در بررسی های سبک شناسی ادبیات فارسی، به طور معمول بحث در کلیات و نظریه پردازی هنوزجای چندانی ندارد و بیشتر به استخراج خصیصه های سبکی، آن هم در حد برجسته کردن ویژگی های لغوی آثار ادبی، پرداخته می شود. مقاله ی حاضر می کوشد با تامل در جوانب نظری مفهوم انتخاب و آستانه ی انتخاب، اهمیت و کارآیی آن را به عنوان عنصری کلیدی در تبیین مسائل مهم سبک شناسی و تطور سبک در ادبیات فارسی، مورد تاکید قرار دهد. براین اساس، نخست این مفاهیم تعریف و تشریح شده است. سپس نشان داده شده که تکیه بر مفهوم محدودیت در مقابل انتخاب تا چه حد در ادراک مسائل سبک شناسی نقش دارد. آنگاه بر مبنای این دو سازه ی بنیادین سبک، یعنی انتخاب و محدودیت و آوردن مثال های متعدد، کارآیی مفهوم انتخاب در سبک شناسی از طریق اشاره به نقش انتخاب در آفرینش ادبی و چگونگی تعامل انتخاب و محدودیت درهر نوع ادبی، نشان داده شده است. اشاره هایی کوتاهتر به تاثیر مفهوم آستانه ی انتخاب در تعیین جهش سبکی و انقلاب ادبی نیز اهمیت و حوزه ی کارآیی این مفهوم را در بررسی های سبک شناسانه و نیز تحولات تاریخ ادبیات نشان می دهد.
با توجه به اهمیت علوم انسانی و نقش مهم آن در زندگی، فرهنگ و تمدن هر جامعه و با عنایت به تفاوت ماهیت، الگوی ارتباط و رفتار علمی آن با سایر حوزه های علمی، این مقاله رفتار انتشاراتی و استنادی علوم انسانی و اجتماعی را در پیوند با شاخصهای علم سنجی در دو سطح ملی و بین المللی مورد مطالعه قرار داده است.برای این منظور با استفاده از روش تحلیل ثانویه در سطح ملی مقاله های تالیفی حوزه علوم انسانی به زبان فارسی مندرج در مجله های علمی پژوهشی در یک دوره زمانی 5 ساله و در سطح بین المللی به عنوان نمونه مقالات یک رشته علوم اجتماعی (کتابداری و اطلاع رسانی) نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی SSCI از مجموعه پایگاههای اطلاعاتی موسسه ISI در یک دوره پنج ساله مطالعه شده است. بر مبنای داده های بدست آمده چالش های روش شناسی و روشی علم سنجی مانند مدارک قابل استناد، عامل تاثیر، شاخص فوریت، نرخ استناد و خود استنادی تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که رفتار انتشاراتی و استنادی حوزه علوم انسانی متفاوت از حوزه علوم است. بنابراین، شاخص های اساسی علم سنجی مانند نرخ استناد، عامل تاثیر و شاخص فوریت با توجه به اینکه نیمه عمر استنادی در حوزه علوم انسانی طولانی است، از کارایی چندانی برخوردار نیستند.
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی و تعدیلی تبعیض ادراک شده از سوی زنان، در پیوند میان سبک های دل بستگی و افسردگی، در صورت باور آنان به دنیای عادلانه انجام شده است.جامعه آماری پژوهش را زنان غیرشاغل ساکن در نواحی پایین، متوسط، و بالای شهر اصفهان تشکیل می دهند، که با استفاده از نمونه گیری خوشه یی، 300 نفر از آنان، به عنوان نمونه پژوهش، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش نیز شامل پرسش نامه روابط نزدیک، باور به دنیای عادلانه برای زنان، و پرسش نامه افسردگی است.الگوسازی معادله های ساختاری نشان می دهد که بر پایه شناسه های برازش، داده های به دست آمده از پژوهش، بیش ترین برازش را با مدل دل بستگی اضطرابی دارند، به عبارت دیگر، مدل ارتباطی دل بستگی اضطرابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی کامل می پذیرد، اما مدل ارتباطی دل بستگی اجتنابی به افسردگی، تبعیض ادراک شده از سوی زنان را به عنوان یک میانجی پاره یی می پذیرد.تحلیل های رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی و بررسی اثرات غیرمستقیم نیز بیان گر آن است که فقط اثر غیر مستقیم دل بستگی اضطرابی بر افسردگی به وسیله تبعیض ادراک شده از سوی زنان معنادار است.
