالی بر مبنای شیوة پودگذاری وجود دارد: شیوة تک پودبافی و دوپودبافی. اغلب قالی های همدان با گره ترکی، گلیم باف فارسی، تار و پود پنبه ای و پرز پشمی بافته می شود. شیرازه پیچی قالی ها از نوع متصل است و با روش گردشی، قسمت بافته شده به پشت دار قالی می چرخد. قالی های دوپود اغلب نقوش گردان دارند و قالی های تک پود هم نقوش هندسی و شکسته.
درآمدی بر زیبایی شناسی باغ ایرانی
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۴ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی محصول اصیل تعامل ذهن و زندگی ایرانیان در محیط طبیعی آنان است. علیرغم سنت دیرپای باغسازی در ایران شمار کمی از متخصصان در صدد شناخت و تحلیل بنیه های نظری آن برآمده اند. این نوشته در صدد است تا زیبایی شناسی باغ ایرانی را با تکیه بر نمونه های تاریخی در انطباق با آئین و ذهن ایرانیان در فاصله دوران تاریخی تا کنون مورد نظر قرار دهد. در این گزارش به نکاتی در زیبایی شناسی باغ ایرانی اشاره می شود که نقش اصلی در پدیدآورن فضا را بر عهده گرفته است. چشم انداز بیکران، حضور آب، تنوع فضایی، منظره قدسی، مکان تامل و هندسه مستطیلی از جمله آنهاست. زیبایی در باغ ایرانی بر پایه تفسیر هنرمند از مفاهیم ذهنی او آغاز می شود و در گذر زمان تحت صیقل تاریخ و محیط رنگ نوین به خود می گیرد. مفهوم زیبایی در آغاز هم پیوند با معنای خیر و مفید بوده لیکن تدریجاً با تفکیک مفهوم بسیط آن، به سلیقه ای مستقل در حوزه صورت و شکل بخشی به فضا بدل شده است.
بازخوانی «الگوی فضای میانی» در معماری ایران زمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشته، یکی از الگوهای کهن طراحی و سامان دهی فضایی در معماری ایران را بررسی می کند که «فضای میانی» نامیده شده و در شماری از ساختمان ها با کارکرد آرامگاه و کوشک میانی در باغ های کهن ایران پدیدار شده است. در این الگو، یک فضای میانی مانند گنبدخانه در مرکز ساختمان، با ایوان هایی در هرسو و فضاهایی در دوسوی ایوان ها جای دارند. پرسش این است که این الگو از کجا سرچشمه گرفته است؟ چه ویژگی های فضایی مشترکی در نمونه ها و مصادیق پرکاربرد آن یافت می شود؟ و چه هدف مشترکی در به کارگیری این الگو می توان پیش کشید؟ هدف نوشته، تبیین ویژگی های معمارانه این الگو و نشان دادن ظرفیت بالقوه آن در پذیرش کارکردهای گوناگون است. ضرورت این بررسی، توجه به زنجیره پیوستگی الگوهای طراحی معماری، در تاریخ بلند معماری ایران است؛ که مایه تشخص و هویت پویای آن بوده است. این مقاله، پژوهشی موردی (case study) درباره یک الگوی طراحی معماری است؛ چون گروه موردمطالعه در آن، شمار اندکی دارد؛ ولی ویژگی ها در آن گسترده است. این نوشته با رویکردی تفسیری، بر پایه نمونه های یافت شده از آن الگو، به همراه مستندات تاریخی و منابع کتابخانه ای، به تحلیل و تبیین می پردازد. فرضیه نوشته این است که هدف بنیادی در به کارگیری الگوی «فضای میانی» در شمار گوناگونی از ساختمان ها، توانایی آن در متمرکزساختن چشم و ذهن، و تأکید بر روی یک عنصر میانی در فضای درون است. این عنصر میانی باتوجه به کارکرد ساختمان، گاه تختگاه فرمانروا در کاخ، گاه آبنمای میانی در باغ و گاه ضریح مقدس در آرامگاه بوده است. دستاورد نوشته این است که در معماری امروز و فردا، هنگامی که معماران با انگیزه ها و کارکردهای مشابهی برخورد می کنند، الگوی توانمندی در سامان دهی فضایی در اختیار دارند که می توانند با به کارگیری آن، پیوستگی معماری ایرانی و پویایی آن را پیگیر باشند.
