در این تحقیق تلاش میکنیم تا با استفاده از دادههای طرح جامع آمارگیری بخش صنعت ایران طی دوره (1386-1358) و با استفاده از رویکرد تغییرات حدسی و درجه توافق میزان قدرت انحصاری در دو صنعت نساجی و خودروسازی ایران را اندازهگیری نماییم. دلیل انتخاب این دو صنعت استراتژیک بودن، بزرگی اندازه و سهم آنها در اشتغال است. برای تأمین اهداف پیشبینیشده در این تحقیق با استفاده از تابع هزینه و تقاضای نهادهها و کاربرد روش تخمیین sur نسبت به ارزیابی درجه توافق و قدرت انحصاری اقدام شد. یافتههای این تحقیق مطابق انتظار بر وابستگی متقابل بنگاهها در صنعت خودروسازی و بالا بودن درجه توافق و قدرت انحصاری در این صنعت دلالت دارد. از سوی دیگر، یافتهها دلالت بر ناچیز بودن درجه وابستگی متقابل بنگاهها در صنعت نساجی و نزدیکی ساختار بازار به شرایط رقابتی دارد.
مرض موت""، وضعیت فرد بیماری است که عارضه بیماری او سبب می شود که دارفانی را وداع گوید. تاثیر این وضعیت بر ""منجزات"" وی مورد اختلاف فقها قرار گرفته است. برخی از فقها، منجزات را مانند وصیت دانسته اند، ولی برخی دیگر به این تحدید معتقد نبوده و بر آزادی عمل بیمار را همچنان که در زمان صحت او وجود داشته است؛ تأکید نموده اند. در هر حال، هر کدام برای عقاید خود دلایلی ابراز داشته اند که بررسی و نقد این دلایل، موضوع این نوشتار است.
این مقاله سعی دارد تا با توجه به ادبیات حوزه فرهنگ و ارتباطات، ضمن پرداختن به پرسش چگونگی نقش و جایگاه ظرفیت های ارتباطات سنتی تاریخ اجتماعی ایران در جنبش های عدالت خواهانه و حرکت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی ایران به ارائه تصویری شفاف و گویا از نفوذ و حضور و نقش کاربردی رسانه های سنتی در حوزه های اجتماعی بپردازد. با توجه به نقش و تأثیر علما، مسجد، منبر، بازار، مراسم عزاداری، تجمعات و حرکت های جمعی سنتی مرسوم در جامعه مذهبی ایران و دیوارنوشته ها و دیگر ظرفیت های فرهنگی و ارتباطی، می توان به اهمیت و ضرورت واکاوی و بازتعریف مفهوم ارتباطات سنتی در ادبیات حوزه فرهنگ و ارتباطات اسلامی پی برد و دریافت که ارتباطات سنتی به عنوان عمیق ترین و ساده ترین نوع ارتباطات، نقش بی بدیلی در فرهنگ شفاهی ایران اسلامی و تحولات سیاسی اجتماعی معطوف به انقلاب اسلامی داشته است.
موضوع این مقاله، استدلال انتقادی درباب نسبت تئوری با تجربه است و از نظر روش داوری، بر استدلال عقلانی استوار است. مدعای مقاله آن است که روش شناسی حاکم بر نسبت میان تئوری و تجربه بر منطق دو ارزشی ارسطویی مبتنی است که در آن، تجربه مقام داوری یا کشف نظریه را دارد. ضرورت پرداختن به موضوع این نوشتار، درک غلط از پوزیتیویسم و نسبت آن با عقلانیت انتقادی است. این مقاله تلاشی در جهت حل این نوع مسائل روش شناختی از راه بحث انتقادی است. استدلال درباب صدق مدعای مقاله بر دو دستگاه معرفتی پوزیتیویسم و عقلانیت انتقادی استوار است. در ادامه، پس از بحث انتقادی درباب آن دو دستگاه معرفتی، روش شناسی فازی به مثابه نتیجه انتقاد از سنت های فکری موجود و تلاشی برای یافتن کاستی های معرفت شناسی دوارزشی و تعمیم آن فرموله شده است. در پایان، درباب مسئله آمیز بودن پوزیتیویسم در ایران بحث انتقادی شده است.
فلسفة واسازانه نمونه ای مطلوب برای نشان دادن چگونگی سازگاری نظامی فلسفی، با دموکراسی است. واسازی با نقد خودگرایی و دیگرستیزیِ سنت اندیشة فلسفی در صدد بنیان نهادن اصول فلسفی متناسب با اصل دیگرپذیری و دموکراسی برمی آید. از طرف دیگر، مباحث دریدا در حوزة دموکراسی اجتماعی ـ سیاسی، مانند دموکراسی آینده و چالش های پیش روی دموکراسی نیز ریشه در اندیشة فلسفی او دارند. بدین ترتیب، دموکراسی و واسازی دو روی یک سکه اند، و فهم یکی بدون توجه به دیگری میسر نیست. این ارتباط، ناگسستنی و ضروری است، و تفکر دریدا در باب فلسفه و سیاست بر مدار آن شکل می گیرد. دموکراسی آینده نیز به عنوان نتیجة این ارتباط آیینة فلسفه و سیاست دریدایی است.
