فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱٬۱۴۱ تا ۲۴۱٬۱۶۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
سنجش رقابت در بازار خدمات حسابرسی از طریق بررسی چسبندگی حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، درک عوامل موثر بر قیمتگذاری خدمات حسابرسی وسنجش رقابتپذیری بازار حق-
الزحمه حسابرسی از طریق بررسی چسبندگی حقالزحمه حسابرسی میباشد. مطالعه رفتار حقالزحمه
حسابرسی، میتواند علت عدم کاربرد الگوهای حقالزحمه حسابرسی را در برآورد مبلغ دقیق آن روشن
سازد. برای این منظور، نمونهای متشکل از 61 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله
بین سالهای 1387 تا 1392 انتخاب شده است. فرضیات تحقیق با استفاده از تحلیل رگرسیون مبتنی بر داده-
های ترکیبی و مقطعی، آزمون شده است. شواهد تحقیق نشان میدهد که حقالزحمههای حسابرسی دارای
چسبندگی است. به عبارتی با تغییر شرایط، تغییر قابل ملاحظه و سریع در مبلغ حقالزحمه صورت نمیگیرد.
به علاوه، تغییرات مثبت در حقالزحمه، بیشتر از تغییرات منفی رخ میدهد و این یعنی واکنش صاحبکاران
نسبت به افزایش در مبلغ حقالزحمه، کمتر است. این نتایح حاکی از این موضوع است که بازار حقالزحمه
حسابرسی در ایران غیررقابتی است و تعیین مبلغ آن بر مبنای تمام اطلاعات موجود انجام نمیشود.
بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت حاکمیت شرکتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت حاکمیت شرکتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق
بهادار تهران میپردازد. بدین منظور از یک شاخص جامع متشکل از 18 مؤلفه مرتبط با حاکمیت شرکتی
که با محیط گزارشگری ایران سازگار است به عنوان معیار سنجش کیفیت حاکمیت شرکتی استفاده شد. با
انتخاب نمونهای متشکل از 101 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1388 تا
1392 و با بهره گیری از مدلهای رگرسیونی چند متغیره مبتنی بر تکنیک دادههای تابلویی، یافته های
پژوهش حاکی از آن است که اندازه شرکت، اهرم مالی و سودآوری شرکت بر کیفیت حاکمیت شرکتی
تاثیر مثبت معناداری دارد. اما فرصتهای سرمایه گذاری شرکت و کیفیت حسابرسی بر کیفیت حاکمیت
شرکتی تاثیر معناداری ندارد. یافتههای تحقیق ضمن پرکردن خلاء تحقیقاتی صورت گرفته در این حوزه،
میتواند برای سرمایهگذاران، سازمان بورس اوراق بهادار و سایر ذی نفعان اطلاعات حسابداری در امر
تصمیمگیری راه گشا باشد.
• شناسایی سازوکارهای توسعه استعدادها در صنعت برق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای توسعه استعدادها در صنعت برق ایران، با استفاده از روش پژوهش آمیخته صورت گرفت. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران و معاونان منابع انسانی و استعدادهای صنعت برق بوده که با 19 نفر از آنها مصاحبه هایی عمیق و هدفمند به عمل آمد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از فن تحلیل موضوعی (تم) استفاده شد و روایی یافته های پژوهش با استفاده از فنون بررسی توسط اعضاء، سه سویه نگری منابع داده ها و بررسی همتا تأیید گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه استعدادهای صنعت برق بوده که مشتمل بر 279 نفر بودند و از این میان با استفاده از فرمول نمونه گیری لوی و لمشو (1981)، 134 نفر به طور تصادفی به عنوان نمونه انتخاب گردید. جهت گردآوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته 56 سؤالی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل موضوعی متون مصاحبه ها نشان داد که مهمترین سازوکارهای توسعه استعدادها در صنعت برق ایران شامل نشست های درون/ برون سازمانی، مسیر پیشرفت شغلی مدیریتی، مسیر پیشرفت شغلی تخصصی، خود توسعه ای، مربیگری، جانشین پروری، آموزش، مدیریت عملکرد، تکنیک های طراحی مشاغل، کار تیمی، یادگیری عملی، تسهیم دانش و شبکه سازی بود. نتایج آزمون تی نشان داد که همه سازوکارهای شناسایی شده از نظر استعدادهای صنعت برق در حد مطلوبی ارزیابی شده اند. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که همه متغیرهای مشاهده پذیر و مکنون دارای بار عاملی بالاتر از 70/0 روی متغیر مکنون متناظر خود هستند، لذا در سطح 01/0 معنی دار بوده و مورد تأیید قرار گرفتند. به عبارت دیگر، مؤلفه های 13 گانه شناسایی شده در بخش کیفی می توانند به عنوان عوامل زیر بنایی سازوکارهای توسعه استعدادها به کارفته و آن را پیش بینی نمایند.