امامت به معنایی که شیعه بدان معتقد است، اساسی ترین باوری است که موجب امتیاز شیعة امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است. امامت به لحاظ عقلی و نقلی محل بحث و بررسی عالمان شیعی بوده است. آنچه در این نوشتار می آید، رویکرد نقلی و تاریخی به اصل امامت، با استفاده از بازخوانی سخنان امام صادق(ع) است. بر اساس مهم ترین یافته های این پژوهش، تبیین ها و توصیف های موجود در دوران امام صادق(ع) جهشی چشمگیر نسبت به دوران نخستین پیدایش تشیع داشته است؛ چنان که موجب اعتقاد برخی به الوهیت امامان در آن دوران شده است. «امام» در منظر امام صادق(ع) کسی است که حجت خدا بر بندگان بوده، مرجعیت دینی، علمی، اخلاقی و سیاسی را بر عهده دارد و واسطة فیض میان خدا و بندگان بوده، منصوب از جانب خدا، معصوم و دارای علم خدادادی است.
زمینه و هدف: دانشجویان گروه در معرض خطر ابتلا بیشتر به مشکلات روان شناختی هستند. اگر چه پژوهش های زیادی در این زمینه انجام و به عوامل خطر موقعیتی زیادی اشاره شده است ولی تاکنون مطالعه ای مقایسه ای بین دانشجویان ایرانی و غیرایرانی انجام نشده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین و مقایسه افسردگی، اضطراب، استرس و کیفیت زندگی در دانشجویان غیرایرانی و ایرانی دانشکده های پزشکی، دندان پزشکی و داروسازی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به انجام رسیده است.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش مقطعی است که در سال 1392 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به انجام رسید. در این مطالعه از دو پرسش نامه استاندارد شده (DASS یا Depression Anxiety Stress Scale) برای سنجش افسردگی، اضطراب و استرس و نسخه کوتاه (WHO-QOL-Bref یا World Health Organization- Quality of Life) برای سنجش کیفیت زندگی استفاده شده است. داده ها پس از ورود به رایانه با نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون های دقیق فیشر، T، آنالیز واریانس چندمتغیره، رگرسیون چندگانه ی چندمتغیره و آزمون همبستگی پیرسون، صورت گرفت.
یافته ها: بر اساس پرسش نامه DASS، میانگین نمره اضطراب، افسردگی واسترس در دانشجویان ایرانی و خارجی به ترتیب 11/20±88/28 و 57/33±47/38 بود (001/0 p<). میانگین نمره کیفیت زندگی در حیطه های سلامت جسمی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و محیط زندگی کل دانشجویان مورد مطالعه به ترتیب 1/4±24، 1/4±6/19، 2/2±8/9 و 8/4±2/26 بود. دانشجویان ایرانی به طور معنی داری در حیطه سلامت جسمی و روانی بهتر از دانشجویان خارجی بودند در دو مؤلفه سلامت اجتماعی و محیط نیز تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود داشت.
نتیجه گیری: دانشجویان غیرایرانی از شدت نسبی بالاتری از اضطراب و افسردگی و سطح پایین تری از کیفیت زندگی برخوردار بوده اند، این تفاوت در برخی ابعاد به لحاظ آماری معنی دار بود و نشان دهنده آسیب پذیری بیشتر این گروه از دانشجویان می باشد.
