مجموعه عواملی چون مسائل و مشکلات اقتصادی، آلودگی هوا، ترافیک، ازدحام جمعیت، مهاجرت و افزایش جمعیت شهری، هستهای شدن خانوادهها، بالارفتن سطح انتظارات و توقعات، افزایش روحیه مصرف گرایی، بالا رفتن سن ازدواج، تخصصی شدن مشاغل، رشد سریع و جهش آسای فنآوری و صنعت، افزایش طول مدت زمان تحصیلات، کمرنگ شدن باورها و آداب و رسوم سنتی، سست شدن روابط انسانی، افزایش طلاق، بیکاری، سوانح طبیعی و تصادفات، مصرف دخانیات و موادمخدر،... زندگی در جوامع امروز را دشوار و با فشار و استرس همواره کردهاست.
دراین میان، بدون شک یکی از رسالتها و وظایف مهم صداوسیما، از یک سو تهیه و پخش برنامههای آرامش بخش برای مخاطبان باتوجه به ویژگیها، علایق و انتظارات آنان است تا از این طریق سطح نشاط، شادابی، بهداشت روانی و عاطفی افراد جامعه درحد مطلوب حفظ شود، و از سوی دیگر، طرح درست مسائل استرسزا، پرهیز از تهیه برنامههای اضطرابزا، آموزش روشهای مقابله با استرس و بالابردن روحیه مقاومت، صبر و بردباری افراد جامعه، برای جلوگیری از عواقب ناشی از این تنشهاست.
هدف پژوهش حاضر مقایسه ی راهبردهای خودنظم بخش و پیشرفت ریاضی دانش آموزان مدارس سنتی و هوشمند و مقایسه رابطه این دو متغیر در دانش آموزان دو مدرسه است. به این منظور 400 دانش آموز ابتدایی شهر اصفهان به روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم از نواحی پنج گانه آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند و به پرسش نامه ای متشکل از سؤالات خرده مقیاس راهبردهای خودنظم بخش میلر و همکاران(1996) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که در عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس سنتی و هوشمند تفاوت معناداری وجود نداشت ولی میزان استفاده دانش آموزان مدارس هوشمند از راهبردهای خودنظم بخش بالاتر بود همچنین در مدارس هوشمند راهبردهای خود نظم بخش رابطه بیشتری با عملکرد تحصیلی در این دانش آموزان داشت.
امروزه پدیده اسکان غیررسمی به جزء جدایی ناپذیر شهرهای کشور به ویژه کلان شهرها تبدیل شده است که از یک سو بازتاب فضایی نابرابری ها و بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی و توزیع امکانات و منابع در سطوح ملی، منطقه ای و محلی بوده و از سوی دیگر حاصل کاستی های برنامه ریزی شهری و مسکن، شهروندزدایی و توجه نداشتن به نیازهای اجتماعی و اقتصادی گروه های کم درآمد در طرح های توسعه شهری است. در این پژوهش به منظور تدوین استراتژی های لازم جهت توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی شهر تبریز با پهنه بندی سکونتگاه های منطقه یک کلانشهر تبریز و شناسایی پهنه های فرودست، با استفاده از شاخص های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی و بهره گیری از مدل تلفیقی AHP و GIS، سه پهنة به دست آمد. یافته های این پژوهش حاکی از گسست کالبدی بین پهنة فرودست با سایر نواحی شهر، تضاد و شکاف طبقاتی شدید در منطقه و پایین بودن کمیت و کیفیت معیارهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی پهنة فرودست نسبت به پهنة مرفه و کل شهر است. راهبرد توسعه شهر در مقایسه با سایر رویکردها به دلیل ماهیت مشارکتی و رویکرد مبتنی بر اجتماعات محلی برای توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی منطقه یک شهر تبریز مورد تایید قرار گرفت.
هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به این سؤال بوده است که آیا در نشانه گیری هدف هایی که در برخی از موارد مانعی در مسیر ظاهر می شود، برنامه مسیر حرکت های قبلی مجدداً مورد استفاده قرار می گیرد یا خیر؟ به همین منظور، در قالب دو آزمایش، موقعیت دست راست تعداد 55 دانشجوی پسر داوطلب (18 تا 22 سال) در شرایطی که حضور مانع در کوشش های پیاپی (در آزمایش اول به شکل تصادفی؛ در آزمایش دوم با توالی قابل پیش-بینی) تغییر میکرد، با استفاده از مبدل های پتانسیومتری متصل به یک بازوی دو مفصله اندازه گیری شد. در آزمایش اول، نتایج تحلیل واریانس نشان داد که زاویه شروع مسیر (شاخص طرح ریزی) حرکات بدون مانعی که در حرکت قبل، مانع وجود داشت بزرگ تر از وقتی بود که در دو حرکت متوالی مانع ظاهر نمی شد (001/0>p ). در آزمایش دوم، از شباهت (F<1) تغییرات زاویه شروع حرکت گروه های توالی قابل پیش بینی با و بدون دستورالعمل با گروه الگوی تصادفی نتیجه گیری شد که اثر باقیمانده از حضور مانع در کوشش های قبلی نتیجه پیش بینی توالی کوشش ها نبوده، بلکه تنها با برنامه ریزی مسیر مرتبط بوده است. در کل، اینگونه استنباط شد که کنترل یک توالی از حرکت های پرهیز از مانع، مستقل از حرکات قبلی نیست و اینکه در طرح ریزی حرکات های مورد نظر، کمینه سازی هزینه های محاسباتی شکل گیری مسیر به صرف کمترین هزینه بیومکانیکی اندام مجری ارجحیت دارد.
هدف: تعیین میزان ارتباط بین سبک های مدیریت تعارض و استرس شغلی کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران است.
روش / رویکرد پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی کتابدارانی است که در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران مشغول ارائه خدمات کتابداری هستند ) 366 نفر ( و حجم نمونه برابر با 186 نفر است.
یافته ها: از میان آزمودنی های پژوهش، 08/1 درصد دارای بیشترین میزان استرس شغلی و 87/83 درصد دارای کمترین میزان استرس شغلی بودند؛ سبک غالب مدیران دراین کتابخانه ها از دیدگاه کتابداران سبک تسلط است؛ بین سبک های مدیریت تعارض (تسلط، تشریک مساعی، مصالحه، اجتناب، و مدارا) با استرس شغلی کتابداران رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری : کتابداران، منبع مهم سازمان محسوب می شوند و باید عواملی را که باعث کم شدن کارآیی آنها می شود کاهش داد. لذا یافته های پژوهش حاضر می تواند زمینه مناسبی را برای شناسایی سبک های مدیریت مدیران کتابخانه ها هنگام بروز تعارض و تعیین میزان استرس شغلی کتابداران فراهم کند.