نظریه پردازی فرآیند مدیریت منابع استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر توسعه یک مدل فرایندی(شامل درون داد، میان داد و برون داد) برای مدیریت نظام مند منابع استراتژیک سازمان است. در این مقاله با اتخاذ رویکردی رقابتی واستراتژیک به مدیریت منابع سازمان، ابتدا یک طبقه بندی جدید از منابع توسعه داده شد. بدین ترتیب که، علاوه بر طبقه بندی منابع به درونی/بیرونی، مشهود/نامشهود و مالی/ انسانی/ فیزیکی/ سازمانی؛ منابع از مننظر رقابتی در سه گروه منابع در اختیار سازمان، منابع صرفاً در اختیار رقبا و منابع آزاد (نه در اختیار رقبا و نه در اختیار سازمان) طبقه بندی شدند. در ادامه با فرض "" ضروروت ایجاد رابطه میان منابع و عوامل عوامل کلیدی موفقیت""، تبیین شد که استراتژیک بودن یک صفت دائمی برای برخی از منابع نیست بلکه منابع با توجه به عوامل کلیدی موفقیت می توانند از سطوح استراتژیک بودن متغیری برخوردار باشند. بر این اساس مراحل عمومی مدیریت منابع بازنگری و مدل جدید پنج مرحله ای تشریح و عناصر کلان سازمانی و فراسازمانی تاثیرگذار بر آن معرفی گردید. یافته نهایی این پژوهش نظری که با اقتباس از روش شناسی نظریه پردازی لینهام انجام شده است، یک مدل علمی- کاربردی است که می تواند هم به عنوان یک مدل مفهومی برای انجام تحقیقات علمی و هم بعنوان یک مدل کاربردی برای بررسی و بهبود سیستم مدیریت منابع سازمان مورد استفاده واقع شود.
روایت تئولوژیکال از امر سیاسی در اندیشه «کارل اشمیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر مدرن اروپا را مقارن با رنسانس دانسته اند که از مفاهیم بنیادین آن، مسئله جدایی دین از سیاست است. این گسست زمینه را برای ظهور اندیشه مدرنیسم با محور عقل خود بنیاد انسان و طرح سیاست زمینی مهیا ساخت که به زایش اندیشه هایی مبتنی بر جدایی دین و سیاست انجامید. اما در قرن بیستم شاهد بازگشت دین به عرصه سیاست و نظریه پردازی سیاسی در این زمینه هستیم. سرآغاز نظریه پردازی در باب الهیات سیاسی را می توان در آرای متفکر آلمانی «کارل اشمیت» مشاهده کرد. او با خوانش جدیدی از الهیات مسیحی، به طرد تز جدایی دین و سیاست پرداخت. مسئله نوشتار حاضر این است که اشمیت بر مبنای گزاره های الهیاتی چه خوانش جدیدی از امر سیاسی ارائه می دهد و چه فهم تازه ای از دین و نسبت آن با امر سیاسی مطرح می کند؟ اشمیت، بنیاد حیات اجتماعی را دین دانسته و امر سیاسی را در پیوند با سیاست معنا می کند. از نگاه او، مفاهیم سیاسی صورت عرفی شده مفاهیم الهیاتی هستند.