بهره گیری از روشهای معماری سنتی در صرفه جویی انرژی
منبع:
هنرهای زیبا ۱۳۷۷ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
ایران به علت موقعیت جغرافیائی و اقلیمی می تواند با در نظر گرفتن عوامل دیگر مانند اقتصاد، عدم وابستگی و ... با بهره گیری از انرژیهای طبیعی( غیر زیرزمینی) مانند خورشید و باد و...به صرفه جوئی در مصرف انرژی ، با استفاده از تجربیات گذشتگان، و کمک گرفتن از روشهای معماری سنتی، شده است. این توصیه ها، به طور کامل در مسائل شهری و بطور جز در فضاهای مسکونی بیان می شود. بنابراین جهت استفاده از انرژیهای طبیعی ، هماهنگ نمودن محیط زیست با شرایط اقلیمی حاکم بر آن، اولین قدم محسوب می شود و یا به عبارتی شرط لازم برای بهره گیری از شرایط طبیعی ، هم آهنگی وانطباق ساختمان ها با شرایط اقلیمی است. آنچه در بافت قدیمی شهرهای ایران ، بخصوص در حاشیه کویر ، می توانست در صرفه جوئی مصرف انرژی مؤثر باشد ، وجود اصل در معماری سنتی منطبق با اقلیم ، و نتیجتاً استفاده از مصالح مطلوب آن محیط است. اما در حال حاضر رعایت مقررات و استانداردهای ساختمانی ، بر اساس تکنولوژی جدید منطبق با اقلیم و بهره گیری از مصالح موجود و متداول ، می تواند تا اندازه ای کاهش دهنده مصرف انرژی در بافت های مسکونی باشد. در شهرهای بزرگ و پرجمعیتی مانند تهران، قبل از پرداختن به نحوه استانداردکردن مسائل فنی و از این طریق به صرفه جوئی در مصرف انرژی دست یافتن، باید به مسائل کلی تری توجه کرد. و با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیائی و اقلیمی و عوامل دیگر بخصوص جهت وزش باد می توان، روند طراحی شهری را اصلاح و نحوه قرارگیری ساختمانها را بر این اساس تغییر داد.
مدیریت یکپارچه شهری و نهاد برنامه ریزی توسعه شهر تهران
حوزههای تخصصی:
برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری، لازم است این مفهوم به گونه ای در جامعه شهری نهادینه شود که پذیرش عام پیدا کرده و دستگاه های مختلف عامل در محیط ها و فضاهای شهری بپذیرند که برای هماهنگی میان فعالیت خود، لازم است از یک نظام واحد یکپارچه مدیریت شهری تبعیت کنند. این یکپارچگی، به رغم تفاوت و تنوع زیاد زمینه فعالیت هایی که دستگاه های مختلف انجام می دهند، اهداف مشترکی در یک شهر بزرگ دارند که عبارت است از توسعه یکپارچه و پایدار شهری و نیز مدیریت فضاهای شهری به گونه ای که محیط های مناسب برای زندگی مردم فراهم کند.
این نوشته سعی دارد «نهاد برنام هریزی توسعه شهری تهران» را به عنوان نهاد لازم برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری معرفی کند که با نهادینه کردن آن، امید می رود برنامه ریزی توسعه یکپارچه شهری نهادینه شده و در سایه آن مدیریت یکپارچه توسعه شهری تحقق پیدا کند. همچنین دستاوردهای نهادهای مشابه در شهرهای پاریس، لندن و پکن به امید بهره گیری از درس ها و آموزه های کلی آن در جوامع شهری مقایسه شده است.
