نظریه تعدد نوعی نفوس به مثابه مبنای انسان شناختی عدالت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کلامی تفسیری دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
62 - 77
حوزههای تخصصی:
متکلمان شیعه، به «حسن و قبح عقلی» باور داشته و حسن عدل و قبح ظلم را ذاتی می دانند. ایشان عدل را یکی از صفات فعلی خداوند برمی شمارند و عادل بودن او را به این معنا تفسیر می کنند که افعال الهی همواره مطابق عدالت اند نه این که عدالت تابع افعال خداوند باشد. به باور متکلمان شیعه، خداوند با جود خویش حق هر ذی حق را ادا می کند و هر چیز را در جایگاه شایسته خود می نشاند و هیچ موجودی را فراتر از توانش تکلیف نمی نماید. اهمیت عدالت در کلام شیعی، به اندازه ای است که «عدل الهی» به عنوان یکی از اصول پنج گانه و متمایزکننده مذهب امامیه شناخته می شود. اما در حکمت شیعی، صدرالمتألهین نظریه ای بنیادین ارائه کرده است که می تواند در مرحله تشخیص مصداق و مجرای عدالت اجتماعی و پاسخ به شبهات عدل الهی، نقشی تعیین کننده و تحول آفرین ایفا کند. بر اساس این نظریه به ویژه با تقریری صدرالمتألهین در آثار تفسیری خود ارائه می دهد - انسان ها در ذات و جوهر نفس خود متفاوت و متغیرند و انواع و اجناس گوناگونی دارند. این تفاوت جوهری و در بعضی مراحل، اختیاری می تواند مبنایی انسان شناختی در حکمت عملی به شمار آید و در مرحله اجرای عدالت لحاظ گردد، زیرا بر اساس آن، انسان ها، افزون بر حقوق و تکالیف مشترک، ممکن است متناسب با ذاتیات و صور نوعیه خود، از حقوق و تکالیفی ویژه برخوردار باشند و عدالت آن است که حقوق و تکالیف یادشده از سوی خداوند در تکوین و تشریع و از سوی انسان ها در جامعه رعایت شوند. در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی، ضمن اشاره به آرای فیلسوفان، و متکلمان و مفسران، کوشیده ایم نظریه «تعدد نوعی نفوس» را با عنایت به آنچه در کلام اسلامی درباره عدل الهی بیان می شود به مثابه یکی از مبانی انسان شناختی عدالت تبیین نماییم و به برخی شبهات «عدل الهی» پاسخ دهیم.