طرح مسئله : میدان ها در ارتقای کیفی فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا می کنند؛ اما متأسفانه بیشتر فضاهای شهری امروزی ازجمله میدان ها به ویژه میدان های مرکزی و تاریخی مطلوبیت و کیفیت مناسب را ندارند. هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر مطلوبیت میدان ها و ارائه راهکارهایی برای مطلوب شدن وضعیت کنونی میدان مرکزی - تاریخی تبریز یعنی میدان ساعت تبریز است. روش: این پژوهش ترکیبی از روش های کیفی و کمی است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساخت یافته با 50 نفر از ساکنان شهر تبریز به شیوه نمونه گیری هدفمند و به روش اشباع داده ها استفاده شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، روش تحلیل مضمون و در روش کمی، روش تاپسیس به کار رفته است. نتایج: نتایج یافته ها نشان می دهد عامل دلبستگی به مکان و اجتماع پذیری به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیرگذاری را بر مطلوبیت میدان ساعت تبریز دارد. از میان مؤلفه های سه گانه تأثیرگذار بر دلبستگی به میدان، مؤلفه سمبلیک بودن میدان چشمگیرترین شاخص مؤثر در این زمینه است. برمبنای نتایج پژوهش ارتقاء مطلوبیت این میدان، توجه بیشتر مسئولان و برنامه ریزان شهری را به عوامل اجتماع پذیری به ویژه مؤلفه حس امنیت در آن، تنوع فعالیت ها و کاربری ها، عوامل جذابیت بصری و خاطره جمعی در میدان به ویژه مؤلفه حس ماندگاری در فضا و پاسخ به نیازهای کاربران طلب می کند. در این راستا راهکارهایی مانند ایجاد فضاهای سبز و پیاده بیشتر، ایجاد فضاهای تفریحی و فرهنگی، بزرگ ترکردن ابعاد میدان، حفظ بافت تاریخی، ایجاد کاربری هایی مانند بازار سنتی در راستای حفظ فرهنگ شهر و ... برای ارتقاء مطلوبیت میدان ساعت تبریز پیشنهاد می شود. نوآوری: نوآوری پژوهش حاضر در موضوع مطلوبیت میدان تاریخی با استفاده از روش پژوهش ترکیبی کیفی و کمی است.
شهرنشینی، یکی از پیامدهای اصلی انقلاب صنعتی است که روند توسعه آن را متحول کرده و باعث گسترش مهاجرت ها به شهرها شده است. یکی از نتایج اصلی گسترش شهرنشینی در دهه های گذشته، تغییرات کاربری زمین ها در شهرها و رشد اندازه آنهاست. در دهه های اخیر الگوی رشد اسپرال و پراکنده شهری، به یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزی فضایی تبدیل شده و حامل آسیب های اجتماعی و زیست محیطی است. در سال های اخیر برنامه ریزان، اقتصاددانان، اکولوژیست ها و مدیریت مرتبط با امور شهری از مدل های مختلف و متنوعی برای ارزیابی تغییرات کاربری و بررسی نتایج این تغییرات در آینده استفاده کرده اند و روزبه روز این مدل ها توسعه می یابند. هدف این پژوهش، ارزیابی رشد و توسعه گذشته تبریز و پیش بینی این تغییرات در آینده است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است که به صورت کاربردی منطقه ای خاص را با استفاده از تصاویر ماهواره ای، داده ها و عوامل مؤثر بر توسعه گذشته و آتی شهر ارزیابی و مدل سازی کرده است. مدل LTM، ترکیبی از توانایی های شبکه های عصبی مصنوعی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، در این پژوهش به کار رفته است. نخست داده ها به صورت رستری و پس از آن به صورت فرمت Acsi آماده و پس از ارزیابی تغییرات گذشته در شبکه های عصبی، نتایج به صورت نقشه های رستری تهیه شد. با انتخاب الگوی یادگیری و ساختار شبکه و نتایج روند توسعه شهری، توسعه احتمالی شهر تبریز برای سال 1405 مشخص شد. نتایج ارزیابی دوره 10ساله (1385 تا 1395) نشان دهنده توسعه رو به پیرامون و اسپرال شهری در تبریز است که طی آن بیشتر زمین های پیرامونی شهر به ساختار شهری تبدیل شده است. ادامه این روند برای توسعه شهر در سال های آتی، بیشتر زمین های کشاورزی و پیرامونی شهر را تغییر خواهد داد که نتایج توسعه احتمالی شهر در 1405 این موضوع را نشان می دهد و بیش از 3600 هکتار از زمین های پیرامونی به توسعه شهری اختصاص خواهد یافت. این امر باعث پیچیدگی مشکلات و چالش های شهری تبریز در آینده خواهد شد و ادامه این روند توسعه اسپرال شهری ضمن افزایش مشکلات زیست محیطی، هزینه های توسعه و مدیریت شهری را دوچندان خواهد کرد.
