زمانی که جریان بیداری اسلامی در ابتدای سال 2011 به اوج خود رسید، مردم بحرین نیز هم سو با این جریان به اعتراضاتی گسترده مبادرت کردند که دخالت نظامی حکومت حاکم به کمک نیروهای شورای همکاری خلیج فارس باعث گسترش و تعمیق این اعتراضات و تبدیل آن به بحران شد. در این میان، رسانه های کشورهای عربی زبان حاشیة خلیج فارس نیز با درنظرگرفتن گفتمان حاکم بر کشورهای خود به بازنمایی و مدیریت این بحران پرداختند. از این رو در مقالة حاضر، تلاش شده است تا گفتمان آن ها در قالب نحوة بازنمایی موضوع پیشِ رو بررسی شود. به همین منظور با تکیه بر روش تحلیل گفتمان 18 یادداشت تحلیلی از مجموع 8 نشریه نمونه گیری شده و در مدتی معین بررسی شده است. در نهایت، حاصل این بررسی به کشف «راهبرد اتخاذشده» و «نحوة بازنمایی بحران» در بحرین توسط رسانه ها و نیز ارائة مدل مربوطه منجر شد.
اهداف: مقیاس سبک های یادگیری کلب به عنوان یکی از مقیاس های معتبر در زمینه سنجش سبک های تجربی یادگیری، در پژوهش های متعددی استفاده شده و روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی و روایی و پایایی مقیاس سبک های یادگیری کُلب نسخه 1/3 در بین دانشجویان ایرانی بود.
روش ها: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، 1037 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 91-1390 به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای از چهار دانشکده علوم انسانی، فنی- مهندسی، هنر و پزشکی و از 8 رشته تحصیلی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس اصلاح شده سبک های یادگیری کُلب و مقیاس سبک های یادگیری وارک بود. برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و ضرایب همبستگی و برای تعیین روایی از روایی همزمان و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی به کمک نرم افزار SPSS 19 و AMOS 5 استفاده شد.
یافته ها: بین شیوه های یادگیری وارک و شیوه های یادگیری کلب رابطه معنی دار وجود داشت. آلفای کرونباخ و ضریب گاتمن برای شیوه های یادگیری تجربه عینی 71/0 و 73/0، مشاهده تاملی 71/0 و 73/0، مفهوم سازی انتزاعی 92/0 و 89/0 و آزمایشگری فعال 90/0 و 90/0 به دست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل را استخراج کرد که 76% واریانس کل را تبیین می کردند و تحلیل عاملی تاییدی آنها را تایید نمود. سبک های یادگیری برحسب جنسیت تفاوتی نداشتند، ولی برحسب رشته تحصیلی تفاوت معنی دار داشتند.
نتیجه گیری: مقیاس سبک های یادگیری کلب در نمونه ایرانی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و می توان آن را در موارد ضروری به کار برد.
چالش جدّی بشریت معاصر بیش از آنکه وامدار ضعف قوانین یا فقدان تکنولوژی باشد، معلول عدم کاربست بایسته های اخلاقی و رفتاری است. یکی از این بایسته های مهم و پرنقش، عنصر استقامت گفتاری است که دارای بار معنا و مفهوم خاصی است و مقصود آن، اقامه زبان بر حق و مدیریت استمرار این حق محوری است. بسیاری از چالش های فردی و فرافردی بشریت امروز همچون آشفتگی های روحی و روانی، اختلافات و ازهم گسیختگی خانواده ها، نابسامانی های اجتماعی و نیز تخریب روابط در اثر لغزش های زبان و عدم استقامت گفتاری ایجاد شده و علاوه بر خسران معنوی و سوء عاقبت، لذت زندگی و آرامش درونی را از انسان سلب نموده است. ترسیم شاخصه های استقامت گفتاری در پرتو کلام علوی، نسخه مجرّبی را برای رفع و دفع چالش های اخلاقی بویژه در عرصه گفتار عرضه می نماید که این مقاله عهده دار بخشی از آن است.
اولیویه روآ اسلام شناس فرانسوی، نظریهای درباره اسالم سیاسی مطرح نموده که به شکست اسالم سیاسی معروف است. به اعتقاد او، اسالم سیاسی نه تنها زاده مدرنیسم است، بلکه هیچ راهی جز پذیرش منطق آن ندارد. روآ استدالل میکند که تنها یک گونه مدرنیسم وجود دارد و آن هم مدرنیسم غرب است؛ از این رو، سازگاری اسالم سیاسی نمیتواند مدرنیته اسالمی و به تبع نظام سیاسی - اجتماعی مدرن بنا نماید. مقاله حاضر، نظریه شکست اسالم سیاسی روآ را با بهرهگیری از روش تحلیلی نقد درونگفتمانی واکاوی میکند؛ بدین معنا که این نظریه را با چهارچوبها زبانی گفتمانهای غربی - یعنی فضای گفتمانی بیرون از زبان سیاسی- اجتماعی اسالم- مورد سنجش قرار میدهد. این تحقیق مقاله مدلل میسازد که نظریه شکست اسلام سیاسی روآ، ظرفیتهای پنهان گفتمان اسالم سیاسی برای هویتسازی و بنای نظام سیاسی اجتماعی خاص خود - یعنی مردمساالری دینی - و همچنین امکان سازگاریآن با مدرنیسم را نادیده گرفته است.
