با افزایش نگرانی ها در مورد انتشار گازهای گلخانه ای و دیگر مسائل زیست محیطی، استفاده از تکنولوژی های نوینی نظیر انرژی خورشیدی به طور فزاینده ای برای تولید برق توصیه شده است. در این مقاله یک نمونه نیروگاه خورشیدی 500 کیلوواتی متصل به شبکه توسط نرم افزار PVsystشبیه سازی و عملکرد آن در شرایط متفاوت آب و هوایی موردبررسی و ارزیابی قرارگرفته است. همچنین ضریب عملکرد و انواع تلفات انرژی (مانند: تلفات تبدیل انرژی، تلفات شبکه داخلی، تلفات الکترونیک قدرت(مبدل ها) ) محاسبه شده است. در انتها میزان انرژی تولیدی و تزریقی به شبکه و درآمد سالانه حاصل از آن برای احداث در جنوب تهران، کرمان و یزد مقایسه شده است. با توجه به نتایج شبیه سازی شهر یزد از بین دو شهر دیگر به عنوان سایت بهینه برای احداث این نیروگاه شناخته شده است.
هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط بین بازده هلدینگ تخصصی و بازده شرکت های فرعی (شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به عبارت دیگر در این پژوهش سعی شده است به این سؤال پاسخ داده شود که آیا مکانیسم های سیاست های مالی و عملیاتی مؤثر در سودآوری هلدینگ (شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی) بر بازده شرکتهای فرعی اثر دارد یا خیر؟ برای پاسخ گویی به این پرسش نمونه ای به تعداد 53 شرکت از شرکتهای تحت پوشش شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی، پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی 1387 تا 1391 موردبررسی قرار گرفت. در این پژوهش متغیر نسبت سودآوری، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام و بازده دارائی ها به عنوان عملکرد و شاخصهای هلدینگ و متغیر عملکرد شرکت های فرعی با استفاده از معیار شاخص نسبت Q توبین مورد ارزیابی قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل های رگرسیون و آزمون های t، F و ضریب تعیین در سطح معنی داری 95 درصد استفاده شده است. لازم به توضیح است که برای تجزیه وتحلیل مدل ها از تحلیل پانلی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در حالت کلی شاخصهای هلدینگ بر بازده شرکتهای فرعی تأثیرگذار می باشد و مالکیت شرکتی از طریق سهامدار نهادی در شرکتها، تأثیر چشمگیری بر نظارت و عملکرد شرکتهای فرعی دارد و باعث افزایش بازدهی عملکرد مالی شرکتهای فرعی گردیده است.
قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران از بعد نظری و عملی بر تحولات سیاسی منطقه و جهان تاثیرگذاری عینی و محسوسی دارد. در این نوشتار تلاش می شود تا بطور مشخص ضمن تعریف قدرت نرم، نخست به مولفه های قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران و بعد به مولفه های تثبیت کننده قدرت نرم و در قسمت سوم به عوامل تهدیدکننده قدرت نرم انقلاب اشاره شود، مولفه های قدرت نرم، مثل: اتحاد ملی، اقتدار ولایت فقیه، بصیرت، فرهنگ استقامت، تقویت ایمان، عزم راسخ برای دفاع از انقلاب، آمادگی پاسخ به هر تهدید با قدرت کامل، حفظ و فعال سازی ارزشهای الهی، دفاع ملی، ظلم ستیزی، استکبارستیزی و حمایت از مظلوم و مولفه های تهدید کننده آن مثل عدم توجه به حوزه و دانشگاه، غفلت از توطئه و کید دشمنان، خاصه استکبارجهانی، مورد دقت و بررسی قرار خواهد گرفت. قدرت نرم انقلاب اسلامی بعنوان یک حرکت مکتبی، در بعد ملی و در بعد جهانی نیز با توجه به جهان شمولی مکتب اسلام که دارای قدت نرم ویژه و مخصوص است توصیف خواهد شد و اثرگذاری کمی و کیفی مستمر آن در حوزه های پیرامون، بطورعینی در بیداری اسلامی منطقه و بازتاب گسترده معنویت و آزادی خواهی در سطح جهان، به جهت احیاء اسلام ناب محمدی(ص)، و پاسخ به این سوال که چرا برخی از انقلاب اسلامی ایران خوف دارند؟ و چرا عده ای آن را فرصت و مستکبران جهان وجود آن را برای منافع خود تهدید قلمداد می نمایند؟ در این نوشتار توصیف و تحلیل خواهد شد.
معنویت سازمانی از جمله دریچههای نوینی است که در حوزه رفتار سازمانی گشوده شده و میتواند مشتمل بر دیدگاه دینی باشد. معنویت میتواند مشتمل بر دیدگاه دینی باشد. در هر صورت از لحاظ تاریخی علاقه به معنویت ریشه در مذاهب و ادیان سنتی داشته است. از طرفی، رفتار شهروندی سازمانی شامل مجموعهای از رفتارهای بصیرتی و اختیاری میباشد که موجب بهبود بهرهوری سازمان میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی معناداری رابطه معنویت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی میباشد. روش تحقیق در این پژوهش، کاربردی و توصیفی/ پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان شهرداری زاهدان میباشند که از بین آنها 127 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است، که دادههای آن از طریق مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردید. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که رابطه معناداری بین معنویت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان وجود داشته و تمام مؤلفههای معنویت سازمانی در بروز رفتارهای شهروندی مؤثر هستند. از این میان، دینداری و معنویت فردی بیشترین همبستگی را با رفتار شهروندی سازمانی داشته است.
