تأمین صحیح هزینه های تبلیغاتی نامزدها نقش مهمی در سلامت نظام انتخاباتی و همچنین جلوگیری از فسادهای مالی و سیاسی بعد از احراز پست های مربوطه دارد. اصول حاکم بر تبلیغات بخش مهمی از قوانین انتخاباتی را به خود اختصاص می دهد اما قوانین انتخابات سیاسی جمهوری اسلامی ایران توجه کافی به نظارت بر بعد مالی تبلیغات انتخاباتی نشان نداده است و این اجمال و نارسایی هم شامل عدم تعیین سقف برای هزینه های تبلیغات است که در قوانین انتخاباتی اغلب کشورها کمابیش مورد توجه قرارگرفته است و هم شامل کم توجهی به منابع تأمین این هزینه ها می باشد. در این مقاله ضمن تحلیل و تبیین ضرورت نظارت بر تأمین صحیح منابع مالی و تعیین سقف هزینه های تبلیغاتی انتخاباتاز طریقمطالعهتطبیقی در حقوق انتخاباتی کشورهای فرانسه،روسیه و ایالات متحده آمریکا، راهکارهای بهبود سلامت مالی انتخابات، ارائه شده است.
تولید علم، فرایند شکل گیری و توسعه مرزهای دانش و نیز چگونگی تغییر و تحولات علمی از مسائلی است که مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه علم بوده و دیدگاه هایی نیز در این باره ارائه شده است. اگر چه می توان گفت که امکانِ توسعه، پیشرفت و حتی دگرگونی علم مورد توافقی همگانی است، اما در اینکه این پیشرفت و تحول مدیریت پذیر است یا خیر، بحث و گفتگو وجود دارد. نوشتار حاضر تلاش می کند با نگاهی اجمالی به نظریات پیشرفت علم در ادبیات موجود، با رویکردی قیاسی استقرایی و با استفاده از روش های فراتحلیل، نظریه مدیریت تحول در علوم انسانی را تبیین کند. در این نظریه چهارچوب کلان، عناصر کلیدی و مؤثر در تحول علوم انسانی احصاء و با اولویت سنجی و وزن دهی هر کدام، چگونگی ترابط و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر در راستای تحول در علوم انسانی بررسی می شود. عوامل جامعه شناختی، یعنی نهادهای سیاست، اقتصاد، تعلیم و تربیت و رسانه در سپهر ارزش های دینی و اصول عقلانی مهم ترین عوامل تأثیرگذار در مدیریت تحول علوم انسانی به شمار می آیند.
استفاده از روش های تحقیق کیفی در علوم اجتماعی و انسانی با شتابی فزاینده در حال گسترش است. افزون بر روش های کیفیِ رایج در حوزه زبان انگلیسی، در جامعه شناسیِ آلمانی نیز روش هایی بدیع در پژوهش های کیفی مطرح شده است که کمتر در سایر مناطق به کار گرفته می شوند. از جمله مهم ترینِ این روش ها، هرمنوتیک عینی است که ریشه در سنت هرمنوتیکی در آلمان دارد و از این رو، بیش از هر روش کیفی دیگری به متن تکیه می کند. این روش در پی دستیابی به ساختارهای معنایی عینی و در عین حال، پنهان در پس کنش هاست. این ساختارها که چیزی شبیه به عادتواره های بوردیویی اند، مختص به یک مورد خاص هستند و با دستیابی به آنها می توان به بینش هایی درباره الگوهای عام کنش اجتماعی پی برد. هرمنوتیک عینی به جای رده بندیِ واقعیت اجتماعی بر بازسازی متوالی آن تأکید دارد و به جرأت می توان آن را یکی از عمیق ترین روش ها در حوزه تحقیقات کیفی دانست. مطمئناً استفاده درست و دقیق از این روش، زوایای جدیدی از ساختارهای نهفته در پس کنش ها را آشکار خواهد ساخت.
