ذوالقرنین به عنوان شخصیتی قدرتمند و مؤمن در سورة کهف ظاهر شده است. داستان با محوریت شخص او و اقداماتی است که در سفرهای خود انجام می دهد. در این قصه از عناصر داستانی به شیوه ای ادبی و هنری مخصوصاً مکان هایی که ذوالقرنین به آنجا سفر کرده است و گفتگوهایی که با مردم مناطق مختلف داشته است بهره گرفته شده و در غالب آن ها مفاهیم ارزشمندی از صفات کارگزاران حکومتی مانند ایمان، تواضع، و... و وظایف آن ها همچون اجرای عدالت و مدیریت شایسته بیان شده است.
مقالة حاضر با هدف نشان دادن ساختار ادبی قصه و فهم عمیق تر آیات آن نگاشته شده که در ابتدا عناصر داستانی قصه مورد تحلیل قرار گرفته و سپس به ویژگی های شخصیتی ذوالقرنین و اقداماتی که وی در فرماندهی خود در مناطق گوناگون و در ارتباط با مردم انجام داده است اشاره شده است.
این پژوهش در بستر مطالعات فرهنگی و از زاویة دید فرهنگی انتقادی به مقولة آگهی های تلویزیونی پرداخته است. پژوهش حاضر، برای خوانش فرهنگ از لابلای آگهی های تبلیغاتی بر روی نهاد خانواده متمرکز شده است و خانواده را از دو بعد جنسیت و نسل، یعنی از منظر روابط جنسیتی و روابط نسلی مورد تحلیل قرار داده است. تمرکز اصلی تحقیق بر محور سیاست بازنمایی آگهی های تبلیغاتی تلویزیون سراسری ایران از سبک روابط دوجانبة جنسیتی زن- شوهر و روابط دوجانبة نسلی والد- فرزند در خانواده های ایرانی است که در ذیل آن می توان به فهم ساختار قدرت در خانواده دست یافت. پژوهش با بهره گیری از روش کیفی نشانه شناسی بر اساس اصول عام نشانه شناسی و با پیروی از اصول «دلالت های مرتبة اول» که بیشتر در محور هم نشینی نمود می یابد و «دلالت های مرتبة دوم» منتسب به رولان بارت که در محور جانشینی نمودگار است، انجام شده است.
این مطالعه نشان می دهد که تبلیغات تلویزیونی در «وجه ذهنی قدرت» با نمایش انگاره های ذهنی هم خوان با نظام مردسالار و در «وجه عینی قدرت» با نمایش کلیشه هایی که در گام اول مردان (از منظر جنسیتی) و در گام دوم والدین (از منظر نسلی) تصمیم نهایی را می گیرند، به بازتولید شکاف قدرت و نابرابری در روابط خانوادگی می انجامد.
جستجوی دانشجویان و کاربران عمومی با یک مجموعه تصاویر رقومی (دیجیتالی) کار میکنند. این مطالعه، تفاوت آشکار بین 2 گروه کاربران را نشان میدهد و طی طرح آن، نقش مدلهای ذهنی در رفتار اطلاعیابی در کتابخانههای دیجیتالی بررسی میشود.
قرآن کریم، طبق سخن و اعتقاد عارفان، مهم ترین منبع کسب معرفت در حوزه عرفان اسلامی است و معیار صحت حقیقت از توّهم نزد ارباب معرفت است. از متون عرفانی استنباط می شود که دو گروه علی رغم اینکه در زیّ اهل سلوک اند، به دام افتاده خیالات باطل و گمان های نادرست از معارف و حقایق معانی قرآن کریم شده اند؛ نخست گروهی که در قصد سلوک و کشف حقیقت صادق اند، اما چون گرفتار ضخیم ترین حجاب، یعنی «حجاب خودی» و نفس هستند، ادراکاتشان کشف و مکاشفه نسیت، بلکه کج فهمی و ناشی از کوری حدقه بینش است، گروه دوم آنان که در قصد راه و هدف سلوک نیز آلوده به کسب جاه و نام اند و از این روی گفتارشان مردود است. از دیدگاه متون عرفانی فارسی هر دو گروه بی بهره از معرفت و شهود حق اند، و مدّعیات آن ها باطل و راهزن است، هرچند که گفته های آنان ظاهری عارفانه و گفتمانی در مسایل عرفان است. برخی، این سلک بیانات معرفت نمای را به «نور نجس» تعبیر کرده اند. سنایی، مولوی، محمد غزالی، احمد غزالی و عین القضات نیز هر کدام نامی بر این رمز گویی های متظاهران مدعّی کشف و شهود گذاشته اند، که در متن مقاله به آن پرداخته شده است. نیز در این پژوهش، چونی و چرایی موضوع با تفکیک و تحلیل از آرای مطرح در برجسته ترین متون عرفانی فارسی طرح و تحلیل و شواهد کافی در هر نکته ای آمده است.