رشد جهانی جمعیت و تقاضا برای رفع نیازهای زندگی با توجه به محدودیت منابع، لزوم بهره برداری مطلوب را نمایان می سازد، از سوی دیگر پایین بودن بهره وری عوامل تولید وابستگی کشاورزی را درکشور سبب می شود که هرچه تفاوت مکانی در فضای جغرافیایی مشهودتر باشد اختلاف اقتصادی آن نیز بیشتر می شود. در این راستا تحقیق حاضر با هدف بررسی عامل بهره برداری و بهره وری در اقتصاد روستایی میزان تفاوت های مکانی در شهرستان بوئین و میاندشت را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری تحقیق، شامل زارعین ساکن در روستاهای شهرستان بوئین و میاندشت است. به منظور دقت و سهولت در جمع آوری داده ها، حجم نمونه تحقیق از پنج روستا در بین 46 پارچه روستای شهرستان انتخاب شد. پنج روستای نمونه تحقیق با ویژگی هایی همچون پراکندگی مناسب در سطح دهستان، جمعیت مناسب، انتخاب از بین تیپ های مختلف روستایی و یک نمونه از هر دهستان گزینش شده اند. نمونه های پرسش شونده با فرمول کوکران تعدیل شده شامل 110 پرسش نامه است. روش تجزیه و تحلیل داده ها با تکنیک ELECTRE صورت گرفت. تقویت توان های بالقوه و نهان بخش کشاورزی، فرصتی برای ترقی بهره وری روستایی است. بکارگیری روش های مناسب بهزراعی. تجهیز بخش کشاورزی با ادوات نوین بهرهبرداری منابع برای جلوگیری از اتلاف منابع، یکپارچه سازی و اصلاح الگوی کشت، گسترش تشکل های تولیدی در بخش کشاورزی و حمایت از آن، مدیریت و برنامه ریزی آمایش سرزمین با حفظ اراضی همسو با توسعه پایدار از دیگر نتایج کسب شده در تحقیق به شمار میآید.
ادغام میان بنگاه ها همواره مورد حساسیت مراجع رقابتی بوده است که کوشیده اند به طرق مختلف مانع از بروز رویه های مخل رقابت به واسطه آن ها شوند. یکی از کارآمدترین شیوه ها در این زمینه، ترسیم سازوکاری برای ارزیابی ادغام های پیشنهادی پیش از نهایی شدن آن ها و نیل به یک نقطه توازن در تأیید مشروعیت ادغام ها از طریق کاربست ضمانت اجراهای ساختاری و رفتاری است. در گستره مالکیت های فکری نیز تدابیر یادشده در پرتو ملاحظات خاص این حوزه، به مدد مراجع رقابتی می آیند تا ضمن تعدیل ادغام ها در دوره انتظار، مجال بهره گیری از ظرفیت های ادغام در بهبود جریان نوآوری و توسعه تکنولوژیک فراهم شود. نوشتار حاضر می کوشد تا با واکاوی راهکارهای مطروحه در حقوق آمریکا و اتحادیه اروپا، به بررسی اقسام ضمانت اجراهایی بپردازد که مسیر اعتباربخشی به ادغام ها را هموار ساخته کارایی، چالش ها و تحولات آن ها را در بستر خاص مالکیت های فکری تبیین می نماید. همچنین این پژوهش درصدد ارائه تفسیری از موازین قانونی موجود در حقوق ایران است تا فرایند تأیید مشروط رقابتی ادغام ها را توجیه و نظام مند کند. باوجوداین، حاصل مطالعه تطبیقی به روشنی گویای کاستی های عمیق و عدم توجه به بایسته های مالکیت های فکری در قواعد مربوط به اعتباربخشی رقابتی به ادغام ها در حقوق ایران است.
