نمادها و چشم اندازهای شهری بازنمایی کننده جریان های فضایی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غالب در کالبد شهر هستند و عامل و نیروی غالب، شکل دهنده به نماد اصلی شهر خواهد بود. شهر تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست. طبق پژوهش صورت گرفته گفتمان نظام سرمایه داری، عوامل اقتصادی و هرچه غربی و مدرن شدن سبک زندگی شهری و تغییر سلیقه شهروندان و اهداف سیاسی و اجتماعی بازیگران غالب شهری نظیر نهاد شهرداری و صدا و سیما نقش اصلی را در تغییر نماد شهری تهران از برج آزادی به برج میلاد بر عهده داشته اند. برج میلاد از مزیت قابلیت رویت گسترده برخوردار بوده و برآورده کننده نیازهای تجاری و اقتصادی شهر تهران می باشد و برج آزادی نیز با موقعیت گره ای عمده و قرار داشتن در کانون تحولات سیاسی-اجتماعی تاریخی معاصر جامعه ایران نقش سیاسی-اجتماعی پررنگی دارا است و می توان گفت این دو در عین بازنمایی کننده شکاف و گسل قدرت و اختلاف طبقاتی در جامعه مکمل نیازهای نشانهای و نمادین شهر تهران هستند. روش تحقیق مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و توصیف و تحلیل کارکرد دو نماد آزادی و میلاد و تحلیل گفتمان های سیاسی-اجتماعی و اقتصادی شهر تهران اساس کار بوده است.
آینده پژوهان به دلایل متعددی اهتمام خود را برای پیش بینی تحولات آتیصنعت لاستیک به کار بسته اند که در این اثر می خوانید.
آینده ی صنعت لاستیک چه خواهد شد؟ رهبران اصلی بازار صنعت لاستیک چه کسانی خواهند بود؟ بازیگران اصلی و فرعی صنعت لاستیک چه کسانی هستند؟ و پاسخ پرسشهایی از این دست را در این اثر جستجو کنید.
در آینده ی نزدیک، صنعت لاستیک همچون بسیاری از صنایع دیگر، ناگزیر است به سمت تولید ""لاستیکهای سبز"" گرایش یابد. چون این خواسته و انتظار حداقلی ""شهروندان جهانی"" است. شهروندان در سطح جهانی با افزایش آگاهیهای وسیع، شرکتهایی که استانداردهای محیط زیست را نادیده بگیرند، طرد خواهند کرد تا به انحلال شرکتها بینجامد.
در این میان، ""برندهای نوظهور"" و ""بازارهای نوظهور"" در صنعت لاستیک پدیدار خواهند شد. آگاهی از این بازارها و برندهای نوظهور، برای فعالان کسب وکارها بویژه در صنعت لاستیک و صنایع وابسته و مرتبط به آن، یک ضرورت است که این اثر به آن می پردازد.
بخش پایانی آینده پژوهی صنعت لاستیک در آسیا، به کنفرانسی اشاره می کند که 27 و 28 خرداد ماه 1393 در بروکسل بلژیک برگزار خواهد شد. این کنفرانس، 6 محور اصلی دارد که اطلاع از آن برای صاحبان صنایع لاستیک مطلوب و مفید خواهد بود.