شطح پدیده ای است که در گذر زمان تعاریف متفاوت و گاه متناقضی یافته است. این دامنة وسیع تعاریف می تواند افزون بر تفاوت نگاه و رویکرد معرّفان، ناشی از سیر تحوّل شطحیات عرفا نیز باشد. اما با وجود اقبال بسیاری از صاحب نظران متقدّم و نیز متأخّر به تعریف شطح، اغلب تعاریف صورت گرفته جامع مصادیق شطح نیست و در بسیاری از موارد تنها به ردّ یا قبول و توجیه شطح نظر دارد نه تعریف ماهوی آن. از این رو در پژوهش حاضر ضمن نقد تعریف سنّتی، رویکردهای جدید نسبت به تعریف را مطرح نمودیم. سپس با مروری بر تعاریف ارائه شده از شطح، به بررسی انواع تعاریف مذکور و بسامد مؤلّفه های مطرح شده در این تعاریف و نقد اهمّیّت و لزوم هر یک از آنها در تعریف شطح پرداختیم. بررسی تعریف های شطح نشان داد که مهم ترین موارد مطرح در تعریف شطح، غلبة سکر و وجد، ظاهر غریب و مخالف شرع، ادّعا و رعونت شطّاح و نیز سرریز شطح بر زبان عارف است که نقدهای بسیاری بر هریک وارد است و تعاریف صورت گرفته بر این اساس نمی تواند جامع مصادیق شطح باشد. بنا بر این بهتر است شطح را چنین تعریف کنیم: «شطح ابراز و اظهار اسراری است که ظرف محدود الفاظ و افعال انسانی گنجایش آن را ندارد و از این رو در بیان و فعل، ماهیتی متناقض و متشابه می یابد.»
برای بررسی نقش اضطراب در بکارگیری راهبردهای یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان دوم با توجه به نقش واسطه ای هوش شناختی،80 زبان آموز غیرایرانی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی با تکمیل 3 پرسشنامه ی راهبردهای خودانگیخته، اضطراب و همچنین هوش شناختی در این مطالعه شرکت کردند. نتایج تحلیل داده ها با روش های آماری نشان داد که اضطراب در میزان بکارگیری راهبردهای یادگیری و عملکرد هوش شناختی نقش دارد. نتایج نشان داد نقش اضطراب بر راهبردهای یادگیری بدون واسطه و باواسطه ی عملکرد هوش شناختی می باشد، به گونه ای که هرچه میزان اضطراب افزایش یابد، میزان بکارگیری راهبرد یادگیری کمتر می شود. همچنین اضطراب با هوش شناختی رابطه ی معنادار معکوسی دارد. هرچه میزان اضطراب بالاتر باشد، میزان عملکرد افراد در هوش شناختی کاهش می یابد. بعلاوه نتایج نشان داد که عملکرد هوش شناختی بر میزان بکارگیری راهبرد یادگیری اثر مستقیم دارد، به شکلی که با افزایش عملکرد هوش شناختی مقدار بکارگیری راهبرد یادگیری افزایش یافت. بر اساس نتایج یافته ها، بکارگیری راهبرد یادگیری غیر از اینکه تحت تاثیر مولفه های هوشی افراد قرار دارد، مولفه های دیگر روانشناختی مانند اضطراب نیز می تواند در میزان بکارگیری این راهبردها نقش مخربی حتی بیش از هوش شناختی نشان دهد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان سلامت روانی زنان دارای همسر معتاد در استان البرز می باشد. نمونه مورد مطالعه 50 نفر از زنان دارای همسر معتاد بوده اند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند و روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه SCL-90-R بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، ابتدا نمونه مورد مطالعه از جهت سلامت روانی توصیف و سپس برای هرکدام از متغیرها مقادیرکمینه، بیشینه، دامنه تغییرات، میانگین، انحراف معیار و واریانس محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از توزیع فراوانی آزمون خی دو استفاده به عمل آمده است. نتایج تحقیق نشان داد که همسر معتادان بیشتر از افسردگی، افکار وسواسی و حساسیت بین فردی، خود بیمار انگاری رنج می برند و به فوبیا و روان پریشی کمتر مبتلا بوده اند.