با توجه به ضرورت اقدام حقوقی در جهت حمایت از دانش و طب سنتی، در عرصه بین المللی تلاش هایی در جهت جلوگیری از استفاده غیرمجاز و تثبیت مالکیت کشورها بر این دانش صورت پذیرفته است. یک از کلیدی ترین و درعین حال چالش برانگیزترین سازوکارهای پیشنهادی الزامات افشا است بر اساس این پیشنهاد، متقاضیان ثبت اختراع باید در صورت استفاده از دانش سنتی و بومی در ابداعاتشان، نام تأمین کننده و منشائی که از طریق آن به دانش دست یافته اند را افشا کنند و گواهی دال بر اجازه برای چنین استفاده ای و تعیین نحوه تقسیم عادلانه منافع را ارائه کنند. پرسشی که این مقاله درصدد بررسی آن خواهد بود این است که الزامات افشا تا چه اندازه می توانند حمایت مؤثر از دانش و طب سنتی را فراهم آورد و با سرقت زیستی مقابله کند؟ همچنین، با توجه به پیشنهاد کشورهای درحال توسعه برای درج الزامات افشا از طریق موافقت نامه راجع به جنبه های مرتبط با تجارت حقوق مالکیت فکری و سند بین المللی حمایت از دانش سنتی در سازمان جهانی مالکیت فکری، این مقاله در ادامه به بررسی فرایند و چالش های پیش رو تصویب این پیشنهاد در این اسناد می پردازد.
تغییرات آب وهوایی می تواند تولید محصولات کشاورزی و دسترسی به مواد غذایی را به خطر اندازد. سازگاری، گزینه ای مناسب برای کاهش آسیب پذیری نسبت به اثرات منفی تغییرات آب وهوایی است. ترویج کشاورزی به عنوان یک منبع اطلاعات و منبع مشاوره کشاورزان، سازگاری با تغییرات آب وهوایی را تحت تأثیر قرار می دهد. مروجان و کارشناسان کشاورزی از دست اندرکاران اصلی آموزش کشاورزان در مورد نحوه سازگاری هستند. با این حال اگر کارشناسان مسئله ای را به عنوان خطر درک نکنند، در مقابله با آن اقدامی نخواهند کرد. لذا هدف این تحقیق بررسی میزان درک خطر کارشناسان ترویج و عوامل موثر بر آن در رابطه با تغییرات آب وهوایی بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه ی جمع آوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، 400 نفر از مروجان و کارشناسان ترویج استان خوزستان بودند که از میان آنان نمونه ای 240 نفری بر اساس جدول کرجسی- مورگان به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب گردید. نتایج نشان داد، درک خطر مروجان و کارشناسان ترویج، رابطه آماری معنی داری با اعتماد به رسانه ها، نگرش های زیست محیطی، مسئولیت-پذیری، اثربخشی درک شده و فاصله روانی دارد. همچنین متغیرهای اعتماد به رسانه ها و متخصصان، نگرش های زیست محیطی و مسئولیت-پذیری به طور مثبت و متغیر اثربخشی به طور منفی درک خطر را تحت تأثیر قرار می دهند..
