ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱۶٬۷۸۱ تا ۱۱۶٬۸۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۱۱۶۷۸۱.

تحلیل فلسفی دمیدن روح در بدن در نگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۳۳۴
موضوع این مقاله رابطه نفس و بدن و مساله ی آن، تعارض آموزه فلسفی " حدوث جسمانی نفس" با آموزه قرآنی "دمیدن روح در بدن" است. حل این تعارض هدف ماست و روش آن ابتدا توصیف هر دو آموزه و سپس تحلیل تعارض و حل آن بر اساس حکمت متعالیه است. دمیدن روح به یک بدن به معنای تنزل و تعلق تدبیری روح به آن است. حدوث جسمانی نفس جزیی برای یک بدن به معنای حدوث توجه تدبیری مرتبه عقلی این نفس نسبت به این بدن مثالی یا مادی است. بنظر می رسد روح، همان مرتبه عقلی نفس است و نفخ روح، همان حدوث جسمانی نفس. بنابراین روح که از عالم امر است یا نفس که در مرتبه عالم عقل است، حادث نیست بلکه حیث تعلقی آن به یک بدن، حادث است. دمیدن روح در بدن یا جسمانی بودن حدوث نفس به معنای تعلق تدبیری داشتن آن به جسم است نه به معنای مادی بودن نفس.
۱۱۶۷۸۲.

مروری نظام مند بر پژوهش های بهبود الگوریتم کا-میانه برای خوشه بندی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۳۸۳
خوشه بندی به عنوان یک فرایند جهت شناخت ماهیت و ساختار داده ها در بسیاری از حوزه های علوم و فناوری های مرتبط با آن نقش مهمی در سازماندهی داده ها دارد. یکی از الگوریتم های پرکاربرد و ساده خوشه بندی، کا-میانه است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تحقیقات در زمینه بهبود الگوریتم کا-میانه برای خوشه بندی داده ها صورت گرفته است. این پژوهش با یک راهبرد جدید بر مبنای کاستی های الگوریتم کا-میانه به بررسی تحقیقات انجام شده در این زمینه و نقش آن در سازماندهی داده ها در محدوده سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ می پردازد. برای این منظور میزان توجه پژوهشگران به رفع هر یک از کاستی های این الگوریتم برای بهبود طی سال های مزبور در قالب پرسش های پژوهش تدوین شده است. در این پژوهش با استفاده از استراتژی جست وجو، پالایش، و استخراج مقاله ها در نهایت، ۴۷ منبع مرتبط شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بیشترین تحقیقات صورت گرفته با غلبه بر کاستی حساس به مراکز خوشه اولیه در جهت بهبود الگوریتم کا-میانه انجام شده است. همچنین، از ۴۷ تحقیق مورد بررسی، الگوریتم بهبودیافته کا-میانه در ۳۵ تحقیق بر روی داده های غیرمتنی و در ۱۲ تحقیق بر روی داده های متنی اعمال شده است. سرانجام، نتیجه حاصل از بررسی ۶ تحقیق از تحقیقات صورت گرفته نشان داد که حجم داده ها رابطه ای مستقیم با عملکرد الگوریتم بهبودیافته کا-میانه دارد. به عبارت دیگر، این الگوریتم باید به نوعی اصلاح شود که با اعمال بر روی حجم متفاوت داده ها خوشه بندی کارآمد و دقیقی انجام دهد.
۱۱۶۷۸۳.

