دکتر محمد اقبال لاهوری، چهره ای برجسته، در پایان قرن نوزدهم تا نیمه اول قرن بیستم است. او با منش جستجوگر خود، زبان فارسی را به عنوان رساترین پیام رسان شرق برگزید. و شرق شناسی غرب تبار، همچون رینولدنیکلسن، در زمان زندگی اقبال لاهوری، اثر ارزشمندی چون اسرار خودی را ، به زبان انگلیسی، ترجمه و تفسیر کرد. شناسایی بن مایه های اندیشه ورزی اقبال، در آغازین و فربه ترین اثر فلسفی، سیاسی و اجتماعی او، یعنی اسرار زائد خودی، از هدف های انجام این پژوهش است...
شناخت عوامل موثر در وقوع زمین لغزش ها یکی از مهمترین و ضروریترین اقدامات جهت پیشگیری و کاهش خسارات زمین لغزش می باشد. در این تحقیق بررسی نقش تغییرات کاربری اراضی و جاده سازی در بخشی از حوزه آبخیز تجن به مساحت 08/708 کیلومتر مربع در جنوب شهرستان ساری مورد مطالعه قرار گرفت. در عرصه تحقیق 68 زمین لغزش با عملیات میدانی و تفسیر عکسهای هوایی شناسایی گردید و موقعیت آن ها توسط GPS برداشت و در محیط GIS تبدیل به نقشه گردید. همچنین برای هر یک از زمین لغزش ها پرسشنامه ای در حین انجام عملیات میدانی تکمیل گردید. برای ارزیابی اثر تغییر کاربری اراضی در وقوع زمین لغزش پس از تهیه نقشه کاربری اراضی و اصلاح آن با استفاده از تفسیر عکسهای هوایی سال 1373، تجزیه و تحلیل پرسشنامههای تکمیل شده و در نهایت با به کارگیری از تکنیک های GIS مشخص گردید که 24/35 درصد زمین لغزش ها با مساحت81/34 هکتار در مناطقی اتفاق افتاده که تغییر کاربری از اراضی جنگلی به اراضی زراعی دیم و باغ در روی دامنههای شیبدار صورت گرفته است. همچنین پس از تهیه نقشه شبکه راه ها با استفاده از نقشه توپوگرافی و تکمیل آن با کمک عکسهای هوایی و به کارگیری از تکنیک های GIS مشخص گردید که بیشترین تراکم وقوع زمین لغزش حداکثر تا فاصله 75 متر از مرکز جاده با تعداد 21 زمین لغزش و تراکم 219/0 (تعداد در کیلومتر مربع) می باشد. همچنین روند کاهش تعداد زمین لغزش با فاصله گرفتن از جاده بیانگر اثر جاده سازی در وقوع زمین لغزش هامی باشد.
پژوهش و تحقیق در خصوص مسئلة ابلیس همواره برای متفکران، اهمیت فوق العاده ای داشته است و در این میان، عارفان مسلمان با رویکرد تأویلی و برداشت هایی بر پایة معرفت ذوقی و شهودی و با بیانی رمزی و شطحی جایگاه منحصر به فردی را به خود اختصاص داده اند. رویکرد مبتنی بر قبول جبر و ارادة ازلی در شقاوت ابلیس و نافرمانی او در سجده بر آدم(ع)، رویکردی است که برخی عارفان اسلامی، به ویژه پیروان مکتب سُکر، به جهت توجیه نافرمانی وی، بدان پرداخته اند. از آنجاکه زایش اندیشه نمی تواند صرفاً مرهون تلاش خالص نظری باشد و همواره از مبادی و عوامل برون متنی نیز متأثر است، به نظر نویسنده دست کم می توان چهار مبدأ برای شکل گیری این نظریه در میان برخی عارفان اسلامی برشمرد که عبارت اند از: 1. اعتقاد به جبر اشعری، 2. اعتقاد به وحدت شخصیة وجود، 3. استفاده از ظواهر آیات، 4. تمسک به برخی اخبار و روایات. در این مقاله با بیان نمونه هایی از این رویکرد در آثار منثور و منظوم عارفانی چون منصور حلاج، احمد غزالی، عین القضات همدانی، رشیدالدین میبدی و عطار نیشابوری، به تبیین ریشه ها و مبادی یادشده و سپس به نقد و بررسی آنها می پردازیم.
