هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای شخصیت رانندگان تصادفی و غیرتصادفی بود. این پژوهش با روش علّی- مقایسه ای انجام شد. تعدادآزمودنی ها 208 راننده غیرتصادفی و 201 راننده تصادفی بود که 34 نفر از آن ها بیش از 3 بار تصادف را تجربه کرده بودند و همه آن ها با روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ویژگی های شخصیتی مربوط به رانندگی(IVPE) بود. داده ها با استفاده از آزمون t مقایسه شد. نتایج نشان داد که میان رانندگان تصادفی که سابقه یک تصادف یا بیشتر را داشتند با رانندگان غیرتصادفی که بیش از 3 سال تصادف نکرده بودند در هیچ یک از خرده مقیاس های شخصیت تفاوتی ملاحظه نشد. رانندگان تصادفی با سابقه چهار تصادف یا بیشتر، نسبت به رانندگان غیر تصادفی که بیش از 5 سال تصادف نکرده بودند از ثبات عاطفی بیشتر و خویشتن داری کمتری برخوردار بودند، اما از لحاظ هیجان خواهی و احساس مسئولیت اجتماعی با این گروه از رانندگان تفاوتی را نشان ندادند. شناخت متغیرهای شخصیتی مؤثر در تصادفات رانندگی مسئولان ذیربط را در تشخیص و درمان رانندگان تصادفی مساعدت خواهد کرد.
رسانه ملی در کشور ما به عنوان دانشگاهی عمومی وظیفه خطیر اطلاع رسانی، آموزش همگانی و فرهنگ سازی را بر عهده دارد و در میان رسانه های مختلف نقشی بی بدیل ایفا می کند و همچنین در توسعه پایدار جامعه سهم به سزایی دارد. رسانه ملی، ذی نفعان متعددی از جمله نظام اسلامی و حاکمیت، مخاطبان برنامه ها، کارمندان سازمان صدا و سیما، احزاب سیاسی و دولت دارد که لازم است الگویی مناسب برای پاسخ دهی متوازن به آنها فراهم شود؛ این الگو، برگرفته از مسئولیت های اجتماعی رسانه ملی است. در این مقاله، ضمن شناسایی ذی نفعان رسانه ملی و سپس رتبه بندی آنها بر اساس روش های تصمیم گیری چند معیاره، وضعیت رسانه ملی در اغنای متوازن نیازهای ذی نفعان بر اساس مؤلفه های مسئولیت اجتماعی سازمان سنجیده شده است و برای این مهم، از آزمون های آماری، آزمون فرض میانگین و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عملکرد رسانه ملی در شاخص های مسئولیت اجتماعی سازمان متناسب با شأن و جایگاه ذی نفعان صورت گرفته اما رضایت برخی گروه های ذی نفع مانند احزاب سیاسی و کارکنان ضعیف سنجیده شده است. به این ترتیب، برای نیل به الگوی متوازن پاسخدهی به ذی نفعان نیاز به ارتقای عملکرد اجتماعی رسانه ملی در این حوزه هاست.
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی کیفیت زندگی، امیدواری و بهزیستی روانشناختی در زنان مطلقه بر اساس عمل به باورهای دینی بوده است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری آن، کلیه زنان مطلقة مراجعه کننده به دادگاه های خانوادة، مراکز مشاوره، خانه سلامت محله های شهر تهران می باشد که به شیوه نمونه گیری دردسترس 80 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی(SF-36)، امید به زندگی، بهزیستی روانشناختی و عمل به باورهای دینی2 بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که متغیر عمل به باورهای دینی ارتباط مثبت با کیفیت زندگی ،امیدواری و بهزیستی روانشناختی در زنان مطلقه دارد. همچنین نتایج آزمون رگرسیون هم زمان نشان داد که عمل به باورهای دینی به میزان 1/9% واریانس کیفیت زندگی، 27% واریانس امیدواری و 6/19% واریانس بهزیستی روانشناختی را تبیین کرده است. عمل به باورهای دینی در زنان مطلقه می تواند بخشی از مشکلات روانی- اجتماعی آنها را کاهش داده در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امیدواری و بهزیستی روانشناختی آنها موثر باشد.
اصناف و پیشه وران از جمله گروه های اجتماعی محسوب می شوند که حیات آنان در روند نوسازی دورره پهلوی اول، دچار تحولاتی شد. یکی ازمهمترین این تحولات به القای رسمی قانون مالیات صنفی در آذر سال 1305ش مربوط می شود که در واکنش به ناتوانی اصناف در پرداخت این نوع مالیات صورت گرفت. این مقاله درصدد است تا براساس روش توصیفی-تبیینی و با استفاده از اسناد و منابع مرتبط، به واکاوی مهمترین علل نارضایتی و ناتوانی ازپرداخت مالیات های صنفی در میان اصناف و همچنین تأثیر لغو رسمی دریافت مالیات صنفی بر رابطه بین دولت واصناف بپردازد. یافته های مقاله نشان می دهد که تغییر شرایط کسب و کار و کاهش درآمدهای اصناف، واردات و مشکلات اجرایی قوانین، ازجمله علل این نارضایتی بوده است. همچنین با حذف مالیات صنفی اصناف مانند سایر گروه های شهری به یک شخصیت حقوقی منفرد در موضوع پرداخت مالیات تبدیل شدند.