واکاوی مفاهیم تشکیل دهنده و توسعه و ارزیابی مدل عمومی تبادل اطلاعات علمی کتابخانه دیجیتال در بستر اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۴۲۶
هدف از انجام این پژوهش توسعه و ارزیابی مدل عمومی تبادل اطلاعات علمی کتابخانه دیجیتال در بستر اینترنت اشیاست. برای این منظور، عناصر اصلی و فرعی و خصیصه ها شناسایی شدند. این پژوهش از نوع توسعه ای بوده و ابزار گردآوری داده ها، سیاهه وارسی محقق ساخته است. این مطالعه با استفاده از رویکرد آمیخته و با روش های مطالعه اسنادی، گروه کانونی، مدل سازی داده و ارزیابی مدل برای دستیابی به اهداف انجام شده است. جامعه مورد مطالعه پژوهش در روش اسنادی منابع بازیابی شده در حوزه اینترنت اشیا، اشیای فیزیکی و مجازی، و در روش گروه کانونی، متخصصان حوزه های اینترنت اشیا و کتابخانه دیجیتال بود. در این بخش ۹ نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این بخش ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه بود و روش تحلیل، کلیدواژه در بافت بود. ابزار تجزیه و تحلیل در روش گروه کانونی به صورت دستی، در بخش مدل سازی نرم افزار «پروتژه» و «تری دی مکس»، در بخش ارزیابی مدل، پلاگین ارزیابی نرم افزار «پروتژه» بود. بر اساس یافته های روش اسنادی (بررسی ۱۰ مدل و هستان شناسی هسته در حوزه اینترنت اشیا، اشیای فیزیکی و مجازی)، ۴۴ عنصر اصلی، ۱۰۸ عنصر فرعی، و ۶۲ خصیصه، به عنوان هسته اولیه تشکیل دهنده عناصر اصلی، فرعی، و خصیصه های مدل عمومی تبادل اطلاعات علمی در کتابخانه دیجیتال در بستر اینترنت اشیا استخراج گردید. بر اساس یافته های گروه کانونی، ۹ عنصر اصلی، شامل کاربر اطلاعاتی، دستگاه کاربر، سرور کتابخانه دیجیتال، خدمات اطلاعاتی خودکار، منابع فیزیکی، منابع مجازی ، کلیه منابع اطلاعاتی در وب، منابع اطلاعاتی موجود در سرور کتابخانه دیجیتال، و امنیت و حفاظت از داده ها شناسایی و تعیین گردید. همچنین، ۲۷ عنصر فرعی و ۳۸ خصیصه برای عناصر اصلی شناسایی شد. سرانجام، مدل عمومی تبادل اطلاعات علمی کتابخانه دیجیتال در بستر اینترنت اشیا توسعه داده شد. در این مدل چگونگی ارتباط و تعامل عناصر با یکدیگر ترسیم گردید. ارزیابی مدل نشان داد که ساختار سلسله مراتبی عناصر متراکم نیست و به برخی از انواع ویژگی ها و محدودیت های ویژگی توجه نشده است. به طور کلی، برای بهره گیری از اینترنت اشیا در کتابخانه ها باید با استفاده از روش های مدل سازی تمامی عناصر و خصیصه های اساسی در اینترنت اشیا در مدلی که ساختار منطقی پایگاه داده سیستم اطلاعاتی تبادل اطلاعات علمی کتابخانه دیجیتال را تشکیل می دهد، دخالت داده شود و بر آن منطبق گردد. این مدل می تواند به عنوان نقشه پایگاه داده برای متخصصان و طراحان پایگاه داده عمل کند.
۱۱۶۷۸۴.

نگرشی بر الگوهای استقراری منطقه حاجی لرچای ورزقان، آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۳۲۹
منطقه حاجی لرچای در شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بررسی های باستان شناسی منطقه به منظور روشن شدن چشم اندازهای استقراری منطقه انجام گردید. در مجموع، سی محوطه در منطقه شناسایی شد که در این بین، دو محوطه متعلق به عصر مفرغ میانی- جدید و پانزده محوطه، متعلق به دوره تاریخی شناسایی شد. با وجود شواهدی از دوره مفرغ در منطقه، به نظر می رسد که سکونت گسترده منطقه، از دوره تاریخی به بعد آغاز شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است . منطقه حاجی لرچای ورزقان جزو نقاط تقریبا کم تر شناخته شده به شمار می رود و پژوهش های باستان شناسی تاکنون در منطقه انجام نشده است. این بررسی ابتدا توسط پژوهش های میدانی انجام یافت. سپس با نقشه های GIS ، چشم انداز دقیق منطقه، مشخص و الگوهای استقراری تبیین گردید. در این پژوهش تلاش گردید هر محوطه به تفکیک، علاوه بر ویژگی های کلی وآسیب شناسی، معرفی الگوی استقراری منطقه نیز ارائه گردد. مهم ترین پرسش این مقاله، بررسی الگوهای استقراری منظقه است که تاکنون به آن پرداخته نشده و مسئله مهم این است که گونه شناسی استقرارهای حوضه رودخانه حاجی لرچای چگونه است؟ چه سنت های فرهنگی در منطقه حضور داشته است؟ نتایج این بررسی نشان داد که اکثر محوطه های باستانی در کنار رودخانه حاجی لرچای، از سرشاخه های رودخانه ارس قرار گرفته اند و شرایط زیست محیطی و نزدیکی به رودخانه و کد ارتفاعی نقشی مهم در ایجاد استقرارها داشته است.
۱۱۶۷۸۵.