هنگامی که شخصی به دیگری حمله می کند، هدف اولیه مرتکب، ایراد نوعی صدمه جسمی یا روانی به بزه دیده است، اما در برخی موارد، مهاجم گونه ای انزجار را نیز نسبت به بزه دیده بروز می دهد؛ و درواقع، تهاجم همراه با انگیزه شریرانه ای، از قبیل انگیزه های نژادی، واقع می شود. افزون بر این، گاهی مرتکب از سلاحی برای ارتکاب تهاجم استفاده می کند. در حقوق انگلستان، بروز انگیزه های یادشده و یا به کارگیری سلاح از سوی مهاجم، به مثابه سرزنش پذیری بالاتر قلمداد شده، و در نتیجه، مجازات بیش تری برای وی در نظر گرفته می شود؛ حال آن که در حقوق ایران، ارتکاب تهاجم با انگیزه های شریرانه یا با سلاح اساساً محل توجه نبوده یا دارای قلمرو تأثیرگذاری محدودی بر میزان مجازاتِ قابل اِعمال است. از این رو، نوشتار حاضر می کوشد این خلأ قانونی را بیش ازپیش نمایان سازد و راهکارهایی همچون پیش بینی جهات تشدید عام یا خاص را پیشنهاد کند.
امروزه، مخارج آموزشی به عنوان نوعی سرمایه گذاری تلقی می شود که می تواند منجر به افزایش درآمد گردد. با توجه به این موارد، هدف از این مطالعه، بررسی عوامل موثر بر میزان مخارج آموزشی در سطح خرد (خانوار) در اقتصاد ایران است. به این منظور، مولفه های موثر بر میزان مخارج آموزشی در چهار گروه (ویژگی های خانوار، ویژگی های سرپرست، ویژگی های مادر و ویژگی های فرزند) طبقه بندی شده و در قالب یک مدل توبیت سانسورشده برای داده های بودجه خانوار سال 1395 مورد آزمون واقع شده است. دلیل استفاده از مدل سانسورشده، گزارش شدن مخارج آموزشی معادل صفر برای برخی خانوارها (با وجود داشتن فرزند محصل) است. نتایج مطالعه نشان می دهد که سکونت در نقاط شهری و جنسیت دختر، دو عاملی است که به صورت زمینه ای موجب افزایش مخارج آموزشی خانوار می گردد. انتظار بازدهی بالاتر سرمایه-گذاری آموزشی روی دختران، نگرش نیروی کار بالقوه نسبت به فرزندان (به ویژه پسران) در مناطق روستایی و بالاتر بودن قیمت آموزش در مناطق شهری مجموع عواملی است که منجر به این نتایج می شود. همچنین با توجه به آنکه سرپرستی خانوار در ایران به طور سنتی برعهده مردان بوده و میانگین درآمد آنان از زنان بالاتر است، جنسیت سرپرست خانوار نیز از مهمترین مولفه های تعیین کننده مخارج آموزشی است. در نهایت، بررسی ویژگی های سرپرست و مادر خانوار نیز نشان می دهد که انتقال سرمایه مادی خانوار به فرزندان بیشتر از طرف سرپرست (اثر بیشتر درآمد سرپرست نسبت به درآمد مادر) و در مقابل انتقال سرمایه انسانی خانوار به فرزندان بیشتر از طرف مادر (اثر بیشتر تحصیلات مادر نسبت به تحصیلات سرپرست) صورت می گیرد.
هدف این مقاله بررسی آثار توزیعی و رفاهی انتقال از نظام بازنشستگی پرداخت جاری به نظام اندوخته گذاری جزیی در ایران است. برای این منظور، مدل های تعادل عمومی نسل های هم پوشان شش دوره ای طراحی و شبیه سازی شده است. نتایج شبیه سازی مدل طراحی شده نشان می دهد که با اصلاحات اعمال شده مصرف تمامی نسل ها افزایش یافته و پس اندازهای افراد و به تبع آن انباشت سرمایه در اقتصاد کاهش می یابد؛ نتیجه نهایی این تحولات، کاهش تولید در سطح کل اقتصاد است. بر اساس این نتایج و به اعتبار رکود فراگیر در اقتصاد کشور، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران در زمینه اصلاحات نظام بازنشستگی به اصلاحات ساختاری عجولانه و انتقال به نظام اندوخته گذاری اقدام نکنند.
