احکام امضائی بخش عمده ای از احکام شرعی هستند که پیش از آمدن تشریع الهی در بین عرف عقلا در جریان بوده اند و بدون هیچ اصلاحی یا با اصلاحات اندکی مورد تائید شارع قرار گرفته و وارد دستگاه قانونی شرع شده اند. برخی نواعتزالیان در خصوص این احکام معتقدند؛ به دلیل اینکه این احکام مربوط به عرف زمان تشریع است، با از بین رفتن آن عرف، این احکام نیز از بین رفته اند. در مواردی که عرف از عناصر قوام بخش به موضوعات احکام امضائیه است، حق با ایشان است، اما در حالت عادی، عرف ظرف تحقق حکم است نه عنصر قوام بخش به آن و عنصر قوام بخش بودن نیازمند دلیل است. در مواردی نیز که عرف ظرف احکام است- که در اغلب موارد احکام امضایی این گونه است- تغییر حکم وقتی تابع تغییر عرف خواهد بود که در فرایند امضاء، شارع هیچ گونه اعتباری نکند و تنها از سیره عقلا اِخبار نماید. در این مقاله اثبات خواهد شد که ماهیت امضاء در احکام امضایی عبارت از اعتبار شارع است. زیرا در فرایند امضاء، حکمی همانند حکم عقلا از سوی شارع اعتبار می شود و به همین دلیل با از بین رفتن عرف، حکم اعتبار شده از بین نمی رود.
مذهب تشیع و اندیشه های شیعی در نخستین سال های ورود مسلمانان به اندلس و هم زمان با فتوحات اسلامی یا اندکی پس از آن، وارد این منطقه گردید. زمینه مناسب و پیدایش موانع گوناگون سبب گردید که تشیع در این منطقه، گسترش پیدا نکند. علل و عوامل گوناگونی سبب ناکامی شیعیان در نشر باورهای خود در این سرزمین بود. علل سیاسی مانند قیام های منسوب به شیعیان و رقابت امویان اندلس با حکومت های ادریسیان و فاطمیان و علل مذهبی مانند نفوذ مذهب مالکی و پیوند آن با سیاست و ارتباط تنگاتنگ فقهای مالکی با حاکمان، مهم ترین موانع بر سر راه اندیشه های شیعی بودند. این مقاله با اشاره به شرایط سیاسی و مذهبی اندلس در سال های نخستین ورود اسلام به آن جا، نقش این دو عامل را در جلوگیری از نشر تشیع در اندلس بررسی می کند.
روش فلسفه نگاری ملاصدرا به گونهای است که در هر مسئلة فلسفی، از سه منظر و متناسب با سه مرحله، نظریات خود را مطرح کرده است. تطبیقِ این الگو از روشِ صدرا با آنچه وی در باب علیّت ارائه کرده، در این مقاله مطمح نظر است. حاصل آنکه از نظر صدرا، متناسب با مرحلة اوّل و با نگاه ماهوی، در خلال ارتباط علّی بین علّت و معلول، دو موجود فینفسه را مییابیم که یکی به دیگری وجود میبخشد. در این مرحله، او نحوة تحقّق معالیل را از سنخ «وجود رابطی» معرفی کرده؛ یعنی برایِ معالیل، تحقّق فینفسه قائل است. اما در مرحلة دوم شاهد هستیم که صدرا، نحوة تحقّق معالیل را از سنخ «وجود رابط» دانسته؛ یعنی در این مرحله، تحقّق فینفسه را از معالیل نفی کرده است، و این نشان از تفاوت مرحلة دوم با مرحلة اوّل دارد. نهایتاً در یک موضعگیریِ متفاوت در مرحلة سوم بحث، پس از کنکاش در نحوة تحقّق معالیل، ملاصدرا به این نتیجه دست یافته که به جای استفاده از اصطلاح «علیّت»، باید از اصطلاح «تشأن» استفاده کرد؛ زیرا اساساً هیچ نحوه از دوگانگی ـ که در علّت و معلول بودن اشیاء مفروض است ـ در رابطة میان واجب الوجود بالذات و ممکن الوجود بالذات در میان نیست.
