در سالهای اخیر، عوامل مؤثر بر سطح بهره وری کل از موارد مطرح شده در تئوریهای رشد فراتر است و عوامل نهادی نیز مورد توجه محققان قرار گرفته است. درهمین راستا، هدف اصلی این مقاله نیز آزمون عوامل مؤثر بر این رشد با توجه به عوامل نهادی در کنار عوامل مرسوم ، در ایران، در دوره 1350- 1386 است.
برای بررسی این موضوع از مدل های فضا حالت ( State Space ) استفاده شده است. در این رویکرد رشد TFP به عنوان یک متغیر غیر قابل مشاهده تلقی ش ده و در معادله حالت، متغیرهای برونزای مؤثر براین رشد وارد میشود. در این مقاله، برخی متغیرهای برونزا که بطور عمده سنجه هایی از عوامل نهادی هستند، به صورت شاخص جایگزین از ترکیب سریهای زمانی مختلف تصریح شده است. نتایج نشان میدهد که برخی کمیتهای وارد شده در مدل؛ مانند نهادهای حاکمیتی(ثبات سیاسی و پاسخگویی) و میزان دخالت دولت در کنار ملاکهای نهادی قدیمیتر؛ مثل بیثباتی اقتصاد کلان، اثر معنیدار بر TFP داشتهاند. علاوه بر آن، پسماندهای بدست آمده با نتایج حاصل از روشهای مرسوم دیگر (اعم از مشخص یا تصادفی) متفاوت است.
سیره نویسی به وسیلة اهل حدیث و با اصول خاص مکتب مدینه جهت به کارگیری سنت پیامبر(ص) به عنوان اسوة مسلمانان، شکل گرفت. در این مقاله ضمن اشاره به علل منع نگارش حدیث پس از رحلت پیامبر(ص)، چگونگی آغاز سیره نویسی و شرح مختصری از پیشتازان این عرصه در مکتب مدینه با تقسیم بندی جدید ، به روش توصیفی- تحلیلی ارائه شده است.
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حس شنوایی در تحول شناختی و اجتماعی کودکان، آسیب به این حس پیامدهای منفی زیادی را به همراه دارد. شدت آسیب شنوایی ممکن است در حد خفیف، متوسط، شدید، و یا عمیق باشد. بیش از 90 درصد از کودکان دارای آسیب های شنوایی از والدین شنوا به دنیا می آیند. والدین شنوا برخلاف والدین ناشنوای دارای کودک ناشنوا، هیچ نوع تجربه ای از روش پرورش کودک ناشنوا ندارند . با توجه به این که آسیب های شنوایی، مشکلات زیادی را هم برای فرد مبتلا و هم برای خانواده او به همراه دارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی مشکلات فراروی مادران کودکان با آسیب شنوایی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر با روی آورد کیفی از نوع مطالعه پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای کودکان با آسیب شنوایی شهر تبریز در سال 1396 تشکیل می دادند. در این راستا، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 19 نفر از مادران این گروه از کودکان در شهر تبریز که به صورت هدفمند در دسترس انتخاب شده بودند تا رسیدن به مرحله اشباع نظری، انجام گرفت. تحلیل داده ها از طریق روش کلایزی و مشخص کردن مضامین اصلی و فرعی انجام شد. یافته ها: مجموعه شواهد موجود در ارتباط با سامانه خانوادگی نارسایی های تحولی، از جمله گروه با آسیب های شنوایی نشان می دهد که این گروه از خانواده ها در گزارش های خود، هم تأثیرات مثبت و هم منفی را از حضور کودک خود در بافت خانواده گزارش می دهند؛ به طوری که با وجود گزارش تجارب منفی مانند تجربه تنیدگی های مزمن، تجربه رشد شخصی نیز در این گروه از خانواده ها مورد توجه است. در پژوهش حاضر مشکلات فراروی والدین دارای کودکان با آسیب های شنوایی به ترتیب شامل زندگی مستقل، مشکلات رفتاری، و مشکلات اجتماعی شناسایی شد. نتیجه گیری: مشکلات چندگانه زندگی مستقلانه، مشکلات رفتاری، و اجتماعی بیانگر اثرات آسیب های شنوایی بر بافت کلی زندگی و محیط اجتماعی کودک است. نارسایی های تحولی از جمله آسیب های شنوایی، فقط مشکلات مربوط به سلامت نیستند، که پدیده پیچیده ای است که اثرات خود را در تعاملات اجتماعی فرد با محیط زندگی، نشان می دهد. مشکلات زبانی که ابزار ارتباطی مهمی برای تعامل این گروه از کودکان است، باعث انزوای اجتماعی آنان می شود و مشکلات رفتاری آنان، شرایط سازش را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. بر اساس مشکلات فراروی والدین، انجام مداخلات جامع روان شناختی شواهد محور و حمایت های اجتماعی، برای کمک به این گروه از والدین دارای فرزندان با آسیب های شنوایی، ضروری است.
امروزه اقتصاددانان از تجارت همچون موتور محرکه ای برای توسعه یاد می کنند؛ از این رو تأسیس و ایجاد بازارچه های مرزی به عنوان راهکاری مطلوب جهت رفع شکاف مناطق مرکزی و مرزی و برون رفت از بحران های اقتصادی و اجتماعی کنونی مرزنشینان مورد استقبال بسیاری از برنامه ریزان توسعه قرار گرفته است. تحقیق حاضر در پی ارزیابی کیفیت عملکرد و تأثیرگذاری بازارچه مرزی بر توسعه اقتصادی و اجتماعی نواحی روستایی بخش خاو و میرآباد شهرستان مریوان است. نوع تحقیق کاربردی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی بوده است. روش گردآوری اطلاعات در بخش نظری، کتابخانه ای و اسنادی و در بخش عملی، پیمایشی مبتنی بر بهره گیری از پرسشنامه و مصاحبه است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون ویلکاکسون، ضرایب همبستگی کندال و اسپیرمن استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق دو گروه مسئولین و سرپرستان خانوار ساکن در 31 روستای بخش خاو و میرآباد هستند که در گروه مسئولین با توجه به تعداد آنها 12 نفر و در گروه سرپرستان خانوار نیز تعداد 175 نفر با بهره گیری از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. نتایج تحقیق از دید مسئولین حاکی از این است که بازارچه توانسته است تأثیرگذاری مطلوبی بر افزایش امنیت، کاهش قاچاق و درآمدهای آن و امنیت شغلی روستاییان داشته باشد. از منظر روستاییان نیز بازارچه توانسته است به دنبال مهار قاچاق کالا به عنوان شغل دوم و مکمل فعالیت های کشاورزی ایفای نقش نماید؛ همچنین موجب افزایش امنیت شغلی، تسهیل عبور و مرور و افزایش امنیت آن ها شده است اما در شاخص های دیگر همچون بهبود وضعیت فقر و بیکاری و افزایش زیرساخت ها و خدمات عمومی، افزایش درآمد و رضایت شغلی، کاهش میل مهاجرت و تغییر مثبت در قیمت محصولات مصرفی و تولیدی، ناموفق بوده است.
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین توانمندسازی و مهارتهای ارتباطی با عملکرد شغلی کارکنان اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان ایلام است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. شامل کلیه جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه ی کارکنان اداره کل مرکز آموزش فنی و حرفه ای استان ایلام در سال 1393 به تعداد 378 نفر بود. از جامعه آماری پژوهش نمونه ای به حجم 191 نفر با به کارگیری فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب شد. روش نمونه گیری، تصادفی ساده می باشد. به منظور سنجش متغیرهای مورد استفاده در پژوهش از سه پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر(1995)، عملکرد شغلی توسط پاترسون(1990)، مهارت های ارتباطی استفاده گردید. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه ها مورد تأیید متخصصان قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها توسط آلفای کرونباخ برای پرسشنامه توانمندسازی (88/0)، برای مهارتهای ارتباطی (85/0) و عملکرد شغلی 86/0 تعیین گردید. برای تجزیه و تحلیل از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی و تمامی ابعاد آن – خودتعیینی، تأثیر، معنی داری و شایستگی - با عملکرد شغلی کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد بین مهارتهای ارتباطی و تمامی ابعاد آن-مهارت های شنودی، کلامی و بازخورد – با عملکرد شغلی کارکنان رابطه معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو بعد تأثیر و شایستگی توانایی پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان را دارند. در نهایت نتایج نشان داد که سه بدو بعد مهارت های ارتباطی- مهارت کلامی و بازخورد- توانایی پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان را دارند.
اخباریون در فهم و استنباط احکام و مسائل شرعی از قرآن کریم، نه تنها برای ظواهر آن اعتباری قائل نیستند، بلکه معتقدند که عقولِ بشری غیرِمعصوم، صلاحیت و استعداد فهم ظواهرآیات را ندارند. این مسأله باعث طرح بحث های متعدد از سوی موافقان و مخالفان آن شده است؛ اینکه خاستگاه دیدگاه اخباریه در این خصوص چیست؟ مسأله ای است که در فهم دقیق نظر ایشان، دارای اهمیت بوده و در این اثر بدان پرداخته شده است؛ لذا این پژوهش برآن است تا دیدگاه اخباریه را در مسأله حجیت-ظواهرقرآن کریم مورد بحث و بررسی قرار داده و سپس با تمرکز بر نظرات مندرج در کتاب الفوائدالمدنیه، مبانی و ریشه اعتقاد ایشان در قول به عدم حجیت ظواهرقرآن را مورد نقد علمی قرار داده و درمقابل، حجیت ظواهر آیات را به اثبات رساند. رویکرد پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و در جمع آوری مطالب آن و دستیابی به استنادات و استدلالات این مکتب فکری، از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است؛ یافته های پژوهش نشان می دهد که مبانی محوری ایشان در قول به عدم حجیت ظواهر-آیات، یکی اختصاصی دانستن مسأله فهم قرآن و دیگری عدم حجیت عقل در فهم ظواهر آیات می باشد که در این نوشتار به بررسی و نقد آن پرداخته شده، ضمن اثبات قابل فهم بودن قرآن برای همگان و حجیت عقل در این خصوص، حجیت ظواهر آیات نیز به اثبات خواهد رسید.
بزه دیده شناسی سبز یا زیست محیطی از جمله شاخه های جرم شناسی سبز است که در دهه 1990 میلادی با خاستگاهی انتقادی از نظام عدالت کیفری در تقابل با بزه دیده شناسی متعارف پا به عرصه ی ظهور گذاشت. در بزه دیده شناسی متعارف همواره انسان ها به عنوان بزه دیده ی جرائم معرفی گشته حال آن که بزه دیده شناسی سبز با گذار از این دیدگاه و ارزش گذاری برای محیط زیست معتقد است که انسان در کنار طبیعت می تواند بزه دیده سبز باشد. با رهگیری مقررات حاکم سیاست کیفری تقنینی ایران می توان بزه دیدگان سبز را به دو دسته ی جان دار و بی جان تقسیم کرد. بزه دیدگان سبز جان دار عبارت اند از اشخاص، جانوران، درختان و گیاهان و بزه دیدگان سبز بی جان نیز به هوا، آب، خاک و زمین قابل تقسیم اند. بااین وجود، هرچند نظام حقوقی ایران هر دو دسته را به عنوان بزه دیده ی سبز انگاشته است و از این رو متأثر از رویکرد طبیعت محور بوده، اما چالش های فراوانی در راستای حمایت از آن ها در این مقررات وجود دارد که به تصویر کشیدن آن ها می تواند نقش ارزنده ای در شناسایی و حمایت از بزه دیدگان سبز ایفا نماید. از این رو در این پژوهش، هدف نخستین شناسایی بزه دیدگان سبز و دومین هدف بیان گستره ی حمایتی قانون گذار از بزه دیدگان سبز و چالش های پیش روی آن است.
در این مقاله برآنیم زمینه های تاریخی و نظری شکل گیری مرجعیت جدید فرهنگ بر اساس تنوع و تکثر را بشناسیم و نشان دهیم که در سطح جهان این مرجعیت مبنای توسعه انسانی و پایدار شمرده می شود. دوم، می کوشیم به بررسی چرایی رویکرد جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا نسبت به کنوانسیون حفظ و ترویج تنوع بیان های فرهنگی به عنوان دو مجموعه با رویکرد اعلانی یکسان در ابتدا و رویکرد عملی متفاوت در ادامه بپردازیم. با این هدف، به شیوه مطالعه اسنادی و به منظور آزمون فرضیه پژوهش، به بررسی مرجعیت رسمی سیاست گذاری فرهنگی ایران و اروپا پرداخته ایم. یافته های پژوهش نشان داد: رویکرد جزر و مدی و متناقض ایران ناشی از عدم اجماع در مرجعیت سیاست گذاری فرهنگی و رویکرد موافق و پویای اروپا، ناشی از همسویی مرجعیت سیاست گذاری فرهنگی اتحادیه اروپا و کنوانسیون است.