نرخ ارز از متغیرهای مهم در نظام اقتصادی است و در کشورهایی نظیر ایران که قسمت عمده درآمد دولت از محل عایدات ارزی ناشی از صدور مواد معدنی تأمین می شود، تغییر آن، مجموعه ای از تغییرات متفاوت و حتی متضاد را در بخش خارجی و داخلی اقتصاد به همراه دارد که برآیند آن می تواند عملکرد اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر نااطمینانی نرخ ارز واقعی بر تراز تجاری غیرنفتی ایران پرداخته و در این راستا ابتدا شاخص نااطمینانی نرخ ارز واقعی با استفاده از الگوی تلاطم تصادفی استخراج می شود. سپس اثر نااطمینانی نرخ ارز بر تراز تجاری غیرنفتی ایران با استفاده از مدل تراز تجاری اصلاح شده رز و یلن و روش هم جمعی یوهانسون-جوسیلیوس و داده های فصلی دوره زمانی 1368-1394 برآورد می گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در بلندمدت نرخ ارز واقعی و نااطمینانی آن تأثیر منفی بر تراز تجاری غیرنفتی ایران دارند؛ بنابراین شرط مارشال-لرنر برقرار نیست. همچنین با توجه به توابع واکنش به ضربه وجود منحنی جی نیز رد می شود.
شبکه شهری، مجموعه ای از شهرهای بزرگ و کوچک است که هرکدام برحسب اندازه و عملکرد خود، در روند تکاملی ناحیه، اثر می گذارند. این پژوهش با بهره گیری از دو انگاشت رقابت پذیری و شبکه شهری، در پی بررسی عوامل مؤثر در بروز و تشدید نابرابری ها در شبکه شهری اصفهان است. در همین راستا تغییرات و دگرگونی شبکه شهری اصفهان در سه مقطع زمانی ۱۳۷۵، ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵ با در نظر گرفتن شاخص های انگاشت رقابت پذیری و در نظر گرفتن فاصله بین شهرها (مبتنی بر روش تحلیل جریان) و ایجاد ماتریس های رقابت پذیری، با استفاده از ترسیم شبکه شهری در نرم افزار تحلیل شبکه اجتماعی (گفی) سنجیده شده است. روش پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و روش گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و بازبینی اسناد مدون بوده است. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها، به روش کمّی است؛ به طوری که برای هر انگاشت در هر مقطع زمانی، شبکه ای جداگانه، ترسیم و تحلیل شده است. نتایج، حاکی از آن است که در مقاطع زمانی ذکر شده، توزیع انگاشت رقابت پذیری به عنوان جریانی از سرمایه، نیروی کار و اطلاعات در مجموعه شهری اصفهان به صورت ناعادلانه ای بوده است تا آنجا که کلانشهر اصفهان با اختلاف بسیار، شکافی را در سلسله مراتب شهرهای مجموعه شهری براساس انگاشت رقابت پذیری ایجاد کرده است. جایگاه دوم در مقایسه این انگاشت، متعلق به شهر نجف آباد و رتبه سوم متعلق به شهر فلاورجان است. علاوه بر این، به جز چند مورد استثنا، روند تغییرات رقابت پذیری شهرها با روند تغییرات سلسله مراتب شهرها در مقاطع زمانی مشابه، هم سو بوده است. بنابراین می توان گفت الگوی سلسله مراتب شبکه شهرها در مجموعه شهری اصفهان، از رتبه بندی رقابت پذیری پیروی می کند.