هدف پژوهش بررسی تفاوت تراکم استخوانی ستون فقرات کمری و گردن ران دوچرخه سواران حرفه ای با همتایان غیرورزشکار آن¬هاست. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. 17 نفر از دوچرخه¬سواران حرفه ای حاضر در لیگ دسته یک دوچرخه¬سواری باشگاه های کشور با میانگین سنی 87/0±52/23 سال، قد 81/2±94/174 سانتی¬متر، وزن 17/3±12/73 کیلوگرم، سابقه فعالیت در رشته دوچرخه¬سواری 2/1±3 سال و 17 نفر از افراد سالم غیرورزشکار با میانگین سنی 40/1±94/22 سال، قد 40/2±65/172 سانتی¬متر، وزن 39/3±27/71 کیلوگرم در این تحقیق شرکت کردند. داده ها به¬وسیله دستگاه سنجش تراکم مواد معدنی استخوان (DEXA) جمع¬آوری شد و پرسشنامه سابقه پزشکی توسط پزشک متخصص تکمیل شد. تراکم مواد معدنی استخوان گردن و تروکانتر ران و همچنین مهره های دوم تا چهارم کمری اندازه¬گیری شد. اطلاعات مربوط با به¬کارگیری روش آماری توصیفی و آزمون t مستقل (05/0≥p) و با استفاده از نرم¬افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بین تراکم مواد معدنی استخوان ران و مهره های کمری دوچرخه¬سواران و افراد غیرورزشکار تفاوت معنی¬داری وجود ندارد (95/1=T، 059/0=p و 86/1=T، 071/=p). همچنین، ارزش های عددی تراکم مواد معدنی استخوان گردن ران و مهره های دوم، سوم و چهارم کمری دوچرخه¬سواران بیشتر از همتایان غیر ورزشکار آن¬ها بود، ولی از لحاظ آماری تفاوت معنی¬دارای بین آن¬ها وجود نداشت. با توجه به اینکه دوچرخه¬سواران حرفه ای تمرینات شدید و طاقت فرسایی انجام می دهند، انتظار می رود تراکم استخوانی دوچرخه سواران تفاوت معنی¬داری را با گروه غیرورزشکار داشته باشد، ولی نتایج این تحقیق نشان داد که تمرین و فعالیت ورزشی به تنهایی نمی تواند عاملی مؤثر در افزایش تراکم استخوانی باشد. احتمالاً نوع تمرین و شیوه اجرای آن می تواند از عوامل تأثیرگذار بر افزایش تراکم استخوانی دوچرخه¬سواران حرفه ای باشد (Tscore بین 1- و1)؛ بنابراین توصیه می شود دوچرخه¬سواران برای افزایش تراکم استخوانی، فعالیت های ورزشی دیگری مثل تمرینات با تحمل وزن غیر از دوچرخه¬سواری انجام دهند و شیوه های تمرین مناسب را انتخاب کنند.
این مقاله به مطالعه تأثیر اندازه دولت بر شاخص توسعه انسانی در طی سه دهه گذشته در ایران می پردازد. ازآنجاکه طی این سه دهه هزینه های دولت به موازات شاخص توسعه انسانی روند افزایشی داشته است، این تصور به وجود آمده که ماهیت رفاهی دولت رو به گسترش بوده است. با وجود این، نتایج الگو های اقتصادسنجی نشان می دهد که هرچند افزایش هزینه های سرمایه ای (عمرانی) بر شاخص توسعه انسانی تأثیر مثبت داشته، رشد هزینه های مصرفی (جاری) نه تنها دارای تأثیر مطلوبی نبوده، بلکه در طی زمان اثر منفی آن بر این شاخص گذاشته است. به علاوه، نتایج تحلیل داده ها نشان داد که دولت در ایران از الگوهای بودجه پیشنهادی سازمان ملل تبعیت نمی کند و ادعای دولت درباب توسعه و ارتقای کیفیت زندگی در حد شعار بوده است. همچنین تحقیق آشکار ساخت که عوامل دیگری چون رشد جمعیت نیز بر سیر صعودی شاخص توسعه انسانی مؤثر بوده است.
در این پژوهش یکی از سنگین ترین و فراگیرترین بارش های کشور (روزهای 12/8/1373 تا 17/8/1373)، جهت آگاهی و شناخت سازوکارهای موثر بر رخداد این گونه رویدادهای فرین بررسی شد. در این دوره حدود نیمی از ایستگاههای کشور بارش چشمگیری داشتند. جهت تحلیل این رویداد، رویکرد محیطی به گردشی انتخاب شد. بعد از ترسیم نقشه های همبارش روزهای مورد مطالعه، نقاط اوج بارش و مراکز ثقل آنها به دست آمد و سپس الگوهای گردشی اصلی و منابع رطوبتی در زمان این رویدادها استخراج شد. تحلیل نقشه های فشار تراز دریا نشان داد که الگوی پرفشار اروپا - کم فشار عراق در رویداد این بارش ها موثر بوده است. در این زمان زبانه ای از پرفشار اروپا و دریای سیاه از شمال غرب کشور نفوذ کرده و با کم فشار عراق شیو شدیدی را موجب شده است. به نظر می رسد تحت این شیو شدید فشار و همچنین ادغام رودبادهای جنب حاره ای و جبهه قطبی بر روی عراق، فرود عمیق بر روی قبرس، تغذیه رطوبتی خلیج فارس در ترازهای 925 و 850 هکتوپاسکال، تغذیه رطوبتی دریای سرخ و مدیترانه و سیاه در ترازهای بالاتر، این بارش های سنگین اتفاق افتاده است.