این تحقیق به منظور شناسایی منابع گردوغبار تهران با استفاده از مدل HYSPLITو سیستم های گردشی جو در سطوح مختلف انجام گرفت. بررسی آماری سال های 2005-1981 نشان داد، یکی از فراگیرترین وقایع گردوغباری در استان تهران در ماه می (اردیبهشت) سال 2000 رخ داده که بیش از 4 روز در ایستگاه های آبعلی، چیتگر، فیروزکوه، کرج و تهران شمال تداوم داشته است. برای رسیدن به هدف ذکر شده که تعیین کانون های ذرات گردوغبار و مسیر حرکت آن ها می باشد، ابتدا با استفاده از داده های جوی سطح بالا شامل: باد مداری، باد نصف النهاری و ارتفاع ژئوپتانسیل ترازهای 850 و 700 هکتوپاسکال، نقشه های گردشی جو از دو روز قبل از وقوع توفان روز یک می (30اردیبهشت) تا پایان روزهای دوم (31اردیبهشت)، چهارم (2 خرداد) و پنجم (3 خرداد) ماه می مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از نقشه های گردشی جو سیستم های سینوپتیکی مؤثر در وقوع پدیده گردوغبار، جهت جریانات و سرعت آن ها تعیین گردید. مدلسازی با روش ردیابی پسگرد برای تعیین مسیر حرکت ذرات غباری در 48 ساعت قبل از وقوع پدیده غبار در تهران، در سه سطح ارتفاعی 100، 500 و 1000 متری اجرا شد. با توجه به آنکه در فصل انتقالی بهار هنوز سیستم های فشار عرض های شمالی بر روی ایران فعال هستند، بنابراین در مطالعه حاضر نتایج تحقیق بدون اثر این سیستم ها نبوده است. مشاهدات تراز 700 هکتوپاسکال نشان داد یکی از سیستم های فشاری مؤثر در وقوع گردوغبار و تعیین مسیر آن ها پرفشار مستقر بر روی عربستان است که در تمام روزهای غباری مورد مطالعه این سامانه حرکت و جابه جایی اندکی داشته و تقریباً به صورت یک سیستم دائمی در منطقه بوده است. سیستم فشاری مؤثر دیگر در وقوع گردوغبار روزهای یکم و دوم ماه می در تهران، کم فشار مستقر در شمال ایران می باشد. مطالعه مسیرهای انتقال ذرات از خروجی های مدل نشان داد که به طورکلی منابع اصلی غبار بر روی تهران در عرض های 25 تا 37 درجه شمالی، محدوده ای در حدفاصل عراق، عربستان و سوریه می باشد. بررسی ارتفاعی ذرات انتشار یافته نشان می دهد ذرات گردوغبار در لایه های بالایی به سمت ایران جریان پیدا کرده و در سطوح پائین تری به تهران رسیده است.