آلودگی صوتی یکی از معضلات رو به افزایش زیست بوم های شهری است که با سلب آسایش صوتی از شهروندان، به عنوان عاملی زیان آور برای سلامتی روحی، روانی و جسمی شناخته شده است. اهواز که به عنوان کانون شهری استراتژیک غرب ایران و شهری چندنقشی در مقیاس ملی شناخته می شود، به دلیل گسترش فضایی، الگوی استقرار صنایع سنگین و کارگاه ها، عبور خط راه آهن سراسری از درون بافت شهر، استقرار فرودگاه و پایانه های بین شهری و درون بافتی، وجود هسته های پراکنده خدماتی- تجاری و دلایل متعدد دیگر، از شهرهای با تعداد بالای آلاینده های صوتی و میزان پایین آسایش صوتی محسوب می شود. نارضایتی شهروندان از حجم بالای آسایش صوتی، جمعیت گریزی و کاهش قیمت زمین شهری در بخش های با تراز بالای صوتی از مهم ترین پیامدهای آلاینده های صوتی در کلان شهر اهواز است. این در حالی است که استانداردهای مطلوب همجواری، یکی از ابعاد مغفول در برنامه ریزی کالبدی شهرها جهت مدیریت آسایش صوتی است. بر این اساس پژوهش حاضر با رویکردی مکانی، به دنبال تحلیل الگوی همجواری کاربری های صداساز در شهر اهواز است. این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. در این تحقیق، پس از تعیین کاربری های منتخب و پیاده سازی اصول همجواری از بعد آلایندگی صوتی در محیط نرم افزار GIS و ترکیب آن با مدل دلفی فازی، نقشه الگوی همجواری کاربری اراضی استخراج شده است. نتایج استخراج داده ها از نقشه نهایی نشان داده است که؛ ناحیه دو از منطقه یک با ضریب (857/0) و ناحیه پنج از منطقه یک با ضریب (792/0) بالاترین ضریب همجواری ناسازگار و کم ترین میزان آسایش صوتی را داشته اند. همچنین کمترین میزان همجواری ناسازگار مربوط به ناحیه چهار از منطقه پنج با ضریب (015/0) و ناحیه چهار از منطقه دو با ضریب (016/0) می باشد.
فرش دست باف در دوره 1357 تا 1392 به طور متوسط سهم 44/22 درصدی در بازار جهانی فرش دست باف و 654/524 میلیون دلاری در صادرات غیرنفتی ایران دارد. نگارنده این پژوهش از الگوی ناهم سانی شرطی خودرگرسیونی تعمیم یافته (GARCH)، هم گرایی یوهانسن جوسیلیوس (J-J)، و مدل تصحیح خطای برداری (VECM) به منظور ارزیابی تأثیر نوسانات نرخ ارز بر صادرات فرش استفاده کرده است. نتایج نشان می دهد که نرخ ارز حقیقی، درآمد ناخالص کشورهای واردکننده، و نرخ تورم تأثیر مثبت در صادرات فرش دارد. هم چنین نوسانات نرخ ارز در کوتاه مدت اثر منفی و معنی داری بر ارزش صادرات فرش دارد. نتایج آزمون J-J با آزمون اثر و حداکثر مقدار ویژه نشان داد که حداقل یک رابطه در بلندمدت وجود دارد. هم چنین الگویVECM نشان داد که متغیرهای نرخ ارز و نوسانات نرخ ارز واگرا و متغیرهای تورم و درآمد ملی کشورها هم گراست. نوسانات نرخ ارز به نوسان درآمد عرضه کنندگان فرش و نوسان قیمت برای تقاضاکنندگان فرش منجر می شود. نوسانات نرخ ارز ریسک تولید و ریسک سرمایه گذاری در صنعت فرش را افزایش داده و تأثیر منفی بر طرف عرضه فرش دارد. در طرف تقاضا نیز افزایش ریسک بازار می تواند به تعویق خرید یا انصراف از خرید فرش منجر شود، زیرا خریدار با نوسانات قیمتی روبه روست.به این ترتیب، اجرای سیاست ارزی باثبات توسط مقامات پولی و ارزی پیش نهاد می شود.