مدیریت مخاطرات کالبدی در بازار تاریخی تبریز با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
بازارهای تاریخی یکی از مهم ترین سرمایه های فرهنگی- تاریخی کشورمان محسوب گردیده و بازار تاریخی تبریز نیز به عنوان بزرگ ترین سازه سرپوشیده آجری دنیا و تنها اثر تجاری سنتی ثبت شده کشور در فهرست میراث جهانی، از این قاعده مستثنی نیست. ابنیه تاریخی، همواره از سوی انواع مخاطرات طبیعی و انسانی مورد تهدید بوده و حفاظت از بناهای تاریخی نیازمند کسب دانش و مهارت خاصی است که یکی از مهم ترین آن ها، دانش مدیریت بحران در این نوع اماکن خاص است. اولین مرحله از این دانش، کسب شناخت کافی از ماهیت بازارهای تاریخی و رفتار ذی نفعان از این بناهاست. لذا بازارهای تاریخی به دلیل قدمت زیاد ساخت در مرحله اول، نیازمند کسب شناخت کافی از مقاومت بنا، ساختار فضایی بنا، نوع حوادث و همچنین نوع رفتارهای ذی نفعان است تا بتوان متناسب با آن ها اقدامات پیشگیری را انجام داد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی پیمایشی است که با هدف شناسایی و تحلیل بحران ها و مخاطرات کالبدی موجود در بازار تاریخی تبریز بر اساس عوامل ذکر شده و به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفته است. تعداد مخاطرات شناسایی شده در این پژوهش، برابر با ۹ مخاطره آسیب رسان به کالبد بازار بوده است که این موارد بعد از اولویت بندی به سه مخاطره اصلی (زلزله، آتش سوزی و تخریب عمدی سازه به وسیله بازاریان) تنزل پیدا کرد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Expert Choice انجام گرفت. در نهایت با توجه یافته های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای جلوگیری از وقوع بحران ارائه گردیده است.
۱۱۶۷۸۶.

مطالعه الگوهای تخریبِ نقوش برجسته سنگی در محوطه تاریخی-فرهنگی تاق بستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
محوطه تاریخی-فرهنگی تاق بستان در دیواره رشته کوه های پرآو-بیستون قرار گرفته است. این محوطه از دوران ساسانی باقی مانده است که شامل سه بخش اصلی از نقش برجسته های سنگی با نام های متداول تاق بزرگ، تاق کوچک و نقش اردشیر دوم است. این آثار از زمان خلق (دوره ساسانی) تا کنون دائماً در معرض عوامل محیطی بوده اند و تخریب های رخداده در سطوح آن کمتر بررسی شده اند. بدین سبب در این پژوهش با هدف بررسی الگوهای تخریبِ نقوش برجسته سنگی، الگوهای تخریب از طریق مشاهده و بررسی میدانی و به روش ماکروسکوپی شناسایی شدند. در بررسی های انجام شده معلوم گشت که رسوبات سطحی به طور گسترده (عمدتاً در تاق بزرگ) در تنالیته رنگ های روشن تا نارنجی و قهوه ای و حتی سیاه، سطح نقوش برجسته را پوشانده اند، به طوری که ظرافت های نقوش ساسانی از دید عموم مخفی مانده است. در ضلع غربی تاق بزرگ این رسوبات سطحی باعث مخدوش شدن بخش اعظمی از نقش برجسته ها (خصوصا صورت ندیمان و همراهان شاه) به شکل پوسته های زمخت شده اند. تاق کوچک و نقش اردشیر دوم، کمتر تحت تأثیر رسوبات انحلالی قرار گرفته اند؛ زیرا رسوبات در تاق بزرگ عمدتاً در اثر خروج آب از کانال های طبیعیِ موجود در زیر تاق نشأت گرفته و در اثر جاری شدن آب در بین نقوش، مواد معدنی محلول در آن به شکل پوسته ای رسوب کرده اند. در نقش درخت زندگانی نقش فرشته و دیواره های ضلع شرقی و غربی تاق کوچک و نقش اردشیر دوم اثراتی از فعالیت میکروارگانیزم ها و بقایای باکتریایی مشاهده می شود. خوردگی حفره ای در اثر فعالیت گلسنگ در این نواحی موجب مخدوش و ناهموار شدن سطح شده است. همچنین سیمان های مرمتی بکار رفته جهت پَرکردن درزه های صخره، باعث شکل گیری شوره هایی در نواحی اطراف خود شده اند. بنابراین از مطالعه الگوهای تخریب معلوم گشت که جریان آب در بین نقش برجسته ها و انحلال رخ داده توسط این جریان در کنار فعالیت میکروارگانیزم ها و مداخلات نادرست پیشین، از مهم ترین عوامل مخدوش کننده سطوح نقش برجسته سنگی تاق بستان هستند.
۱۱۶۷۸۷.