زمین لغزش را می توان حرکت توده ای مواد دامنه های شیب دار تحت تأثیر نیروی ثقل توده و عوامل محرکی مانند زمین لرزه، سیل و باران های سیل آسا تعریف نمود. این پدیده یکی از مخاطرات طبیعی است که همه ساله خسارات جانی و مالی فراوانی را در مناطق کوهستانی، پرباران و لرزه خیز به همراه دارد. تشخیص زمان و مقدار تغییر شکل توده های لغزشی برای درک دلایل وقوع زمین لغزش و هشدار خطرات احتمالی ضروری است. در این تحقیق، مقدار جابجایی زمین لغزش منطقه توان واقع در شمال شرق استان قزوین با عامل ویژگی های بارش مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور ابتدا شبکه ای از نقاط ثابت در داخل و خارج توده لغزشی به تعداد 20 نقطه، برای پایش میزان جابجایی بر روی کاربری های مختلف توده لغزشی ایجاد و میزان جابجایی هر نقطه در 5 بازه زمانی با استفاده از سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) دوفرکانسه اندازه گیری گردید. نتایج پایش در مدت 511 روز نشان داد مقدار کل جابجایی افقی نقاط دارای حرکت در 5 بازه زمانی مورد پایش 1876 میلی متر بوده که دارای نرخ حرکت ماهانه 110 میلی متر می باشد. همچنین مقدار کل جابجایی عمودی نقاط دارای حرکت در زمان مشابه 898 میلی متر بوده که دارای نرخ حرکت ماهانه 53 میلی متر است. سپس ویژگی های بارش منطقه نظیر مقدار بارش، نوع بارش، مدت بارش، حداکثر شدت بارش در بازه های زمانی 10، 20، 30 و 60 دقیقه و شدت متوسط بارش برای هر یک از 5 بازه زمانی محاسبه و استخراج گردید. رسم بردارهای جابجایی نقاط بر روی نقشه توپوگرافی منطقه مشخص نمود که جهت حرکت توده در جهت گرادیان ارتفاعی منطقه می باشد. نتایج نشان داد از میان ویژگی های مختلف بارش، تنها بین شدت بارش با میزان حرکت توده لغزشی رابطه خوبی برقرار است و مقدار جابجایی، بیشترین همبستگی را به ترتیب با شدت بارش متوسط (854/0= R) و حداکثر بارش 30 دقیقه ای (675/0= R) دارد و بین سایر خصوصیات بارش (مقدار، مدت و نوع بارش) و حرکت توده لغزشی رابطه معنی-داری حاصل نگردید.
این مقاله، سعی نموده است روند شاخص های حدی دما را بر اساس سناریوی وضعیت موجود و سه سناریوی RCP شامل 6/2، 5/4 و 0/6 به عنوان سناریوهای پیشنهادی فاز 5 CMIP در استان خوزستان شبیه سازی نماید. برای این منظور شاخص های DTR،TMAXmean TMINmean، TN10p، TX10p، TN90p TN90p و TX90p از مجموعه شاخص های معرف تغییر اقلیم جهت تحلیل روند دما انتخاب گردیدند. نتایج به دست آمده نشان می دهد در وضعیت موجود (2012-1982) کمینه های دما (72/2+ در سناریوی وضعیت موجود) نسبت به بیشینه های آن (2/1+ در سناریوی وضعیت موجود) با سرعت تقریباً بیشتری در حال افزایش هستند؛ به طوری که این مسئله منجر به روند کاهشی شاخص DTR شده است و شبیه سازی روند تغییرات دما بر اساس سناریوهای RCP حاکی از آن است در آینده (2050- 2013) روند افزایش دما همچنان ادامه خواهد داشت. به طورکلی در این پژوهش روند شاخص های شب های سرد و گرم (TN10p و TN90p) با روند شاخص TMINmean و شاخص های روزهای سرد و گرم (TX10p و TX90p) با شاخص TMAXmenn در مناطق مختلف استان هماهنگی نشان می دهد؛ به طوری که بر اساس آن ها تا سال 2050 شاخص های دوره سرد روند کاهشی (روزها و شب های سرد) و شاخص های دوره گرم سال (روزها و شب های گرم) روند افزایشی خواهند داشت.
منظومه شاه باجی یکی از منظومه های غنایی ادبیات بومی مازندران است که از اواخر دوران قاجاریه و پهلوی اول به یادگار مانده است. سراینده آن ملاخانجان حیدری، یکی از گاوبانان خطه لفور ِشیرگاهِ سوادکوه، است. در این پژوهش، منظومه شاه باجی براساس نظریه قاعده افزایی و قاعده کاهی (هنجارگریزی) بررسی و تحلیل شده است. در بحث هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی و انواع آن و هنجارگریزی زمانی یا باستان گرایی در این منظومه بسامد بالایی دارد. انواع توازن نیز همچون توازن واژگانی (سجع متوازی) بیش از دیگر توازن ها در این منظومه بهکار رفته است. مصوتِ بلند «آ» و صامت های «ر»، «ل»، «م» و «ن» در این منظومه، به سبب قافیه سازی بسیار تکرار شده است. منظومه شاه باجی از نظر وزن عروضی به دو بحرِ هزج و متقارب خوانده می شود. راویان این منظومه، با توجه به نوعِ سازی که همراه آن نواخته می شود، وزن عروضی را برمی گزینند. محتوای اصلی منظومه عشق است که به سبب وجود شکاف و تضاد طبقاتی به صورت شکایت و سرکشی و اعتراض نمود یافته است.