چگونگی محیط معماری و شهرسازی در مقابله با همه گیری ویروس کرونا
حوزههای تخصصی:
امروزه با پیشرفت تکنولوژی سعی شده تا هرچه بیشتر، سلامت فیزیکی و روحی انسان تأمین گردد. ولی با این وجود هنوز عوامل ناشناخته ای وجود دارند که سلامت بشر را تهدید می کنند. این عوامل می توانند یا مستقیم مربوط به نحوه طراحی و ساخت بنا باشد و یا اینکه توسط عوامل بیرونی مثل شیوع و گسترش ویروس ها و عفونت ها ، ساختمان ها و شهرها را تحت تاثیر منفی قرار دهد. در این بین سلامت افراد و به دنبال آن سلامت جامعه تهدید می گردد. بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده، اصطلاح سندروم ساختمان بیمار، وضعیتی است که در آن افراد ساکن در یک ساختمان دچار یکسری نشانه های بیماری و احساس کسالت می شوند بدون این که هیچ دلیل موجهی برای ایجاد این شرایط وجود داشته باشد. در حال حاضر در این بین به دلیل پیدایش و شیوع گسترده جهانی ویروس کرونا (COVID19) و اینکه هر سه مولفه های (جسمی ، روانی، اجتماعی) را در بر گرفته، به اهمیت این موضوع نیز افزوده شده است. هدف از انجام این پژوهش بدست آوردن راهکاری مناسب برای ایجاد تغییرات و یا در صورت نیاز، بازطراحی محیط معماری و شهری برای مقابله با شرایط همه گیری جدید ویروس کرونا (COVID19)می باشد. در این مقاله، پژوهش با جمع آوری اطلاعات و استفاده از منابع، مقالات و تحقیقات علمی انجام شده اخیر، صورت گرفته است. یافته ها حاکی از آن بود که آینده طراحی خانه ممکن است تغییر کند. مطالعات متعددی ارتباط مستقیمی بین شلوغی و پیامدهای بهداشتی نامطلوب را گزارش داده اند. تراکم بالا می تواند منجر به شرایط غیر بهداشتی و شیوع چندین بیماری واگیردار شود. نور، هوا و طبیعت شاید عواملی باشد که در قرنطینه بهترین زمان برای آشنایی بیشتر با باغهای سرپوشیده ، حتی در مورد ساخت و سازهای چند طبقه را فراهم می کند و توجه بیشتر به نمای پنجم ساختمان ها یا همان بام سبز جلب کند. نزدیکی انسان در شهرهای پرجمعیت ، خطرات بیشتری را به همراه دارد. هرچه جمعیت بزرگتر باشد ، غلظت ویروس کرونا (COVID19)در شهرها بیشتر است. با توجه به تأثیر فاصله دوری اجتماعی ، برنامه ریزان و معماران ممکن است با توجه به گسترش روش های افقی با فضای بیشتر در دسترس، طراحی کنند که این امر می تواند برای جلوگیری از شیوع عفونت ها و بیماری ها ضروری باشد. در نتیجه ، معماری و شهرسازی پس از همه گیری ویروس کرونا (COVID19) هرگز یکسان با گذشته نخواهند بود.
ظرفیت سازی در شهرهای متوسط و توسعه فضایی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر مبنای پژوهشی در مبانی نظری و بنیان های تجربی نظریه های مدافع نقش توسعه ای شهرهای متوسط تهیه شده و هدف از آن معرفی مساله اهداف روش و یافته های تحقیق است. در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش برنامه ریزان به تمرکززدایی فضایی کاهش نابرابری های منطقه ای و دو گانگی های شهری - روستایی در دهه های اخیر منجر به اتخاذ راهبردهای شهرنشینی متفاوتی گردیده و یکی از مهمترین این راهبردها : تقویت شهرهای متوسط و حمایت از آنهاست این خط مشی بر مبنای این فرض کلی که شهرهای متوسط در فرایند توسعه فضایی مناطق و در نشت آثار توسعه به پیرامون نقش مثبت ایفا می کنند. قرار دارد. از آنجا که تا کنون شناخت کافی از ارتباط بین این راهبرد و نتایج عملی و عینی آن حاصل نگردیده و مطالعات پیرامون آن محدود می باشد پژوهش مذکور با هدف تبیین نقش این شهرها فرضیه هایی را در خصوص وجود رابطه معنی دار بین تقویت بنیان های کالبدی اجتماعی و اقتصادی (ظرفیت سازی در) شهرهای متوسط و