اصول آموزش معماری سنتی در گذشته با استفاده از فتوت نامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۳۹
اطلاعاتی از آموزش معماری در جهان سنت بر اساس فتوت نامه بنایان و دیگر فتوت نامه ها موجود است. فتوت نامه ها در هر رشته و صنف، منشور نظام مند یادگیری فن و مهارت بود. تداوم، تکرار و ارتقاء، طی قرن های گذشته در کیفیت آثار ساخته شده، بسیار بالا و قابل تحسین است. بررسی کلی طرح و نقش ها در معماری و تعامل بین معماران و شهرها نشان از آموزش مناسب دارد. کشف این مهم دغدغه و ضرورت اصلی است. هدف تحقیق شناخت و تحلیل فتوت نامه ها و آموزش سنتی معماری، جهت یافت اصول آموزش سنتی معماری است. روش تحقیق تاریخی -تفسیری، با بررسی اسناد و مدارک موجود سعی در شناخت آموزش سنتی معماری است، با نگاه انتقادی و تحلیلی، فتوت نامه ها، لوح ها و کتیبه های تاریخی، روش آموزش، سیر تاریخی و ارزش های آموزشی بیان و بررسی می شود. برای شناسایی بهتر موضوع، داده های اولیه و ثانویه و اسناد، کتاب ها و نشریات مورد اهمیت و از ۴۴ منبع معتبر برای انجام تحقیق استفاده شده است. در نتیجه وظایف شاگرد، وظایف استاد و آموزش معماری در جهان سنت تفکیک شد و اصول آموزش سنتی معماران در چهار دسته بندی کلی روش های انتقال دانش، روش های آموزش، موارد آموزش و ارزشیابی مشخص شد. مباحث نظری و عملی از روش سینه به سینه از گذشته گان به آیندگان با استفاده از تجارب شاگرد در خارج و داخل کارگاه ساختمانی انتقال داده می شد. روش های آموزش سنتی معماری متناسب با تفکرات، اعتقادات و راه و رسم آیینی، شامل روش های پیوستن به صنف بنایان و همگرا و همسو در جهت تعالی و آرمانگرایی بود. موارد آموزشی در سه دسته، آموزش زیبایی شناسی، الگو های ازلی، هندسه و ریاضیات، روش های ترسیم است، آموزش نیارش، روش های اجرای بومی، مصالح، مقاومت زمین، و قوانین سازه ای بود و آموزش اخلاق حرفه ای شامل شناخت محیط متناسب با آسایش انسان ها، حکمت ها و مهارت های آیینی، و قوانین حرفه و بازار زمانه بود. ارزشیابی با تأکید بر مهارت اجتماعی و قوانین ساختمان سازی انجام می شد.
۱۱۶۷۸۸.

بازنمود اصول مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی دوران صفوی در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۵۱۴
جریان های فکری حاکم در هر دوران، همواره بر معماری و شهرسازی آن دوران تأثیر گذاشته است. برای درک عمیق تر این تأثیرات، ایجاد ارتباط معنادار میان کالبد در معماری و شهرسازی هر دوره با تفکرات حاکم بر آن دوره می تواند مؤثر باشد. دوره صفویه، یکی از درخشان ترین دوره های تاریخ ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است؛ بنابراین شایسته است اندیشه هایی که موجب شکوفایی این دوره شده اند، بررسی شوند. در این دوره، سه جریان فکری شاخص وجود داشته است: تشیع، اشراق (بر پایه حکمت ایرانی) و عرفان. این جریان های فکری بر معماری و شهرسازی این دوران از جمله باغ ها، کاخ ها و خیابان چهارباغ نیز تأثیر گذار بوده و نوآوری هایی را به وجود آورده است. مکتب اصفهان عنوانی است که برای اوج گیری فعالیت های مختلف فلسفی، فقهی و هنری در سده ۱۷ و اوایل ۱۸ میلادی در اصفهان به کار برده شد و اصول و قواعدی را در معماری و شهرسازی پایه گذاری کرد. مقاله حاضر ضمن تشریح ویژگی های مکتب اصفهان به بررسی تأثیر اصول مطرح شده این مکتب در معماری و شهرسازی اصفهان پرداخته و برای این مهم، با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با اتکا به متون و اسناد تاریخی و شواهد به جامانده از معماری و شهرسازی دوره صفوی و مطالعات پژوهشگران معاصر درباره ساختار معماری و شهرسازی این دوره ، معماری باغ ها و کاخ های این دوره در شهر اصفهان و همچنین سطح کلان از جمله خیابان چهارباغ را در حیطه مکتب اصفهان بررسی کرده و به این پرسش پاسخ داده است که چه ارتباطی میان مکتب اصفهان با معماری و شهرسازی وجود داشته و بازنمود اصول این مکتب در باغ ها، کاخ ها و سطح کلان (خیابان چهارباغ، شهر) چه بوده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که معماری و شهرسازی دوره صفوی و به طور شاخص باغ ها، کاخ ها و خیابان های آن ریشه در اصول حاکم بر مکتب اصفهان دارد.
۱۱۶۷۸۹.