هدف: میزان همخوانی واژگان کلیدی مقاله های چاپ شده در مجله های پزشکی فارسی با اصطلاحنامه پزشکی فارسی طی سال های 1387-1388 است.
روش/رویکرد پژوهش: با روش تحلیل محتوا و با استفاده از سیاهه وارسی محقق ساخته تعداد 1005 کلیدواژه از 269 مقاله در 58 عنوان مجله پزشکی فارسی دارای درجه علمی پژوهشی 1 و 2 از کمیسیون نشریات علوم پزشکی کشور (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) از 1387 تا پایان 1388 بررسی شده است.
یافته ها: در دو حوزه علوم پایه و بالینی، 5/38 درصد همخوانی کامل، 41 درصد همخوانی نسبی و 5/20 درصد فاقد همخوانی است؛ از نظر همخوانی کامل و نبود همخوانی میان کلیدواژه های مقاله های مجله های پزشکی فارسی با اصطلاحنامه پزشکی فارسی، تفاوت معناداری وجود ندارد، اما از نظر همخوانی نسبی تفاوت معنادار است؛ همخوانی نسبی کلیدواژه های مقاله های مجله های پزشکی فارسی با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بیش از همخوانی کامل است.
نتیجه گیری: وجود ناهماهنگی میان اصطلاحات مورد استفاده نویسندگان، نمایه سازان و جستجوگران اطلاعات ناشی از عوامل متعددی است که در مقاله به آن اشاره شده است.
هدف: ارزیابی کیفی وبگاه های کودکان و نوجوانان ایران است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش پیمایشی است و با استفاده از سیاهه وارسی مبتنی بر استاندارد ایزو
1-9126 و مدل وب کیو.ای.ام. داده های مورد نیاز 33 وبگاه گردآوری شده است.
یافته ها: وبگاه های کودکان و نوجوانان ایران از لحاظ ""قابلیت استفاده"" با میانگین 39/0 در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، از لحاظ ""قابلیت عملکرد"" با میانگین 447/0 در وضعیت متوسط به پایین قرار دارند، و از لحاظ ""قابلیت اطمینان"" با میانگین 637/0 و ""قابلیت کارآیی"" با میانگین 732/0 گرچه در وضعیت بهتری قرار دارند، اما با وضعیت بسیار مطلوب فاصله دارند.
نتیجه گیری: وبگاه ها ی کودکان و نوجوانان ایران از نظر رعایت الگوها و معیارهای کیفی وب کیو.ای.ام.، نمره ای پایین تر از حد متوسط دریافت کرده اند و بازنگری در طراحی و تدوین آنها را می طلبد.
هدف: شناسایی و ارزیابی امکانات جستجو در موتورهای جستجوی فارسی، تعیین کارآمدترین موتور جستجو به لحاظ بازیابی اطلاعات مرتبط، شناسایی موتورهای جستجوی کارآمد از حیث محاسبة میزان جامعیت و مانعیت، و تعیین میزان همپوشانی میان آنها.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی- تحلیلی انجام شده است. امکانات موجود در 5 موتور جستجوی عمومی و در دسترس فارسی براساس سیاهة وارسی پژوهشگر ساخته مورد مقایسه قرار گرفت. ضریب بازیافت نتایج مرتبط منتخب براساس 50 صفحة بازیابی شده برای 7 کلیدواژه و عبارت به صورت مجزا محاسبه شد. جامعیت و مانعیت در موتورهای جستجو در صورت وجود همپوشانی و ناهمپوشانی محاسبه شد. میزان همپوشانی موجود بین موتورها نیز در مسیر محاسبه مانعیت به دست آمد.
