اینکه هنر واجد حقیقت است یا نه، موضوعی است که پیشینه آن به دوران کهن رسیده، و امروزه نیز مناقشات متعددی پیرامون آن وجود دارد. در این میان، دیدگاه آگوستین، فیلسوف اواخر دوران باستان و اوایل قرون وسطی، در این باره هم پذیرش انسانی نسبت به هنرهای بازنمایانه و تجسمی را مدنظر قرار می دهد، و هم، راه را برای نقد و تفسیر آثار هنری بازمی کند. آگوستین هنرهای تجسمی را در پائین ترین درجه قرار داده، و آنها را واجد کذب می داند. او با برگذشتن از افلاطون، بر این باور است که هنرهای بازنمودی درگیر نوعی "کذب اجتناب ناپذیر" هستند؛ آنها به میل خود کذب نیستند، بلکه بنا بر ماهیت خود، نمی توانند صادق باشند؛ در واقع، وجود یک اثر هنری در همین نیمه غیرحقیقی آن است، و اگر نتوانیم خود را با این کذب آشتی دهیم، به سلب تمامی هنر اقدام کرد ه ایم. در این مقاله از این خصیصه به عنوان "ماهیت دیالکتیک آثار هنری" یاد شده است. به زعم نگارنده نظریه آگوستین نه تنها گامی در خور تامل در تاریخ نظریه مدرن "خودپایندگی هنر" به شمار می رود، بلکه از آن مهم تر، وجه کاذب اثر هنری راه را برای تفسیر و دیالوگ با آن گشوده، و از آن جا که نمود اثر هنری را مد نظر قرار می دهد، گویی بر شرط وجودی اثر هنری، یعنی نمود آن، تاکید می کند.
1- پوران رئیسی: دانشیار گروه تحقیق،دانشکده مدیریَت و اطلاع رسانى پزشکى ،دانشگاه علوم پزشکى ایران(نویسنده مسئول)، نشانى پستی:خیابان ولیعصر(عج)،بالاتر از ظفر،خیابان شهید بابک بهرامى،پلاک1،دانشکده مدیریَت و اطلاع رسانى پزشکى تلفن:09123010482 نمابر: 88788827- 021Email:praeissi@yahoo.com 2- امیر اشکان نصیرى پور: استادیار، گروه مدیریَت خدمات بهداشتى درمانى، دانشکده مدیریَت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم تحقیقات تهران 3-لیلا رستمی:کارشناسى ارشد مدیریَت خدمات بهداشتى درمانى،دانشکده مدیریَت و اقتصاد،دانشگاه آزاد اسلامى،واحد علوم تحقیقات. چکیده مقدَمه:امروزه اکثر کشورهاى توسعه یافته در حال انتقال از حالت بوروکراتیک و ادارى به وضعیَت کارآفرینى مى باشند ، از همین روى شناسایى و پرورش ویژگیهاى مربوط به کارآفرینى بخصوص در مدیران از اهمیَت ویژه برخوردار است. هدف اصلى پژوهش حاضر بررسى رابطه ویژگیهاى شخصیَتى مدیران کارآفرین در سازمانهاى بهداشتى درمانى وابسته به دانشگاه علوم پزشکى تبریز بود. روش بررسی: براى این مطالعه161 نفر از کارکنان سازمانهاى خدمات بهداشتى و درمانى دانشگاه علوم پزشکى تبریز (N=2550 ) به روش نمونه گیرى خوشه اى انتخاب شدند و نظرات آنان در مورد ویژگیهاى شخصیَتى مدیرانشان در رابطه با کارآفرینى سازمانى سنجیده شد . ابزار گردآورى داده ها پرسشنامه هاى استاندارد ویژگى هاى شخصیَتى مقیمى (1382) با ضریب ثبات 8/0 و پرسشنامه کارآفرینى ذبیحى و مقدسى(1385) با ضریب ثبات 78/0 بود. داده ها به روش خود پاسخگویى وتکمیل پرسشنامه از پاسخگویان جمع آورى گردید. یافته ها: در پژوهش حاضر رابطه مستقیم و معنى دارى بین ویژگى هاى شخصیَتى مدیران و کار آفرینى سازمانى دیده شد ( 65/0=r و 01/0< P). از بین ویژگى هاى شخصیَتى ،جذب فرصتهاى مناسب براى سازمان بیشترین تاثیر را بر کار آفرینى سازمانى داشت(17/23=Fو 01/0< P ). نتیجه گیری:ویژگیهاى شخصیَتى مدیران با کارآفرینى سازمانى رابطه ى مثبت و معنى دار دارد، و براى اعتلاى کارآفرینى در بیمارستانها و مراکز بهداشتى درمانى، پرورش ویژگیهاى شخصیَتى فرصت ساز در بین مدیران ضرورت دارد.