بررسی استدلال های سوئینبرن در اثبات انسجام نظریه شخص مجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۳۳۷
ارائه تصویری منسجم از شخص مجرد برای سوئینبرن اهمیت فراوانی دارد، زیرا مبنای پذیرش حقایقی همچون خداوند، فرشتگان و نفس در فلسفه اوست. سوئینبرن با بهره گیری از آزمایش فکری ای مشابه «انسان معلق» ابن سینا، وجود شخص مجرد را امری ممکن و پذیرش چنین موجودی را امری معقول می داند. او در مقابل مخالفان نظریه شخص مجرد معتقد است که می توان صفاتی همچون امید و طلب را به شخص مجرد نسبت داد، هرچند ممکن است به صورت اوصاف پنهان در شخص مجرد باقی بمانند یا از طریق مداخله در عالم مادی بروز یابند. او نظریاتی که وجود شخص مجرد را با تمسک به عدم امکان تمایز آنها از یکدیگر زیر سؤال می برند عجولانه می داند و استفاده از حافظه و مغز به عنوان ملاک این همانی شخصیت را نادرست می شمارد. به نظر او، هرچند می توان از حافظه و مغز به عنوان ملاکی معرفت شناختی برای این همانی شخصیت استفاده کرد، اما به دلیل مواجهه با مشکلات فراوان، نمی توان آنها را ملاک هایی متافیزیکی در نظر گرفت. دیدگاه سوئینبرن در معرض انتقاداتی است که از جمله آنها می توان به مواردی همچون استفاده از مبانی متعارض، تصورناپذیری فرض انسان بدون بدن، و ضرورت وجود مغز برای هر گونه آزمایش فکری درباره حقیقت شخص اشاره کرد. این مقاله، با رویکردی تحلیلی-انتقادی مباحث فوق را مورد بررسی قرار داده است.
۱۱۶۷۹۰.

فیزیک کوانتوم و فاعلیت خدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۸ تعداد دانلود : ۶۳۷
تصور رایج این است که تعبیر کپنهاگی روابط عدم قطعیت، و به بیان دقیق تر اصل ناموجبیت در فیزیک کوانتوم، نافی قاعده علیت است. برخی از طبیعت گرایان، با تأکید بر ابتنای خداباوری بر اصل علیت، این موضوع را دستاویزی برای مخالفت با عقاید دینی قرار داده و گمان کرده اند که بر اساس فیزیک نوین دیگر جایی برای باور به خدا به مثابه علت موجبه جهان و نقش او در آن باقی نمی ماند. مقاله پیش رو بر آن است تا این مسئله را به روش اسنادی و تحلیلی بررسی و ارزیابی کند. از این رو ابتدا به طور فشرده نگره کوانتومی و تعبیر کپنهاگی و شأن معرفتی آن را توضیح داده، سپس رابطه آن را با علیت فلسفی بررسیده، و سرانجام گونه های متصور فعل الهی را مطرح و نسبت هر یک را با بیان کپنهاگی عدم قطعیت بازمی کاود. ماحصل تحقیق این است که تعبیر یادشده مقتضی مخالفت با علیت و ضرورت فلسفی نبوده، بلکه اثبات صحت خود را وامدار آن است. همچنین با باور به وجود خدا و گونه های مختلف نقش آفرینی او در جهان تلائم کامل داشته، نسبت به فیزیک کلاسیک، سازگاری بیشتری با نقش آفرینی مستقیم خدا و انجام دادن افعال خاص دارد.
۱۱۶۷۹۱.

بازخوانی دیدگاه تامس نیگل درباره معنای زندگی با تکیه بر کارکرد زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۵۱۹
تامس نیگل، فیلسوف تحلیلی معاصر، با تکیه بر وجود گرایش و تمایل شدید در انسان ها به هماهنگی با هستی معتقد است که این گرایش پرسشی واقعی را درباره ربط و نسبت انسان ها با هستی پدید می آورد که باید بدان پاسخ داد. زیرا به گمان او اگر بتوان به این پرسش اساسی پاسخ داد می توان معناداری زندگی انسان ها را تبیین کرد و از بی معنایی در زندگی رهایی یافت. او کوشیده با جستجو در دیدگاه های هیوم، کانت، سیجویک، سارتر، نیچه، افلاطون و آموزه های مشترک ادیان، پاسخ این پرسش را بیابد. او با ارزیابی این پاسخ ها هیچ یک از آنها را نپذیرفته و به این نتیجه رسیده که پرسش فوق پاسخ درخوری ندارد؛ در نتیجه، زندگی بی معنا است. در این مقاله، با توضیح دیدگاه نیگل و نقدهای او بر پاسخ های فیلسوفان فوق و ادیان، به چهار مطلب اصلی پرداخته شده است: (1) می توان با توجه به پرسش اساسی او درباره ربط و نسبت انسان با هستی، نظریه ای درباره معنای زندگی ارائه کرد که بر «کارکرد زندگی» انسان استوار است. (2) بر خلاف دیدگاه او، می توان برخی از پاسخ های فلسفی و دینی را پذیرفت. (3) اگرچه با تکیه بر پاسخ های فلسفی و دینی پذیرفته شده می توان کارکرد زندگی نوع انسان در هستی را تبیین کرد، ولی به مدد آنها نمی توان درباره کارکرد زندگی هر فرد انسانی داوری ای انجام داد، زیرا داوری درباره کارکرد زندگی هر فرد انسانی منوط به اتمام زندگی او در این جهان و اشراف کامل بدان است که در توان انسان ها نیست. (4) حتی اگر مانند نیگل پاسخ ها به پرسش از ربط و نسبت انسان با هستی را نپذیریم، باز هم می توان از معنای زندگی انسان ها دفاع کرد، زیرا معنای زندگی هر فرد انسانی لزوماً در گرو پاسخ به پرسش اساسی فوق نیست و با تکیه بر کارکرد زندگی هر فرد انسانی در مجموعه های کوچک تر از هستی که دارای اهداف ارزشمندند نیز می توان از معنای زندگی وی دفاع کرد.
۱۱۶۷۹۲.