متوازن تر شدن نظام شهری منطقه و انگیزش اقتصاد سکونتگاه های پیرامون به آزمون نهاده است. بررسی روندهای موجود نشان می دهد که در شرایط تمرکزگرایی جمعیت شهری و بالا بودن نسبت تمرکز جینی (GINI) در سطح کشور و شدت تمرکز و تجمع جمعیت شهری در استان مورد مطالعه و وجود پدیده نخست شهری (PRIMACY) تعدیل قطب گرایی در توسعه شهری تمرکز زدایی از شهر مسلط از طریق راهکار تقویت شهرهای متوسط اقدامی منطقی در جهت توسعه فضایی منطقه ای می باشد در این میان پرسش اصلی تحقیق آن است که آیا عملا رابطه مثبت بین حمایت از شهرهای متوسط و کاهش درجه نخست شهری و توسعه سکونتگاه های پیرامون وجود دارد و به عبارت دیگر آیا فرضیه های حاکم بر دیدگاه های مدافع نقش توسعه ای (DEVELOMPRNTAL) شهرهای متوسط در کشور ما به ویژه در منطقه مورد نظر قابل پذیرش است و آیا می توان از آن به عنوان یک ابزار نسبتا معتبر جهت اصلاح شبکه شهری به منظور توسعه فضایی استفاده کرد؟ با تدقیق فرض ها و پرسش های فوق و سپس تجمیع آنها الگوی مفهومی و دستگاه فرضیه های تحقیق شکل گرفته است. آنگاه با تعریف فرضیه های قابل آزمون شاخص های مربوط به آنها در قالب یک الگوی تحلیل ارایه گردیده و سپس فرضیه های انتخابی مورد آزمون واقع شده است. مقابله الگوی تحلیل باداده های مورد بررسی در منطقه خراسان و بجنورد چنین نتیجه داد که با تقویت شهر متوسط علائمی از افزایش فاصله نقطه جدایی از سوی شهر متوسط به شهر مسلط کاهش درجه نخست شهری انگیزش اقتصادی سکونتگاه های پیرامون و افزایش کشش پذیری و جاذبه جمعیتی شهر پدیدار گردیده است.
حمام در شهرهای ایرانی-اسلامی
حوزههای تخصصی:
نورپردازی طبیعی در خانه های سنتی کاشان، نمونه موردی: خانه عامری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره برداری از نور روز در معماری، علاوه بر تأمین نیازهای روانی و جسمی انسان، مصرف انرژی های فسیلی را نیز کاهش می دهد. از این دیدگاه، معماری غنی کشور ما دستاوردها و تجربیات ارزشمندی دارد که نیازمند بازشناسی و معرفی به جامعه معماری ایران و جهان است. تحقیق حاضر با استفاده از اندازه گیری های میدانی و شبیه سازی کامپیوتری، تلاش می کند تا نحوه توزیع نور و میزان آن در انواع فضاها و نورگیرهای قدیمی نشان دهد و گامی در جهت بهره گیری مجدد از این ایده ها در معماری امروز بردارد. برای شناسایی عملکرد نورگیرها در معماری ایرانییکی از خانه های قدیمی کاشان به نام خانه عامری ها انتخاب شد. این خانه دارای هفت حیاط و 85 فضابا ابعاد متفاوت و نورگیرهای متنوعو مستقر در جبهه های مختلف است. در روزهای بهار، تابستان و زمستان 1390 برداشت های میدانی از چهاردهفضای این مجموعه انجام شد. ابعاد دقیق فضاها و نورگیرهای آن، موقعیت فضا در مجموعه، جهت جغرافیایی، موقعیت آن در حیاط، موقعیت نورگیر در دیوار، نسبت سطح نورگیر به سطح فضا،بازتاب نور و ویژگی های رنگ روکار دیوارها و میزان روشنایی دریافتی در فضابه دست آورده شد.سپس با استفاده از معیارها و روش های محاسباتی معرفی شده در کتاب های راهنمای نورپردازی، اعم از طبیعی و مصنوعی، اطلاعات گردآوری شده در چهار مرحله تحلیل گردید. مرحله اول ویژگی های فضا، مرحله دوم هندسه و همسایگی های فضا، مرحله سوم وضعیت نورگیریفضاها در زمان برداشت و مرحله چهارم وضعیت نورگیری فضاها در یک سال که با استفاده از برنامهشبیه سازی ریدینس انجام شد. نتایج تحقیق، رابطه شکل و محل قرارگیری نورگیر را با کیفیت نور داخلی از نظر فیزیک نور، روشن کرده و توانسته الهام بخش طراحان معاصر برای ارتقای عملکرد نوری فضا و طراحی نورگیر در فضاهایی با عملکرد امروزی باشد.
