و پست مدرنیسم اشاره کرد. این دو پدیده بیشترین تأثیر را در حوزههای اجتماعی، از جمله مقوله هویت بهجا گذاشتهاند.
در این میان مقوله هویت زن نیز بیشترین تأثیر را پذیرا شده است. البته هویت به معنای کلی و هویت زن به معنای اخص آن
از منظر مدرنیسم و پست مدرنیسم بهطور کاملاً متفاوت نگریسته شده است، به نحوی که هر کدام دلالتهای اجتماعی، سیاسی
، فرهنگی و تربیتی متفاوتی را در پی داشتهاند. ما در این مقاله ضمن بررسی مفهوم هویت - هویت به معنای کلی و هویت زن به
معنای خاص - به بررسی تطبیقی هویت زن از منظر مدرنیسم و پست مدرنیسم و دلالتهای تربیتی آن میپردازیم.
روششناسىها بر بنیاد معرفتشناسىها استوارند و نظام دانایى در هر تمدنى مبناى روش اندیشه و زندگى یک قوم به طور عام، و زندگى سیاسى آنان به طور خاص است. دانش سیاسى دوره میانه نیز از نظام معرفتى ویژهاى پیروى مىکند و بر مبناى همان نظام عام دانایى استوار است. این دانش داراى ویژگىهایى همچون نظام فطرت، ضرورت وحى و نبوت، بنیاد شرعى عقل و فلسفه، بنیاد عقلى و فلسفى شریعت، جهان نص، تقدیم نص و رواج فقه سیاسى مىباشد.
نکته دیگر این که ماهیت روششناسىها تابعى از ماهیت معرفتشناسى مبنا و نیز موضوعات و مسائل ویژه یک علم است.
در پایان به نقطه آغاز در تحلیل ماهیت امر سیاسى در اسلام دوره میانه که نظم سلطانى است پرداخته شده است.
برهان تجربه دینی یکی از مهم ترین براهین اثبات وجود خدا در مغرب زمین است. سویین برن-فیلسوف خداباور- بر اساس اصول خاصی که آن ها را «اصل آسان باوری» و «اصل گواهی» می نامد، تقریر ویژه ای از این برهان ارائه نموده است که توجه فلاسفه دین را به خود جلب نموده است. در این پژوهش سعی شده است ضمن توضیح اصول مزبور، تقریر سویین برن از این برهان تبیین گردد.
در یک دوره از روابط پرتنش ایران و ایالات متحده، «سیاست مهاردوگانه» محور اصلی رویکرد آمریکا را نسبت به ایران تشکیل می داد. در این بررسی، یکی از صاحبنظران مهم این زمینه، پیشینه شکلگیری این دیدگاه را از منظر طرف های اصلی درگیر در شکل دادن به سیاست های خارجی واشنگتن بیان کرده است.
در مقاله حاضر، تعامل و تاثیر متقابل فرایند جهانیشدن با توان رقابت اقتصاد ملی بیان شده است؛ موضوعی که تا کنون به دلیل ناشناخته بودن مفهوم جدید توان رقابت و درک سطحی از لوازم سرآمدی در اقتصاد جهانی، کمتر در مباحث اقتصاد ایران به آن پرداخته شده است. از این رو، پس از مروری بر ابعاد و محورهای جهانیشدن اقتصاد، با ذکر زمینه های شکل گیری مفهوم جدید توان رقابت در تکامل نظریه تجارت، نظریه توان رقابت اقتصادی )با تکیه بر برداشت مایکل پورتر( تبیین و در نهایت الگویی از ارتباط فرایند جهانیشدن با توان رقابت اقتصادی ارائه و مقولات اصلی مؤثر بر بهبود توان رقابت اقتصاد ملی بیان میشود.
هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر مصرف انرژی در کشورهای منتخب منطقه منا طی دوره ی زمانی 2011-1995 است. به این منظور از مدل ارائه شده توسط سادرسکی (2012) و سه شاخص: تعداد کاربران اینترنت، تعداد خطوط تلفن همراه و تعداد خطوط تلفن ثابت به عنوان متغیرهای اندازه گیری ICT استفاده شده است. هم چنین، با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (GMM-SYS) کشش های کوتاه مدت و بلندمدت بین متغیرهای مدل برآورد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که گسترش ICT با هر سه شاخص انداز ه گیری شده، مصرف انرژی سرانه را در کشورهای منتخب منطقه منا در کوتاه مدت و بلندمدت افزایش می دهد. به گونه ای که با افزایش یک درصدی در این شاخص ها، به طور متوسط مصرف انرژی سرانه در کوتاه مدت و بلندمدت به ترتیب 007/0 و 089/0 درصد افزایش می یابد.
آدمی از ابتدای خلقت تاکنون، به دنبالی راهی برای شناخت آفریدگار بوده است. ظهور و گسترش مکتب های مختلف عرفانی نشان دهنده این نیاز بشری است. ایران از دیرباز، مهد فرهنگ و عرفان بوده و ادبیات ما همواره از غنای کافی برای پاسخ گویی به این نیاز برخوردار بوده است، اما بازنگری آموزه های عرفانی و بیان آنها به نحوی که با زبان و درک انسان امروزی هماهنگ باشد، ضروری است.تعالیم مولانا منبع الهام اندیشمندان بسیاری در سراسر جهان بوده است و ردپای آموزه های او را می توان در بسیاری از جنبش های معنوی معاصر یافت.در این مقاله،کوشش شده است آموزه های عرفانی مولانا با دیدگاه های اشو مقایسه و وجوه مشترک آنها بررسی شود. حاصل این پژوهش این است که بسیاری از آموزه ها و تعالیم عرفانی اشو، به شکل سنتی، در عرفان اسلامی مولوی وجود دارد؛ تعالیمی که انسان امروزی را به سرچشمه زلال معنویت هدایت می کند و او را با اندیشه های متعالی عرفانی سیراب می سازد.
شناخت دقیق و همزمان واقعیّتهای اقلیمی و پدیدههای اکولوژیکی مستلزم بکارگیری روشی است که از کلّی گویی در آن اجتناب شده و برمبنایی محکم استوار باشد. طبقهبندی اقلیمی پاپاداکیس که تأکید آن بر نقش عوامل بومشناختی است، با دارا بودن بیش از 440 زیرگروه اقلیمی و علیرغم پیچیدگی خاصّ خود چنین امتیازی را دارا است. در این مقاله ضمن معرّفی اجمالی روش پاپاداکیس، دادههای هواشناسی 38 ایستگاه منتخب در ایران پردازش و با استفاده از روش فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. معیارهای این روش عبارتند از: سختی زمستان و گرمی تابستان، طول فصل بدون یخبندان، تبخیر و تعرّق پتانسیل، بیلان آبی و توزیع فصلی آن . دستاوردها بیانگرآن است که از نظر شرایط دمایی تابستانی 90 درصد از ایستگاهها در طبقة پنبه2 و 10 درصد در طبقة ذرّت3 قرار دارند. با توجّه به شرایط دمای زمستانی، ایستگاههای مورد بررسی از تنوّع بیشتری برخوردارند، بهنحوی که 37 درصد در طبقة مرّکبات4 ، 34 درصد در طبقة جو،5 26 درصد در طبقة گندم6 و 3 درصد در طبقة حارّهای7 قرار دارند. بهطور کلّی ایستگاههای فوق از نظر رژیم حرارتی 40 درصد در گروه جنب حارّهای و 60 درصد دارای رژیم حرارتی برّی و از نظر رژیم رطوبتی در دو گروه مدیترانهای (55 درصد) و بیابانی (45 درصد ) هستند . شاخص فصلی رطوبت نشان میدهد که 45 درصد از ایستگاهها فاقد فصل مرطوب میباشند. نتیجة نهایی بیانگر آن است که کلّ ایستگاهها در 7 گروه، 11 نوع و 21 تیپ خرد اقلیمی قرار دارند. این امر مبیّن تنوّع زیاد اگروکلیمایی ایران و همینطور توانایی بالای روش پاپاداکیس در نمایش جزئیات و خرده نواحی اقلیمی است.