سرمایه انسانی عامل مؤثری در توسعه اقتصادی، پرکردن شکاف فناوری و حرکت از اقتصاد منابع محور به سمت اقتصاد دانش محور کشورهای درحالتوسعه، محسوب میشود. به همین منظور سهم قابل توجهی از منابع کشورهای در حالتوسعه صرف آموزش نیروی انسانی میشود. اما زمانی که باید سرمایه انسانی مورد بهرهبرداری قرار گـیرد، به شکل مهاجرت نخبگان خارج شده و زیان جبرانناپذیری متوجه این کشورها میکند. گرچه عوامل متعددی در مهاجرت نخبگان تأثیر دارند ولی ناکارآمدی نظام ملی نوآوری در کشورهای در حالتوسعه تأثیر قابل توجهی بر مهاجرت نخبگان دارد زیرا به عنوان عامل دافعه موجب خروج سرمایه انسانی از کشورهای درحال توسعه میشود. در واقع ضعف ساختارهای علمی و پژوهشی در کشورهای فوقالذکر به عنوان یک عامل اصلی در مهاجرت نخبگان میباشد. لذا هدف اصلی این مطالعه بررسی ساختار نظام ملی نوآوری و همچنین تأثیر آن بر مهاجرت نخبگان از کشورهای منتخب خاورمیانه به ایالات متحده آمریکا طی دوره زمانی 2000 -2009 و با روش تحلیلی-توصیفی میباشد. نتایج این مطالعه نشان داد، کشورهای خاورمیانه از لحاظ شاخصهای نظام ملی نوآوری شکاف عظیمی با کشور ایالات متحده آمریکا دارند. همچنین کشورهایی نظیر ترکیه و کویت که از نظام نوآوری مناسبتری نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه برخوردارند، مهاجرت نخبگان از کشورهای فوقالذکر کمتر میباشد. باید خاطر نشان ساخت، نظام ملی نوآوری کشور جمهوری اسلامی ایران نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه دارای عملکرد ضعیف میباشد و از لحاظ مهاجرت نخبگان در بین کشورهای فوقالذکر رتبه اول را اخذ کرده است
دولت ایرانی شیعی آل بویه، در حالی نزدیک به یکصدوسی سال فرمانروایی را تجربه کرد که با رویکردی نیمه شعوبی، فهرستی یکجا از آیین های ایرانی را در اختیار ما قرار داده است. امیران بویهی در پس زمینه آشکار اندیشه سیاسی شان، یکی از سلسله های مذهبیِ ایرانی گرا را بنیان نهادند. آنها گرچه بیش از دیگر حکومت های شیعی، بر خودباوری شیعه افزودند، اما بخش عمده میراث پیشین پادشاهی باستان را نیز در خود پروراندند. دراین میان، آیین های فرهنگی اجتماعی، به مثابه شناسنامه هویت ایرانی، به همان میزان که از سوی ایرانیان مورد استقبال قرار گرفت، به همان مقدار نیز خوشایند اهالی بغداد بود؛ چراکه ایرانیان آن را یادآور جشن های دیرین خود، و اعراب آن را فرصتی برای شادی و سرگرمی می دانستند. با هر ملاحظه ای، اما خلافت بغداد نیز این آیین ها را یادآور نوعی شکوه قدرت می دانست که می توانست در پس آن، همانندی خویش به سلسله های بزرگ را به نمایش بگذارد.
این نگاشته، ضمن گردآوری و تحلیل این رسوم، بررسی میزان تأثیر اندیشه شکوه باستانی ایران در حکمرانی امیری بویهیان را در ضمن بررسی یازده آیین معروف، به پیشخوان اندیشه پژوهشگران آل بویه می سپارد.
"هدف از این پژوهش، بررسی میزان تاثیر آموزش کتابداری بر شناخت و توانایی دانشجویان تحصیلات تکمیلی شاغل به تحصیل در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1384-1383 در به کارگیری منابع کتابخانه است.
آزمودنی های این پژوهش از میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های غیر کتابداری دانشگاه و به روش تصادفی گزیده شدند. یک گروه از آزمودنی ها با کمک دفترچه راهنما و گروه دیگر در دوره آموزشی آموزش داده شدند. سپس هر دو گروه با گروه گواه مقایسه شدند تا میزان اثربخشی آموزش بر آنها با یکدیگر سنجیده شود.
نتایج نشان دهنده موثر بودن آموزش ها بود و از میان دو روش آموزش، در 12 مورد، روش آموزش در دوره آموزشی برتری معناداری به روش آموزش با دفترچه راهنما داشته است. در موارد دیگر، با تفاوت آماری معنادار نبود یا تفاوتی دیده نشد. از میان 34 نکته آموزش داده شده، تفاوت پس آزمون ها با پیش آزمون ها در روش دوره آموزشی در 18 مفهوم و در روش دفترچه راهنما در 15 مفهوم معنادار بود
"