حقوق بشر در حکومت شیعی پیشگام حقوق بشر بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقوق بشر در حکومت اسلامی- شیعی دارای منشای آسمانی است که در عین حال با حقوق طبیعی و وجدان بشریت عجین می باشد. نگاه حکومت شیعی با بهره گیری از شریعت اسلامی به آینده می نگرد ولی در عین حال از گذشته درس می گیرد. مفهوم حقوق بشر به عنوان یکی از موضوعات رژیم های بین المللی در نظام جهانی موجود، دارای پیشینه تاریخی است. کتاب های آسمانی به ویژه قرآن کریم، منشور کوروش و نیز بیانات حضرت علی(ع)، در ابعاد مختلف به مفاهیم بنیادین حقوق بشر اشاره نمودند و در مدیریت خود به رعایت این اصول تاکید می ورزیدند.در این پژوهش تلاش شده است به روش تبیینی، پیشینه و نظام های حقوق بشر، کتاب آسمانی و مفاهیم بنیادین حقوق بشر در حکومت شیعی نظیر حق حیات، حق آزادی، حق مساوات و حق کرامت انسانی پرداخته شود. با توجه به سؤال مطرح شده، یافته های پژوهش ما این است که کاربرد عملی این مفاهیم در حکومت شیعی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در مدیریت جمهوری اسلامی ایران نیز حائز اهمیت است. بنابراین، با توجه به آخرین نظریه روابط بین الملل که مبتنی بر انگاره ها و ارزش هاست، حکومت شیعی می تواند الگویی مناسب برای سایر نظام های سیاسی جهان، قرار گیرد.
سوابق تحصیلی و آزمون های سراسری جایگزین نظام کنکورمحور: چرایی، چیستی و چگونگی تغییر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، نیاز مبرم به پاسخگویی معتبر و تضمین کیفیت، توجه متخصصان را به آن دسته از شیوه های سنجش و اندازه گیری جلب نموده که ارتقای کیفیت یادگیری و ریشه کن شدن آرایه ای از آثار و عواقب نامطلوب واردشده بر برنامه درسی و آموزش/یادگیری را به ارمغان آورده است. در ایران انتقادهایی که اخیراً به پاسخگویی آزمون محور وارد شده موج اصلاحاتی را در نظام دیرینه سنجش و پذیرش دانشجو به همراه داشته است؛ موجی که در سال ۱۳۸۶ با تصویب «قانون پذیرش دانشجو» به اوج خود رسید. اما پیشینه پژوهشی مرتبط حاکی از آن است که موفقیت اغلب به آن اندازه که امید آن می رود، حاصل نمی شود. دلایل چنین ناکامی هایی معمولاً پس از اجرا یا در مراحل پایانی آزمونی تحول یافته بررسی شده و «ارزشیابی مقدم بر تجربه یا ارزشیابی فاز سیاست گذاری» همچنان مغفول مانده است. پژوهش کنونی براساس مصاحبه های دقیق با جمعی از سیاست گذاران و حامیان تغییر کنکور سراسری به این مهم پرداخته است. براساس نتایج تحلیل محتوایی مصاحبه ها، سیاست ها و چشم اندازهای این تغییر بر سه محور اصلی استوار است: ۱. آزمون جدید به عنوان اهرم مولد آثار و پیامدهای مطلوب در کل نظام آموزشی؛ ۲. تغییر پارادایم روان سنجی به فرهنگ سنجش آموزشی؛ ۳. چالش های نظام جدید پذیرش. برخلاف تغییر دیدگاه ها، سیاست گذاران در عمل همان سیاست های گزینشی سابق را برای جایگزین کنکور دنبال کرده که با وجود چالش ها و تهدیدهای موجود، محتمل است آن را به ابزاری نامناسب جهت پیشبرد اهداف ایده آل تبدیل نماید.