بررسی نحوة پیوند فلسفه و دموکراسی واسازانه و چگونگی تأثیر و تأثر متقابل این دو برسازندة خطوط اصلی این مقاله خواهد بود.
زمینه و هدف: مصرف مشروبات الکلی یکی از ناهنجاری های اجتماعی است که عوامل بسیاری در گرایش شهروندان به آن مؤثر هستند. در سال های اخیر مصرف مشروبات الکلی نه تنها رشد قابل توجهی داشته بلکه به سنین پایین و جنس زن نیز سرایت گسترده داشته است. در این راستا، هدف مطالعه حاضر تبیین عوامل مؤثر بر تمایل به مصرف مشروبات الکلی در استان کردستان است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان 18 تا 29 ساله شهرهای بانه و سنندج هستند و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 342 نفر برآورد شده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته روا (براساس نظر خبرگان) و پایا (براساس ضریب آلفای کرونباخ =87/0) بوده و داده ها با کمک نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و آزمون همبستگی تحلیل شدند. یافته ها و نتایج: نتایج نشان دهنده وجود ارتباط معنادار بین متغیرهای وضعیت آنومیک فردی، امید به آینده، در دسترس بودن مشروبات، پایبندی دینی و سابقه مصرف خانوادگی و متغیر «گرایش به مصرف مشروبات الکلی» است. همچنین متغیرهای امید به آینده، کنترل و نظارت خانواده، پیوندهای افتراقی، پایبندی دینی و مذهبی (فردی و خانوادگی)، حدود 68 درصد از واریانس گرایش به مصرف مشروبات الکلی در جامعه هدف را تبیین می کنند.
بلغارها گروهی از اقوام ترک بودند که در آسیای مرکزی می زیستند و در طول تاریخ و تمدن اسلامی در ثغور اسلامی و در سرزمین قپچاق گذران زندگی می کردند. این گروه از ترک ها ضمن تعاملات با مسلمانان هم جوار خود به دلیل نیازهای طبیعی و امور زندگی خود به کناره های شمالی دریای خزر و سپس به سواحل رود خانة ولگا مهاجرت و سرانجام در اروپای شرقی سکونت دائم پیدا کردند و امروزه به عنوان کشور بلغارستان شناخته می شود. این مقاله بر آن است، فرآیند این فراز و فرودهای آنان و علل مهاجرت به نواحی خوش آب و هوای آسیای مرکزی و در کنار روس ها و تعامل با آنان و یا با مسلمانان و خلفای اسلامی و مغول ها و حاکمان ترک اسلامی در منابع جغرافیایی مسلمانان و مورخان اسلامی را بیان کند.
در این پژوهش تلاش می شود رابطه ساختاری تعامل دوطرفه استاد و دانشجو و روش تدریس فعال اساتید با توسعه شایستگی های دانشجویان با میانجی گری کسب دانش دانشجویان دانشگاه سمنان موردبررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده-ها از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه سمنان (10950 نفر) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 266 نفر به عنوان نمونه پژوهش (183 نفر کارشناسی و 83 نفر کارشناسی ارشد) انتخاب شدند. همه آن ها مقیاس های رابطه تعامل دوطرفه استاد و دانشجو، روش تدریس فعال اساتید، کسب دانش و توسعه شایستگی های دانشجویان را تکمیل کردند. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزارها، داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی و تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که: بین تعامل دوطرفه استاد و دانشجو و روش تدریس فعال اساتید، کسب دانش با توسعه شایستگی های دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. تعامل دوطرفه استاد و دانشجو بر توسعه شایستگی های دانشجویان اثر مستقیم و معناداری دارد؛ همچنین تعامل دوطرفه استاد و دانشجو با میانجی گری کسب دانش بر توسعه شایستگی های دانشجویان اثر غیرمستقیم و معناداری دارد. روش تدریس فعال اساتید بر توسعه شایستگی های دانشجویان اثر مستقیم و معناداری دارد؛ و با میانجی گری کسب دانش اثر غیرمستقیم و معناداری بر توسعه شایستگی های دانشجویان ایفا می کند. نتایج این پژوهش حاکی از اهمیت توجه به نوع روش تدریس، نحوه تعامل با دانشجو و کسب دانش در افزایش شایستگی های دانشجویان بود.
روابط ایران و عمان چه در دوره قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی کمتر از قاعده کلی روابط با اعضای شورای همکاری خلیج فارس تبعیت کرده به گونه ای که این رابطه حتی در اوج قطب بندی منطقه ای همچنان حفظ شده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه ای در نظر دارد به چرایی ثبات در روابط تهران و عمان بپردازد. فرضیه این پژوهش این است که اشتراکات تاریخی- فرهنگی در قالب وجود مذهب اباضیه در عمان و تشیع در ایران و تاریخ و فرهنگ مشترک در کنار ژئوپلیتیک تنگه هرمز و رویکرد اعتدال گرایانه سلطان قابوس، موجب نوعی روابط پایدار شده است. از این رو برای توضیح روابط دو کشور، نظریه سازه انگاری مورد استفاده قرار خواهد گرفته است.