انگارة مشارکت مردم در ادارة امور کشور، قدمتی به دیرینگی نخستین نمودهای زیستِ گروهی بشر دارد.صرف نظر از تبارشناسی ایدة مشارکت، برداشت خاص آن (مشارکت سیاسی)،محصول زایش فکر دموکراسی در دوران جدید و به رسمیت شناختن حق حاکمیت یکایک انسا ن ها در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش است. امروزه این حقیقتِ تاریخی گویای آن است که شهروندان حق دارند آزادانه یا به واسطة میثاقی که با دولت دارند، در تصمیم گیری ها و مدیریت سیاسی جامعه مشارکت نمایند. اهمیت موضوع تا جایی است که اکثر نظام های حاکمیتی برای پرهیز از بحران مشارکت، به بومی سازی و سازمان دهی حقوقی مشارکت در عرصة داخلی و بین المللی روی آورده و دریافته اند که هرچه به حضور مردم در تعیین سرنوشت خویش بها دهند، چهرة مطلوبی از خود ظاهر می کنند و هرچه نسبت به پذیرش حق مشارکت مردم سخت گیری و تحریم روا دارند، سیمایی مشارکت ناپذیر از خویش، به نمایش گذارده اند. از این رو، اتخاذ رفتار مناسب دولت در قبال مشارکت شهروندان با باور به انتقال پذیری قدرت، می تواند معیاری مهم در درجة مشروعیت دولت ها تلقی شود. بر این اساس، دولت نقشی اثربخش در فرآیند مشارکت پذیری مردم و ایجاد جامعة مشارکتی دارد که بر بنیاد هنجارینِ بند هشتم اصل سوم قانون اساسی، در ساحت های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی - اجتماعی، بدان فعلیت می بخشد.
نوشتار زنانه از نیمه دوم قرن بیستم، به عنوان یکی از شاخههای نقد فمنیستی مطرح شد. طرفداران این نظریه در آغاز، با تأسّی از اندیشههای متعصبانه این جنبش، نوشتار زنان را در مقایسه با کلام مردان، از منظر تضاد بررسی کردند و در پی آن بودند که زبانی ویژه زنان خلق کنند؛ پس از آن، با کم رنگ شدن تعصب ها و رد نظریه نخست، این ویژگیها از منظر تفاوت بررسی شد. از این نظر، زنان به دلیل روحیات و احساسات خاص خود، دارای زبانی با ویژگی هایی هستند که در کلام جنس مخالف دیده نمیشود و یا کمتر مجال ظهور مییابد. نظریه پردازان این حوزه، با بررسی انواع مختلف آثار زنان، به ویژه در ادبیات و از منظر واژگان، جمله ها و موضوعات، این تفاوتها را بیان کردند. کتاب دا که در سالهای اخیر، در نوع ادبی خاطره- داستان و در حوزة ادبیات دفاع مقدس نگاشته شده، از جمله آثاری است که به سبب دارا بودن راوی و نگارنده زن، از این ویژگی ها بهرهمند است. در این مقاله، بر آنیم که با بیان مهمترین این مؤلفه ها، کار کرد آنها را در کتاب دا نشان دهیم و اثبات کنیم که اگر چه نقل خاطره های حول محور جنگ سبب شده است از حضور این ویژگیها در اثر کاسته شود، همواره با اثری سر و کار داریم که نوشتار زنانه را در ذهن تداعی میکند.
هدف این تحقیق بررسی تاثیرات متقابل فرهنگی و سیاسی ایران و مصر است. نگارنده در پی پاسخ به این سوال است که ایران و مصر، به عنوان دو کشور برخوردار از مرزهای سرزمینی، میراث سیاسی و هویت فرهنگی ویژه، چه تاثیری بر فرهنگ یکدیگر داشته اند؟ در این تحقیق اشتراکات دینی، معماری و حرکت های فکری- فرهنگی و سیاسی دو کشور مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. نتایج پژوهش موردی نشان می دهد که مهمترین زمینه های تاثیر فرهنگی ایران باستان و مصر، به دنبال حاکمیت پادشاهان ایرانی بر مصر و گسترش مناسبات سیاسی و اجتماعی و معماری بوده است. پس از ظهور اسلام نیز نفوذ تدریجی این دین و حضور معماران مسلمان ایرانی و مصری در سرزمین یکدیگر، سبب گسترش تعاملات و خلق چشم اندازهای فرهنگی ویژه در هر دو کشور گردیده است. یکی از مهمترین زمینه های تاثیر فرهنگی ایران بر تحولات سیاسی مصر، طی دو قرن اخیر، سیدجمال الدین اسدآبادی بود که سال ها در کشورهای اسلامی به ویژه مصر، از طریق تدریس در جامع الازهر و انتشار روزنامه، به نشر افکار آزادی خواهی و اسلامی پرداخت و در بیداری مسلمانان مصر و استقلال سودان نقش عمده ای ایفا کرد. در سال های اخیر نیز اندیشه های روشنفکر مذهبی ایران دکتر شریعتی در روشنگری افکار توده مردم، به ویژه جوانان مصری نقش بسیار موثری بر جای نهاد. از این رو با توجه به اینکه هر دو کشور از کانون های مهم اسلام در جهان محسوب می شوند، گسترش روابط فرهنگی و سیاسی سبب پیشرفت هر دو کشور و تقویت جهان اسلام خواهد شد.