بررسی اثر حجم ذخایر نفتی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب از دیدگاه نفرین منابع (با تأکید بر دموکراسی)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی اثر حجم ذخایر نفتی بر رشد اقتصادی در سه گروه درآمدی از کشورهای با درآمد بالا (استرالیا، آمریکا، انگلیس، دانمارک، نروژ و کانادا)، درآمد متوسط (کلمبیا، مالزی، ایران، گابون، اکوادور و الجزایر) و درآمد پایین (مصر، هند، اندونزی و سوریه) برای دوره 2012-1960، با تأکید بر دموکراسی می پردازیم. بدین منظور از الگوی داده های تابلویی پویا و روش برآوردگشتاورهای تعمیم یافته (GMM) استفاده کرده ایم. برای متغیر وابسته از تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت دلار سال 2005 استفاده کرده و متغیرهای مستقل مدل، حجم ذخایر نفتی، اندازه (هزینه های) دولت، دموکراسی یا مشارکت مردم، آزادی تجاری و شاخص قیمت مصرف کننده هستند. نتایج برآوردها حاکی از تأیید پدیده نفرین منابع در کشورهای با درآمد متوسط است، ولی این پدیده در کشورهای با درآمد بالا و درآمدپایین رد می شود#,
مقایسه راهبردهای مقابله ای و سبک های حل مسئله در دانشجوهای افسرده و عادی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور مقایسه راهبردهای مقابله ای با سبک های حل مسئله در دانشجویان افسرده و غیرافسرده انجام شد. در این پژوهش، دویست دانشجوی دختر از مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد قم به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس افسردگی بک (BDI-II)، سبک های حل مسئله کسیدی و لانگ و راهبردهای مقابله ای موس و بیلینگز (CRI) را تکمیل کنند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که که بین سبک های مقابله ای، شیوه های حل مسئله غیر سازنده و افسردگی رابطه معنادار وجود دارد و دانشجویان افسرده در مقایسه با دانشجویان غیرافسرده از راهبرد مهار جسمانی و مهار هیجانی بیشتری استفاده کردند؛ از طرفی، دانشجویان غیر افسرده در مقایسه با دانشجویان افسرده از سبک های حل مسئله خلاقیت، اعتماد و گرایش بیشتر استفاده کردند. تفاوت های معناداری بین دو گروه دانشجویان افسرده و غیر افسرده وجود داشت. درماندگی، مهارگری و اعتماد از سبک های حل مسئله و تنها مهار جسمانی از راهبردهای مقابله ای توانایی پیش بینی کردن نشانه های افسردگی را دارند.
اثر منابع شغلی و کیفیت زندگی کاری بر پیوند کاری معلمان تربیت بدنی استان کردستان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آنچه مسلم است در سالیان اخیر پیوندکاری یکی از موضوعات مورد علاقه مشاوران و پژوهش گران حوزه رفتار سازمانی و منابع انسانی بوده است؛ چرا که یکی از راه های توسعه، حفظ و افزایش بهره وری سرمایه انسانی عجین شدن آنان با کاری است که انجام می دهند. هدف از این پژوهش اثر منابع شغلی وکیفیت زندگی کاری بر پیوندکاری معلمان تربیت بدنی استان کردستان بود. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری آن را کلیه معلمان تربیت بدنی (929 نفر) مدارس استان کردستان تشکیل می دادند که از این تعداد براساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، حجم نمونه آماری برابر (274 نفر) انتخاب شد. آزمودنی ها به صورت روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. علاوه بر آن جهت اندازه گیری متغیرها از پرسش نامه منابع شغلی باکر (2014)، پرسش نامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973)، و پرسش نامه پیوندکاری شوفلی و سالونزا (2003) استفاده گردید. در نهایت کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS -22 و Smart PLS-20 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد منابع شغلی و کیفیت زندگی کاری هر دو بر پیوندکاری معلمان تربیت بدنی اثر مثبت و معناداری دارند. در این بین بیشترین اثرگذاری بر پیوندکاری مربوط به متغیر منابع شغلی بود. افزون بر آن مشخص شد منابع شغلی به صورت مستقیم و به صورت غیرمستقیم از طریق کیفیت زندگی کاری بر پیوند کاری معلمان تربیت بدنی اثر گذار است. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، توجه جدی به متغیرهای موثر بر دو متغیر منابع شغلی و کیفیت زندگی کاری که به نوعی پیوندکاری معلمان را تحت تاثیر قرار می دهند جهت داشتن مدارسی پویا، سالم و شاداب پیشنهاد می گردد.