ذخیره سازی های نفتی به منزله شاخصی کلیدی از وضعیت بازار نفت تأثیر قابل توجهی در قیمت های جهانی نفت دارند. بنابراین، مقاله حاضر با استفاده از داده های ماهانه در بازه زمانی ژانویه 2003 تا نوامبر 2014، ضمن استفاده از الگوهای هم انباشتگی یوهانسن، علیت گرنجر، و VECM به بررسی مقایسه ای تأثیر ذخیره سازی های نفت امریکا و دیگر کشورهای عضو OECD در قیمت تک محموله سبد نفتی اوپک پرداخته است. آزمون هم انباشتگی یوهانسن حاکی از وجود یک بردار هم انباشتگی و نیز ارتباط تعادلی بلند مدت متغیرهاست. آزمون علیت گرنجر نشان دهنده علیتی یک سویه از قیمت تک محموله نفت اوپک به ذخیره نفت امریکا و قیمت نفت WTI و نیز علیتی یک سویه از ذخیره سازی های دیگر کشورهای عضو OECD به قیمت تک محموله اوپک در کوتاه مدت و بلند مدت است. توابع واکنش نشان دهنده تأثیر نامتقارن شوک های ذخیره امریکا و دیگر کشورهای OECD بر قیمت تک محموله اوپک است. به طوری که این شوک ها به ترتیب تأثیر مثبت و منفی در بازار اسپات اوپک وارد می کند. درنهایت، در توضیح تغییرات قیمت تک محموله اوپک ذخیره OECD قدرت توضیح دهندگی بالاتری در مقایسه با ذخیره امریکا دارد.
هدف تحقیق حاضر بررسی نقش مصرف انرژی، فاوا، و R&D در تولید صنایع کارخانه ای در چهارچوب تابع تولید توسعه یافته نئوکلاسیکی است. برای این منظور از داده های پانزده صنعت کارخانه ای طی دوره 1374- 1393 با رویکرد داده های تابلویی بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهند که متغیرهای مصرف انرژی، فاوا، و تحقیق و توسعه تأثیر مثبت و معنی داری در رشد تولیدات صنایع کارخانه ای دارند. از بین مجموعه عوامل موردبررسی مصرف انرژی بیش ترین تأثیرگذاری را در تولید صنایع کارخانه ای دارد. ضرایب مدل نشان می دهند که کشش تولیدی مصرف انرژی، فاوا، و R&D به ترتیب برابر با 516/0، 131/0، و 110/0 است که نشان می دهد یک درصد افزایش در مصرف انرژی، فاوا، و R&D به ترتیب باعث افزایش 516/0، 131/0، و 110/0 درصدی تولیدات صنایع کارخانه ای می شود. یافته ها نشان از انرژی بری صنایع کارخانه ای و تأثیر مثبت مصرف انرژی درکنار هزینه های فاوا و تحقیق و توسعه در فرایند تولید صنعت کشور دارد. .
هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر در پیاده سازی مدل کسب و کار بانکداری شخصی در بانک رفاه کارگران مبتنی بر آنتولوژی کسب و کار استروالدر است. در این مطالعه ما به بررسی ارتباط بین سه مولفه مشتری، مدیریت مالی، مدیریت زیرساخت و ارزش پیشنهادی موجود در ارائه محصولات و خدمات بانکداری شخصی در بانک رفاه کارگران پرداختیم. با شناسایی عوامل موثر در پیاده سازی این الگوها مبتنی بر آنتولوژی کسب و کار استروالدر و پیگنیور(2004) با استفاده از روش توصیفی- همبستگی و مدل تحلیل مسیر، نتایج این پژوهش نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین مولفه های مشتری، مدیریت مالی و ارزش پیشنهادی در مدل کسب و کار بانکداری شخصی است. وجود رابطه معنی دار بین مولفه مدیریت زیرساخت و ارزش پیشنهادی تایید نشد.