تبیین رابطه نفس و قوا با تأکید بر دیدگاه صدرالمتألهین(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۸ تعداد دانلود : ۴۲۲
مبنای «وحدت نفس و قوا» یا «النفس فی وحدتها کل القوی» از اصلی ترین مبانی ملاصدرا در باب نفس شناسی فلسفی است که فهم آن علاوه بر اینکه تأثیری جدی در برخی مبانی تعلیم و تربیت دارد، بستری مناسب برای حل مسئله «توحید افعالی» فراهم می کند؛ اما برای فهم صحیح این مبنا و رسیدن به ثمرات و کارکردهای آن نخست باید تصویر درستی از آن به دست آورد. در این تحقیق ابتدا با روش تحلیلی توصیفی به دیدگاه مشائیان درباره رابطه نفس و قوا پرداخته و با بررسی آن به این نتیجه رسیده ایم که فقدان برخی مبانی لازم، باعث تحلیل ضعیف مشائیان از رابطه نفس و قوا شده است. در تبیین دیدگاه ملاصدرا نیز بین مقام ذات و فعل، همچنین بین نظر متوسط و نهایی ملاصدرا در باب تشکیک، تفکیک کرده و روشن نموده ایم که رابطه نفس و قوا در نگاه ملاصدرا به حسب مقامات گوناگون، تفاسیر مختلفی دارد که مطابق با مقام ذات به «نفس و حقایق مندمج در آن» و طبق دیدگاه تشکیک خاصی به «نفس و مراتبش» و طبق تشکیک خاص الخاصی به «نفس و شئوناتش» تفسیر می شود.
۱۱۶۷۹۵.

مقایسه مضامین قلندری در آثار شیخ احمد جام و حافظ شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۳۵۱
قلندریه شاخه ای از ملامتیّه است که برخی از امور منافی دین و مذهب را برای قهر نفس، روا داشته و تأثیر زیادی در ادب پارسی برجا گذاشته است. عرفان ایرانی و اسلامی با زهد آغاز شد و در نقطه ای با تصوّف در آمیخت؛ آنگاه وارد مرحله ای شد که نوعی از ادبیّاتش را ادبیّات قلندری نامیده اند. تأثیر افکار قلندری در شعر عرفانی فارسی از سنایی شروع شد و در حافظ به حدّ اعلای تکامل رسید. سرایندگان قلندریّات از تمایلشان به عشق، قلندری و مستی و شور سخن گفتند و بر عالمان و اهل زهد خُرده گرفتند. در قلندریّات، واژگانی چون: تسبیح، خانقاه، خرقه، زهد، سجّاده، صوفی، فقیه، مسجد، مدرسه و ... به سُخره گرفته شده است و در مقابل، واژه هایی چون: دیر مغان، مغ، مغبچه، می، میکده و ... کاربرد فراوان دارد. در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، مفاهیم قلندری در دیوان حافظ و آثار منظوم و منثور احمد جام بررسی و مقایسه شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که حافظ و شیخ احمد جام، بیشتر از دیگران به موضوع ریاکاری اهل دین و شریعت تأکید کرده اند؛ زیرا مفاسدی که از این طریق در جامعه ایجاد می شود، بسیار وخیم تر از فساد دیگر اقشار است. همچنین، حافظ و شیخ جام، بر نکوهش نفس پرستی و دوری گزیدن از دنیا و عادت های نفسانی تأکید کرده اند. گستردگی نظرات قلندری حافظ شامل مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی می شود؛ ولی احمد جام به ویژگی های سیاسی جامعه خود اشاره ای نکرده است.
۱۱۶۷۹۶.