اثربخشی تمرینات بدنی اسپارک در بهبود کندی روانی- حرکتی کودکان پیش از دبستان
حوزههای تخصصی:
خلاصه مقدمه: از جمله مواردی که نظریات کنونی در مورد کودکان ناتوان در یادگیری، بر آن تاکید دارد مهارت های حرکتی می باشد. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تمرینات بدنی اسپارک در بهبود کندی روانی- حرکتی کودکان پیش از دبستان بود. مواد و روشها: در این پژوهش، از بین افرادی که تشخیص ناتوانی در یادگیری دریافت کرده بودند، در شهرستان جلفا در سالتحصیلی 94-93، تعداد 30 نفر بعد از تشخیص اختلال به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون تبحر حرکتی بروینینکس- اورزتسکی، مقیاس مشکلات یادگیری کلورداو و آزمون هوش وکسلر کودکان بود. داده های جمع آوری شده به کمک برنامه SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده تفاوت معناداری در نمرات پس آزمون بین گروه های آزمایش و کنترل نشان داد (P<./.5). به نحوی که برنامه مورد نظر باعث ارتقای سطح روانی- حرکتی در کودکان ناتوان در یادگیری شده است. نتیجه گیری: تمرینات بدنی منتخب باعث پیشگیری از مشکلات یادگیری کودکان پیش از دبستان می شود و این تاثیر به طور قابل توجهی معنی دار است.
ارتباط بین سرسختی، تاب آوری و فرسودگی شغلی در بین بهورزان شبکه بهداشت و درمان شهرستان کامیاران
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سندرم فرسودگی شغلی خطرناکترین عامل تهدیدکننده سلامت شاغلین حرف بهداشتی درمانی است سرسختی بعنوان یک ویژگی شخصیتی، نحوه مقابله با استرس زاها را در افراد تعدیل می کند تاب آوری نیز در مورد کسانی به کار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند. هدف: هدف از پ&zwjژوهش حاضر بررسی رابطه بین فرسودگی شغلی، سرسختی و تاب آوری در بین بهورزان شاغل در شبکه بهداشت و درمان شهرستان کامیاران بود. روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی- همبستگی است که در بین 90 بهورز شهرستان کامیاران انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه های سرسختی روانشناختی کوباسا، پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (CD-RIS)و فرسودگی شغلی مسلش استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب آوری و سرسختی رابطه مستقیمی وجود دارد (409/0=r). بین تاب-آوری و تحلیل عاطفی رابطه معکوس معناداری وجود دارد (384/0-=r). بین تاب آوری و مسخ شخصیت رابطه معکوس و معناداری وجود دارد (372/0-=r). بین سرسختی وتحلیل عاطفی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد (342/0-=r). بین سرسختی و مسخ شخصیت رابطه معکوس معناداری وجود دارد (435/0-=r). بین تاب آوری و سرسختی با فقدان موفقیت فردی رابطه معناداری وجود ندارد ( p>0/057 ./ . =r). نتیجه گیری: تاب آوری و سرسختی پیش بینی کننده فرسودگی شغلی بهورزان شاغل در شبکه بهداشت و درمان شهرستان کامیاران بودند.
صلاحیت قضایی کیفرگذاریِ مبتنی بر منابع اسلامی در پرتو اصول قانون اساسی و قوانین عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلأ قانونی در کلیه ی نظا م های حقوق موضوعه امری کاملاً عادی و قابل تصور است که بر قانونگذار فرض است راهکاری برای این موارد بیندیشد. قانونگذار اساسی در اصل 167 منابع و فتاوای معتبر اسلامی را به عنوان مرجع قابل استناد قضات شناسایی کرده است. با وجود این، در شمول این قاعده در دعاوی کیفری، به خصوص موضوع مهم تعیین مجازات اختلاف نظر شدیدی وجود دارد. انعکاس مفاد اصل 167 در برخی از قوانین عادی مصوب مجلس شورای اسلامی و تأیید مفاد آن ها از سوی شورای نگهبان، به عنوان مفسر قانون اساسی، در کنار شیوه ی بیان الفاظ در اصل 167 و پیشینه ی تقنینی این اصل، همگی بر تقویت دکترینی دلالت دارد که قائل به تعمیم قاعده ی مورد بحث به امور جزایی و از جمله موضوع کیفرگذاری است.