تزیینات معماری مسکونی دوره آل مظفر در منطقه یزد و جایگاه آن ها در خانه های این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره آل مظفر یکی از دوره های شکوه و رونق در منطقه یزد است که به مدت نیم قرن، آرامش نسبی را برای این منطقه فراهم کرد؛ در سایه این آرامش، ساخت وساز بناها با کاربری های مختلف ازجمله مسکونی رونق گرفت. خانه های ساخته شده با استفاده از آرایه ها و تکنیک های مختلفی تزیین شده اند که با توجه به گستردگی و عدم شناخت آن ها تاکنون در هیچ پژوهشی، به اهمیت و جایگاهشان در معماری دوره آل مظفر پرداخته نشده است. با توجه به ضرورت یادشده، پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی توصیفی تحلیلی، به تبیین جایگاه گونه های تزیینی پرداخته است. این پژوهش در دو شیوه انجام گرفته است: در شیوه اول به گردآوری اطلاعات تاریخی لازم از متون و در شیوه دوم، به جمع آوری داده ها و مستندسازی آن ها از طریق بررسی های میدانی پرداخته شده و براساس داده های گردآوری شده، تجزیه و تحلیل نهایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد در خانه های این دوره از گونه ها و تکنیک های مختلفی ازجمله تکنیک گِل بُری، تُنگ بری، آرایه های گچی، استفاده از چفد کلیل تزیینی، نقاشی دیواری و غیره استفاده شده است. همچنین متون به تزیین به وسیله جام های آبگینه الوان و کتیبه نگاری اشاره کرده اند که آثاری از آن ها برجای نمانده است. اجرای برخی از این گونه ها بسیار ساده و ابتدایی بوده و با ابزارآلات معمولی قابل اجرا بودند که در اکثر مناطق مورد بررسی مشاهده می شوند؛ اما برخی از گونه ها از ظرافت خاصی برخوردارند و همین امر سبب شده در نمونه های انگشت شمار از این گونه ها استفاده شود به طوری که می توانند به نوعی بیا ن کننده اهمیت این شهرها و روستاها باشند. همچنین تزیینات گل بری جایگاه ویژه ای در خانه های این دوره دارند. این تزیینات از لحاظ تکنیک های اجرا منحصربه فرد بوده و توانسته اند شیوه ای شاخص در این دوره ثبت کنند و به عنوان معیاری برای سنجش میزان اهمیت فضاها در نظر گرفته شوند. همچنین استفاده از گونه های تزیینی مختلف، می توانند به عنوان شاخصه ای برای بازشناسی خانه های این دوره قلمداد شوند.
تاثیر اصلاحات ارضی بر شکل روستاهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اولین سال های دهه 1340 خورشیدی تغییری در ساختار اجتماعی و اقتصادی روستاهای ایران پدید آمد و نظام دیرپای زمین داری دگرگون شد. تا پیش از پیدایش شرایط جدید که در نهایت به اصلاحات ارضی انجامید، دولت ها بر درآمد حاصل از تولید کشاورزی متکی بودند. اصلاحات ارضی در ایران از سویی بخش کثیری از دهقانان را از ستم ارباب رهانید و از سویی دیگر، با حذف مدیریت تولید زراعی و کشاندن سرمایه ها از روستا به شهر، افول تولید کشاورزی و مهاجرت به شهرها را باعث گردید. روستای پس از اصلاحات ارضی تحت تاثیر این پی آمدها، به شهر وابسته گشت، الگوی گسترش و معماری شهری را پذیرفت و خزشی تدریجی از موقعیت پیشین به سمت جاده – به مثابه شریان دسترسی و بهره مندی از خدمات شهر – را آغاز کرد. حصارهای درهم تنیده پیشین شکسته شد، فضاهای سکونتی شبه شهری وسعت یافت و ورود و استفاده از مصالح و شیوه های غیر بومی ساخت و ساز چهره روستا را تغییر داد.
