از فرهنگ در قاموس و عرف سیاست بینالملل به عنوان قدرت نرم یاد میشود؛ چرا که قدرت نرم، توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران است و جنس آن از نوع اقناع است. به نحوی که امروزه این قرائت از قدرت در مقابل قدرت سخت (قدرت نظامی و تسلیحاتی) که توأم با اجبار و خشونت است به کار میرود. اخیراً عرصة روابط بینالملل، به شدت، تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی قرار دارد. از این رو، کسب وجهه و اعتبار بینالمللی و نفوذ در افکار عمومی و به عبارتی، دسترسی به قدرت نرم، از جمله اهداف مهم و در عین حال، تصریح نشدة دیپلماسی کشورها در حوزة سیاست بینالملل است که این مهم، به تناسب موقعیت، جایگاه، امکانات، فرصتها و ظرفیتهای فرهنگی هر کشور به شیوهها و مکانیسمهای مختلف تعقیب میگردد. از سویی، قدرت یابی و کسب و تولید قدرت در دنیای جدید در مقایسه با گذشته از الگوهای متفاوتی پیروی میکند و به نوعی، متغیرهای جدیدی را جهت تولید، و اعمال قدرت و نیز تحلیل مسائل بینالمللی، وارد حوزة روابط بینالملل نموده است. از این رو، این مقاله در صدد بررسی جایگاه و نقش قدرت فرهنگی در سیاست خارجی کشورها و تأثیر آن بر روند تحولات جهانی، به ویژه پس از حادثة یازده سپتامبر است.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه آثار 12 هفته مصرف ویتامینE و فعالیت بدنی منظم برسطوح آنزیم های کبدی بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی به عمل آمد. بیست نفر افراد بالغ مبتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی با میانگین سنی 1/8±8/41سال در این پژوهش به طور داوطلبانه شرکت کردند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه ده نفره تقسیم شدند.گروه A شامل بیمارانی بود که روزانه دو عدد قرص ویتامین E، 400 میلی گرم صبح و شب به مدت 12 هفته دریافت می کردند و گروه B شامل بیمارانی بود که فعالیت بدنی برنامه ریزی شده و منظم انجام می دادند. آنزیم های آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP) سرم خونی و سونوگرافی کبد برای ارزیابی میزان چربی کبدی، قبل و بعد از مداخله درمانی مورد اندازه گیری قرار گرفت. در هر دو گروه درمانی مقادیر آنزیم های کبدی پس از درمان کاهش قابل توجهی نشان دادندP<0.05) )، اما تفاوت بین گروهی معناداری بین سطح آنزیم های کبدی دو گروه وجود نداشت (P>0.05). در سونوگرافی انجام شده پس از مداخله درمانی در هر دو گروه کاهش معناداری بین درجه چربی کبدی ملاحظه گردیدP<0.05) )، اگرچه در بین گروه های مورد بررسی تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (P>0.05(. به نظر می رسد انجام فعالیت بدنی منظم بدون در نظر گرفتن نوع رژیم غذایی و یا کاهش وزن می تواند باعث کاهش آنزیم های کبدی و شواهد سونوگرافیک کبد چرب شود که با توجه به اثرات جانبی مصرف دراز مدت ویتامین E می تواند جایگزین مناسبی برای این دارو باشد.
در این مقاله از عوامل اصلى و فرعى، داخلى و خارجى استحکام خانواده بحث شده است. نویسنده از محبت و عشق واقعى، احساس نیاز عاطفى، نیاز جنسى، و داشتن فرزند، به عنوان مهمترین عوامل استحکام خانواده یاد کرده است، که عوامل بیرونى و قوانین کشورها و فرهنگ جامعه مىتواند این عوامل را تشدید یا تضعیف کند. سپس از تأثیر منفى منافع و اغراض دیگران، دخالتهاى جاهلانه، حتى از روى دوستى و به اصطلاح محبت و عوامل درشت و ریز دیگرى که در حاشیه خانواده هستند در فروپاشى خانواده سخن گفته است.
در این مقاله نگارنده میکوشد ابعاد گوناگون مسأله نجات و سرنوشت نهایی انسانها را از دیدگاه استاد مطهری(ره) تبیین و مبانی انسانشناختی و هستیشناختی آن را مشخّص سازد. استاد مطهری در تحقیقی عمیق و همه جانبه با تأکید بر آموزههای قرآن و روایات معصومانعلیهمالسلام مردم را به لحاظ سرنوشت آخرتی دارای اصناف گوناگونی میداند:
تفکیک میان مسلمان منطقهای و مسلمان واقعی، کافر معاند و کافر غیر معاند، نامسلمانِ معتقد به خدا و قیامت، ونامسلمان غیر معتقد به خدا و قیامت، کافر قاصر و کافر مقصّر، قاصر دارای عمل نیک و قاصر فاقد عمل نیک، ازمباحث مهمّی است که در فهم منطق مخصوص قرآن در این موضوع حسّاس که استاد در صدد تبیین آن است، به طورکامل دخالت دارد.