هدف اصلی این مقاله ارائه الگوی تخصیص زمان کار خانگی سرپرست خانوارهای ایرانی، به تفکیک مناطق شهری و روستایی، در سال 1394 و با استفاده از داده های مرکز آمار ایران می باشد. در این تحقیق از نظریه تخصیص زمان (تولید خانوار) گَری بکر بهره گرفته شده است. به علاوه، قیود بودجه خانوار و زمان، اثر ویژگی های اقتصادی- اجتماعی خانوار (شامل سن سرپرست خانوار، بعد خانوار، سطح زیربنای محل سکونت خانوار، تحصیلات و درآمد سرپرست خانوار) بر زمان صرف شده سرپرست خانوار در کار خانگی بررسی شده است. نتایج پژوهش دلالت بر آن دارد که زنان و مردان سرپرست خانوار در مناطق روستایی در مقایسه با نقاط شهری، ساعت بیشتری را به کار خانگی اختصاص می دهند. همچنین مردان در نقاط شهری و روستایی در مقایسه با زنان، ساعت کمتری را به کار خانگی اختصاص داده اند.
استفاده بهینه از منابع تولیدی یکی از عوامل مؤثر در موفقیت اقتصادی کشورهاست. برای دستیابی به این مهم تعیین قابلیت ها و مزیت مناطق و استان ها ضروری است؛ زیرا در این حالت می توان تخصیص منابع را به صورت بهینه انجام داده و راندمان تولید را بالا برد. در این راستا، در این پژوهش اولویت های تولیدی و سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی استان فارس مطالعه شده است. برای این امر از روش تاکسونومی عددی و تحلیل عاملی و شاخص های متعدد استفاده شده و فعالیت های تولیدی استان در سه بخش کشاورزی، خدمات و صنعت اولویت بندی شده است. بر اساس نتایج تحقیق، در بخش محصولات زراعی استان، فعالیت های مربوط به تولید گندم، لوبیا و حبوبات، در بخش فعالیت های باغی، فعالیت های مربوط به تولید شفتالو، لیموترش و بادام و در بخش فعالیت های دامی نیز تولید گوشت گوسفند، گوشت گاو، گوشت گاومیش جزو اولویت های اول تا سوم زیربخش های بخش کشاورزی می باشند. در بخش خدمات، بر اساس شاخص ترکیبی، فعالیت های عمده فروشی، خرده فروشی و حمل ونقل جاده ای جزو سه اولویت اول این بخش در استان فارس بوده است. همچنین در بخش صنعت، بر اساس شاخص ترکیبی، فعالیت های تولیدی ساخت وسایل الکترونیکی و برقی، محصولات کانی غیرفلزی و ساخت فلزات اساسی به عنوان اولویت های اول تا سوم بخش صنعت استان فارس شناسایی شده است.
زمینه: هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی چارچوب علمی تحقیقات مرتبط با آسیب های زبانی، گفتاری، و ارتباطی کودکان فلج مغزی و همچنین انجام یک جمع بندی مطلوب و ارائه مناسب تر اطلاعات از تحقیقات و مطالعات صورت گرفته پیشین است. روش: در این مطالعه جست و جوی منابع به صورت کتابخانه ای و بررسی سایت های اینترنتی مرتبط و معتبر انجام شده است. کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه ها نیز ملاحظه شده است. یافته ها: گفتارفلجی از تبعات ابتلا به فلج مغزی در این کودکان است که بر اساس شدت آسیب نورولوژیکی ایجاد می شود. میزان گفتارفلجی در کودکان مختلف، متفاوت است. برخی از این کودکان علاوه بر آسیب های گفتاری به دلیل آسیب های ساختاری یا عصب شناختی، علایم اختلال بلع یا آبریزش دهان نیز نشان می دهند. معمولاً این کودکان آسیب های زبانی (هم درکی هم بیانی) نیز نشان می دهند که با توجه به شدت فلج مغزی، میزان آسیب زبانی نیز متفاوت است. نتیجه گیری: با توجه به وسعت آسیب در فلج مغزی و درگیری مسیرهای عصب شناختی لازم است که در برنامه درمانی این کودکان به جنبه های مختلف از جمله حس، حرکت، شناخت، زبان، گفتار، ارتباط، عواطف و مسایل روان شناختی توجه شود. طبیعی است که بهبود این کودکان نتیجه همکاری همه جانبه گروه درمانی شامل متخصصان توانبخشی، خانواده و اولیای مدرسه خواهد بود.