بررسی تطبیقی استعاره شناختی عشق در مثنوی های عطار و مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۳۶۸
نظریه استعاره های شناختی یا مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نیست، بلکه اساس تفکر انسان، استعاری است. ابتدا استعاره های شناختی ابتدا در زبان روزمره بررسی شد، اما با توجه به انتزاعی بودن آثار هنری، ادبی و عرفانی، آرام آرام جای خود را در مطالعات عرفانی باز کرد. عشق به عنوان کلید ی ترین عنصر عرفان، نقش مهمی در متون عرفانی به ویژه عرفانه عاشقانه و ذوقی دارد. این پژوهش برمبنای نظریه استعاره شناختی لیکاف و جانسون، به دنبال شناخت عمیق تر تبیین/فهم عشق در مثنوی های عطار و مثنوی مولانا از منظر شناختی است. در این مقاله عشق به عنوان حوزه مقصد در نظر گرفته شده و حوزه های مبدأ آن در مثنوی های دو شاعر بررسی شده اند. سپس مقایسه ای بین حوزه های مبدأ عشق در آثار ایشان صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که علی رغم شباهت دیدگاه دو شاعر نسبت به عشق، بین نگاه مولانا و نگاه عطار، تفاوت هایی وجود دارد. عطار بیشتر به جنبه های قهاریت عشق توجه داشته است، حال آنکه مولانا بیشتر به جنبه های فنا، سرمستی و لذت و ذی شعور بودن عشق توجه دارد. در واقع، سیر تلقی عشق از عطار به مولانا، از قهاریت، کشندگی و نابودگری عشق، به سمت اتحاد، درد و رنج آمیخته با لذت، و شمولیت عشق بوده است.
۱۱۶۷۹۷.

بررسی و تحلیل شیوه های هنری بیان حُسن طلب در شعر فارسی (از آغاز تا قرن هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۴ تعداد دانلود : ۳۳۵
حُسن طلب از آرایه های ادبی است که نیاز و خواسته ای را با شیوه ی نیکو و اثرگذار بر پایه ی مقتتضای حال برای مخاطب خویش، بیان می-کند. این آرایه ی ادبی به عنوان یک متغیّر در بدیع معنوی، بر اساس ویژگی های خاصی چون نیاز، نوع تقاضا و مخاطب، به گونه های متفاوتی در قالب های شعری پدیدار می گردد. در مرکز این آرایه ی ادبی به عنوان یک سخن هدفمند، طلب قرار دارد و اجزای سازنده ی بافت شعر، چون واژه ها و ساخت زبان، تصویر، موسیقی و آهنگ کلام، احساس و عاطفه، لحن، قالب شعری و موقعیّت سخن که سبب «حُسن» آن می شوند، با تأثیرپذیری از عواملی مانند شخصیّت شاعر، سبک شعری، نوع مخاطب، مطلوب یا خواسته ی شاعر، شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جامعه ی شاعر، به گونه ای سبب بیان طلب می شوند که در این مقاله به عنوان شیوه های هنری حسن طلب با دیدی تحلیلی و آماری، بررسی شده و همچنین کاربرد هر شیوه که مربوط به مقتضای حال این آرایه ی ادبی است و ویژگی هریک از آن ها، مورد تحلیل قرار گرفته است. گفتنی است، تقسیم بندی شگردهای هنری شاعران در استفاده از این آرایه ی ادبی و نام گذاری هر شیوه، بر پایه ی تعریف نگارندگان از حسن طلب برای نخستین بار، انجام گرفته است.
۱۱۶۷۹۸.

ساختار طنز در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۶۲۳
شاملو از فنون مختلف زبانی و تمهیدات هنری برای تأثیر بر مخاطبان بهره برده و طنز نیز یکی از این ابعاد اشعار وی است. ارزش ادبی طنز، زاده عناصر بلاغی خاص و کاربرد آن ها با شگردهای ویژه است. طنز را به شیوه های گوناگون طبقه بندی کرده اند و از نظر ساختمان، طنز به دو دسته طنزهای موقعیتی و طنزهای عبارتی تقسیم می شود. خاستگاه این طنز، زندگی و جهان بینی شاعر است و با آن مدعیان، ریا، ظلم و نادانی را دست می اندازد. شگردهایی چون: اجتماع نقیضین، اغراق، تضاد، تشبیه به حیوانات، تمثیل و زیرمجموعه های آن ها، در آفرینش طنز موقعیت در شعر شاملو بیشتر مؤثر افتاده اند. در مجموعه طنزهای عبارتی نیز، بازی های زبانی- بیانی، کنایه و دشنام و لعن بیشتر در اشعار وی دیده می شوند. بسیاری از این شگردها در یک شعر با یکدیگر ترکیب و تأثیر ادبی آن را چند برابر کرده اند و در شکل گیری سبک شاملو و برجسته سازی طنز وی نقشی مؤثّر داشته اند. طنز در اشعار شاملو بیشتر در ژرف ساخت آثار وی نمود دارد و پربسامدترین و بن مایه اغلب شگردهای طنز وی، اجتماع نقیضین و تضاد است. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی نخست شگردهای بلاغی طنز را معرفی می کند و سپس با شواهدی از شعر احمد شاملو، آن را تجزیه و تحلیل می کند.
۱۱۶۷۹۹.