بُتریه یکی از فرقه های زیدیه شمرده می شود. براساس برخی منابع، این گروه پیش از قیام زید بن علی در کوفه حضور داشتند و با پذیرش امامت زید بن علی در شمار زیدیه قرار گرفتند. مقاله حاضر، بتریه را به عنوان بخشی از جریان حدیثی کوفه، یک گروه پیش زیدی می داند که نقش فعال و تأثیرگذاری در مناسبات فکری و فرهنگی داشتند و با این پیش فرض می کوشد به بررسی تعامل امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با آنان بپردازد. مطالعات تاریخی نشان می دهد سبک این دو امام در تعامل با این گروه، مبتنی بر دو راهبرد مستقیم و غیرمستقیم بوده است. راهبرد مستقیم ایشان که در قالب مدارا، پرهیز و احتیاط در رویارویی با بتری مذهبان جلوه نمود، سبب شد وحدت اجتماعی شیعیان حفظ شود و علاوه بر هم گرایی در باورهای مشترک، بیشترین کوشش ممکن برای جذب آنان انجام شود. راهبرد غیر مستقیم که نمود آن در روشن گری، هدایت گری و نخبه پروری بود، علاوه بر حفظ جان و عقاید امامی مذهبان، انزوای بتریه را از یک سو و نظام مند شدن باورهای فقهی و کلامی امامیه، پرورش نخبگان، شکل گیری نظام آموزشی امامیه در کوفه و توسعه تشیع را از سویی دیگر در پی داشت.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر 8 هفته تمرین ترکیبی بر مقادیر میوستاتین پلاسمایی مردان چاق غیرورزشکار بود. تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی است. به همین منظور 23 مرد چاق غیرورزشکار به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند و به دو گروه تجربی (12= n) با میانگین سن 06 /2 ± 38 /21 سال، قد 07 /7 ± 65 /173 سانتی متر و وزن 05 /15±61 /86 کیلوگرم و درصد چربی 67 /2 ± 05 /27 و گروه کنترل (11= n) با میانگین سن 13 /1 ± 44 /21 سال، قد 09 /5 ± 61 /175 سانتی متر، وزن 05 /14±00 /90 کیلوگرم و درصد چربی 68 /2±15 /27 تقسیم شدند. گروه تجربی پروتکل 8 هفته ای تمرین ترکیبی شامل تمرین مقاومتی (5 حرکت، 3 جلسه در هفته با شدت 50 تا 80 درصد ) و تمرین استقامتی (دویدن با شدت 65 تا 85 درصد ضربان قلب بیشینه در مدت زمان 25 تا 40 دقیقه) را در یک روز و به ترتیب تمرین مقاومتی – استقامتی اجرا کردند. گروه کنترل در هیچ برنامة تمرینی شرکت نکرد. قبل و 48 ساعت بعد از اتمام آخرین جلسة تمرینی و در شرایط ناشتایی، 5 میلی لیتر خون از ورید بازویی آزمودنی ها گرفته شد. نتایج تحلیل آماری با آزمون t مستقل نشان داد که مقدار میوستاتین پلاسمایی در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت (001 /0= P) . ازاین رو می توان نتیجه گرفت که اجرای تمرین ترکیبی در پیشگیری از آتروفی عضلانی و کاهش تودة عضلات مؤثر است.
یکی از مهمترین عوامل رشد اقتصادی سرمایه انسانی است که طی چند دهه گذشته با بروز پدیده مهاجرت به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. هدف این مقاله بررسی تاثیر مهاجرت بر رشد اقتصادی کشورها و آزمون نظریه های سنتی و جدید مهاجرت، در طی دوره زمانی 1965 تا 2015 با استفاده از داده های تابلویی بین کشوری، با در نظر گرفتن داده های 180 کشور است. در این مقاله، مهاجرت به سه صورت مهاجران وارد شده، کل مهاجران خارج شده و مهاجران خارج شده تحصیل کرده مد نظر قرار می گیرد. یافته های پژوهش بیانگر این است که وارد شدن مهاجران بدون در نظر گرفتن سطح تحصیلات، تأثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد. ولی اثر متقاطع کشورهای در حال توسعه و وارد شدن مهاجران مثبت است. خارج شدن مهاجران، بدون در نظر گرفتن سطح تحصیلات آنان بر رشد اقتصادی کشور مبدا تاثیر منفی و معنی دار دارد. ولی در نظر گرفتن متغیر نسبت وجوه ارسالی نیروی کار به تولید ناخالص داخلی باعث می شود که تأثیر منفی معنادار نباشد که می تواند تأییدی بر نظریه های جدید درباره آثار مهاجرت باشد. همچنین خارج شدن مهاجران تحصیل کرده اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد و در این حالت حتی در نظر گرفتن وجوه ارسالی مهاجران نیز از آثار منفی یاد شده نمی کاهد.
