روابط چین و قاره آفریقا سابقه طولانی دارد، دریانوردی بین سواحل چین و شرق آفریقا در اقیانوس هند از مهم ترین وسایل ارتباط بین دو منطقه بوده است. هرچند که در مراحل تاریخی این روابط دارای فراز و نشیب بوده است. اما پس از روی کار آمدن نظام جدید در چین و استقلال کشورهای آفریقایی، روابط دو منطقه به علت نیاز متقابل طرفین و اشتراکات ایدئولوژیکی تعمیق یافت. بروز حادثه میدان تیان آن من در سال 1989 و انزوای سیاسی این کشور از سوی غرب، باعث اهمیت بیشتر قاره آفریقا گردید و چین دریافت که می تواند در مواقع بحرانی به کمک کشورهای آفریقایی تکیه نماید. این مقطع را می توان نقطه عطف روابط چین و قاره آفریقا یاد کرد که همزمانی آن با سیاست های گشایش اقتصادی و تعدیل سیاست های ایدئولوژیک و پایان جنگ سرد، باعث گردید تا چین با تدوین سیاست ها و راهبردها بتواند از فضای جدید بهره برد و اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را در این قاره پیاده نماید و با استفاده از آرای کشورهای آفریقایی و دیگر کشورهای جنوب در جهت تقویت جایگاه خود در نظام بین الملل گام بردارد، به طوری که اکنون روابط استراتژیک بین چین و قاره آفریقا برقرار شده است و جمهوری خلق چین این نوع روابط را طولانی مدت و با هدف نتایج گسترده در روابط خارجی خود در نظر گرفته است. این مقاله در تلاش است با استفاده از مطالعه کتابخانه ای به بررسی تاریخ روابط، سیاست ها و اهداف جمهوری خلق چین در قاره آفریقا بپردازد و چگونگی تدوین راهبردها و اجرای سیاست های یک کشور را در روابط خارجی نسبت به آفریقا نشان دهد.
این پژوهش، با هدف تحلیل میزان توجه به بعد اخلاقی اهداف مصوب در کتاب های درسی دورة متوسطه ایران به روش توصیفی، از نوع تحلیل محتوا انجام شد. جامعة آماری، کتاب های درسی دورة متوسطه در سال تحصیلی 93- 1392 بود که از میان آنها، 11 جلد کتاب درسی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بود. عمده ترین یافته های پژوهش بیانگر این است که: 1. کتاب های دورة متوسطه، 347 مرتبه به بُعد اخلاقی اهداف مصوب توجه نموده اند. 2. میزان توجه در کتاب های پایه های اول، دوم، سوم و چهارم دورة متوسطه، به ترتیب 120، 96، 41 و 90 مرتبه می باشد. 3. بیشترین فراوانی مشاهده شده مربوط به کتاب دین و زندگی پایه دوم با 59 مرتبه است. 4. در کتاب های زیست شناسی پایه اول و تاریخ معاصر ایران پایه سوم، توجهی به بُعد اخلاقی اهداف مصوب نشده است. 5. در مجموع، توجه به بعد اخلاقی اهداف مصوب، در کتاب های درسی دورة متوسطه، ضمن نامتناسب بودن با ویژگی های روان شناختی و زیست شناختی دانش آموزان، در حد پایین قرار داشته است.
اصطلاحنامه از طریق برقراری روابط نحوی و معنایی بین واژگان مورد استفاده در یک حوزه خاص ، نقشی اساسی در کنترل واژگان ، جستوجو و افزایش بازیابی اطلاعات و مدارک مرتبط ایفا میکند . اصطلاحنامه به عنوان ابزاری زبانی ، هم در مرحله ذخیره سازی و هم در مرحله بازیابی بر نتایج بازیابی تاثیر چشمگیری دارد . ...
ساختار فضایی شهرها به روابط مختلف و متقابل تمامی نیروها و عوامل موجود در شهر بستگی دارد. این عوامل می تواند دربرگیرنده نیروی بازار، فعالیت ها، زیرساخت های شهری و خدمات گوناگون باشد که همواره ارتباطی پیچیده و متقابل داشته و گاهی اوقات این پیچیدگی، حتی مانع رسیدن به الگوی مناسب توسعه و ساخت شهر در مقیاس کلان و برنامه ریزی و تنظیم سیاست های شهری در مقیاس خُرد می شود. درنتیجه، لزوم نگرش جدی به برنامه ریزی ساختار فضایی شهر اهمیت می یابد و برنامه ریزی آن بایستی با توجه به ساختار حاکم بر شهرها انجام شود. هدف از این پژوهش ارزیابی و تحلیل ساختار فضایی شهر جدید پردیس و عوامل مؤثر بر آن از طریق شاخص های مختلف (جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی درمانی، زیربنایی، حمل ونقل و ارتباطات و کالبدی) است. روش پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است. ابتدا بررسی های کلی کالبدی، ازجمله سیمای شهر و کاربری ها انجام گرفت و ساخت و کالبد شهر جدید پردیس معرفی شد. سپس به ارائه نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مرتبط با ساختار فضایی شهر پرداخته و جدول مدل راهبردی تلفیقی تهیه شد. پس از آن با تحلیل سلسله مراتبی، به وزن دهی هر یک از معیارهای نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدید ها پرداخته و اوزان هر یک از زیر معیار های این معیارها محاسبه شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که شهر جدید پردیس با وجود برخورداری از فرصت های مناسب برای رشد و توسعه فضایی متوازن، از عدم تعادل در ساختار فضایی رنج می برد و به ساماندهی فضایی مکانی نیازمند است. سرانجام در راستای حل مشکلات ساختار فضایی شهر پردیس، راهبردها و سیاست های مناسب برای ارتقای کیفیت محیط زندگی شهر ارائه شده است.