طایف ه گرای ی، نوعی احساس و انگیزه درونی در افراد ساکن در مکان و فضای جغرافیایی خاص است که ارزش های مرتبط با نحوه ادراک از مکان و محل زیست را بر ارزشهای فراتر از محل یا مرتبط با محل های دیگر ترجیح می دهند و ناظر بر این است که، ساکنان یک محدوده سکونتگاهی عموماً همانند یکدیگر بر بنیاد ویژگی و شناسه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شان، به فرد و یا جریانی که با آنان احساس همانندی می نمایند، رأی می دهند. پژوهش حاضر به دنبال بررسی این مسئله است آیا گرایش های طایفه ای مکانی بر الگوی رأی نمایندگان نه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه ممسنی اثرگذار بوده است؟ بدین منظور مقاله حاضر آمارهای نه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی را انتخاب نموده و بر اساس روش تحقیقِ توصیفی تحلیلی و برای تبیین بهتر موضوع با استفاده از نرم افزارهای GIS و Excel به تحلیل داده و نقشه های محقق ساخته پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد گرایش های طایفه ای مکانی در الگوی رأی سه نماینده از نه نماینده، یعنی صمدشجاعیان، عبدالرسول موسوی و رضاقلی الهیاری تأثیر کمی داشته است، اما در الگوی رأی نماینده های دور پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم (فریبرز انصاری، سید ابراهیم امینی، علی احمدی، عبدالرضا مرادی، نوذر شفیعی) تأثیر چشمگیری داشته است. به طوری که مقوله طایفه گرایی پایگاه حمایتی اطمینان بخشی برای ایشان به شمار می رود.
اسامی غیرمنصرف درزبان عرب شامل برخی از اعداد می شود که به سبب وصف بودن و عدول از «تکرار» «اعداد معدوله» نامیده می شوند. تعبیر «مَثنی و ثُلاث و رُباع» در قرآن مجموعه ای است از این اعداد بر دو صیغه «مَفعل» و «فُعال» که در آیات 3 سوره نساء و 1 سوره فاطر استعمال شده است. هرچند برخی مترجمان قرآن همگون با مفهوم «تکرار» در این اعداد دست به ترجمه زده اند، بسیاری از ایشان ترجمه هایی غیرهمسو با این معنا را ارایه کرده اند. این امر، معانیِ متفاوت و گاه متضادی را در ذهن مخاطبان القا نموده و فرآیند فهم آیه را با مشکل مواجه ساخته است. لذا ورود نقادانه به این وادی با تکیه بر مفهوم شناسی دقیق واژه ها از ضروریات است. معناشناسی اعداد معدوله، مفهوم «تکرار و تنوع» را برای «مثنی و ثلاث و رباع» در ضمن معنای شمارشی برجسته می نمایاند که با ترجمه «دوگانه و سه گانه و چهارگانه» برای تعبیر مذکور، سازگاری بیشتری دارد.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی کاربرد هم پیوندی به عنوان شاخصی نوین در ارزیابی مشابهت های موضوعی میان سایت های علمی، و دلایل هم پیوندی وب سایت های مراکز تحقیقاتی علوم زیست شناسی پرداخته است. روش: جامعه مورد مطالعه پژوهش را تعداد 24 وب سایت مراکز تحقیقاتی داخلی علوم زیست شناسی که از طریق وب سایت های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قابل ردیابی بوده اند، تشکیل می دهد و به منظور کشف رابطه هم پیوندی از تحلیل پیوندها که بخشی از روش وب سنجی است، استفاده گردیده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد حدود 68 درصد وب سایت ها به صورت دوزبانه فارسی- انگلیسی، 20 درصد انگلیسی، 8 درصد صرفاً فارسی و 4 درصد (یک وب سایت) چندزبانه فارسی-عربی- فرانسه و انگلیسی ظاهر شده اند. بررسی رتبه بندی وب سایت ها از نظر میزان هم پیوندی نشان می دهد که وب سایت های مرکز ملی مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی، انستیتو پاستور ایران و پژوهشکده رویان در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. از پایین ترین رتبه ها نیز می توان به مراکزی چون بیولوژی سلولی و مولکولی بهشتی، تحقیقات سرطان شناسی شیراز، تحقیقات بیوتکنولوژی مشهد و بوعلی، اشاره نمود.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت موجود و مطلوب پژوهش های علوم انسانی در آموزش عالی از نظر اعضا هیأت علمی دانشگاه ارومیه اجرا گردید.