در مقاله ی حاضر با بررسی دلایل اندیشه ی مذکور، قلمرو اجرایی آن با لحاظ تحولات اخیر صورت گرفته در قانون مجازات اسلامی، منصرف از مجازات تعزیری که اتفاقاً سهم عمده ی سیاهه ی کیفری را نیز به خود اختصاص می دهند، دانسته شد.
تأملی بر تاریخ نگاری ابوشامه در «الروضتین» و ذیل آن با تأکید بر نگرش اعتقادی و سیاسی مورخ(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
توسعه طلبی حکومت ایوبیان از مصر تا سرزمین شام و جزیره و جنگ با صلیبیان از یک سو، و مبارزه با حکومت و اندیشة اسماعیلیان در مصر و شام از سوی دیگر، فضای سیاسی، نظامی و مذهبی متمایزی را در قلمرو این دولت به وجود آورد. مطالعه استقرایی تاریخ نوشتههای این دوره از تأثیر مستقیم چنین فضایی بر روند تاریخنگاری مصر و شام حکایت می کند. ابوشامه از جمله مورخان شاخصی است که متأثر از همین شرایط، به نگارش تاریخ روی آورده است. دو کتاب تاریخی وی، یعنی «الروضتین» و ذیل آن، منابعی مهم در تاریخ ایوبیان و جنگهای صلیبی بهشمار می روند. نوشتار حاضر بر آن است که با مطالعة این دو اثر به عنوان نمونهای از تاریخنگاری عصر ایوبیان، بازتاب این تحولات را بر صورت و محتوای این آثار و نیز بر بینش و نگرش تاریخی، سیاسی و مذهبی مورخ نشان دهد. نتایج این تحقیق نشان از آن دارد که تاریخ نگاری ابوشامه گامی مهم در جهت گسترش تاریخنوشته های دودمانی این دوره است و مضامین سیاسی و نظامی بر محتوای آنها غلبه ای آشکار دارد. او، که در آثار خود ایوبیان را دولتی مشروع و مطلوب معرفی کرده، در بزرگداشت مقام آنان و سرکوب رقبای سیاسی و مذهبی شان، یعنی فاطمیان کوشیده است.
نقش کشورهای غربی در چگونگی شکل گیری اندیشه سلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروهها وفرقه های مختلف از دیرباز همواره در درون جامعه اسلامی خود را منتسب به اسلام نموده و قرائت های مختلفی را از اسلام ارائه کرده اند با نگاه پارادایمی، اندیشه سیاسی مسلمانان را در سطح کلان می توان به سه جریان سنت گرایی دینی، نوگرایی دینی و تجدد گرایی دینی، تقسیم نمود. فکر سلفی تکفیری جزء جریان موسوم به سنت گرایی دینی قابل طرح و بررسی است. نگارنده در پی پاسخ به این سوال است که ماهیت گروههای سلفی چیست؟ و کشورهای غربی (بخصوص امریکا) چه اهداف ونقشی را در شکل گیری، رشد وتداوم این گروههای دنبال می کنند؟ برای پاسخ به این سوال؛ ابتدا به بررسی اندیشه سلفی پرداخته شده و مولفه های فکر سلفی را در چارچوب سنت گرایی دینی مورد بحث قرار داده؛ سپس با محور قرار دادن نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون به چگونگی نقش غرب در شکل گیری، رشد و تداوم این گروهها می پردازیم. فرضیه مورد نظر این است که با توجه به نظریه هانتینگتون غرب همواره از شکل گیری قدرت تمدنی جهان اسلام واهمه داشته است، بدین منظور برای پیشگیری از تبدیل شدن جهان اسلام به عنوان یک قدرت جهانی، تلاش دارد تا با اسلام هراسی و معرفی اسلام امریکایی، کشورهای اسلامی را در دو راهی انتخاب سلفی ها یا پایگاه های آمریکایی قرار دهد. لذا تا حد امکان تلاش می کند، ضمن مخالفت ظاهری با گروههای تکفیری، چهره ای نامعقول از اسلام به جهانیان معرفی نمایند؛ بنابراین غرب اگر چه ممکن است در اصل شکل گیری گروه های سلفی نقش کمی را ایفا نماید اما با پشتیبانی و حمایت همه جانبه از گروه های سلفی برای تغییر فرایند اسلام گرایی و تامین منافع استراتژیک خود تلاش می کند. چرا که این مساله زمینه حضور بلند مدت خود وسرکوب جریان های منتسب به مقاومت را برای جلوگیری از شکل گیری تمدن واقعی اسلام فراهم می سازد.