تعلق جمعی به مکان، تحقق سکونت اجتماعی در محله سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه در مطالعات طراحی شهری و کیفیت مکان، بحث های فراوانی در ارتباط با اهمیت عناصر کالبدی - فضایی، معانی، ساختارهای اجتماعی و ... در ایجاد حس مکان شده است، اما در این بین، تحقیقات کمتری در مورد تعلق جمعی به مکان به عنوان پارامتری که به مکان معنا و مفهوم می بخشد، صورت گرفته است. این مقاله با تبیین شاخص های روابط مذکور و تحقیقات میدانی، به اندازه گیری و مقایسه آنها در یکی از محله های سنتی شهر همدان پرداخته است. مطالعات میدانی و مصاحبه های حضوری با ساکنین محله جهت ارزیابی ابعاد تعلق جمعی به مکان و تاثیر آن روی یکدیگر با تحلیل های آماری انجام گرفت. این تحقیق نشان می دهد که تعلق به مکان، نقطه تلاقی عناصر کالبدی، مفاهیم ذهنی فرد از مکان و ساختارهای اجتماعی می باشد که در سه رابطه روحی - روانی، اخلاقی و بیوگرافیکی قابل دسته بندی می باشد و همچنین ثابت می کند که تعلق جمعی به محله سنتی، بالا و قوی می باشد و همین امر ذهنیت ساکنان محله را بر روی هویت مکان ها و تعلق به آنها تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین روابط مذکور بر همدیگر تاثیر مستقیم و بسزایی داشته، طوری که پیوند بین آنها در ایجاد تعلق جمعی غیرقابل انفکاک می باشد.
طراحی مجتمع مسکونی پایدار با تاکید بر روان شناسی محیطی از بعد حس تعلق به مکان
حوزههای تخصصی:
تحول صنعتی، انسان را از زندگی در طبیعت به زندگی در شهر کشانید. با پیشرفت فناوری، الگوی زندگی دستخوش دگرگونی شد، به نحوی که بادگیرها، سایبان ها و نورگیرها در ساختمان جای خود را به تاسیسات گرمایشی و سرمایشی دادند به این ترتیب تکنولوژی آسایش و راحتی روزافزونی را برای انسان ها فراهم کرده است. رشد شتابان شهرها، افزایش جمعیت شهری و در پی آن ساخت و ساز مسکن در قالب مجتمع های مسکونی و رشد نامناسب و ناهمساز کالبدی، به علاوه نگاه کمی گرایانه به عناصر کالبدی، پیامدهایی نظیر از دست رفتن مکان، بیگانگی انسان با مکان و در نهایت کاهش حس تعلق به مکان را در پی داشته است.حس تعلق به عنوان یکی از شاخص های نوپای عرصه ی معماری در دهه های حاضر مطرح بوده که تاثیر آن در ارتباط هرچه بیشتر مصرف کنندگان با تولیدات معماری باعث پرداخت به این موضوع شده است، تا تولیدات معماری بتواند ارتباط عمیق تر و کاراتری با مصرف کنندگان را داشته باشد حس تعلق به معنای پیوندی محکم و عاملی تاثیر گذار میان مردم و مکان با اجزاء تشکیل دهنده آن است که این پیوند به صورت مثبت بوده و سبب گسترش عمیق ارتباط و تعامل فرد با محیط می گردد و با گذر زمان عمق و گسترش بیشتری می یابد لذا با توجه به اینکه محیط، یکی از عوامل موثر در ایجاد حس مکان و احساس تعلق کاربران است؛ ضرورت انجام مطالعات گسترده در باب شناسایی عناصر کالبدی، حس مکان در ابعاد کمی و کیفی جامعه احساس می شود. از دیدگاه روانشناسی محیطی انسان ها به تجربه حسی، عاطفی و معنوی خاص نسبت به محیط زندگی نیاز دارند. سوال اصلی تحقیق این است که آیا این نیازها از طریق تعامل صمیمی و نوعی هم ذات پنداری با مکانی که در آن سکونت دارد قابل تحقق است. روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی با توجه به مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است. هدف از ارائه پژوهش حاضر بررسی تاثیر روانشناسی محیطی در طراحی مجتمع های مسکونی پایدار با نگاهی ویژه به حس تعلق به مکان می باشد.