نوع تحقیق آمیخته با رویکرد کیفی، کمی بوده است جامعه آماری این تحقیق شامل اعضای هیأت علمی رشته های علوم انسانی دانشگاه های شهر ارومیه بود که بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 103 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی محتوایی آن از نظر متخصصان و پایایی آن به وسیله آلفای کرانباخ (87/0) محاسبه گردید.
داده های گردآوری شده با استفاده از شاخصه های آماری؛ فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون t و تحلیل امتیازی (موجود، حداقل مطلوبیت و حداکثر مطلوبیت) مورد تحلیل قرار گرفت؛ که بین وضع موجود و مطلوب عوامل مدیریتی (که بین امتیازات وضع موجود 36 با حداقل مطلوب 54- و حداکثر مطلوب 64- شکاف وجود دارد)، ضوابط اداری (که بین امتیازات وضع موجود 53 با حداقل مطلوب 25- و حداکثر مطلوب 47- شکاف وجود دارد)، توانمندساز (که بین امتیازات وضع موجود 52 با حداقل مطلوب 42- و حداکثر مطلوب 48- شکاف وجود دارد)، فردی (که بین امتیازات وضع موجود 52 با حداقل مطلوب 36- و حداکثر مطلوب 48- شکاف وجود دارد)، اجتماعی و اقتصادی (که بین امتیازات وضع موجود 50 با حداقل مطلوب 32- و حداکثر مطلوب 50- شکاف وجود دارد) و امکانات پژوهشی (که امتیازات وضع موجود 40 با حداقل مطلوب 42- و حداکثر مطلوب 60- شکاف وجود دارد) در پژوهش های علوم انسانی تفاوت وجود دارد.
در تفکر دینى و فلسفى اسلام بین «هست و نیست»ها و «باید و نباید»ها رابطه مستقیم وجود دارد. هر آنچه وجود دارد، «خیر» است و هر آنچه خیر شد، «بایسته»اى را در پى دارد و هر آنچه وجود ندارد، «خیریّتى» نداشته و «بایستهاى» بر آن مترتّب نمىشود. بنابراین شکى نیست که ماهیّت هر نوع رفتار سیاسى - اجتماعى پیامبرصلى الله علیه وآله ناشى از نوع نگرشى است که پیامبرصلى الله علیه وآله از انسان و ماهیت و هستى او دارد. این مقاله در بیان مبانى نظرى انسان شناسانه سیره سیاسى پیامبرصلى الله علیه وآله مىباشد تا نشان دهد سیره سیاسى پیامبرصلى الله علیه وآله به ملاحظه ماهیت و سرشت انسان، به دنبال احیاى کرامت ذاتى انسان است و به ملاحظه جایگاه وجودى او که از سوى خداوند به عنوان جانشین خدا در زمین تعیین شده، به دنبال رساندن انسان به کرامت ارزشى و ویژهاى است که خداوند به چنین انسانى افاضه کرده است. سیره سیاسى پیامبر از یک نگرش «ماهیت شناسانه» از انسان که معرّف دو بُعدى بودن انسان است و نگرش «وجود شناسانه» که معرّف جایگاه وجودى انسان نزد خداوند و در عالم هستى است، برخوردار بوده و در تلاش است انسان را با چنین ماهیتى به جایگاه عبودیت خدا و خلیفةاللهى برساند. نکته شایان ذکر اینکه نوع نگرش انسانشناسانه پیامبرصلى الله علیه وآله موجب آن است که سیره سیاسى و حکومتى وى ناظر به دگرگونى دایمى و تحول انسان از نقص به کمال تا حدّ خلیفةاللهى باشد.