در دهه های اخیر پیدایش یک رویکرد جدید در مورد چگونگی نگرش و دوباره خوانی متون ادبی و هنری، مورد توجه قرار گرفته است. این منظر جدید که دیکانستراکشن1 (واسازی) نام دارد با نگاهی بن فکنانه، در تقابل با ساختارگرایی2 هرمنوتیک3 (تأویل) قرار می گیرد. هرچند که وجود تشابهاتی میان این دو منظر، ارتباط و اشتراکات پایه ایی را میان این دو گرایش تفسیری اثبات می کند تا آنجا که می توان مدعی زایش دیکانستراکشن (واسازی) از نهان هرمنوتیک (تأویل) شد لکن بسترهای متباینی که هرکدام از این دو نگرش در آن تجلّی یافته اند؛ و منظر آزادانه ی که دیکانستراکشن دارد به نظر می آید این نوع تفسیر اخیر مرحله ای فراتر از هرمنوتیک مدرن است. با اینحال این مقاله با رویکرد مطالعه تطبیقی دیکانستراکشن (واسازی) با هرمنوتیک (تأویل) از منظر ویتگنشتاین و گادامر سعی دارد بر عدم جدایی هرمنوتیک و دیکانستراکشن تأکید ورزد و در این راستا با تحلیل 4 نمونه از آثار اقتباسی هم منظر دیکانستراکشن و هم هرمنوتیک را برای این آثار قائل می شود. بر این اساس این نتیجه حاصل می شود که نمی توان قطعاً مدعی شد یک تفسیر، تفسیری دیکانستراکشنی است یا هرمنوتیکی بطوریکه هرچند در نظر می توان تمایزاتی میان این دو نوع یافت ولیکن در عمل به خاطر محدودیّت و قید و بندهای غیر قابل انکار تمایزی دیده نمی شود بطوریکه یک تفسیر دیکانستراکشنی در آزادانه ترین حالت تنها می تواند یک نوع هرمنوتیک مدرن باشد. این مقاله بر اساس روش تحقیق توصیفی - تحلیلی به انجام رسیده و در تحلیل اطلاعات از روش تطبیقی استفاده شده است.
افزایش روز افزون جمعیت جهانی نیاز به مصرف انرژی را بالا برده است؛ در نتیجه به واسطه فعالیت های انسان، آلودگی های زیست محیطی نیز افزایش یافته است. از طرفی نرخ های رشد متفاوت جمعیت در کشورهای صنعتی و در حال توسعه بنا بر نیاز به استفاده از انرژی، بر میزان آلودگی محیط زیست متأثر بوده است. لذا با توجه به اهمیت این مساله، هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر نرخ رشد جمعیت بر آلودگی محیط زیست دو گروه کشورهای صنعتی (G7) و درحال توسعه (D8) برای دوره زمانی 2012-1990 با استفاده از روش داده های تابلویی است. نتایج نشان داد که در کشورهای صنعتی، نرخ رشد جمعیت تأثیر معناداری بر آلودگی ندارد. اما در کشورهای در حال توسعه این اثر گذاری مستقیم و معنادار است.
بیتردید عزاداریهای حسینی در زنده نگهداشتن اسلام نقش برجسته ای داشته و دارد؛ چنانکه هدف پیشوایان دین نیز از برگزاری آن، همین امر بوده است. پژوهش پیش رو، ابعاد و چگونگی این اثرگذاری را با نگاه جامعه شناختی و روش تحلیلی تبیین میکند.
طبق یافته های این پژوهش، مجالس حسینی از چند جهت در تقویت دین تاثیرگذار است. این مجالس از یکسو، با ایجاد هم بستگی اجتماعی، الگودهی، ایجاد فضای معنوی، شکل دهی به مراکز دینی ـ فرهنگی و تقویت عواطف و احساسات دینی و... جامعه دینی را نیرومند و پویا میسازد. از سوی دیگر با نشر معارف الهی، فرهنگ دینی را استمرار میبخشد و به نسل های بعدی منتقل میکند و با احیای ارزش های دینی ـ همانند تولی، تبری، ترویج فرهنگ جهاد و شهادت طلبی ـ پایداری دین را بیمه مینماید. حاصل مجموع این کارکردها، زنده نگهداشتن دین و تقویت آن است.
هدف این پژوهش از یکسو آشکارسازی نقش بیمانند عزاداری در احیای دین است که حکمت و کارکرد آن به شمار میآید و از سوی دیگر، جلب توجه بیشتر متولیان عزاداری و مبلغان به ظرفیت های موجود در آن است.