رشد مباحث نظری درباره ادبیات جهان در یکی دو دهه اخیر حاصل واکنش به محدودیتهای رشته ادبیات تطبیقی و تلاش برای بازتعریف اصول نقد ادبی در قالب ادبیات جهان است. یک هدف ادبیات جهان، توسعه روشهایی علمی است که برای مطالعه ادبیات های غیرغربی در نقد ادبی و، در نتیجه، نگارش تاریخ ادبیات جهان کافی باشد. با ترجمه جمهوری جهانی ادبیات اثر پاسکال کازانووا، بخشی از این مباحث اخیراً به زبان فارسی هم راه پیدا کرده است. در این مقاله پس از معرفی مختصر چهارچوب نظری ادبیات جهان، در مورد سه محور اساسی طرح کازانووا (مدل جمهوری، مرکزیت شهر پاریس، و ایدئولوژی ملت-دولت) بحث خواهم کرد. ضمن پرسش در مورد پیش فرض های کتاب اضافه خواهم کرد که چرا تاریخ ادبیات فارسی در قالب چنین تعاریفی نمی گنجد و چرا پذیرش این روایت از تاریخ ادبیات جهان، تغییرات معرفت شناسانه ای را ضروری می کند که نتیجه منطقی آن حذف بخش اعظم تاریخ ادبیات فارسی از تاریخ ادبیات جهان است. بعد در همین ارتباط به ترجمه خواهم پرداخت و در مورد روابط قدرت و استعمار نهفته در آن اشاره خواهم داشت.
آنچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی از یادداشتهای دکتر سیدحسین فاطمی در دوره اختفای خود پس از کودتای 28 مرداد 1332 منتشر شد، نخستین بار در کتاب جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد 1332 بود. نویسنده در توضیح به دست آوردن این یادداشتها آورده است که «پس از انقلاب 1357 از میان اوراق و نوشتههای ضبط شده، فقط این قسمت از یادداشتهای وی به وسیله دوستدارانش در اختیار خانواده دکتر فاطمی گذارده شد.» زمانی بعد، همین یادداشتها در کتاب خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی منتشر شد.
در این نوشتار ابتدا نظری اجمالی در مورد ترجمه ارایه شده است. سپس متن ادبی از دیدگاه شهریار که شعر را به عنوان نمونه ای کامل از متون ادبی معرفی کرده، مورد بررسی قرار گرفته است. به تبع آن شعر از دیدگاه ایشان و دیگر شعرا، به عنوان نمونه ای فراگیر از متون ادبی بحث و پس از آن دیدگاه منتقدانه ادبا در شکل ارتباط بین فردی یک جانبه و دو جانبه در شعر ارایه شده است. به طوری که شعر به عنوان نمود عینی ارتباط بین - فردی بین شاعر و نیرویی ماورا طبیعی و اولین نوع ترجمه ادبی از احساس شاعر برای خود و هم زبانانش معرفی شده است و همچنین ترجمه، در مرحله دوم توسط واسطه برای مخاطب غیرهم زبان شاعر از جنبه های مختلف و با توجه به نظریه پردازی های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است و رابطه ادیب و مترجم در وهله اول رابطه ای بین - فردی و افقی و در مواردی همراه با چشم داشت از جانب صاحب اثر و از پایین به بالا معرفی شده است.
زیست جهان به معنی جهان چنان که تجربه و زیسته می شود، مفهومی است که نخست در پدیدارشناسی هوسرل متولد شد و پس از او در زمینه های مختلف به کار رفت. آلفرد شوتز پایه گذار جامعه شناسی پدیدارشناختی، که در پی ایجاد پایه های نظری برای جامعه شناسی تفسیری بود این مفهوم را برای بررسی ساختارهای ذهنی در زندگی روزمره به کار گرفت و از آن در جامعه شناسی استفاده کرد. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که زیست جهان چه تحولاتی در اندیشه شوتز از سر گذارند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد شوتز میان آگاهی فرد و زیست جهان رابطه ای دیالکتیکی برقرار می کند، به طوری که هر یک دیگری را می سازد و بر آن اثر می گذارد. بر خلاف هوسرل که زیست جهان را تنها واقعیت قابل درک دانسته، او به لایه های متعدد واقعیت اشاره کرده و اصطلاح فراروی(استعلا) هوسرل را برای چرخش میان این لایه ها مناسب می داند، در حالی که هوسرل استعلا را فقط در راستای آگاهی از تجربه دیگری به کار گرفته بود. به علاوه پدیدارشناسی استعلایی را مبنای مناسبی برای علوم اجتماعی ندانسته و به جای اگوی استعلایی از اگوی این جهانی برای طرح خویش بهره می برد.