چرا ما شاهد ترجمه های متعدد از یک متن ادبی هستیم؟ اگر یک زبان مبداء و یک زبان مقصد وجود دارد دلیل پیدایش ترجمه های متعدد از یک متن ادبی چه می تواند باشد؟ در این مقاله به طور مختصر ملاحظه خواهیم کرد که ترجمه ادبی انتقال ساده مطالب از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه یک تفسیر است و مستلزم انتقال یک فرهنگ به فرهنگ دیگر است. سوالی که مطرح می شود این است که آیا متنی که مترجم به وجود می آورد بایستی با فرهنگ مقصد همخوانی داشته باشد یا با فرهنگ مبداء؟
مسیحیت به عنوان دینی آسمانی از همان قرون اول، ظهور، در تکاپوی گسترش بود، از این رو، مبلغانی را به اطراف و اکناف جهان میفرستاد تا این دین را تبلیغ و تبشیر کنند. پر واضح است که حضور این مبلغان در سرزمین های بیگانه با واکنش ها و نگرش های متفاوتی همراه بود. در حوزة ایران ، چه پیش و چه پس از اسلام، دولتمردان، مواضع مختلفی در برابر این مسئله، همراه با فراز و فرود اتخاذ داشتند. با وجود این، حضور اقلیت مسیحی در تمام اعصار، مشهود است و میتوان دریافت که پیروان این دین، همیشه و حتی در حادترین شرایط به تبلیغ و ترویج دین خود ملتزم بوده اند. این امر به طور کلی ناشی از سیاست مداراگونه دولتمردان ایران بوده است. علاوه بر این، در یک نگاه تطبیقی میان دوران قبل و بعد از اسلام، مسیحیان ایران آسایش و آزادی عمل و منزلت اجتماعی بیشتری در دوره اسلامی داشتند، چراکه اسلام برای ایشان حقوق و مقررات مشخص و پایداری قرار داده بود.
این بحث کوششی است برای بیان نسبت اراده اخلاقی با مفاهیم مسوولیت قصد نیت خیر و بخت اخلاقی از نظر هگل و اینکه اراده اخلاقی از نظر هگل امری انضمامی است و در مسیر تحقق روان مطلق صورت می پذیرد و لذا دارای مولفه هایی است که باید شوونه خارجی فعل را نیز علاوه بر شوون درونی آن شامل می شود در این بحث به تفاوت رای هگل با کانت نیز در ماهیت اراده اخلاقی پرداخته شده است.
کتاب اوستا، در شمار کهن ترین سرودها و متن های ایرانی است که روزگاری در شمار کتاب های آسمانی بوده و طی مراحل گوناگون، دست خوش تحوّلاتی بنیادین شده و آن را از بن مایة توحیدی اش دور ساخته است. ثنویت و تثلیث هر یک مبانی اعتقادی هستند که از دیرباز تاکنون در آیین ها و مذاهب الهی و غیرالهی نمود می یابند. پژوهش های انجام شده دربارة اوستا، بیشتر معتقد به ثنوی گری با تأثیر از آیین «زروان» با محوریت دو قدرت «اهورامزدا» و «اهریمن» است و پژوهش های تاریخی در متون گوناگون، به مثلث قدرت اهورامزدا، آناهیتا و میترا تکیه دارد. این پژوهش به شیوة «توصیفی تحلیلی» می کوشد با استناد مستقیم به اوستا و غیرمستقیم به سایر منابع، بازتاب نقش روحانیان در تاریخ و نیز شاهان عصر هخامنشی و ساسانی را در اوستا بررسی می کند و شاخه ای از پوشش تفکر تثلیثی را در دین زرتشت نشان دهد که ریشه های آن را بیش و پیش از آنکه در زروانیسم بجوییم، باید در میتراییسم جست وجو کنیم.