مدلهای تصمیم گیری در سالهای اخیر بشدت مورد توجه پژوهشگران بازاریابی قرار گرفته است. طیف این مدلها و به کارگیری آن از تولید انگور گرفته در بخش کشاورزی تا دریافت و پرداخت وام در بخش بانکداری، و حوزه های پرجنجال سیاست نظیر انتخابات از سوی احزاب و سیاستمداران سبب شده بیش از پیش با اهتمامی تازه بازاریابان بر این حوزه متمرکز شوند.
داستان فیل رازنزویگ (Phil Rosenzweig)، استاد استراتژی و مدیریت بین الملل در لوزان سوئیس، فارغ التحصیل دانشگاه پنسیلوانیا در این باره کاملاً با دیگر پژوهشگران این حوزه تفاوت دارد. رازنزویگ افزون بر مدارج علمی و کتابهای ارزشمند، کارنامه ای پربار در حوزه های اجرایی دارد که برای مثال 8 سال در شرکت هیولت پکارد کالیفرنیا کار کرده است؛ یعنی از سال 1979 تا 1986. و تجربه ی 25 ساله در فعالیتهای اجرایی و
فرهنگهای گوناگونی نظیر ژاپن، سنگاپور، خاورمیانه و اروپا دارد.
فیل رازنزویگ با این تجربه های وسیع علمی و اجرایی، کتاب شاخص و برجسته ای دارد به نام Left Brain, Right Stuff، و مقاله ای جدید و برگرفته از همین کتاب خودش که اکنون تقدیم شما است.
رازنزویگ راهی میان بر پیش پای مدیران اجرایی قرار می دهد که با به کارگیری این تکنیکها می توانند نقشی مؤثر در تحقق نتیجه ی دلخواه خود ایفا کنند. از دیگر سو به آنان هشدار می دهد که خود را اسیر اعداد و ارقام و متغیرها و فرمولهای پیچیده ی ریاضی و آمار و پردازش پردازشگرهای ابرکامپیوترها نکنند.
پیشنهاد جدی و خلل ناپذیر وی، تفکر نقادانه و پرورش ایده هایی است که به ""اعداد"" و ""ارقام"" و نتایج پردازش پردازشگرهای ابرکامپیوترها معنا و مفهوم می دهند.
تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه میان خالص وجه نقد هر طبقه از صورت جریان وجه نقد با نسبت قیمت به درامد صورت گرفته است. در این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این پرسش می باشیم که آیا اطلاعات منتشر شده از طریق صورت جریان وجه نقد می تواند بر نسبت قیمت به درامد به عنوان یک نسبت مهم در تصمیمات سرمایه گذاری برای پیش بینی ارزش شرکت اثر گذار باشد؟ بر این اساس تعداد 95 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انتخاب گردید. نتایج نشان می دهد میان خالص وجه نقد حاصل از فعالیت های عملیاتی با نسبت قیمت به درامد شرکت رابطه منفی و معنادار ، میان بازده سرمایه گذاری ها با قیمت به درامد رابطه مثبت و معنادار، و میان خالص وجه نقد سرمایه گذاری با نسبت قیمت به درامد رابطه منفی ومعنادار وجود دارد، اما میان مالیات بر درامد با نسبت قیمت به درامد و میان خالص وجه نقد فعالیت های تامین مالی با نسبت قیمت به درامد هیچ رابطه معناداری وجود ندارد.
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرینات هوازی بر مقدار لپتین سرمی و وضعیت آهن در زنان چاق بود. 28 زن چاق داوطلب شدند و تصادفی در دو گروه تمرین هوازی (14 نفر با سن 9/4 ± 1/37 سال، وزن 2/10±0/82 کیلوگرم، شاخص تودة بدن 3/4± 2/34 کیلوگرم بر متر مربع) و کنترل (14 نفر با سن 3/5 ± 5/37 سال، وزن 5/9±9/79 کیلوگرم، شاخص تودة بدن 9/3± 0/34 کیلوگرم بر متر مربع) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تجربی به مدت 9 هفته (چهار جلسه در هفته) به تمرینات هوازی با شدت 75-65 درصد حداکثر ضربان قلب پرداختند. قبل و بعد از دوره تمرینی از همه آزمودنی ها در حالت ناشتایی خون گیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از روش های آماری t مستقل و آنالیز کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد تفاوت معناداری در مقدار لپتین سرمی بین دو گروه کنترل و تجربی وجود نداشت (05/0(P>. اما اجرای تمرینات هوازی موجب افزایش معنادار آهن سرم و کاهش معنادار فریتین سرم در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0>P). همچنین، در دیگر شاخص های وضعیت آهن شامل ظرفیت اتصال آهن به ترانسفرین (TIBC)، مقدار هموگلوبین، هماتوکریت، MCH، MCHC و MCV تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0(P>. با توجه به نتایج می توان گفت که اجرای تمرینات هوازی تأثیر معناداری بر مقدار لپتین سرمی ندارد، اما می تواند وضعیت ضعیف آهن را در زنان چاق بهبود بخشد. این بهبود احتمالاً ناشی از تأثیر عوامل دیگری است و ارتباطی با مقدار لپتین سرمی ندارد.
این مقاله که با هدف شناخت و مقایسه مسائل اجتماعی ایران و تاجیکستان انجام گرفته، حاصل مطالعه اکتشافی و عملیات میدانی است که ضمن توجه به تشابهات فرهنگی و اجتماعی موجود در میان دو کشور سعی داشته است تا فهرست معتبری (38 مورد) از مسائل اجتماعی ایران و تاجیکستان را با استفاده از منابع، (برخی منابع در انتهای مقاله آمده است) ، اسناد و مصاحبه-های اولیه شناسایی نماید. در ابتدا این فهرست در اختیار 50 نفر از خبرگان حوزه علوم انسانی ایران و 48 نفر از خبرگان تاجیکستان قرار گرفت تا مهمترین مسائل اجتماعی هر کدام از کشورها از نظر خبرگان آن ها شناسایی شود. پس از شناسایی مهمترین مسائل اجتماعی دو کشور از دیدگاه خبرگان، 12 مسئله از مهمترین مسائل دو کشور در قالب پرسشنامه ای در اختیار 400 نفر از مردم ایران و همچنین تاجیکستان قرار گرفت تا از این طریق، دستیابی به نظرات مردم در خصوص مهمترین مسائل اجتماعی آنان نیز میسر شود. یافته های حاصل نشانگر آن هستند که در مقایسه مسائل اجتماعی این دو کشور شاهد اشتراک هایی در مسائل ازدواج و همین طور مهاجرت دانشمندان (فرار مغزها) هستیم. اما در سایر مسائل اشتراک محدودی بین دو کشور وجود دارد؛ به خصوص مسئله مهاجرت نیروی کار در تاجیکستان به خارج از کشور و جرم های اجتماعی خاص در تاجیکستان که این جرائم مورد اشاره خبرگان و مردم تاجیکستان قرار گرفته است. در ایران نیز هرچند در سال های اخیر جرم های اجتماعی به خصوص خشونت افزایش یافته ، اما محدودیت ها و نبود برخی آزادی های اجتماعی در نظر مردم و خبرگان مهمتر از جرم های اجتماعی تلقی می شوند. به خصوص این که در ایران نیز از مسائل مهم اجتماعی محسوب شده است.