انقلاب و تغییر اجتماعی از مسائل دامنه دار در علوم اجتماعی است. پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یک مورد خاص و خلاف آمد نظریه های جامعه شناسی انقلاب تأثیرات قابل توجهی در این حوزه نظری ایجاد کرده است. در این میان امام خمینی(ره) در تحلیل انقلاب اسلامی دیدگاهی پیش کشیده اند که تفاوت های بنیانی قابل توجهی با نظریه های مدرن انقلاب دارد. این تفاوت ها باعث شده نظریه امام خمینی (ره) کمتر مورد توجه باشد و حداکثر در حاشیه نظریه های جامعه شناسی انقلاب، بازسازی شود. این مقاله در پی آن است تا فراتر از کارها و بازساز ی های انجام شده، با روشی توصیفی به بازخوانی اندیشه های امام خمینی (ره) پرداخته سازه مفهومی این دیدگاه را دست دهد. در نظریه انقلاب امام خمینی(ره) ضمن تأکید بر تشریح و تبیین انقلاب اجتماعی و عوامل اجتماعی انقلاب، برخلاف نظریه های مدرن جامعه شناسی بر «انقلاب از درون» تأکید می شود. اگرچه سازه مفهومی که امام خمینی (ره) در تحلیل انقلاب اجتماعی پیش می کشند بر تحلیل و مطالعه موردی انقلاب اسلامی ایران متمرکز است، اما به نحو عام، ظرفیت تبیین یک انقلاب اسلامی و یک انقلاب اجتماعی را دارد. امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی را محصول یک فرایند چهار مرحله ای تصویر می کنند. در مرحله ی اول طرح «اسلام انقلابی» و درگیری آن با برداشت های مقدس مآبانه و متجددمآبانه از اسلام مطرح است. این درگیری معرفتی زمینه ساز آگاهی عمومی و شکل گیری یک «انقلاب انسانی» می شود. انقلاب انسانی مفهوم مرکزی و در عین حال پیچیده ی این تحلیل است که در عین داشتن زمینه های عینی اجتماعی به دست غیب الهی و در درون انسان ها انجام می پذیرد. محصول این انقلاب درونی مولودی نو و غیر قابل پیش بینی است که تحت عنوان «انسان انقلابی» بازشناخته می شود. انسان انقلابی در تمنای انقلاب اجتماعی به کنش های متمایزی دست می زند که منتهی به شکل گیری «انقلاب اسلامی» می شود.
ابن سینا با آن که به تمایز میان «جهت حمل» و «جهت سور» تصریح کرده است، در عمل، تنها به جهت حمل و تقسیمات آن پرداخته و از جهت سور و اهمیت آن در فلسفه اسلامی غافل مانده است. یکی از کاربردهای جهت سور، حمل نوع بر جنس است. به نظر ابن سینا، در گزاره «حیوان انسان است» اگر نظر به افراد حیوان باشد، جهت گزاره جهت ضرورت یا امتناع خواهد بود، اما اگر نظر به حقیقت و ماهیت حیوان باشد، جهت آن امکان است. گزاره دال بر امکان حمل نوع بر جنس (مانند «حیوان انسان است به امکان») گزاره ای است که در منطق قدیم نامی برای آن وضع نشده است و از این رو، آن را «گزاره ماهوی» می نامیم. گزاره ماهوی در قالب هیچ یک از تقسیم بندی های رایج منطق قدیم نمی گنجد؛ زیرا این گزاره نه شخصیه است، نه طبیعیه، نه مهمله و نه محصوره، چنان که نه حمل اولی است و نه حمل شایع. راز بیرون ماندن گزاره ماهوی از تقسیم بندی های رایج این است که این تقسیم بندی ها تنها برای گزاره های مطلقه و گزاره های موجهه به «جهت حمل» هستند در حالی که گزاره ماهوی را اصولا نمی توان جهت حمل دانست، بلکه باید آن را «جهت سور» به شمار آورد.
الزام و بایستگی در مفاهیم و احکام اخلاقی از مسائل مهم فلسفة اخلاق است. بسیاری از دانشمندان اسلامی عقل و مدرکات آن را سرچشمه الزامات اخلاقی دانسته و معتقدند مفاهیم اخلاقی خصوصیتی دارد که عقل، آن را دریافته و به الزامی بودن آن حکم میکند.