همچنین تفکیک میان نجات یافتگان از دوزخ و باریافتگان به بهشت و اینکه نه هر کس که سزاوار دوزخ نیست به بهشت بار یابد، و نه هر کس که به بهشت میرود، طعم آتش دوزخ را نچشد، و اینکه ممکن است برخی از کسانی که در ظاهر منکرند، در واقع بیآنکه خود بدانند، مؤمن باشند (توسعه در معنای معرفت و ایمان به خدا) و بازشناسیحقیقت دیانت، از جمله نکتههای مهمّی است که استاد مطهری در تبیین منطق قرآن در مسأله نجات مطرح میکند.
با وجود شباهتهای واضح میان تصویر عیسی (ع) در قرآن و انجیل، تفاوت های گزارشهای دو کتاب، بنیادی و اساسی است و مهم تر از آن جزئیاتی است که بین هر دو کتاب مشترک است؛ عیسای قرآن، انسانی است که از جانب خداوند به او وحی شده است، در حالی که عیسای انجیل، طبیعت و منشأ الهی و از وی با عنوان «پسر خدا» یاد می شود. پژوهش حاضر، سعی دارد به بررسی تفاوت های میان داستان عیسی(ع) در قرآن و مشابه اش در انجیل بپردازد، بویژه تفاوت هایی که مورد بی توجهی یا غفلت واقع شده اند در این راستا، ریشه شناسی واژه «نصارا» و پیامدهای تاریخی بسیار مهم اختلاف بین داستان عیسی(ع) در قرآن و انجیل، و همچنین ریشه شناسی واژه «انجیل» مورد بررسی قرار گرفته است. نگارنده به این نتیجه رسیده است که اطلاعات مطرح شده در انجیل، استواری ندارند، چه رسد به اینکه قانع کننده هم باشد. هر چند با حقایق تاریخی مشهور سازگار باشد و نتیجه اینکه جنبه های مهم تاریخ حضرت عیسی(ع) تحریف شده است. از سوی دیگر، اطلاعات قرآنی بر حقایق تاریخی مربوط به حضرت عیسی(ع) پرتو افکنده است که از طریق منابع دیگر نمی توان بدان دست یازید. نکته مهم اینکه هر چه کتاب مقدس بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد نقاط ضعف آن بیشتر آشکار می شود در حالی که قرآن هر چه بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد تحریف ناپذیری آن بیشتر نمایان می شود.
اخلاق بر اساس معنای اصلی و ریشه لغوی اش مربوط به آن دسته صفاتی می شود که در نفس راسخ و تثبیت شده است، به طوری که صاحب آن صفت بی درنگ کار متناسب و متناظر با آن را انجام می دهد؛ ولی در تعریف اصطلاحی، دانشی است که صفات نفسانی خوب و بد و رفتارهای متناسب با آنها را معرفی می کند و شیوه به دست آوردن صفات خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات بد و کردار ناپسند را نشان می دهد. موضوع این علم از جهت نفس، محدود و از لحاظ صفت، گسترده است و در آن چهار عمومیت ملاحظه می شود. از آنجایی که این دانش، هم به پیراستن و آراستن نفس می پردازد و هم در پی نیکوسازی و زیبا کردن رفتار است هدف علم اخلاق هم در همین راستا معرفی می شود.
بر اساس مبانی دینی، غیبت به عنوان یک رفتار نابهنجار محسوب میشود. این رفتار ضدارزشی، موجب بروز آسیبها و مشکلات متعدد اجتماعی میشود و از آنجاکه متأسفانه در جامعه فعلی هم رواج دارد، بازخوانی و بازکاوی این پدیده با توجه به مدلهای متنوع روابط جمعی، ضروری به نظر میرسد، تا با شناخت آسیبها و درمان آن، گامی مهم در مقابل انحرافات، برداشته شود. در این تحقیق سعی شده است از منظر جامعه شناختی، به اختصار مهمترین آسیبهایی که غیبت در روابط اجتماعی ایجاد مینماید ونقش و کارکرد آن در شبکه روابط اجتماعی بیان گردد و پس از تبیین عوامل اجتماعی آن، راهکارهای عملی رفع غیبت نشان داده شود.
نه تنها برای نسل سوم و چهارمی ها جذاب و پرفایده است که در مورد فضای سیاسی کشورمان در دهه نخست انقلاب مطالب بیشتر و دقیق تری بدانند، بلکه برای نسل اول و دومی ها نیز در حکم تجدیدخاطره و عهد و همچنین عبرت آموزی خواهد بود. در نوشتار پیش رو دسته بندی های مهم سیاسی اوایل انقلاب و چگونگی شکل گیری جریان های عمده سیاسی پژوهیده شده و در اختیار خوانندگان عزیز قرار گرفته است.