قاچاق کالا به عنوان فعالیتی غیررسمی در کیفیت زندگی روستاهای مرزی کشور که به دلیل حاشیه ای بودن در نظام برنامه ریزی مرکز پیرامون در رنج و فشار هستند؛ جایگاه ویژه ای دارد. با توجه به لزوم حذف قاچاق کالا جهت پویایی اقتصادی کشور، قدر مسلم کاهش و حذف این فعالیت سودآور غیررسمی اقتصادی به صورت یک باره و بدون برنامه ریزی جهت تدارک راهکارهای جایگزین از روستاهای مرزی که به دلیل ضعف ساختارهای اقتصادی، وابستگی بسیاری به قاچاق کالا دارند؛ تغییرات عمده ای را در کیفیت زندگی روستاییان مرزنشین به همراه دارد. لذا در پژوهش حاضر به بررسی تغییرات سطح کیفیت زندگی روستاییان روستاهای مرزی شهرستان مریوان به دنبال کاهش چشمگیر قاچاق کالا و حذف آن پرداخته ایم تا رهیافت این امر شناخت جامع وضع موجود جهت ارائه راهکارهای کاربردی به منظور بهبود سطح کیفیت زندگی روستاییان این منطقه به دنبال حذف قاچاق کالا باشد. این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی است که جهت گردآوری اطلاعات آن از دو روش کتابخانه ای و میدانی مبتنی بر توزیع پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را خانوارهای ساکن در دو دهستان مرزی خاو و میرآباد و زریوار در برمی گیرند که با بهره گیری از فرمول کوکران از میان 5223 خانوار تعداد 360 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب و پرسشنامه ها به روش طبقه ای و سپس تصادفی ساده در میان روستاهای منتخب و روستاییان آن ها توزیع گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی (میانگین) و آزمون های آمار استنباطی (زوجی، رتبه ای فریدمن، همگونی کای دو، کروسکال والیس و آزمون دوجمله ای) استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که قاچاق کالا به عنوان پدیده ای غیرقابل قبول از منطقه حذف شده است اما در مقابل کیفیت زندگی روستاییان در ابعاد اجتماعی و اقتصادی کاهش یافته است و تنها در بعد کالبدی شاهد ارتقای سطح کیفیت زندگی روستاییان هستیم. همچنین بین میزان رضایت افراد از کیفیت زندگی شان بافاصله از مرز و وابستگی شغلی به قاچاق ارتباط معنی داری وجود دارد و درنهایت اینکه بازارچه های مرزی تأسیس شده نیز به عنوان راهکارهای جایگزین توانایی ارتقای سطح کیفیت زندگی روستاییان را به مانند قاچاق کالا نداشته اند.
معماری و شهرسازی یک جامعه هویت یک جامعه را به نمایش می گذارد و محلات شهری عرصه ای است که این هویت در آنها ظهور پیدا می کند. بنابراین طراحی و ایجاد محلات با هویت اسلامی در شهرها می تواند بیانگر فرهنگ، شهرسازی و در نتیجه هویت آن شهر و جامعه باشد. لذا با توجه به فرهنگ غنی اسلامی در کشورمان و لزوم توجه به آن در طراحی محلات، هدف این پژوهش ارایه مؤلفه های اسلامی با توجه به شرایط امروزه به منظور ارتقای هویت اسلامی در محلات جدید است. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. مؤلفه های اسلامی به صورت اسنادی و کتابخانه ای از احادیث و روایات نقل شده از ائمه اطهار (ع) جمع آوری شده و در 6 دسته اصلی تقسیم بندی شده است. مؤلفه های استخراج شده دریافته های پژوهش بر اساس اصول کلی ضوابط و مقررات شهرسازی به روز شده و سپس در محله امامیه غربی شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. جهت مطالعه معیارهای اسلامی در محدوده مورد بررسی از نرم افزار
Auto Cad و برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار Gis استفاده شده است. با مطالعه صورت گرفته شده و بررسی های میدانی از محدوده مورد مطالعه این نتیجه به دست آمد که اکثر مؤلفه های ارایه شده (به جز طراحی محله با محوریت مسجد) در طراحی این محله مد نظر قرار گرفته است. با توجه به اینکه هویت اسلامی در محلات شهرهای اسلامی به کاربری مذهبی (مسجد) گره خورده است لذا توجه و طراحی محلات جدید بر اساس محوریت این کاربری باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.