این مقاله با هدف سنجشِ کارایی نظریه فرکلاف در تحلیلِ رمانِ سیاسی، اثر «چشم هایش» نوشته بزرگ علوی را با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی مورد واکاوی قرار داده است. پرسش اصلی جستار حاضر از این قرار است که نوع رویارویی این اثر با گفتمان اقتدارگرا در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین به چه شکل است؟ در پیوند با این پرسش، هدف اصلی پژوهش بازنمایی ایدئولوژی مؤثر بر ذهن و زبان نویسنده، و همچنین تبیین پیوند میان متن رمان و جامعه، به عنوان سطح خرد و کلان است. در این راستا، نگارندگان با رویکرد توصیفی- تحلیلی، پس از مطالعه سطح توصیف متن که متشکل از ساخت های ایدئولوژیک است، به تحلیل محتوای آن و تبیین ارتباط میان این محتوا و شرایط سیاسی- اجتماعی پیرامون آن پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که روش فرکلاف با توجه به ارتباط داستان و شکل گیریِ آن در یک بافت اجتماعی، رهیافتی مؤثر در تحلیل رمان سیاسی است. دستاورد اصلی مقاله نشان می دهد که انتخاب های بزرگ علوی در زمینه واژگان و نحو، بیان گر گرایش او به ایدئولوژیِ مارکسیسم است که در زمان تولید متن، در تضاد با گفتمان حکومت راست گرای پهلوی قرار داشته است. با توجه به اینکه گفتمان مسلط در رمان «چشم هایش»، گفتمان سوسیالیسم است؛ ایدئولوژی نهفته در این اثر جدای از فرهنگ و جامعه عصر نویسنده نیست.
حرکت جوامع به سمت فردگرایی و آشنایی هرچه بیشتر افراد با سبک های متنوع زندگی به واسطه رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی، سبک زندگی را به موضوعی مهم در عرصه حیات فردی و اجتماعی بدل کرده است. این مقاله با تکیه بر ادبیات مفهومی موجود در حوزه سبک زندگی، با بهره گیری از شیوه مردم نگاری مجازی، مشاهده مشارکتی و روش تحلیل مضمون صفحات اینستاگرامی 53 نفر از کاربران زن فعال در شبکه اجتماعی اینستاگرام را که مولفه های سبک زندگی در پست ها و تصاویر به اشتراک گذاشته شده ایشان به چشم می خورد، از منظر بازنمود سبک زندگی در طول مدت تقریبی شش ماه مطالعه کرده است. پژوهش حاضر نشان داد که زنان با نمایش تجارب روزمره و نقش های گوناگون خود هم چون نقش های خانوادگی، شغلی، تحصیلی و... در فضای عمومی اینستاگرام به دنبال بازتعریف زندگی زن ایرانی و معنا و ارزش بخشیدن به اموری هستند که از نگاه عموم غایب مانده یا کم اهمیت جلوه می کند. به تعبیر آن ها این زنان هستند که به نقش هایی که بر عهده دارند ارزش و اعتبار می بخشند. زنان با شرایط اجتماعی مختلف، علایق گوناگونی را از طریق صفحات کاربری خود در شبکه های اجتماعی دنبال کرده یا به نمایش می گذارند و از طریق بازنمود اشیاء و موقعیت های مختلف بر تمایز خود با دیگران تاکید می ورزند.
"درطی سالهای اخیر که کیفیت به یکی از مهمترین فاکتورهای تولید محصول تبدیل شده است ، سازمانها برای بقای خود ملزم به استفاده ازابزارهای ارتقای کیفیت هستند. یکی از این ابزارها تئوری نظم غایی است.
این نظریه به قولی پس از نظریات کوانتوم و نسبیت سومین انقلاب علمی این عصر به شمار می رود. انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بی نظمی ، نظمی نهفته است. به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد. پدیده ای که در مقیاس محلی، کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد، چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملا پایا و قابل پیش بینی باشد.
معمولا درمحاورات روزمره، آشوب وآشفتگی نشانه بی نظمی وسازمان نیافتگی تلقی می شود وآثارمنفی آن درذهن جلوه می نماید. اما در واقع با پیدایش نگرش جدید وروشن شدن ابعاد علمی ونظری آن امروزه دیگر بی نظمی وآشوب به مفهوم سازمان نیافتگی ، ناکارایی ودرهم ریختگی تلقی نمی شود، بلکه بی نظمی وجود جنبه های غیرقابل پیش بینی واتفاقی درپدیده های پویاست . در این مقاله سعی شده است با استفاده از نقش خلاقانه بی نظمی وآشوب به حل مسائل پیچیده درمحیط های پرآشوب پرداخته شود تا با استفاده از خواص این فرضیه به بهبود در کیفیت تولیدات برسیم.
"
بررسی اثر تحریم های اقتصادی بر تولید و اشتغال بخش صنعت ایران بخش صنعت از نظر تنوع و فراوانی محصولات تولیدی و نیز قدرت اشتغال زایی در تحولات اقتصادی کشور نقش کلیدی ایفا می کند و امکان رشد و توسعه سایر بخش ها را فراهم می کند. در سال های اخیر سهم اشتغال صنعتی کاهش یافته است و به نظر می رسد که در میان عوامل متعددی که بر میزان اشتغال بخش صنعت موثرند، تحریم های اقتصادی اثرات مخرب بیشتری بر میزان اشتغال داشته است. این مقاله در پی بررسی این مساله است که تحریم های اقتصادی چه اثری بر اشتغال بخش صنعت ایران داشته است. برای دستیابی به پاسخ، از داده های بانک مرکزی و مرکز آمار ایران در سال های 1355 تا 1395 استفاده شده و با روش سیستم معادلات همزمان 3SLS تجزیه و تحلیل انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که تحریم های اقتصادی از کانال کاهش تولید صنعتی، سطح اشتغال در بخش صنعت را کاهش داده است.