خوانش فیلمنامه های سوررئالیستی تری گیلیام بر اساس رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۴۶
این پژوهش قصد دارد به بررسی تاثیر نمادها و استعاره ها در فیلمنامه های سوررئالیستی تری گیلیام با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک پل ریکور بپردازد. گیلیام بنا به منِ مفسرش این امکان را به کاراکترهایش می دهد در دلِ مباحثی چون کهن الگوها، روایات، تاریخ، زمان و مکان شناور باشند، تا از جانب گیلیام به عنوان پدیده ای منحصر به فرد، بازتعریف شوند. هدف محقق کشف معانی ثانویه جهان متون فیلمنامه های تری گیلیام در یک فرآیند دیالکتیکی است و قصد دارد فیلمنامه های گیلیام را بر مبنای آرای هرمنوتیک پل ریکور تفسیر نماید. پل ریکور معتقد است برای پَر و بال دادن به قوه ی خیال باید واقعیت را به حالت تعلیق درآورد، تا با بازگشت به ماهیت اشیاء و پُر رنگ کردن نقش استعاراتِ درون متنی، بتوان معنای اولیه ی آنها را کنار زد و معانی جدیدی به آنها افزود. با این تعریف کارکرد قدرت خیال انسان ها در آثار گیلیام برگ برنده ای برای اوست تا قهرمانان آثارش بتوانند پیش برنده ی داستان در جهانی غیرواقعی باشند. از نمونه هایی که گیلیام در فیلمنامه های مونتی پونتی، زمان به اسارت گرفته شده، برزیل، ماجراهای بارون مایچوزن، به آن ها پرداختی هرمنوتیک داشته است میتوان به بازشناخت حکایات، بازتعریف روایات، شوخی با اساطیر، بازتعریف قصص با رویکردی فراتاریخ نگارانه اشاره کرد. الگوی تحقیق در این پژوهش پدیدارشناسی شهودی است که به جای پرداختن به صرف واقعیت، به مفاهیم نهفته و چگونگی پدیده ها توجه دارد. محقق با شیوه ی توصیفی، تحلیلی قصد دارد به سمتِ ماهیت پدیده ها و تفسیرِ مفاهیم ثانویه ی فیلمنامه های گیلیام حرکت کند تا با خوانشی پدیدارشناختی بتواند به شناخت بهتر این رویکرد هنری با مانیفست سوررئالیسم دست یابد.
۱۱۶۸۰۰.

طراحی مدل هوشمندسازی جامع پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۵۵۸
زمینه و هدف: امروزه به علت تغییرات روزافزونی که در همه جوانب زندگی بشر روی می دهد، ضرورت وجود نهادِ انتظام بخشِ هوشمندی که تغییرات همه شئون زندگی اجتماعی را رصد کند و فراخور آن اقدامات لازم را به عمل آورد، بیش ازپیش احساس می شود؛ لذا هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل هوشمندسازی جامع پلیس است. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته است که از نظر هدف، کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده جزو مطالعات توصیفی است. جامعه آماری پژوهش، فرماندهان و مدیران سطوح مختلف در نیروی انتظامی استان لرستان هستند که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی، پرسش نامه است. همچنین در این پژوهش، برای تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد و نظرسنجی استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از نرم افزار Atlas.ti و با بهره گیری از روش کدگذاری و بر اساس رویکرد داده بنیاد با روش استراوس و کوربین، داده ها تحلیل شد. یافته ها : یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان می دهد عوامل و شرایط علّی، علل سازمانی، علل جامعه شناختی و علل ارتکاب جرم هستند. همچنین متغیرهای مداخله گر مشتمل بر امنیّت اجتماعی، امنیّت روانی و اثربخشی سازمانی است. به علاوه شرایط زمینه ای شامل ضرورت های اجتماعی، تحولات فناوری های نوین و ضرورت های حرفه ای می شود. همچنین پدیده محوری هوشمندسازی منابع انسانی، هوشمندسازی ساختاری و فناورانه و هوشمندسازی راهبردی است. همچنین راهبردهای هوشمندسازی مشتمل بر راهبردهای هوشمندسازی منابع انسانی، راهبردهای هوشمندسازی ساختاری و فناورانه، راهبردهای هوشمندسازی راهبردی می باشد. درنهایت، پیامدهای هوشمندسازی پلیس دربرگیرنده پیامدهای حقوقی ارتکاب جرم، پیامدهای درون سازمانی و پیامدهای اجتماعی است. نتیجه گیری: در این پژوهش، مدل هوشمندسازی پلیس بر اساس سه محور هوشمندسازی منابع انسانی، هوشمندسازی ساختاری و فناورانه و هوشمندسازی راهبردی ارائه شده است. بر این اساس، سازمان نیروی انتظامی به منظور هوشمندسازی پلیس باید با استفاده از برنامه های هوشمندسازی منابع انسانی، هوشمندسازی ساختاری، فناورانه و هوشمندسازی راهبردی و فراهم سازی ساختار و فناوری های لازم، کارکنان ستادی و عملیاتی نیروی انتظامی را در جهت موفقیت طرح هوشمندسازی آماده کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان