سازوکار گفتاری قرآن و دلالت های زبانی آن همواره از بحث های پرجاذبه و چالش برانگیز در میان مفسّران از یک سو، و متکلمان و سایر دین پژوهان از سوی دیگر بوده است. این بحث واجد مباحث مهمی است؛ از جمله اینکه آیا جملات و گزاره های قرآن همه ناظر به حقیقت است؟ اگر برخی تعابیر قرآنی مجازگونه، نمادین و تمثیلی است، آیا این مجازها تحویل پذیر به واقع و حقیقت است، یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ها، به ویژه در حوزه داستان های قرآنی، دو رویکرد عمده وجود دارد: دسته اول دیدگاه های غیرواقع گراست که تفاسیر و برداشت هایی را از قصه های قرآنی ارائه می نماید مبنی بر اینکه این داستان ها را از محتوای واقعی، که مدلول ظاهری الفاظ و کلمات آنهاست، تهی می نماید. دسته دوم شامل آرائی است که مضامین داستان های قرآن را حاکی از حوادث و رویدادهای رخ داده می داند.
در این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی، در ذیلِ دسته اول، پنج دیدگاه و در ذیل دسته دوم، دو دیدگاه بررسی و نقد شده است.
مقاله حاضر با هدف پرداختن به سیاست ها و شیوه های حاکم بر مصرف بزرگ ترین و محبوب ترین وب سایت شبکه اجتماعی (SNS) جهان، فیس بوک، ضمن بهره گیری از روش های مقایسه تطبیقی (همگرا بودن یا نبودن شبکه های تلویزیونی با رسانه های اجتماعی)، دیدگاه افراد شاغل در رسانه ملی را که همزمان در این رسانه اجتماعی نیز فعالیت حرفه ای دارند، از طریق مصاحبه آنلاین بررسی کرده است. به این ترتیب، مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی سیاست های حاکم و شیوه های مصرف فیس بوک در تعامل یا تقابل با سیاست های رسانه ای سازمان صدا و سیما و فعالیت ها و تعاملات حرفه ای این گروه از پاسخگویان بوده است.
یافته های به دست آمده، نشان می دهد، بین سیاست های سازمان صدا و سیما در به کارگیری شبکه های اجتماعی و به بیان اخص فیس بوک، در مواردی تفاوت وجود دارد. اما در مقابل، نگرش افراد مشهور (خبرنگار، مجری و گوینده) و فعال در شبکه اجتماعی فیس بوک، نسبت به استفاده از آن منفی نمی باشد و حاکی از تعامل با سایر کاربران عضو در این رسانه اجتماعی است.