نگاهی تطبیقی به نقش طبقه متوسط جدید در ایجاد انقلاب در مصر و عربستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با بررسی تحوّلات تاریخی و انقلاب ها و جنبش های اجتماعی در چند سده اخیر، می توان گفت که طبقه متوسط جدید، تأثیرگذارترین نیروی اجتماعی محسوب شده و یکی از ویژگی های جوامع در حال نوسازی، ظهور و رشد این طبقه اجتماعی است. در میان طبقات مختلف از جمله فقیران، کارگران صنعتی و طبقات بالای اجتماعی، هیچ کدام انقلابی تر از طبقه متوسط جدید نیستند؛ این طبقه می تواند به عنوان رهبران فکری بر افکار سنتی غلبه و آنها را به یک تصمیم گیری منطقی رهنمون سازند. هدف از نگارش تحقیق حاضر، بررسی نقش طبقه متوسط جدید در ایجاد انقلاب در مصر و عربستان است که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام خواهد گرفت. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چرا طبقه متوسط جدید در انقلاب مصر توانست نقش مهمی را ایفاء کند، اما همین طبقه در حالی که از رشد مناسبی هم در عربستان برخوردار بوده، نتوانسته تا الان چنین حرکتی را فراروی حکومت بوجود آورد؟ در این راستا، فرضیه پژوهش این است که نوع ماهیّت و ساختار دولت، نحوه مواجهه دولت با مدرنیته و ساختار اجتماعی و فرآیندهای جهانی شدن، عوامل مؤثری در میزان انقلابی شدن طبقه متوسط جدید در عربستان و مصر داشته است. نتایج تحقیق نیز نشان از آن دارد که علل های ساختاری ای چون استبداد و خودکامگی دولت، نظام پدرسالاری، دولت رانتیر، جامعه مدنی و آزادی بسیار ضعیف، وابستگی به دولت، احزاب سیاسی، بحران اقتصادی و بدهکاری، بیکاری و فقر، تحصیلات دانشگاهی بالا، آشنایی با تکنولوژی ها، اینترنت و رسانه های مدرن، تقش زنان، فرآیند فضای باز سیاسی و نوسازی و غیره، در میزان انقلابی شدن طبقه متوسط جدید مصر و عربستان نقش کلیدی داشته اند.
مقایسه تطبیقی شاخص های حماسی و ساختاری اکبرنامه حمیدی کشمیری و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
انطباق پذیری تکنولوژی های مجازی در آموزش عالی با توجه به معرفت شناسی شخصی اساتید: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه معرفت شناسی شخصی اساتید نسبت به انطباق پذیری تکنولوژی های مجازی در آموزش پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی اجرا و جامعه آماری در این تحقیق اساتید دانشگاه کردستان بوده اند. ابزار جمع آوری داده مصاحبه نیمه سازمان یافته بود که با روش نظری مبنایی تحلیل و برای ارتقای کیفی و افزایش سرعت و دقت تحلیل داده ها از ابزاری نرم افزاری به نام ان ویوو استفاده شده است. یافته های این تحقیق عوامل زیر می باشد: تحمیلی و اقتدارگرا بودن روش تدریس اساتید، ساده نگری تدریس در آموزش عالی، معتقد به حضوری و شناخت گرا بودن ماهیت یادگیری، دوگانه نگری اساتید نسبت به ارزشیابی تحصیلی و محیط های فیزیکی مهمترین محرک شرطی برای تعامل انسان می باشد. به طور کل نتایج نشان داد اساتید یک نگرش سنتی مبتنی بر تئوری های یادگیری رفتار گرایی در ابعاد مختلف تدریس، ارزشیابی، استفاده از منابع درسی و تعامل با دانشجویان دارند و آموزش مجازی را به عنوان یک روش کامل و استاندارد در آموزش مورد نظر قرار نمی دهند، بلکه آن را به عنوان یک زمینه و ابزار تکمیلی که کاستی های آموزش کنونی را می تواند تکمیل کند، می دانند.