یافته ها: موتورهای جستجوی فارسی از امکانات جستجوی مناسبی برخوردار هستند و می توان تا حدودی از عملکرد آنها اطمینان حاصل کرد. در رابطه با بازیابی نتایج مرتبط و میزان جامعیت، بین موتورهای جستجو فاصله و تفاوت معناداری وجود دارد. موتورهای دارای امکانات جستجوی بیشتر از نظر بازیافت اطلاعات مرتبط تر و همپوشانی بیشتر کارآمدتر معرفی شده اند.
نتیجه گیری: توجه به ظرفیت های خالی شناسایی شده در موتورهای جستجوی فارسی می تواند در تقویت نقاط قوت و بهبود نقاط ضعف آنها مفید واقع شود.
هدف: بررسی وضعیت نمایه کتاب در ایران از سه جنبه وجود نمایه در کتاب های منتشرشده، میزان آشنایی خوانندگان، و دیدگاه ناشران درباره نمایه کتاب است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش از نوع کاربردی و به روش پیمایشی در سه بخش انجام شده است: 1) بررسی وجود نمایه در 382 عنوان کتاب؛ 2) مصاحبه ای کوتاه با 150 نفر از اعضای کتابخانه ملی ایران؛ و 3) نظرسنجی از 365 ناشر درباره نمایه کتاب از طریق پرسشنامه و سیاهه وارسی.
یافته ها: فقط 12% کتاب های منتشرشده نمایه دارند؛ میزان آشنایی خوانندگان با نمایه انتهای کتاب 40% است؛ 57% ناشران برای کتاب های خود نمایه تهیه می کنند؛ نیمی از ناشران دارای نمایه ساز متخصص؛ و 55% آنها دارای شیوه نامه برای نمایه سازی هستند. از نظر بیشتر ناشران همه کتاب ها نیاز به نمایه ندارد. ناشران، دلایل نداشتن نمایه را هزینه، کمبود متخصص، و عدم آشنایی خوانندگان با نمایه اشاره کرده اند.
نتیجه گیری: نمایه کتاب در ایران وضعیت مطلوبی ندارد. البته مقایسه پژوهش حاضر با پژوهش های مشابه خارج از کشور نشان داد که این وضعیت محدود به ایران نیست. پیشنهاد می شود برای بهبودی این وضعیت کارگاه های آموزشی برای ناشران برگزار شود؛ دستنامه و شیوه نامه نمایه کتاب تدوین گردد؛ و درج نمایه در کتاب از سوی مسئولان نشر الزامی شود.
هدف: شناسایی عوامل رفتاری، فرهنگی، و سازوکارهای ثبت تجارب مدیران در مرکز اسناد آستان قدس رضوی است.
روش/ رویکرد پژوهش: به روشپیمایشی، نظر 17 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد شاغل در معاونت اسناد آستان قدس رضوی را با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته بررسی کرده است.