نظریاتی مانند نظریه برکسن فرانسوی ـ وجود دو نیروی فشار اجتماعی و گرایش های پر جاذبه درونی انسان ها ـ امرالهی و وجدان گرایی از دیگر نظریات مطرح در منشاء الزام است. منشاء الزام بودن خداوند در مفاهیم و احکام اخلاقی مسئله این مقاله است. شارع و قانون گذار در احکام ثابت اسلام، خداست که بر اساس پشتیبانی مصالح و مفاسد، احکام و قوانین را جعل میکند. ازاین رو هر فرد طالبِ سعادت در دنیا و آخرت در مییابد که باید از قوانینی پیروی کند که این سعادت را تضمین، و لذا خود را ملزم میکند که الزامات الهی از جمله الزامات اخلاقی را رعایت نماید.
نحوه انتخاب و تخصیص واحد های سرمایه گذاری توسط مدیریت شرکت ها و صندوق های سرمایه گذاری، اهمیت بسزایی برای سرمایه گذاران دارد. بدین منظور در این پژوهش عملکرد 26 صندوق سرمایه گذاری مشترک و 27 شرکت سرمایه گذاری در طی سال های 1384 تا 1388 با استفاده از مدل زمان سنجی مرتون–هنریکسن، پیرامون مهارت های تخصیص مناسب منابع بازار و حسن انتخاب سهام ارزیابی شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیران صندوق ها و شرکت های سرمایه گذاری مهارت مناسبی در زمان سنجی بازار و حسن انتخاب در طی دوره پژوهش نداشته اند، اما در رابطه با کسب بازده بالاتر از بازار صندوق های سرمایه گذاری، نسبت به بازار عملکرد مناسبی داشته اند و در مورد شرکت های سرمایه گذاری این موضوع مصداق ندارد، بدین جهت مدیران شرکت های سرمایه گذاری مازاد بازده ای کسب نکرده اند. در مورد صندوق های سرمایه گذاری می توان بیان داشت با توجه به دو مهارت تخصیص و انتخاب نتوانسته اند بازده مازادی را نسبت به بازار کسب کنند. بخش دیگر پژوهش به بررسی رتبه بندی، شرکت ها و صندوق های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، براساس مدل های مرتون– هنریکسن و جنسن، نسبت مازاد بازده آنها پرداخته شد و مشخص گردید بین رتبه بندی دو مدل فوق تفاوت معناداری وجود ندارند در صورتی که در رابطه باصندوق های سرمایه گذاری، رتبه بندی برمبنای دو مدل های فوق، تفاوت معناداری وجود دارد.
بسیاری از آیات قرآن کریم مشتمل بر مضامینی اخلاقی بوده که اگرچه بر اساس مصالح و مفاسد نفس الامری وضع شده، ولیکن از آنجا که گزاره ها و مفاهیمی متعدد و متنوع را در خصوص رفتار انسانی و علائق و خواسته های او بیان می کند، لذا باعث شده برخی در کتب و تفاسیر اخلاقی خود، برداشت های مختلفی از یک آیه ارائه کرده و این آیات را «منطقةالفراغ» دین اسلام معرفی کنند.
این نوع نگاه، پرسش های مهمی را به دنبال دارد که؛ علت بیان پراکنده این گزاره های اخلاقی چیست؟، چه نظامی بر این آیات حاکم است؟ و جایگاه این نظام در مجموعه نظام معارف اسلامی چیست؟
در این مقاله تلاش شده تا اولاً؛ رابطه میان آیات اخلاقی قرآن و نظام معارف اسلامی تبیین شده، و ثانیاً؛ نظام حاکم بر این آیات و جایگاه آن در تحول و تکامل دین اسلام، ترسیم گردد. بدین منظور، از روش «تحلیل محتوا» برای استخراج، طبقه بندی و مقوله بندی گزاره های اخلاقی استفاده شده تا در مرحله اول؛ اصول و مبانی حاکم بر ساختار این نظام اخلاقی استخراج، و در مرحله دوم؛ مؤلفه های آن بر مبنای منابع اصیل و ثقه اسلامی، مورد سنجش قرار گیرند. رهآورد استفاده از این روش، ارائه مُدلی جامع جهت اثبات وجود نظامی جامع بر معارف اخلاقی قرآن و کارآمدی این نظام در رشد و هدایت افراد و جوامع بشری است. این مقاله مستخرج از پژوهشی گسترده جهت بررسی آیات اخلاقی قرآن کریم است که تلاش دارد جامعیت و کارآمدی دین اسلام را در هدایت و اداره افراد و جوامع بشری اثبات نماید.