ملاصدرا ادراک عقلی را با سه رویکرد تبیین نموده است: رویکرد اول مشاهده صورت های عقلی از دور است. در این رویکرد، آنچه مشاهده می شود مُثُل نوریه و وجودات عقلی می باشد. رویکرد دوم در تبیین ادراک عقلی رویکرد اتحاد با عقل فعال است. در این تبیین، نفس انسانی با عقل فعال متحد شده و در پی این اتحاد، صورت های معقوله برای او حاصل می گردد. در رویکرد سوم، نفس انسانی با اندکاک در ذات الهی و فناء بالله به حقیقت امور عقلی واصل می شود و، در نتیجه، خلاق صورت ها می گردد. این سه رویکرد، هر چند در ظاهر متفاوت به نظر می رسند، با نگاهی دقیق، معلوم می گردد که بیانگر و حاکی از تطوّرات و تحوّلات نفس می باشند. در هر سه رویکرد، ملاصدرا علم عقلی را به عنوان علم حضوری معرّفی می کند و از این حیث نیز با مشهور تفاوت دیدگاه می یابد.
مردم شناسی به عنوان علم فرهنگ و بررسی شیوه تعامل و تطابق بشر با محیط جایگاه ویژه ای دارد. یکی از مهمترین مباحث مردم شناسی در شناخت فرهنگ جوامع روستایی و عشایری بررسی دانش بومی آنان و بررسی شیوه انطباق آنان با محیط و طبیعت و رفع نیازهای زیستی و غیر زیستی از محیط است. دانش بومی به راه حل هایی گفته می شود که به صورت تجربی در سالیان دراز، انسان، جهت حل مشکلات خود و بر پایه تجربیات گذشتگان به دست آورده و در هر منطقه ای با توجه به شرایط ویژه در آن می تواند متفاوت باشد. ثبت و ضبط دانش بومی آن محلی و تجربیاتی که طی سالیان طولانی با آزمون و خطا بدست آمده، بوسیله مردم شناسان باعث شناخت آ نها از افکار دامداران، چوپانان و ساربانان درباره محیط اطراف آنها می شود. در این مقاله به بررسی شیوه سنتی شترداری و دانش بومی شترداران و ساربانان در مراتع شمال کشور در منطقه گمیشان و با هدف شناخت و شناسایی اطلاعات و اصطلاحات رایج آنها از شتر و شترداری پرداخته شده است. منطقه مورد بررسی جزء مراتع قشلاقی استان گلستان و شهرستان گمیشان می باشد که تقریباً در 25 کیلومتری این شهرستان واقع شده است. در این پژوهش سعی شده تا از طریق روش هایی مانند مصاحبه، مشاهده، عکسبرداری و فیلمبرداری اطلاعات لازم در زمینه شیوه شترداری با تکیه بر دانش بومی جمع آوری شود. یافته ها در این پژوهش شامل دانش بومی مربوط به چرخه با تقویم فعالیت های شترداری و ساربانی، چراگاه گله شتر، موارد مربوط به تولید مثل و زایش در شتر، دام های همراه گله، جایگاه گله در شترها، نشانه گذاری در دام و تولیدات شتر مانند شیر و فرآورده های آن، پشم و کرک و همچنین گوشت می باشد.
این پژوش با هدف بررسی تاثیر محتوای الکترونیکی طراحی و تولید شده مبتنی بر اصول طراحی چندرسانه ای مایر و اصول زیبایی شناختی، بر یادگیری دروس ریاضی، علوم دانش آموزان ششم ابتدایی دبستان بشری تهران در سال تحصیلی 94-95 انجام پذیرفته است. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری متشکل از کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی منطقه 2 شهر تهران است، و نمونه شامل 120 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. نمونه به دو گروه آزمایش، استفاده کننده از محتوای الکترونیکی طراحی شده همراه با روش سنتی (ترکیبی) و گروه گواه (روش متداول سنتی) تقسیم شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از یک آزمون محقق ساخته انجام شد و با برگزاری پیش آزمون و پس آزمون نمرات دانش آموزان مقایسه شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل (برای مقایسه معدل نمرات دروس بین دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون)، تی زوجی (مقایسه معدل دروس در آزمون های پیش آزمون و پس آزمون در هر گروه) و آزمون کوواریانس استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که استفاده از محتوای الکترونیکی طراحی شده براساس اصول طراحی چندرسانه ای مایرو اصول زیبایی شناختی بر میزان یادگیری دانش آموزان گروه آزمایش در کلیه مفاهیم در درس علوم (ورزش و نیرو، انرژی، زمین پویا، سالم بمانیم و... .) و ریاضی (کسر و عدد مخلوط، مقایسه و ساده کردن کسر مرکب، جمع و تفریق کسر، تقسیم اعشاری و...) نسبت به خودشان و همچنین در مقایسه با گروه کنترل تاثیر مثبت داشته است.
در این مقاله به موارد کاربردی بهینه سازی عملکرد موتورهای الکتریکی اشاره شده است موتورهای الکتریکی و سیستم های محرکه الکتریکی ، حدود 50 تا 60 درصد از کل مصرف انرژی الکتریکی را متناسب با سطح توسعه یافتگی کشورهای مختلف به خود اختصاص می دهند . طیف وسیعی از الکتروموتورهای سه فاز به کار گرفته شده در صنایع ، در محدوده توان کمتر از kw 150 بوده و عموما از نوع موتورهای القیایی با روتور قفس سنجابی می باشند . اتلاف انرژی الکتریکی در طیف وسیعی از مبدل های الکترومکانیکی در محدوده 40 تا 80 درصد بار کامل موتور را شامل می شود . با توجه به آن که بار الکتریکی بخش صنعت را عمدتا موتورهای الکتریکی تشکیل می دهند ، لذا تمرکز بر روی راهکارهای بهینه سازی در موتورهای الکتریکی بیشترین صرفه جویی انرژی الکتریکی در بخش صنعت را به دنبال خواهد داشت .