یافته ها: در متغیرهای عوامل رفتاری و فرهنگی، میان وضع موجود و وضع مطلوب تفاوت معنادار است. براساس اولویت بندی عوامل رفتاری و فرهنگی در وضع موجود، به جز متغیر ""پشتیبانی و مدیریت مدیران رده بالاتر""، سایر متغیرها از درجه اهمیت پایین تری برخوردارند و ""پرداخت پاداش"" کمترین درجه اهمیت (5/1 درصد) را دارد. اما در وضع مطلوب، متغیر ""تحول گرایی یا پویایی افراد جهت بهبود وضع موجود"" دارای بالاترین اهمیت (1/6 درصد) است. در اولویت بندی سازوکارهای ثبت تجربه در وضع موجود، متغیر ""برگزاری نمایشگاه ها/ کارگاه های آموزشی"" بالاترین (9/2 درصد) و متغیر ""تعیین روز یا هفته معرفی تجربه و صاحبان تجربه"" پایین ترین رتبه (9/1 درصد) را دارد. اما در وضع مطلوب، ""ایجاد مراکز تخصصی مستندسازی در سازمان ها براساس مأموریت های محوله"" و انتقال تجربیات کارکنان قبل از بازنشستگی به افراد جانشین"" در بالاترین سطح (4/4 درصد)، و متغیر ""تهیه بروشورها و کاتالوگ ها"" در پایین ترین رتبه (4 درصد) قرار دارد.
نتیجه گیری: مدیران به صورت فردی به ثبت تجارب خود تصمیم می گیرند؛ در حالی که نگرش مثبت به این کار در بلندمدت به رفتار و تکرار آن به فرهنگی سازنده تبدیل خواهد شد.
پژوهش حاضر که به هدف بررسی تازگی اطلاعات فارسی انجام شده است، می کوشد تا سرعت نمایه سازی روزنامه های فارسی را در سه موتور کاوش گوگل، یاهو و بینگ مطالعه و مقایسه کند. این پژوهش به روش وب سنجی انجام شده و جامعه آن را کلیه روزنامه های فارسی پیوسته تشکیل می دهد. نمونه پژوهش به روش هدفمند شناسایی شد و شامل آن دسته از روزنامه های فارسی زبان بود که فهرست آن ها در پایگاه «مگ ایران» آمده و نسخه الکترونیکی آن ها به طور منظم بر وب سایت مربوطه منتشر می شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد موتور کاوش گوگل به لحاظ سرعت روزآمدسازی روزنامه های فارسی رتبه بالاتری نسبت به موتورهای کاوش یاهو و بینگ دارد. علاوه بر این، گوگل به طور کلی از الگوی روزآمدسازی منظم تری پیروی می کند. دو موتور کاوش یاهو و بینگ نه تنها از سرعت کمتری نسبت به گوگل برخوردارند، بلکه الگوی روزآمدسازی نامنظم تری دارند. دو موتور کاوش یاهو و بینگ به لحاظ سرعت روزآمدسازی تفاوتی با یکدیگر ندارند. این پژوهش برای نخستین بار وضعیت نمایه سازی روزنامه های فارسی زبان را در موتورهای کاوش وب مورد بررسی قرار داد و نشان داد که جستجوگرانی که به کمک موتورهای کاوش به این روزنامه ها دست می یابند، در گوگل از بخت بالاتری برای دستیابی به نسخه روزآمد این روزنامه ها برخوردارند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت مهارت های ارتباطی کتابداران و شناسایی عوامل موثر بر آن انجام شده است. روش شناسی: روش این پژوهش پیمایشی و از پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، همه کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. یافته ها: مهمترین عوامل موثر بر تعامل بین فردی از دیدگاه کتابداران ابتدا عوامل سازمانی و پس از آن عوامل محیطی، فردی و فرهنگی است. همچنین بین متغیرهای ""میزان تحصیلات"" و ""تجربه"" کتابداران با میزان برخورداری آنان از مهارت های ارتباطی رابطه معناداری وجود ندارد. افزون بر آن، وضعیت برخورداری کتابداران از مهارت های ارتباطی در حوزه های تحصیلی چهارگانه دانشگاه (علوم انسانی و اجتماعی، علوم پایه، فنی و مهندسی، و کشاورزی)، در یک سطح بوده و تفاوت معناداری در این رابطه مشاهده نشد. در پایان توصیه هایی برای توسعه مهارت های ارتباط بین فردی در میان جامعه کتابداران داده شده است.
