بررسی مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی رژیم صهیونیستی برای نفوذ در مناطق آسیای غربی و مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رژیم صهیونیستی با بهره گیری از ابزارهای متعدد و متنوع در سطوح منطقه ای و بین المللی، در تلاش است تا نفوذ گسترده ای در میان دولت ها و به ویژه مردم کسب کند. در این میان، یکی از مهمترین ابزارهای رژیم، بهره گیری از مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی است. پرسش اصلی مقاله آن است که رژیم صهیونیستی تا چه اندازه از ابزارها و مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده می کند؟ مقاله حاضر از جنبه هدف، جزء پژوهش های کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. همزمان با منابع کتابخانه ای، مصاحبه ای نیز با 6 نفر از متخصصان صورت گرفت. همچنین مبنای این مقاله بر نظریه کاستا برانلی است که با تأسی از واقع گرایی مکتب انگلیسی نفوذ، تکیه بر ساختارهای اجتماعی دارد. در ساختارهای اجتماعی هژمونی بین «نفوذگذار» و «تأثیرپذیر» ارائه می شود و قوانین همزیستی مورد بحث، مناقشه و مصالحه قرار می گیرد. یافته های پژوهش نشان داد، ارتباطات رژیم صهیونیستی با کشورهای منطقه در پنج طیف تقابل قوی، تقابل، میانه، تعامل و تعامل قوی است و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی این رژیم در برابر کشورهای منطقه در چهار عامل: 1) کاستن از فشار افکار عمومی منطقه؛ 2) نفوذ در نهادهای فرهنگی کشورهای منطقه؛ 3) برتری رسانه و 4) نفوذ فرهنگی با ابزارهایی همچون سینما است. اما با وجود راهبردها و ابزارهای متعدد و متنوع، هرچند به ظاهر روابط با برخی دولت های منطقه توسعه یافته، اما به دلیل مقاومت مردم منطقه، رژیم نتوانسته در ابعاد فرهنگی و اجتماعی در منطقه غرب آسیا حرفی برای گفتن داشته باشد.