ایجاد آمادگی برای واکنش سریعتر در بهره گیری از فرصتهای زودگذر و کم ثبات، یکی از چالشهای اساسی سازمانها و بنگاهها درعصر حاضر است. در واقع سازمانهای امروز برای استفاده از این گونه فرصتها ناگزیر به ایجاد ساختاری منعطف و نیز بهره مندی بیشتر از امکانات گسترده بیرون از سازمانها هستند. حرکت از جامعه صنعتی به سوی جامعه اطلاعاتی، از اقتصاد ملی به سمت اقتصاد جهانی ، از تمرکز گرایی به تمرکز زدایی و بالاخره از ساختار سلسله مراتبی به سوی نظام شبکه ای از نشانه های آشکار روند تحولات اساسی در محیط عصر امروز است...
تفاوتهای عمیق درآمد واقعی بین کشورها و فقدان توضیح بنیادی از سازوکار رشد، نهادها را به عنوان یک عامل اساسی رشد اقتصادی در کانون توجه اقتصاددانان قرار داده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نهادها و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی 63 کشور برگزیده در قالب دو گروه دارای نهادهای قوی و ضعیف طی دوره زمانی 1996-2009 با استفاده از روش داده های تابلویی است. یافته های اقتصادسنجی مطالعه، ارتباط مثبت و معنادار شاخصهای نهادی و دیگر متغیرهای استاندارد همچون انباشت سرمایه تحقیق و توسعه، سرمایه انسانی و شدت سرمایه (مورد اخیر بجز در گروه دارای شاخصهای نهادی ضعیف) بر رشد اقتصادی را تأیید می کند. در واقع، پیشرفت در هر یک از ابعاد نهادی (از طریق مشارکت مردم و ثبات سیاسی، اثربخشی دولت و سیاستگذاری مبتنی بر شناخت، حمایت از حقوق مالکیت مادی و فکری و کنترل فساد) بر رشد اقتصادی و تخصیص بهینه منابع از نظر آماری اثر مثبت و معناداری دارد.
تجربه زیسته اصطلاحی گسترده، مناقشه برانگیز و گاه مبهم است که در علوم مختلف مورد توجه پژوهشگران بوده است. در حوزه مطالعات ادبی با آن که گاه جسته و گریخته اشاراتی به این مفهوم دیده می شود، اما تا کنون به طور جدی مورد توجه قرار نگرفته است. بررسی تجربه زیسته و نقش آن در فرایند خلاقیت ادبی، در تببین مفاهیم شاعرانه بسیار اهمیت دارد، زیرا هم برای درک بهتر شعر راهگشاست و هم می تواند معیاری برای بررسی موفقیت و یا عدم موفقیت یک شعر یا دوره ادبی در اختیار ما قرار دهد. علاوه بر این مشترک بودن تجربه زیسته خواننده و شاعر، می تواند به درک بیشتر و هم ذات پنداری خواننده با شعر کمک کند که همین امر راه را برای نقد خواننده محور از منظر تجربه زیسته، نیز هموار می کند. در این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی سعی شده است مفهوم تجربه زیسته و گونه های آن تبیین شود؛ سپس برای فهم دقیق تر نقش تجربه زیسته در فرایند خلاقیت ادبی، الگویی نظام مند برای آن تعریف و ترسیم شود. در همین راستا تجربه زیسته به انواعی ازقبیل تجربه زیسته شخصی، تجربه زیسته خاص و تجربه زیسته عام تقسیم شده است که هرکدام زیرمجموعه هایی دارد. یافته های این پژوهش علاوه بر تببین مفهوم تجربه زیسته و نقش آن در فرایند خلاقیت ادبی، نشان می دهد که تجربه زیسته یکی از عناصر بنیادینِ آثارِ ادبی و به ویژه شعر است که توجه به آن می تواند برای درک هستی شعر، چگونگی شکل گیری آن، منابع الهام شاعران و... مؤثر باشد.