تجهیز رایانه ها به دانش عرفی بشر همواره یکی از جاه طلبانه ترین اهداف علم هوش مصنوعی بوده است. میلیون ها دلار هزینه و هزاران ساعت زمان صرف شده تا رایانه ها بفهمند که “اشیا بالا نمی روند، بلکه می افتند” و “دویدن از راه رفتن سریع تر است”. پایگاه های دانش عظیمی ساخته شد، روش های خودکار و نیمه خودکار متن کاوی پیشنهاد شده و از انگیزه همکاری کاربران عادی اینترنت به نفع اکتساب این دانش بهره ها برده شده است. ولی رسیدن به روشی خودکار، مؤثر و کم خطا همچنان به صورت چالشی بزرگ پیش روی جامعه هوش مصنوعی باقی مانده است. هدف این تحقیق ساخت هستان شناسی دانش عرفی فارسی به کمک سه روش مبتنی بر الگو، ترجمه ماشینی و استفاده از منابع ساخت یافته است. با کمک سه پیکره مختلف فارسی هفت نوع رابطه و در مجموع هفتاد هزار اظهار (رابطه) استخراج شده و در قالب یک هستان شناسی ارائه گشت. نتایج بررسی گویش وران فارسی نشان داد که میانگین دقت روابط استخراج شده این هستان شناسی برابر با 75% برای روش مبتنی بر الگو، 70% برای ترجمه ماشینی و 100% برای اطلاعات استخراج شده از جعبه اطلاعات بود.
هدف: پژوهش حاضربا هدف مطالعه وجود رابطه بین متغیرهای شغلی و غیرشغلی و کیفیت زندگی کاری کتابداران در کتابخانه های عمومی در استان یزد صورت گرفت. روش: این پژوهش یک مطالعه کمی و نیز توصیفی بارویکرد همبستگی از نوع کاربردی می باشد. پاسخ دهندگان کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی در استان یزد می باشند. از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها برای هر یک از کتابخانه های شرکت کننده مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه به دو قسمت تقسیم شده است: بخش (الف) اطلاعات فردی و بخش (ب) سوالات مربوط به هریک از متغیرها. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که هر دو متغیرهای شغلی و غیرشغلی متغیرهای با اهمیتی در تعیین کیفیت زندگی کاری هستند و همبستگی معناداری بین متغیرهای شغلی و غیرشغلی و کیفیت زندگی کاری وجود دارد.
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی اَبعاد سیستم مدیریت دانش و نوآوری و ارزیابی وضعیت آنها در کتابخانه های عمومی شهر یزد و تحلیل تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری است.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، توصیفی پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان یزد (مشارکتی و غیرمشارکتی) تشکیل می دهند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری پیرسون، تی تک نمونه ای، مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که کلیه ابعاد مدیریت دانش به جز بُعد «خلق و کسب دانش» بر نوآوری تأثیر دارند. به استناد ضرایب معادلات ساختاری، بیشترین اثرگذاری بر نوآوری به ترتیب مربوط به بُعد «فن آوری و ساختار» و بُعد «سازماندهی، ذخیره و تسهیم دانش» بود. همچنین یافته ها نشان داد که متغیرهای «نوآوری اجرایی» و «نوآوری فنی» در کتابخانه های عمومی یزد از وضعیت متوسط و نامطلوب برخوردار هستند. به نظر می رسد به این دو حوزه توجه کمتری شده است و برنامه ریزی و تدوین استراتژی به منظور حل مشکلات و بهبود بخشیدن به وضعیت آنها وجود ندارد.
اصالت/ارزش: اهمیت این پژوهش در معرفی عوامل نیازمند بهبود در سیستم مدیریت دانش و نوآوری نهاد است. عامل «خلق و کسب دانش در سیستم مدیریت دانش، و عوامل «نوآوری اجرایی» و «نوآوری فنی» در کتابخانه های عمومی نیازمند تقویت و توجه مدیریتی است.